The first 200 lines.
این برنامه روند قضایی دادگاه آمریکا را از .نگاه عضوی از هیئت منصفه آن نشان میدهد
طرف مدافع تقاضای بازدید .از محل حادثه رو کرده
.همهچیز اینجا فرق کرده
.واو واو واو واو
،هیئت منصفه در طول یک دادگاه معمولی .از صحبت در مورد پرونده منع میشوند
.تو منو زهره ترک کردی، رفیق
از نظر مد، چطوری به نظر میرسم؟
!مارگاریتا، مارگاریتا !مارگاریتا، مارگاریتا
.باید با جیمز مچ بندازم
.آره، بزن بریم- .بزن بریم-
.چون این یک دادگاه معمولی نیست
.ساختگیه
.و تمام افراد شرکتکننده بازیگرند
...بهجز یک نفر
لیوانای مشروب با هم جابجا شدن و نوآه تصادفی مست شدش
،اما اون داشت خوش میگذروند
،همه داشتن قهقهه میزدن .نوآه هم خوب نمایشی به پا کرده بود
"وظیفه هیئت منصفه"
:مترجم N.Raz
"دادگاه عالی هانتینگتون پارک" شهرستان لوسآنجلس
جمعه روز یازدهم
صبح با یه سردرد ناجوری ...از خواب بیدار شدم
.یکم ناخوشم
موز میخوای؟ .فکر کنم برات خوب باشه
.عام، خب نمیدونم
یکی ازت بگیرم؟
.آره، بیا این موز برای تو
.بیا مال منو بگیر
.میرم برای خودم یکی دیگه بگیرم
.لعنت بهش
واقعاً امیدوارم امروز نیاز به تأمل کردن .نداشته باشیم
آخرش چندتا لیوان خوردی؟
.فقط دوتا
خوردن اون دومی همون آبی رنگه .یه اشتباه محض بود
اون بارتندره میگفت که "من اینو ."درست کردم ولی کسی نمیخوادش
.اوه چه خوب- ...منم اینجوری گفتم که-
"من میگیرمش" .و به خاطر همین اینجوری شدم
چه خبرا؟
!هی
!مرد محبوبمون داره میاد
چه خبرا؟- ...چطوریایی-
...جیمز، من عاشق
همش وقتی میبینمت اولین چیزی که ..میخوام اینه که یه لطفی برام بکنی
میدونی، برای همین ...دوست دارم که یه لطفی بکنی
.با اینی که اینجاست
.بهت گفتم، رفیقم- .اوه، لعنت-
اوه خدایا. خیلی وقت بود که اینو .ندیده بودم، اونم با طرح دونات
.پسر- .Sex Drive فیلم-
.آره پسر، اینو واسم امضا میکنی
.خاطرات زیادی داره یادم میاد
.امیدوارم همینطور باشه ...چون بازیت اینجا اصلاً
.یه چیز خفن و تکرار نشدنی دراومده .الآن دیگه نمیتونی از این فیلما بسازی
.آها راه نداره دیگه- .نه واقعاً-
.اگه بازی کنی] از کار بیکار میشی]- .نه، نه، نه. راستش اینو یه جا قایم کن-
.واقعاً، جدی میگم- ...اگر کسی اینو ببینه-
...آره بابا، برای همین من- .کلاً محو میشم-
فیلمش در مورد چیه؟
راجع به بچهایه که میخواد .باکرگیشو از دست بده
...برای همین داداششو برمیداره میبره
.برات داستانشو بخونم- .اوه باشه، بخونش-
رید" باید تصمیم بگیره که تو" ،خونه بشینه و یه باکره باقی بمونه
یا اینکه 800 مایل برای دیدن .یه داف خوشگل به شهر دیگه بره
.تصمیمشو میگیره
حالا ایان و دوست سگ حشرش لَنس ،باهم به این سفر ماجراجویانه میرن
اونم با فلیشا دوست شیطون و .جون جونیشون
GTO ماجراجویی حماسی اونا شامل دزدی یه ماشین و سکس کینکی توی تریلر مسافرتی و دعوا تو زندان؛
.و کلی صحنه و رقص لختی میشه
