Breakout Kings

Breakout Kings

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Breakout Kings S02-All Episodes Translated By AliRezA P saeed mr
A Commentary by AliRezA P
کاری از تیم ترجمه تی وی سنتر

Tags

other
Published on: 2012-05-20
Downloads: 34
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

. شيلوم" ، کله خر"

. يه بسته واست اومده

. يه توراتِ

. حالا هرچي که هست

. رئيس، رئيس

مشکل چيه ؟

خيلي نپخته بود ؟

، دل پيچه بدي گرفتم . رئيس

. فکر کنم مسموميت غذاييِ

. خودت که قوانينُ ميدوني احمق

. برو جلوتر

. جنگل زيادي بزرگِ و تاريکم هست . خيالي نيست

. جز اونز" نميتونست از اون سگا جلو بيافته"

! تکون بخور، تکون بخور

A TV Series By: « AliRezA P. عليرضا »

. نيمرو، گوشتِ خوک، سوسيس، با نون برشته

. املت سفيده تخم مرغ، اسفناج، لطفاً چرب هم نباشه

. صبحانه بي خطر براي قلب، دوسش دارم

. نگراني بچه هاي هليکوپتر بود

دوشمپ" سلامتي انجامِ کارو داره ؟"

بازرس "رنر" ، خوشحال ميشم که يکي از

. اون تنبل هاي پشت ميز نشين باهام به باشگاه بيان

. ببينيم اولين قرعه به اسمِ کي ميافته

. براي همين توي ترفيع هم نظير نداري

آره، هرکسي که رئيس جديد ، تحقيقات داخلي هست

بايد با کاغذبازي هاي احمقانه زيادي که

. لازمِ باهاشون درگير بشه دست و پنجه نرم کنه

هرکسي ؟ فکر ميکردم من پيشتاز از همه بودم ؟

، باشه، قرار نبود اينو بگم

، هستن USMS ولي کله گنده هايي که توي شعبه مرکزي

. شفاهاً اجازه دادن تا تو شغل رو بگيري

فقط بايد يه سري مراحل استاندارد کاري رو . طي کني ، بهتر بخوام بگم، تشريفات اداري

. عاليه، واقعاً خوبه

. منظورم اينه که، واشينگتون رو دوست دارم . شهر خيلي خوبيه

، اونجا اقوام هستن ! لباس تماشاگرا رو بگو

... ولي

همونجور که قبلاً گفتم، هنوزم ، يه سري مشکلات دارم

، و قبل از اين که شغل رو قبول کنم

. فقط ميخوام دوباره اطمينانم جلب بشه

. يه لحظه منو ببخشيد

"دوچمت"

. لويد" ، انقدر به اينور اونور نپر"

