The first 200 lines.
يکم ژانويه، روماني
راز 4: شروع دوباره
رازها دشمن عشق هستند
من تاوان بزرگي دادم تا اين را بفهمم
روماني
ما قبلا اينجا بوديم
شاينا و من
اينجا همديگه رو ديديم
عاشق شديم
ازدواج کرديم
اينجا بود که رازهايي رو باهم بوجود آورديم
رازهايي که براي حفظ عشقمون مجبور شديم دفن کنيم
در واقع اون رازها دفن نشدند
اونها منتظر زمانش بودن تا دوباره سر از خاک در بيارن
منتظر زماني که بتونند عشق و زندگي ما رو تباه کنند
"و من نميدونستم که اون "زمان اينقدر به ما نزديکه
خانم و آقاي خانا !اگر اشتباه نکنم
به سيبيو خوش آمديد
ميهاي هستم
رئيس قسمت امور مطبوعاتى شما
که بانک براي شما تعيين کرده
خوشحالم که بالاخره ديدمت، ميهاي فکر کنم قبلا بهم ايميل زديم
آره زديم
و ايشونم همسرم شاينا هستن از ديدنتون خوشبختم -
همينطور دنبالم بياين لطفا -
..باورتون ميشه اگر بگم
اين ساختمون 100 سال قدمت داره؟
واي! ما تو دوران دراکولا هستيم
آره ما در ترانسيلواني هستيم
قلعه دراکولا همين نزديکيهاست
اوه بله، البته اولين بار نيست که اومديم اينجا
بفرماييد، همونطور که خواسته بودين
باشکوه، با افسون رومانيايي
عاليه
نظرت چيه رهان؟ اگر تو خوشت اومده منم خوشم مياد-
عاشقشم
ميهاي، مرسي که اينجا رو پيدا کردي خواهش ميکنم -
..اولين باره که
شاي بله -
پيتزاي گرم شد، بياين سريع، خواهش ميکنم
دو سوته اونجام
نيکي
:ترجمه تخصصي توسط سامان کياني و کريم خان
داشتم فکر ميکردم
قرار داد پنج ساله داري
پس حداقل 5 سال اينجاييم
آره
برام سختش نکن
ميدوني سعي دارم چي بگم
سرماي زمستون اينجا يکم شديده
خب ميتونيم تابستون بچه دار بشيم درست نميگم؟
چي شد؟ از اين ايده خوشت نيومد؟
تازه رسيديم اينجا
بايد در مورد همه چيز همين امروز صحبت کنيم؟
بذار اول جاگير بشيم بعد در مورد اين مسائل حرف بزنيم
"در موردشون حرف بزنيم؟"
در مورد چي؟
ما قبلا در مورد همه چيز توي بمبئي بحث کرديم
ولي قبل از اين بود که بهم توي روماني کار بدن
الان ديگه اوضاع فرق کرده چي فرق کرده؟-
شاينا، بچه داشتن در بمبئي راحته
اما اينجا من همش سر کارم
و تو تنها ميموني
بايد تنهايي مراقب بچه و خونه باشي
چرا تنها؟
مامان ميتونه چند روز از کلکته بياد اينجا
و اينطورم نيست که اينجا نشه پرستار پيدا کرد
باشه شاي ميشه الان بحث نکنيم جان جدت؟
فردا اولين روز کاري منه
بايد بخوابم تا سرحال باشم
باورم نميشه
بمبئي که بوديم ميخواستي خانواده دار بشي
و تا رسيديم اينجا
يه جوري رفتار ميکني انگار اصلا نظر خودتم نبوده
مشکلت چيه؟ هيچي -
تو عصباني هستي چون من بهت فشار آوردم تا اين کار رو قبول کني
که بياي روماني از دست تو عصباني نيستم-
ميشه لطفا الان بيخيال اين بحث بشيم؟
شغلت توي بمبئي شايسته تو نبود
مدير يه شعبه بانک کوچيک بودي
..ولي اينجا تو خب ما الان توي روماني هستيم ديگه -
به حرفت گوش دادم، ندادم؟
شدم مدير بخش مالي اروپاي شرقي
ديگه؟
من احمق نيستم، رهان
از وقتي تصميم گرفتيم بيايم اينجا
خيلي دلخور شدي
انگار ميخواي يه چيزي بگي اما نميتوني
چي رو از من مخفي ميکني، رهان؟
باهام حرف بزن
چيه؟
بگو
ميدوني، شاي
ميرم تو يه اتاق ديگه بخوابم
علاقهاي ندارم باهات بحث کنم رهان -
رهان
رهان، موضوع چيه؟
جدا خوابيدن توي يه اتاق ديگه مشکلي رو حل نميکنه
