The first 200 lines.
.چسترز ميل" يه جايي هست مثل جاهاي ديگه"
.حداقل قبلا اينجوري بود
...تا وقتي که به وسيله يه گنبد مرموز از
.بقيه دنيا جدا شديم
...نامرئي، فناناپذير
.و هيچ راه فراري از داخلش نيست
.گير افتاديم
...نمي دونيم که از کجا اومده يا براي چي اينجاست
...ولي حالا که همه ما زير گنبد با هم گير افتاديم
.هيچکدوم از رازهامون در امان نيستند
.ستاره هاي صورتيه
.و اونا صورت فلکي دارن
معنيش چيه؟
...پيتر" زده بود به سرش و"
و تو رو مجبور کرد برای دفاع از خودت .اون رو بکشی
...اين سند بيمه عمر رو پيدا کردم
.اگه خودکشي ميکرد سياست بيمه ردش ميکرد
."سلام "مکس - .تو اين چند روز شما رو زير نظر داشتم -
.اگه اتفاقي براي من بيفته رازهاي شما برملا ميشه
.اون دخترم "مکسين"ـه
.حالا يه لطفي بکن و اون تفنگ رو بذار زمين
!"انابل"
!خواهش ميکنم
.محشره
پس همه نقاط داخل تخم صورت فلکي هستن، ولي معنيش چيه؟
.شايد گنبد ميخواد ارتباط برقرار کنه
...با باران آشوب رو متوقف کرد
کاري کرد درباره ستاره هاي صورتي .چرت و پرت بگيم
.دوست دارم بدونم الان چي ميخواد بهمون بگه
.نميدونم
اين چهارتا ستاره عضو .هيچ صورت فلکي اي نيستن
.فکر کنم اينا ما هستيم
اين کرم چه ربطي به اين قضايا داره؟
.رنگش فرق کرده
.رنگ سبزش شفاف شده. ميتونم بال ها رو ببينم
.يه ملکه ـست، تبديل به پروانه ميشه. خيلي جالبه
.جالب نيست. ديوانه کننده ست
.ما شديم نگهبان محرمانه يه رازِ تخيلي
.فراتر از تحمله، خيلي زياده
.بايد با يکي حرف بزنيم
...گنبد خيلي واضح بهمون گفته
.که نميخواد کسي در اين باره چيزي بفهمه
...وقتي "دودي" يواشکي اومد اينجا
.برق گرفت و زخمي سر از بيمارستان در اورد
.ميتونيم به "جوليا" بگيم
...وقتي به اين دست زد
گفت که روح من بهش گفت ."پادشاه تاج گذاري ميکند"
...شايد يکي از ما نباشه
.ولي ممکنه جواب سوالات ما رو بدونه
.راست ميگه
،اين تخم قراره بشکنه
...و وقتي اين اتفاق بيفته
.شايد ما رو به يه چيزي هدايت کنه
.يا شايد يه کسي
.يعني پادشاه ميتونه يه شخص باشه
.مثلا يه شاه
.کسي که ميتونه گنبد رو از بين ببره
.خيلي خب
.پس گنبد به "جوليا" اعتماد داره
.جو"، برو بهش بگو"
.ميخوام مطمئن بشم که همه چيز رو ميدونم
پس تو، "دوک پرکينز" و کشيش ...کاگينز"، نقشه کشيديد که"
به مقدار زيادي پروپان به دست بياريد؟
.آره، بدون اينکه جايي ثبت بکنيم خريديمش
.ولي فقط به خاطر اينکه اين شهر زندگي کنه
با فروختنش به "مکسين سيگريو"؟
يه دلال مواد مخدر؟
.ولي يه کمش رو تو انبار خودت نگه داشتي
.و ميتوني خدا رو شکر کني که اين کارو کرديم
...چون الان، وسط اين
.کابوس، برق داريم
...چون ژنراتور ها دارن با
.پروپان من کار ميکنن
.اون رستوران به خاطر پروپان من هنوز کار ميکنه
.سيستم آبياري غلات، داد و ستد کالا
...لعنتي، "چسترز ميل" فقط به خاطر
.پروپان من زنده ست
فکر ميکني من يه کلاه بردارم؟
.به نظرم شما يه رژه احترام به من بدهکاريد
...ميدوني، ولي اين حقيقت رو تغيير نميده
...که اگه اين گنبد نميومد روي اين شهر
.تو الان بايد ميرفتي زندان
."من که ميگم گنبد جون تو رو نجات داد "بيگ جيم
.پس زود باش
منو به اتهام روشن نگه داشتن .اين چراغ ها دستگير کن
...يا
.ميتوني بري دنبال يه مجرم واقعي
و اون کي ميتونه باشه؟
...کسي که تو اين شهر
.معماي واقعيه