.برادر عوضی ایان با بازی جیمز مارزدن هم حضور داره- وو هو-
فکر میکنی این روزا دیگه این فیلم رو میشه ساخت؟
.نه- .نه، اصلاً-
.خوبه- .عاشق اینم که ازش خوشت اومده-
.یجورایی... بهش افتخار میکنم
ای خدا، میدونی چیه؟ .حرف فیلم شد، میخواستم چیزی بهت بگم
میتونی فردا تو چیزی کمکم کنی؟
.باشه- .باید برای فیلمم تست بدم-
،یه ساعتی زمان میبره .باید از خودم فیلم بگیرم
.باشه- .یکی رو لازم دارم از پشت دوربین دیالوگ بخونه-
.خیلیخب- مطمئنی؟-
.راحته- پس قبوله-
خب من باید... باید برای فیلم جدیدم .یه ویدیوی تست از خودم درست کنم
...که نقشمو تمرین کنم .باید برای این فیلم بزرگ قبول بشم
اسم فیلمت چیه؟- Lone Pine-
همه راجع بهش میدونن؟
.بله- .بله-
آره خب، من...من دیروز یکمی الکل .خوردم ولی اصلاً قصدم این نبود
.بعدش یه تماسی گرفتم
.و اینکه، نمیدونم
.شاید زندگیمو یجوری بهم ریخته باشم
!هی رونالد
من داشتم یکی دو ساعتی ...با خودم فکر میکردم
.اوهوم- ...و من مطمئنم-
.که دیروز با هایدی بهم زدم
.اوه
.آره
الآن داره مکالماتتون یادت میاد؟
.آره
میدونی که به قول معروف حرفایی که تو .مستی زده میشه ممکنه افکار واقعیمون باشه
.پس بعضی از حرفات، حرفای دلت بودن
واسه همینم ازت پرسیدم که واقعاً باور میکنی
هایدی داره راستشو بهت میگه؟
نمیدونم، فقط احساس .میکنم اشتباه کردم
منظورم اینه که تو باید .حتماً بهش زنگ بزنی
و میتونی بهش بگی که .چه اتفاقی برات افتاد
.آخه تو اشتباهی مست کردی
منظورم اینه که چقدر احتمال داشت که نوشیدنیهای کن یا باربارا رو
با نوشیدنی خودت اشتباه بگیری- آره، آره-
میتونی وضعیتو براش توضیح بدی، میگیری چی میگم؟
.خیلی خب. من بهش زنگ میزنم .فکر کنم ایده خوبی باشه
.آره، برو اتاق زنگ بزن
.باشه
.مرسی داداش، خیلی ممنونم ازت
.خواهش، حتماً آبم بخور، داداش
.خودتو هیدراته نگه دار- .باشه حتماً میخورم-
حالتون چطوره، آقای گریگز؟
.خوبم، ممنونم ازتون- عالیه-
پس وکیل مدافعه دوست قدیمی ترور موریس یا .همون مدعی علیه رو به جایگاه شهود احضار کرد
و شما چه رابطهای با ترور دارین؟
ما از زمان کلاس هفتم با .هم دوستای صمیمی هستیم
هوم، پس به نظرتون میتونیم ترور رو آدم قابل اعتمادی بدونیم؟
البته. همیشه زمانی که بهش .احتیاج داشتم کنارم بوده
هیچوقت سوال بیجا نمیکنه .و منو قضاوت نکرده
میدونین، اگه به جای خوابی نیاز ،داشته باشم یا هر چیزی بخوام
ترور همیشه کنارم بوده و .در مواقع نیاز کمکم کرده
ما دلمون برای این آدم میسوزه ...چون فکر میکنم
.گاهی چیزای بدی برات اتفاق میفته
.بعدازظهرتون بهخیر، آقای گریگز
آیا حقیقت داره که شما یکبار به دلیل خودارضایی در
یک سینمای عمومی دستگیر شدین؟
حقیقت داره، اینطور نیست؟
.این، بله، حقیقت داره
کدوم سینما بوده؟
.سینمای... "گِرو" بود
گرو"؟"
و آیا "گرو" یک سینمای مخصوص پخش فیلمهای بزرگسالانه؟
.نه، نیست
.من دیگه سوالی ندارم
دوستش گفت که ترور یه آدم خیلی خوبیه