رهان، بايد حرف بزنيم
رهان، در رو باز کن
رهان، ميدونم که داري يه چيزي رو از من مخفي ميکني
چيزي که نه ميتوني مخفي کني و نه ميتوني تحملش کني
دوستت دارم، رهان
رهان، خواهش ميکنم در رو باز کن و بهم بگو
خواهش ميکنم چيزي ازم مخفي نکن
رازها مارو از هم جدا ميکنند
لطفا در رو باز کن و بگو
خواهش ميکنم، رهان
چشمان اسرارآميز تو" "همه چيز رو ميگه
"دلم به صداي سکوتت گوش ميده"
"يه کلمه هم حرف نزن، فقط گوش کن"
"نزديک من بمون"
"اين عمق عشق مرموزه"
"روح هرگز نميتونه از جسم جدا باشه"
"مهم نيست باد چقدر شديد بوزه"
چشمان اسرارآميز تو" "همه چيز رو ميگه
"دلم به صداي سکوتت گوش ميده"
"تو تنها دليل من براي زندگي هستي"
" تو همان نوري"
"تمام ستارگان ميگن تو مهتاب مني"
"جدا شدن از من؟ ممکن نيست"
"تو نور خورشيدي، تو سايه هستي"
رهان "وقتي نزديکمي، تنهايي دور ميشه"-
از ديدنت خوشحال شدم
..ميخواستي
"وقتي به مشکل ميخورم، زير سايه تو ميرم"
"تو اين دنيا و دنياي بعدي، تو مال مني"
"بوي خوش تو اطراف من هم حس ميشه"
"وقتي که شب شد، من سپيده دم تو ميشم"
اگر مرگ اومد سراغت" "من شواليه تو ميشم
"روح هرگز نميتونه از جسم جدا باشه"
"مهم نيست باد چقدر شديد بوزه"
"يه کلمه هم حرف نزن، فقط گوش کن"
"نزديک من بمون"
"اين عمق عشق مرموزه"
!اوه گندش بزنن
يک ماه بعد دوم فوريه
الو رهان -
رهان، خواهش ميکنم کمکم کن
شاينا چي شده؟ کجايي؟
نميدونم کي و چطوري اومدم اينجا، رهان
اصلا نميدونم
خواهش ميکنم کمکم کن رهان کمکم کن
باشه.. دستپاچه نشو آروم باش و اطرافت رو ببين
ايستگاه اتوبوسي، اسمي چيزي ميبيني؟
يا تابلويي چيزي؟ از کجا داري بهم زنگ ميزني؟
باجه تلفن
يه تابلو داره نوشته 23 کيلومتر تا برن
اوکي، آروم باش رهان، خواهش ميکنم عجله کن -
اون باجه رو ترک نکن، دارم ميام رهان -
باشه؟ همونجا بمون
گوش کن، بايد همينجا وايسي
وايسا
شاينا
در رو باز کن نه -
در رو باز کن ديگه نه، ميترسم -
شاينا نه، خواهش ميکنم در رو باز نکن -
چته تو؟ يعني چي؟ خواهش ميکنم -
در رو باز کن منم شاينا، يالا-
نه
شاينا، چته؟
!اوه.. خداي من
آروم باش، چيزي نيست
بيا.. يالا
اوه خدايا! دستت داره خون مياد
شاينا، چيکار کردي؟
همش دوده دود نيست شاينا -
نه، ميگم آتيش ديدم کُلي آتيش بود رهان - شاينا
آتيشي در کار نيست، شاينا رهان، کُلي آتيش بود -
هيچکس بيرون نيست بريم خونه، يالا
قطعا به سمت اون تلفن پرواز نکردي
!اونم چند کيلومتر
واضحه با ماشين رفتي اونجا خب ماشينت کو؟
و موبايلت کو؟
چطور ممکنه نتوني چيزي رو به ياد بياري؟
نميدونم
من دروغ نميگم رهان بايد باور کني
باشه
حداقل بايد يادت باشه براي چي خونه رو ترک کردي؟
رهان، يه زن کولي اينجا هست
زن کولي براي چي؟
شاينا، جريان چيه؟ ميتونه روح رو دور کنه -
روحي تو اين خونه نيست
آخه چي رو نميتوني بفهمي؟
اينقدر سرم داد نزن رهان
خواهش ميکنم
باشه
تنها رفتي اونجا يا با کسي؟
!منگالسوترام کو
!منگالسوتراي من کجاست
همينجا بود
اين اتفاق چرا افتاد؟
اي خدا، اين اتفاق چرا برام افتاد؟
چطور شکست؟
تمومه رهان
آروم باش اين اتفاق چطور افتاد؟ -
شاي، فردا درستش ميکنم
ديگه تمومه اول صبحي -
..شاينا.. من تموم شد -
اتفاقي نميفته، آروم باش چيکار ميتونم بکنم؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.