.مردي که تازه اومده اينجا
.کسي که به حال خودش رها شده
...و از اينکه مردم درباره اش بدونن
.خجالت نميکشه
مبل چطور بود؟
.دلتنگ
.تخت هم همينطور بود
ميخواي از اينجا برم؟
."ميخوام منو ببري سر قبر "پيتر
...براي اين که رابطه مون پيش بره
.بايد رابطه قبليم رو خاتمه بدم
.فکر کنم تو هم به اين کار نياز داري
...پس
."آره، ميخوام برم سر قبر "پيتر
.ميرم لباس بپوشم
ميخواي بيفتم دنبال "باربي"؟
مگه چي کار کرده؟
."بيدار شو "ليندا
.باربي" همينطوري از شهر نميگذشته"
.اينجا بوده چون با "مکس سيگريو" کار ميکرده
واقعا؟
.شَرخر "مکس"ـه
...اينجا بوده تا حساب مردم
.اين شهر رو برسه، شهر ما رو
...نه، اين به نظر
.مسخره مياد؟ ولي نه وقتي که حقيقت داشته باشه
.اين اسم رو چند وقتي ميشه که نشنيدي
"پيتر شامووي"
.تا خِرخِره به "مکس" بدهکار بود
.وقتي گنبد اومد "باربي" باهاش بود
و فکر ميکني چه اتفاقي افتاد؟
.از اون موقع به بعد ديگه خبري از "پيتر" نشد
...ميدوني، بعضي از مردم رازهايي دارن که
.که نميتوني باور کني
تو چي؟
.من هيچ رازي ندارم
.من باز ميکنم
ميتونم کمکتون کنم؟
در حال حاضر حتي به خودت .هم نميتوني کمک کني
کاری از روزبه و محمد R.Corleone _ Achillies
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
!"جوليا"
.تحمل کن
ليندا" اونجايي؟"
."هستم "باربي
!جوليا" تير خورده"
چي؟ - ...در رو باز کرد -
.و بعد يکي بهش شليک کرد - کي؟ -
!نميدونم
يعني باورت ميشه؟
...گوش کن "ليندا"، نميتونم همزمان
.رانندگي کنم و جلوي خونريزي رو بگيرم
.بايد همين الان يکي بياد و مارو برسونه بیمارستان
."الان ميام "باربي
.ليندا"...فکر کن"
.فکر کن
گرسنه اي؟
آره
.خب، مرغ هاي ما چندتا تخم گذاشتن
.ميتونم چندتا رو بپيچونم
باورت ميشه "انجي"؟
...آه، نه، اين
.همه اين اتفاق ها باورنکردني بوده
.خودمون رو ميگم
...من...من، آه
.هيچوقت فکر نميکردم تقدير واقعي باشه
...که يه سرنوشتي براي ما
.وجود داره
.ولي الان غيرقابل انکاره
درباره چي حرف ميزني؟
...جوري که زندگي مون به هم متصل شده
.و تا ابد همينطور خواهد بود
!چي؟ ديوونه شدي؟
تو منو زنداني کردي، ميفهمي؟
!اون پايين داشتم ميمردم
.ولي نمردي
.هر دوي ما زنده ايم و اينجا هستيم
.ما چهار نفر به هم متصل هستيم
.فقط من و تو نيستيم
...هيچوقت هم
.من باور نميکنم - !بايد باور کني -
!ما هيچوقت با همديگه نخواهيم بود
...و اگه بالاخره يه جوري اين گنبد رو بياريم پايين
.من هم از اينجا ميرم
.و ديگه هيچوقت منو نميبيني
.پس من ميکشم کنار
چي؟
...ديگه کاري با تو، اين، گنبد کوچيک
.و همه اين چيزها ندارم
.نميتوني همينطوري بکشي کنار
...ما به - به دستم نیاز دارید؟ -
...ميدونم ...تا دستم رو بذارم روي گنبد کوچيک
...تا ستاره هاي صورتي ظاهر بشن و يا
.هر کار ديگه اي که اون ميخواد رو انجام بده
.شايد اين تنها فرصت ما باشه
و ميخواي با کينه اين فرصت رو از بين ببري؟
!تا حالا کسي رو به خودخواهي تو نديدم
!"اين عشقـه "انجي
...ترجيح ميدم اينجا زندگي کنم
.و اينجا بميرم تا اينکه از تو جدا باشم
!لعنتي
.عالي شد
.حالا از پليس هم دزدي ميکنن
!به ماشين نياز دارم
.بنزين نداره
!ماشينت رو متوقف کن
چي شده، ميخواي ماشينم رو بدزدي؟
."فيل"، بايد منو برسوني خونه "جوليا"
.تير خورده
.بيا تو
No comments yet. Be the first to leave one.