The first 200 lines.
داغ نــنــگ
"من و تو، تو و من"
"خوشحاليم که اين گونه با هم ملاقات کرديم"
"من و تو، تو و من"
"خوشحاليم که اين گونه با هم ملاقات کرديم"
"مثل دو تا رودخونهاي که با هم تلاقي کنند"
"بعد از کيلومترها تنها جريان داشتن"
"من و تو، تو و من"
"خوشحاليم که اين گونه با هم ملاقات کرديم"
"مثل دو تا رودخونهاي که با هم تلاقي کنند"
"بعد از کيلومترها تنها جريان داشتن"
"من و تو، تو و من"
"من و تو، تو و من"
"چرا برگرديم و به عقب رو نگاه کنيم؟"
"مهم نيست پشت سرمون چيه"
"فقط به رفتن ادامه ميديم"
"به مقصدهاي جديد"
"...امروز راه"
"برامون آسون به نظر نمياد"
"در آغوش همديگه"
"در جادههاي پيچ در پيج"
"با هم به اين سو و آن سو ميريم"
"من و تو، تو و من"
"من و تو، تو و من"
"خوشحاليم که اين گونه با هم ملاقات کرديم"
"مثل دو تا رودخونهاي که با هم تلاقي کنند"
"بعد از کيلومترها تنها جريان داشتن"
"بيا موهامون رو باز کنيم"
"بذار نفسهامون در هم آميخته بشه"
"و قلبهامون يکي بشه"
"بيا ديوونه بشيم"
"در مه گم بشيم"
"بهم برسيم و بخوابيم"
"درست مثل ابرهايي که بالاي قلهها بهم ميرسن"
"بعد از تنها پيمودن کيلومترها راه"
"من و تو، تو و من"
"من و تو، تو و من"
"خوشحاليم که اين گونه با هم ملاقات کرديم"
"مثل دو تا رودخونهاي که با هم تلاقي کنند"
"بعد از کيلومترها تنها جريان داشتن"
"من و تو، تو و من"
"من و تو، تو و من"
"من و تو، تو و من"
"من و تو، تو و من"
هي سونيا
وقتي اسکندر از دنيا رفت با دست خالي رفت
ولي من تو همين دنيا دستام خاليه فردا که بشه تو راه خودت رو ميري و من راه خودم رو
گوش کن
پاهام هيچ قدمي برنميدارن چطور ميتونم برم؟
حس ميکنم همين جا بميرم
چه فکر خوبي. کي ميخواي بميري؟ نه، بيا با هم بميريم
و بعد از مرگمون توي روزنامهها تيترهاي بزرگي مينويسن
بخاطر ترس از جدايي دو عاشق جان خود را فدا کردند
چه مزخرفاتي؟ ميدوني بعدش چي ميشه؟-
مردم يه تشييع جنازه با شکوه برامون ميگيرن
يه مقبره ميسازن و دانشجوهايي که عاشقن
ميرقصن و ميخونن و بارون گل رو سرمون ميريزن
تو همه چيز رو به شوخي ميگيري معني حرفم رو بگير-
...يعني اين که من تو رو
بفرما، بگو
همينه
هر وقت ميخوام يه چيزي بگم همون واژههاي قديمي ميان سراغم
هي چي ميخواي بگي رو بگو
تو همچين موقعيتي هر پسري همون حرفاي کليشه و تکراري رو به دختر ميزنه
دوستت دارم. بدون تو نميتنونم زندگي کنم ولي ميدوني؟
قبلا به چي فکر ميکردم؟ اين که اگه روزي عاشق يه دختر شدم
حرفاي جديد بسازم ولي ببين! همون حرفاي کليشه به زبونم مياد
پس حرفاي جديد پيدا کن
ضروريه؟ آره-
من که ميگم بايد به هم نگاه کنيم و بذاريم سکوتمون
حرفهاي زبونمون رو بگه
سونيل دوستت دارم
سونو
خب، بذار دوباره بهت تبريک بگم تو شغل رو گرفتي
شغل؟ براي کار يه جايي درخواست داده بودي ديگه-
تشکيلات جناب کاپور؟
اونها برام نوشتن و منم فورا جواب دادم و تو رو قبول کردن
بگير، نامهي قرارت
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: اسکايلر - ويرايش: سانابينگ
چرا وقتي صداي سوت رو ميشنوي بيرون رو نگاه ميکني؟
تو چرا نگاه ميکني؟
که ببينم کار کيه منم همينطور-
هميشه سر همين ساعت سوت ميزنه
اميدوارم که گولم نزده باشي
ديوونه شدي؟
يه نگاه به سنم بنداز مگه سنت چشه؟-
هنوزم جذابي
با اين سن پيرم
ولي به چشم اون سوت زن که جوون مياي
آره
حالا ميدونم اون سوت واسه کيه
براي کيه؟
سونيا
اصلا از رفتارش خوشم نمياد
منم دو تا دختر جوون دارم
