Release info

Two Mothers E064(فارسی)
A Commentary by kiyavash62

Tags

other
Published on: 2015-11-15
Downloads: 7
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"دو مادر" قسمت 64

سلام ، رئیس پک

دخترشما واقعا درک درستی از وضعیت خودش نداره

دخترشما واقعا درک درستی از وضعیت خودش نداره

رئیس ، شما باید یکم نصیحتش کنید

چی داری میگی؟

تو هیچی از خودت نداری

شما سه نفر به سختی امرار معاش می کنید

فکر میکنی واقعا میتونی "جین وو" رو بزرگ کنی؟

واقعا فکر میکنی "جین وو" روخوشحال میشه؟

تدریس خصوصی چی میشه؟

اسبابهای بازی که میخواد چی میشه؟

چطور جرات میکنی اینو به ما بگی؟

پدر ، بیا بریم

میون گون

رئیس ، بریم

چیه؟

حالا که تنها شدیم میخوای بهم سیلی بزنی؟

خودتو گول نزن

فقط یه چیز هست که باید بهت بگم

همونطور که بهت گفتم

تو شاید شوهرمو ازم گرفتی و شرکت پدرمو بالا کشیدی

تو شاید شوهرمو ازم گرفتی و شرکت پدرمو بالا کشیدی

ولی هرگز نمی تونی پسرمو ازم بگیری

فراموش کردم یه چیز دیگه بگم

...هر چیزی که تا حالا از ما گرفتی

میخوام همشو پس بگیرم

تو؟

منتظر باش

بعد از اینکه تمام دارایی نامشروع خودتو از بدی

اونوقت میفهمی انتقامت چقدر رقت انگیز و بیخود بوده

اونوقت میفهمی انتقامت چقدر رقت انگیز و بیخود بوده

تو قاتلی

پدرت هم همینطور

قاتل؟

باشه

حرف از کُشتن میزنی؟

!تو قاتلی

تو مادر بیگناه منو کُشتی

تو روان و عاطفه منو کُشتی

ممنونم

تو کمک کردی خودمو پیدا کنم

انتخاب زن درست واجبه

این ازدواج از همون اول اشتباه بود

اون خانواده نابسامان علت تمام این آشفتگی هستن

اون خانواده نابسامان علت تمام این آشفتگی هستن

دیگه کافیه

دیگه به جلسه دادگاه نیا

من با وکیلمون بهش رسیدگی میکنم

تو رقت انگیز و ناامید کننده ای

حتما تَن پدرت توی گور میلرزه

مادر تو هیچ نقشی نداشتی

چی؟

همه اینا تقصیر منه؟

کسی که لی هوا یونگ رو به عنوان رحم جانشین انتخاب کرد ، تو بودی مادر

نمی بینی چقدر برای تو کار کردم؟

چطور جرات میکنی با مادرت اینطوری صحبت کنی؟

مگه من به تو گفتم لی هوا یونگ معشوقه ات بشه؟

مگه من به تو گفتم لی هوا یونگ معشوقه ات بشه؟

یا باهاش زندگی کنی؟

تو بخاطر اون زنا حماقت کردی

لطفا خودتو جمع و جور کن

میتونستیم در یک آن نابود بشیم

سلام ، مدیر چونگ

دادگاه بخوبی پیش رفت؟

کسی نیست که در طول جلسات دادگاه ناراحت نشه ، خانم لی

کسی نیست که در طول جلسات دادگاه ناراحت نشه ، خانم لی

بله. موافقم

خانم لی

تو وام کوسه ها (نزول خوارها) رو پرداخت کردی؟

وام کوسه ها( نزول خوار)؟

از کجا میدونستی؟

شنیدم افرادی که توی پیک نیک دنبالت کردن از وام دهندگان کوسه بودن

شنیدم افرادی که توی پیک نیک دنبالت کردن از وام دهندگان کوسه بودن

شنیدم افرادی که توی پیک نیک دنبالت کردن از وام دهندگان کوسه بودن

اونا نزول خوار نبودن

...اونا پسر عموهای من بودن

شنیدم پسر عموهات نزول خوار هستن

مراقب باش عاقبت از سر دادگاه در نیاری

وحشتناکه

...ای وای

چرا اونجا؟

مطمئنم قبلا یه جایی دیدمش

کجا بود؟

بله؟

کار داری؟

این فهرست سفارشهای امروز صبحه

اوه ، حالا یادم اومد

!اون وکیل قد بلند

همونی که اونروز اتفاقی دیدیم

دوستِ مدرسه حقوق

میون گون؟ اون چی؟