اما بعدش کاشف به عمل اومد که آقا
.تو سینمای گرو خودارضایی کرده
.ببخشید، خندم میگیره
.ولی در واقع اوضاع بدیه
...آمم
چه فیلمی رو دیدین؟
.آم، فیلم "حاشیه اقیانوس: خیزش دوباره" بود
"فیلم "حاشیه اقیانوس: خیزش دوباره .فکر کنم قسمت دومیش باشه
VOD من اون فیلمو تو یه .دیدم و واقعاً هیچ چیز تحریک آمیزی نداشت
.حتی یه فیلم سکسیام نبوده
تو میدونی فیلمه چیه؟- من اصلاً ندیدمش، چی هست حالا؟-
درمورد اینه که فضاییا از پوسته زمین درمیان
و آدما رباتای بزرگ .میسازن تا باهاشون بجنگن
.اصلاً چیز سکسیای نداره
اون گفت که فکر میکرده تو سینما تنها بوده اما بازم
به نظر من این کارش باعث میشه که .حرفاش قابل استناد نباشه واقعاً
طرف مدافع بِلیندا موریس رو .به جایگاه شهود احضار میکنه
.لطفاً دست راستتون رو بالا ببرید
ترور هنوز هم با شما زندگی میکنه، درسته؟
.بله
رابطهای که تو خونه باهم دارین رو چطوری توصیف میکنین؟
خب، ترور بیشتر اوقات تو .خرجی خونه شریک نمیشه
...چه، در چه خصوص- ...ولی میدونین-
به نظر نمیاد که بتونه .توی یه شغل دووم بیاره
،مادر ترور شهادت داد
ولی خب با اینکار .کمکی به پسرش نکرد
چندبار در هفته متوجه شدید که ترور ماریجوآنا استعمال میکنه؟
.احتمالاً بیشتر شبها
در صحبتهای قبلی گفتین که پسرتون با .شما زندگی میکنه و این مشکلی نداره
ولی من در لحن شما .ترسی احساس میکنم
.بله- از اینکه پسرتون با شما زندگی میکنه راضی هستین؟-
.نه
فکر کنم به نقطهای رسیدم
که یه تغییری باید تو زندگیم .اتفاق بیفته
از اینکه خونم همش .ریخت و پاشه خسته شدم
،من اصلاً اونجا زندگی نمیکنم
.از زندگی تو اون خونه متنفرم
.آماده یه تغییرم
.متأسفم ترور
مامانشم اعتراف کرد که .اون بیعرضه و داغونه
به نظر من مهم اینه که واقعیت محض رو به جای این در نظر بگیریم که
یه مادری غصه دار شده یا دوستی .خندیده یا یکی خودارضایی کرده
.سوال دیگهای ندارم
شما سوال متقابلی ندارین؟
.خیر عالیجناب
خیلی دلم سوخت. میدونین؟
مادرش جایی که ایستاده بود اشک .میریخت و باهاش همدردی میکردم
یجوری رفتار کرد که یه بهونه و ،شکایت جدید به دست شاکی بده
...یجورایی البته .یا شاید من اینجوری فکر میکنم
عالی بود. میتونی به اتاق .خصوصی هیئت منصفه برگردی
.رونالد. رونالد
میشه، میشه لطفاً یه کمکی بهم بکنی؟
چی شده؟- میشه بیای اینجا-
...هی، میشه، میشه ...میشه لطفاً فقط، فقط
دارم بهت میگم که ،همه اینا سوءتفاهمه
جوری که اون چیزا اتفاق ...افتادن رو دقیق یادم نمیاد
اما، اما من با یکی از دوستام رونالد هستم که
...عضو هیئت منصفه هست و اون
.فقط سه دقیقه وقت داری- .باشه ، خیلیخب-
...گوش کن، میشه فقط .میشه یه لحظه باهاش صحبت کنی
...اون واقعاً .اون میدونه که چه اتفاقی افتاده
،اون همه چیز رو بهتر از من میدونه چون من واقعاً چیزی یادم نمیاد، باشه؟
،لطفاً باهاش حرف بزن .فقط یه لحظه
No comments yet. Be the first to leave one.