بخاطر اون، اونها هم از بين ميرن
الان به حسابش ميرسم
خب پس ميخواي بري؟
چيکار کنم، سونيا؟ بايد يه نوني در بيارم ديگه
من که ثروتمند نيستم که بشينم خونهي بابام و پا روي پام بذارم
ولي گوش کن تازه غير از عشق، غمهاي ديگهاي هم تو زندگي هست-
و چطور کار به اين خوبي رو ول کنم؟
کي ميري؟ تا يه هفته ديگه-
چرا؟
هيچي همينطوري
کي برميگردي؟
اگه شغلش خوب باشه چرا برگردم؟
چي شده؟ انگار ناراحتي
هيچي. همچين چيزي نيست
من از صورتت همه چيز رو ميفهمم
فکر کردي تو رو تنهات ميذارم؟
پس فراريم ميدي؟
نه با سور و سات عروسي برميگردم امروز با داييت حرف ميزنم
ولي اگه رد کنه چي؟ به پاش ميافتم، التماسش ميکنم، ميميرم-
باز داري مسخره بازي در مياري
به عمق حرفام نگاه کن نه به کلمات
گرفتي؟ همينه
خب مرد جوان، چه کاري از دستم بر مياد؟
راجع به چي ميخواي حرف بزني؟
من يه مشکلي دارم، بخاطر همين اومدم اينجا
مردهاي جووني مثل تو چه مشکلاتي دارن؟
خيلي گرمته؟
مشکل از قلبته
ادامه بده، بگو چرا خجالت ميکشي؟
با يه دختر فرار کردي؟
حتما دختره فرار کرده نه-
گرفتم
والدينش مخالفن و تو به فکر يه راه در رويي
که همه چيز خوب پيش بره نه عمو جان-
من آدم شريفي هستم
جدا؟
اگه دختره زير سن قانوني باشه
اونوقت 7 سال زنداني ميشي
نه، مسئله اين نيست
پس چيه؟ خب، اون پدر و مادر نداره-
فاميل ديگهاي نداره- ...داره، ولي-
مشکل چيه؟ اينه که هنوز باهاشون صحبت نکردم-
پس من بايد باهات عروسي کنم؟
با دختره ازدواج ميکني ولي اون کجاست؟ توي زندانه؟
خونهست
خونهشه؟
دختره خونهست. پدر و مادر نداره با فک و فاميلش صحبت نکردي
پس چه نيازي به اومدن پيش يه وکيل بود؟ ...ببينيد، من اومدم پيش تون چون-
به عنوان يه موکل پيشتون نيومدم
پس؟
...نه، راستش من
اومدم تا ازتون دعاي خير بگيرم
پس براي مشورت حقوقي نيومدي نه-
چرا براي دعاي خيرم اومدي؟
مگه من عابدم؟
نه شما منظورم رو درست نفهميدين
...راستش من آره، بگو-
ميخوام با خانوادهتون وصلت کنم
ميخواي با خانوده من وصلت کني؟
پس چرا اينقدر حرف رو ميپيچوني؟
...من که نپيچوندم، شما پس من پيچوندم-
اسمت چيه؟ سونيل کوهلي-
تحصيلت؟ دانشگاه کشاورزي-
شغل؟ توي شرکت کاپور کار ميکنم-
بزرگتر نداشتي که باهات بياد؟
من تو اين دنيا تنهام، آقا
تنها با خودم
خب بگو ميخواي با کدوم يکي از دخترام ازدواج کني؟
...خب، آقا
دخترتون نه. خواهرزادهتون، سونيا خب، پس تو هموني که سوت ميزنه-
سوت؟ من سوت زدن بلد نيستم
عه؟ پس حتما کار من بود
سونيا
اين پسره رو ميشناسي؟
ازش خوشت مياد؟
مرد جوان، پروندهات رو خوندم
شاهد بر عليه تو نيست
ولي قاضي خارج از شهره
قاضي؟ بله-
قاضي
خالهي سونيا، همسرم و قاضي جنابعالي
ولي از نظر شما مشکلي نيست؟
گمون کنم
خيلي عالي
خيلي متشکرم خدا حفظت کنه-
شما خالهي سونيا هستين؟ تو کي هستي؟-
پسرتونم
چي ميخواي؟ دعاي خيرتون رو-
چرا چرت ميگي؟ هرگز-
دارم چاپلوسيتون رو ميکنم چي-
آره، آيندهام تو دستاي شماست. خدا نگهدار
اون ديوونهاي که تو خونه بود کي بود؟
پسري که تازه رفت بيرون کي بود؟
خاله، اسمش سونيلـه
سونيل کيه؟ يه پسر خوب-
تو که فکر ميکني خودت هم خوبي ولي من بهتر ميدونم
چطور؟ چيِ من بده؟
اگه يکي بود ميگفتم
بگذريم، ولش کن
اين رو ببين به نظرت اين پسره چطوره؟
پسر؟
رفتي بودي اداره پليس؟ چرا؟-
اينجور عکسها فقط اونجا پيدا ميشه
مگه جنايتکاره پسر خالمه
پونصد روپيه حقوق ميگيره تازه خودشم پول داره
No comments yet. Be the first to leave one.