اون وکالت یئون هی رو به عهده گرفته

مطمئنم خودش بود

چی؟

چه خبر ، هوا یونگ؟

دایی باید ببینمت

من توی رستوران هستم

جدی میگی؟

وکیل یئون هی

دوست مدرسه توئه؟

!چه دنیایی کوچیکی

از بین اینهمه آدم؟

چه جور آدمیه؟

میون گون

اون باهوش و خوش اخلاقه

ما با همدیگه کالج نرفتیم

ولی همه ازش تعریف میکردن

پسر خوبیه

به علاوه خیلی خُبره اس

میدونم کار داری ، ولی اینجا چیکار میکنی؟

دایی تو هم مدرسه حقوق رفتی

برای همین میخوام یه چیزی ازت بپرسم

حضانت جین وو

پک یئون هی چقدر شانس بُرد داره؟

من زیاد سر درنمیارم

ولی با اینحال

من کاملا مطمئن نیستم

ولی فاکتور اصلی ، نظرِ جین ووئه

نظر جین وو؟

اون فقط شش سالشه ، چی حالیش میشه؟

شاید اینطور باشه

ولی خیلی واضح میتونه نظرشو اعلام کنه

ما داریم درباره حق حضانت صحبت می کنیم

نظر جین وو فاکتور اصلیه؟

ایده خانم پک به عنوان الگویی اولیه استفاده شده

ما در حال طراحی محصول جدید هستیم

داری میگی ایده من

واقعا تبدیل به یک محصول جدید میشه؟

!خدای من! بله البته

خانم پک، تو واقعا کار بزرگی انجام دادی

!همگی یه نگاه بندازید

به خانه خوش آمدید

مادر کجاست؟

اتاق جین وو هستن

جین وو

میدونی مامان بزرگ چقدر دوست داری ؟

بله

میدونی که بابا هم جین وو رو دوست داره؟

بله ، میدونم

پس اگه جین وو همراه مامانش بره

مامان بزرگ و بابا خیلی غصه میخورن ، درسته؟

مامان بزرگ

نمیشه با مامان و بابا همگی با همدیگه زندگی کنیم؟

آره ، مامان بزرگ هم همینو میخواد

ولی جین وو چیکار کنیم؟

مامانت نمیخواد با بابات زندگی کنه

مامانت نمیخواد با بابات زندگی کنه

میگه از بابا و مادربزرگت متنفره

پس جین وو چی میشه؟

گفته از منم متنفره؟

خب مدتیه تماس نگرفته

شاید جین وو رو فراموش کرده

اون دیگه مامان جین وو نیست

...پس حالا فقط میشیم بابا، مامان بزرگ

نه ! اون مامان منه

گفت اگه پسر خوبی باشم

منو با خودش می بره

جین وو ،چی شده؟

چی شده؟

!از مامان بدم میاد ! دنبال من نمیاد

جین وو گریه نکن ، چه پسر خوبی

چی بهش گفتی؟

یادت رفته وکیلمون چی گفت؟

اون گفت بقیه اش به جین وو بستگی داره

جین وو گریه نکن ، چه پسر خوبی

گریه نکن ، باشه

من اومدم

بیا بشین

دیگه وقتشه بری

بله؟

دادگاه شروع شده

اگه اونا بفهمن تو اینجا زندگی میکنی

فکر نمیکنی دردسر درست میشه؟

...در ضمن- باشه ، من احمق نیستم-

ما یه دلیلی میاریم

و مطمئن میشیم که خدمتکار حرفی نزنه

کی از پول بدش میاد؟

فکر میکنه خیلی کارش درسته

چطور بندازمش بیرون؟

فکر نمیکنم مثل مامان جین وو ، همینطوری بذاره بره

فکر نمیکنم مثل مامان جین وو ، همینطوری بذاره بره

تازه رسیدی؟

لباس عوض کن ،من کنار جین وو هستم

جین وو

میخوای برات کتاب بخونم؟

جین وو حتما خیلی دوران سختی داری

بزرگترها با هم درگیر شدن

خاله ، مامان بزرگ میگه

مامانم منو فراموش کرده

واقعا همینطوره؟

نمیدونم

جین وو فکر میکنی مامان بزرگ دروغ میگه؟

نه

پس فکر نمیکنی حق با مامان بزرگه؟

اگه واقعا عاشق جین ووئه

چرا "جین وو" رو اینطوری ترک کرده؟

ولی میدونی خاله ، خیلی عاشق جین ووئه

خاله هیچوقت "جین وو" رو تنها نمیذاره

جین وو رو پارک تفریحی می برم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left