فقط خيلي هيجان زده ام، باشه ؟

چيه، از وقتي که فراري داشتيم يه ماهي ميشه ؟

. دارم فکر ميکنم مردُم از آزادي متنفر شدن

. اوه، بوي آبجو توي هواي آزاد

! خيلي خوشحالم که بيرونم

. احساس ميکنم "ريکي مارتين" ـم

. دروغ بسه، براي اين هيجان زده نيستي

. فقط ميخواي "جولين" رو ببيني

. اوهو، مزخرفِ

. نه، مزخرف؛ اسم مستعار زندانتِ

. درسته اگه از "ويزي" خوشت مياد

"خجالت نداره، "جورج

. من که نفهميدم

. خودت ميدوني، "جفرسوني" ـهارو ميگم

. شبيه "کازبوي" بودن، ولي سياه پوست

، شايد، از طرفي ميشه گفت

، بخاطر نجابت "جولين" ممنون بودم

، رفتار خانمانه اي

، که توي اينجا درمقابل "جان جت" داشت

ولي به اين معني نيست . که من نسبت بهش احساساتي دارم

چيکار ميکني ؟

. حساب ميکنم

... هفتده تا زنداني فراري رو گرفتيم

. راستش، من و "مزخرف" قبل از تو وارد تيم شديم

. ماه هاي بيشتري به جيب زديم

. خب، حالا هرچي که هست ، من 17 تا زنداني فراري رو گرفتم

واسه همين 17 ماهِش بايد کم بشه، ... دو ماه هم بخاطر بدرفتاري کم ميشه

تنبيه واسه چي گرفتي ؟

. حتي نبايد ميگرفتمش، ولي گرفتمش

، هيچ سوالي درمورد کارام نپرس

. يه سري دختر خوشگل خواستن بهم دست بزنن

. موهاشونُ کشيدم، مُشت بارونشون کردم

اوه، آره

. ديگه حتي نميخواست به يه قدميم نزديک بشه

اوهوم. . از اين دعوا زنونه ها

. سلام، امروز يه مورد بد داشتيم

. کنترل اينا سخت ميشه

. آره، شنيدم کي ميخواستي بهم بگي ؟

. ميدوني، هنوزم رفقايي توي اداره فدرال دارم

. هنوز هيچي تغير نکرده . پس، تو انکارش نميکني

. نه، انکارش نميکنم

. راستش، نيازي ندارم درموردش باهات بحث کنم

، ظاهراً که همينطوره. خيلي خب، ببينين

. اين اولين چيز توي صبحِ

. بياين همه چيز رو از اول شروع کنم

چه خبر احوال ، "رِي" ؟

چطوري ؟ ... ببين

، اين تيم، فکر کن بود

، ولي تو اون کسي هستي که ترفيع گرفته

، اون زنداني ها دهنشون رو ميبندن و منم هنوز اون احمقي هستم

. که وسط خيابون، بدون هيچ نشان ـي دارم زندگي ميکنم

ميتوني نگرانيمُ ببيني ؟

... سلام ، دوستان ! برگشتتون رو به

. دفترِ پادشاهان فرار خوش آمد ميگم

... امروز توي ليست

. يه فرار از "دنبوريِ - کانکتيکات" هست،

، اخيراً در اومده

. شايد شما بگين، بدترم شده

. ولي عمداً

وقتي که کاغذُ بخونين متوجه ميشين، باشه ؟

اه، اون چه کوفتي بود ؟

. بيخيالِ اون بابا

. اونجا يه خبراييِ

. اوه، ميتونم اون يکي رو ترجمه کنم

. يه بار يه شيريني به اين بزرگي خوردم

ميدوني چقدر خوشگلم ؟ ؟

. خيلي خوشگلم

. تو که زياد نيستي

. من ؟ ، هنوزم خوشگلم

، تا دلتون ميخواد جوک بگين

، وقتي مامان بابا دعوا ميکنن . اين بچه ها هستن که اذيت ميشن

. خيلي خب، بريم سرِکار

... ديمين فرانتلروي" 10 سال پيش با اين"

. همکارِ دست پرودش، "برنت هاسون" به زندان اتفاد

ديمين فرانتلروي" ؟"

ميشناسيش ؟

. مثِ کفِ دستم

. اون و "برنت" يه تيم بودن . هدفشون بچه هاي دو جنسِ بود

، برنت" از يه طرف شنونده بود"

. چون نگاه کرد، شهوت "ديمين" رو افزايش ميداد

، به تمام پليس هاي پرديس دانشگاه هايي

. که اين اطراف هستن خبر بده

ليود" ، جريان تو با اون يارو چيه ؟"

