The first 200 lines.
اشتباه نکن
میخوام یه نوشیدنی بخورم و برم
باورم نمیشه
هونگ جوی بیچاره
حالا باید چکار کنم که اون هونگ جوئه؟
سلام، پارک هان سو هستم
الان کجایین؟
دارم دنبالش میرم
نگران نباش
اون گفت یه مهمونی با اعضای هیئت مدیره هست
اما من حس خوبی ندارم
شما باید بذارین من به این کارا رسیدگی کنم من متخصصم
خودتون فقط باید استراحت کنین و منتظر باشین
بهم بگو
الان کجایی؟
....خوب
شوکه نشو
....الان من
فهمیدم
اگه تو و مین وو همدیگه رو ببینین خیلی بد میشه
زود برگرد
آقای کیم
بله خانوم
دور بزن
بله؟
سریع برو سمت هتل یو یونگ
میشه تلفنتون رو به من بدید؟
بله؟
زود بهتون بر میگردونم
لطفاً بدیدش به من
هونگ جو
اون کیه؟ خدمه ی هتله؟
از کجا فهمیدی من اینجام؟
چی؟
کسی رو گذاشتی دنبال من بیاد؟
الان
همچین چیزی مهمه؟
وقتی رسیدیم خونه حرف میزنیم
قبلاً بهت گفته بودم
گفته بودم که اون چجور آدمیه
وقتی از خواب بیدار شدم
تا صبح بهش فکر میکردم
اگه ما برای همیشه
از هم جدا بشیم چی؟
داری چکار میکنی؟
نباید حداقل دلایل منو بشنوی؟
چه دلیلی؟
تو به من دروغ گفتی گفتی میری به مهمونی با هیئت رئیسه
اونوقت با زن سابقت رفتی هتل؟
میخواستیم فقط یه نوشیدنی با هم بخوریم
من اشتباه کردم معذرت میخوام
اشتباه کلمه ی درستی برای تو نیست
من نمیتونم شرایط خودمو توضیح بدم
بهم اعتماد کنم
تو خودت هیچ وقت تو زندگی اشتباه نکردی؟
برای همین گفتی دنبال من بیان؟
متأسفم
باید مثل احمقا می بودم
و اصلاً برام مهم نبود که تو بهم خیانت میکنی یا نه
واقعاً میخوای بری؟
همه چیزو بهت میگم
وسایلتو باز کن و بیا با هم حرف بزنیم باشه؟
گفتم یه نفرو می فرستم
مجبور نبودی بیای
میخواستم ببینمت
اینجا رو باید امضا کنم؟
بله
ممنون
به رئیس لی بگو هر چه زودتر به جریان بندازدش
بله
این یه کلوب فوق العاده اس که حتی آدمای پولدار هم نمی تونن بیان
خوبه که دوستایی مثل تو دارم
هر وقت بخوای میتونی ازم کمک بگیری
هر موقع که دلت خواست
هنوزم عادتاتُ داری؟
راستش من بیشتر از تو نگران پدرتم
تو باید کمتر کار کنی تا مطمئن باشی به خاطر کار زیاد مجبور نمیشی کارو بذاری کنار
یادت باشه، خوب؟
یه بار بگی کافیه
تو رابطه ات
رو با اون مرد به هم زدی؟
من خیلی شلخته ام
اما خوب می فهمم
واضحه که تو به خاطر پدرت
از اون مرد جدا شدی
بهتره دیگه در موردش حرف نزنیم
عادیه که از شنیدنش اذیت بشی
اون اولین عشقت بود
بهتره بگم
حتی اگه اون دوازدهمین عشقت هم بود بازم اذیت میشدی
گاهی دلت برای کسی تنگ میشه
حتی اگه ازش جدا شده باشی
نمیدونم چه حسی داری
مگه کسی هم هست که دوازده بار
این دردو تحمل کرده باشه؟
بهتره پدرتو راضی کنی
یه دعوا بین یه پدر لجباز و یه دختر لجباز درست نکن
براش توضیح بده و کاری کن درکت کنه
این آخرین
گزارش وزارت مالی
و سرویس مالی نیست؟
به سابقه ی مالی آجین که توی اون هست یه نگاه بکن
سه سال پیش که آجین متهم به تخلف مالیاتی شد
اینا رو آپلود کرده
اونا یه گزارش هم برای
بازپرس فرستادن
اجاره
ساختمونا
همه اش دارایی ها رو نشون میده
واو
چه کلبه ی قشنگی
...کاملا قابل باوره که
این مایملک شخصی کانگ مین ووئه...
