The first 112 lines.
پدر ؟
! نه
. مشکلي نيست , لوگان
. من اينجا کنارتم
چارلز , من چيکار کردم ؟
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
. صبر کن . منو برگردون اونجا , چارلز
. ميخواهم همشو ببينم
تو تمام چيزي که من ميتونم نشونت بدم , ديدي
... اما اون مرد
... اون دختر کوچولو ...
. براي هر دوي ما يک رازه ...
ما با قطعات حافظه کار ميکنيم , لوگان
پيدا کردن آنچه به هم متصله زمان ميبره
چقدر زمان ميبره ؟
. من بي صبري تو را درک ميکنم . درک ميکنم
... اما گذشته ناپيداي تو
. يک باتلاقه ...
, اگه به داخلش قدم بگذاري
نميشه گفت که عمقش چقدر تو را فروميکشه
پس تو ميگي , حتي نبايد سعي کنم ؟
. من ميگم که تو الان رهبر مردان ايکس هستي
... تمرکزت بايد بر روي زمان حاضر
. و آينده باشه ....
اما من بايد بدونم چيکار کردم
... و به وقتش خواهي دونست ...
, اما تا اون موقع بايد از همه حقايق آگاه بشيم
اين ميتونه احمقانه باشه که دنبال اين چيزها بري
. بله
. ميبينمت ، چارلز
. تا دفعه بعد , لوگان
. فراست
بله ؟
فکر نکن ميتوني مثل يک تلپات بخزي
... من فقط ... منظورم اينه
چي ميخواهي , لوگان ؟
چيزي توي ذهنم پيدا کردم که ميخواهم حسش کنم
. ميخواهم از کمکت استفاده کنم
. متوجهم هوم
چيه ؟
پروفسور در حال حاضر خاطراتت را بهم ريخته
... كه يعني اون نميتونسته - . نميخواست -
، خب ، پس ، هرجور اسمش را بگذاري . بريم شروع كنيم
، راستش دومينو
اين از اون چيزي كه فكر ميكردم سخت تره
چي ، وفاداري به قانون ؟
احساست در مورد خيانت به دوستانت ؟
نشانه بلاب در مجموعه بهاري خودش ؟
تو واقعا شبيه كسي هستي كه بشه بهش اعتماد كرد ، نوبت توئه
من ميخواستم چند تا تمرين تيراندازي روي پشت بام انجام بدم
تو هم ميائي ؟
. نه ، تو برو
، هروقت خواستم يك بطري را از يك مايلي بزنم
. قدرت تو را ميدزدم تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
. فريبكار
من احترام تو را بدست آوردم ، پدر
، من خودم را دوباره و دوباره ثابت كردم
اما چيزي كه الان از من ميخواهي يك چيز غيرممكنه
پس ميگي ، نميتوني اينكار را بكني ؟
. نه من اينو نگفتم . البته كه اينكارو ميكنم
، اما بعد از اين مشكلات
انتظار داشتم برگشتم را به گنوشا خوش آمد بگي
.يک گام در زمان، پيترو
. آروم باش . به هيچ چيز فكر نكن
. فقط بگذار من كارم را بكنم
ميتونم بفهمم چرا اينقدر سراغت مياد
پس ميتوني واسه من قطعه بنديش كني ؟
خاطراتي كه توي ميخواهي احتمالا هنوز اونجاست
اما ارتباط بين اونها قطع شده
بسيارخب ، چطور ميتونم برشون گردونم ؟
من فقط ميتونم پيشنهاد كنم به همون مكان برگردي ، به كلبه
. مشكل همينه ، فراست
. من اصلا نميدونم اون كلبه كجاست
اونطوري كه من ديدم ، در ميان دو تا كوه بود
، اوه ، زنان كوچك . من عاشق اين كتابم
احتياج دارم L باشه ، من به كتابهاي بيشتري در رده
بابي ؟
هوم ؟
ما كجاست ؟ L رده هاي
. روشون نشستم . اينجاست Q بيا يك
! اوه
حوصله ام سر رفته
منظورم اينه ، اينجا خيلي ديال آپه
. همه اين چيزها آنلاين موجوده
، همش نه ,آقاي درک
... تنها يك بخش كوچك
از اين ادبيات خاص ديجيتالي شده ...
... بعلاوه ، كي عاشق نگه داشتن
يك كتاب در دستانش نيست ، ها ؟ ...
. بريم ببينيم ، لوگان
. ما ساختارهاي زمين شناسي را ميخواهيم
. اوه، و عکاسي در فضاي باز
اوه ، سالنامه پيمايشگر زميني
حالا ، اين يكي يك كلاسيك واقعيه
.... بسيار خوب ، بگذار شروع كنيم
. واژه " دو كوه " اينتر...
. نگهش دار ، خودشه . سومي از سمت چپ
: . قله هاي كوه دوقلو
.در نزديکي مرز کانادا
" ... آه ، " چاپ شده در
. آها ، من اين كتاب را دارم
، دکتر کورنليوس
. ما يك مورد خاص داريم
بله ؟
سلاح ايكس در منطقه 53 مشاهده شد
. ملك شمالي
ما هميشه ميدونستيم ممكنه همچين چيزي رخ بده
لازمه وولورين همين الان حذف بشه
... قبل از اينكه اون - . نه -
.اون نشان دهنده يک سرمايه گذاري قابل توجهه
ما هنوز نبايد كارش را تموم كنيم
No comments yet. Be the first to leave one.