خب، چند ماهي بود که از

، مدرسه از مدرسه پزشکي بيون اومده بودم ، دانشجوي ممتاز دانشگاه هاروارد

بهرحال ... و

. عضو مطالعات حکومتي درمورد "ذهن هاي جنايي" شدم

، اساسشون باعث آسيبشون ميشه ... که چطوري خودشيفتگي باعثِ

... طرحِ جناييشون ميشه، چطوري زندگيشون

"چرا همه اش داري ميگي "ـــشون

مثِ اين ميممونه که خودت جنايي نيستي ؟

. لطفاً تمامي نظراتتون رو بعد از اتمام سخنراني بيان کنيد

درمورد ذهنِ اين يکي چي ميدوني ؟

... باشه، خب، پدرش

، تاجر خيلي ثروتمندي بود

و مطالعات ساختار عصب شناسي

موفقيت مديران اجرايي رو نشون ميده ... که معمولاً مطابقت دقيقي با

. اون قاتلين سريالي داره

، هردوشون حساب کتاب ميکنن، برنامه ميريزن

. ميتونن خودشون رو از احساسات جدا کنن

، معمولاً ، يه تلنگر که به مغزشون ميخوره

. ميشه از "گوردن گِکو" به "چارلي مانسون" بري

. اونجور که معلمومه، "ديمين" توي دسته ي آخر افتاده

تو کمک کردي اون تنه لش بيافته زندان ؟

از کِي تاحالا از اين فحش ها ميدي ؟

. ولي نه

. من توصيه کردم که توي تيمارستان بندازنش

چون تنها راهي که ميتوني باهاش ... جلوي کسي که ماشين داره رو واسه

، کشتن کسي مثِ "ديمين" بگيري . اينه که بدوني اون يارو احمقِ

، و وقتي که اينو توي جايگاه شهود ( دادگاه ) گفتم

. دوتا نگهبان بايد اونو سرجاش نگه ميداشتن

اين يارو از دستوراتِ زبان عبري استفاده کرده

، چون ياد گرفته بوده که

. سگ هاي پليس توي اسرائيل آموزش ديدن

. يه حرومزاده زرنگِ

. خيلي خب، "ليود" ، تو اين يارو رو ميشناسي

. ميخوام اين پرونده رو در وضيعت مهمتري قرار بدي

، اوه، راستش، انتظار بيش از اينارو داشتم، مثِ

. "موقعيت قبلي که داشتم رو پس بگيرم، "چارلي

. اين يارو از من متنفره، و نه مثِ تو که ازم بدت مياد

اون ازم متنفره، ازم متنفره . من نميخوام پا توي مسيرِ اون بذارم

نميتوني براي هميشه بترسي که، باشه ؟

همدستِش، "هاسون" ، توي "جرسي" حبس شده . برو ببينش

اگه "برنت" بدونه من با فدرالي ها کار ميکنم ... اون

، ما تورو دکتر يه ماموريت دولتي معرفي ميکنيم

. مثِ آخرين باري که تورو ديده

. پس، بهونه رو تموم کن، چون ميري

. اگه منو بفرستي، هيچ اطلاعاتي نميگيري

، باشه، اگه ميخواي يه بچه بهت بگه کي لامپ رو شکونده

. بايد يخورده شکلات جلوي دماغش بچرخوني

. خودت گفتي شکلات

و از نگاهِ تو ، ميگم که تو

. کسي هستي که سينه هات تو چشم ميزنه

! کثافتِ احمق

. اگه کارم داشتي، من همينجام

. اوهوم

. موهاتو تکون بده

. دکمه رو باز کن

. و جلوي چشم بذارشون

، "آقاي "هاسون

. من "جين فرانسيس" ، هستم از اداره فدرال

. از ديدنتون خوشبختم

... تا اين که در موردِ

، شايعات فرار "ديمين" رو شنيدم

. ميدونستم که فرصتي ميشه تا افراد جديدي رو ببينم

، انجام وظيفست

، ولي من کاراي زيادي کردم . تا اونو پشت ميله هاي زندان بندازم

ميخواي دوستِت دستگير بشه ؟

. نه، "ديمين فونتلوري" دوست من نيست

پس، تو با کسايي که بهشون علاقه اي نداري ميرفتي الکي آدم بکُشي ؟

، "از زماني که توي زندان افتادم، خانم "فرانسيس

. خدا تنها دوستي هست که بهش نياز دارم

. بخاطر گناهانم تقاضاي بخشش کردم

. ديمين" مثِ تَبـي شده که همينطور دماش داره بالاتر ميره"

... حرف از تب شد، اينجا يکم گرم شده، فقط

. خيلي خب، "رِي" ، فکر کنم يه دقيقه بخوام تنها باشم

. فهميدم

. اگه يه دقيقه رو بهم بدي، منم واست جورش ميکنم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left