کارت خوب بود
خوب همینقدر در مورد اجین کافیه
ببخشید؟
باید شرکتهای بزرگ دیگه رو هم بررسی کنیم
آجین تنها مشتری ما نیست
اگه بیشتر بررسی کنیم میتونیم تخلفهای مالی اونا رو در بیاریم
آقای چا سوک هون
ما بازپرس یا مأمور قانون نیستیم
تمام چیزی که باید بدونیم اینه که اگه به شرکتی پول قرض دادیم
میتونه بهمون برگردونه یا نه
گفتم از هم جدا شدیم
میدونم که به خاطر جدا شدن از اون
میخوای بهم غُر بزنی
میتونید بگید؟
میدونم که سخته
الان جدا از اون باشی
اما هیچ کس از من نمی بره
همه چیز عوض میشه
زندگی همینه دیگه
من حتی وقت حسرت خوردن ندارم
اون همه چیز
بین من و شما رو فهمید
و بدون اینکه حرفی بزنه رفت
امروز کاری نداری، مگه نه؟
نه
میتونی یه کاری برام انجام بدی؟
به دارو فروش گفتم یه کم داروی گیاهی برام درست کنه
حالت خوب نیست؟
خوبم به عنوان هدیه میخوام
متوجهم
ببخشید
روز خوشی داشته باشی
نمیخوای دنبالش بری و خداحافظی کنی؟
مطمئنی میتونی؟
حالت چطوره؟
یه سوال ازت دارم
چند وقته
دنبال رئیس کانگ میری؟
من درو پیدا کردم
اما باید کلیدو پیدا کنم
رئیس کانگ
خودش فعالیت های مالی مخفی رو انجام میده
اگه یه مدرک براش پیدا کنم دیگه تمومه
چون در مورد مسائل مالی مخفیانه اس
معمای راحتی نیست
زیاد عصبی نشو
یه کم دیگه صبر داشته باش
دیدم توی مهمونی
با نا هونگ جو حرف میزدی
درباره ی چی حرف میزدید؟
اگه نمیخوای میتونی
بهم نگی
براش آرزوی خوشحالی کردم
گفتم نگران من نباشه
و خوشحال باشه
همین
اذیت شدی؟
احساس نا امنی کردم
وقتی بهم میگی چیزی عوض نمیشه
یا تو عوض نمیشی
احساس میکنم
داری ازم دور میشی
من الان اینجام
منو نمی بینی؟
سرایدارا کجاس؟
گفتم برن خونه
یعنی فقط ما دو تاییم
چرا ازم خواستی بیام اینجا؟
میخوام مثل نا هونگ جو
خاص باشم
منم میخواستم توی همچین جایی
کارای رمانتیک بکنم
اشتباه نکن
چیزی بین نا هونگ جو و من اتفاق نیفتاده
حتماً وقتی همدیگه رو میبینین خیلی هیجان زده می شین
برای همین هیجان زده شدی
و دوباره ازدواج کردی
میشه این مزخرفات رو بس کنی
هان جی سون
اوضاع اون طور که تو میخوای پیش نمیره
چیو میگی؟
حالا می بینی
تو سعی میکنی منو فریب بدی تا هونگ جو عصبانی بشه
و بعد برگردی به همون جایی که بودی
فکر میکنی تا ابد همینطوری پیش میره؟
من میخوام هر طور شده
زندگیمو حفظ کنم
No comments yet. Be the first to leave one.