Secret Fruit (Mi guo / 秘果)

Secret Fruit (Mi guo / 秘果)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Secret Fruit 2017 720p WEBDL broth3rmax fa
A Commentary by Qasem_Samangani

Tags

webdl
web
720p
720
WEBDL
Web-DL
web-dl
WEB-DL
480p
480
Published on: 2024-03-31
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تیم ترجمه آفروساب تقدیم می کند

همه چیز در مورد رازها

خانم وانگ! سلام!

صبح بخیر! صبح بخیر، صبحونه خوردی؟_

بله

اسم من یو شیزیه تا قبل از 17 سالگی، مهمترین افراد زندگیم

مادرم و دوست دوران کودکیم دوان بودن

بعد از 17 سالگی، شروع به درک این موضوع کردم

که یک زن باید قوی باشه

و مستقل بشه

دوان بوون!

اگه کمکم نکنی، میمیرم

من همیشه اطمینان داشتم که

اون مثل یه سوپرمن همیشه تو مواقع ضروری منو نجات می ده

نباید زیاد غذا بخوری

وگرنه، تمام دوچرخه هایی که سوارش می شی می ترکن

ولی من هرگز متوجه نبودم که اون میتونست سوپرمن یکی دیگه هم باشه

حالت خوبه؟

دوان بوون،

ببرش درمانگاه باشه_

خانم لی، اجازه بدید من ببرمش. چون دوتامون دختریم، اینطور براش راحت تره

تا حالا اونو بوسیدی؟

می دونم که تو و دوان بوون با هم بزرگ شدین

پس تا حالا همو بوسیدین؟

منظورم لب گرفتنه

سی جیالی، پرسیدن در مورد مسائل شخصی دیگران کار بی ادبانه ایه

نگو که تا حالا بهت نگفته

که کسیو دوست داره

چی، تو دوان بوونو دوست داری؟

اول تو بگو

با هم کاری کردید

زیاد جلو نرفتیم

پس علکی وانمود کردی که بیهوش شدی

فقط نمی خواستم ورزش صبحگاهی انجام بدم.

امروز،

حالم بده

چرا حالت بده؟

یو شیزی،

بی ادبیه که در مورد مسائل شخصی دیگران بپرسی

بیا میخوام ببرمت یه جایه باحال

پس کلاس مون چی؟ مگه ندیدی از حال رفتم؟_

حالم اونقدر خوب نیست که برم سر کلاس

شب های شانگهای، شب های شانگهای

این شهر هرگز نمی خوابه

چراغ های روشن شهر، بوق هایی که تمام شب به صدا در میان

با شادی آواز بخونید و برقصید

یه افسانه در مورد این تئاتر وجود داره می خوای بشنویش؟

قبلنا یه دختری بوده که نتونسته بود تو امتحان ورودی دانشگاه قبول شه

برا همین تو جشن رقص فارغ التحصیلی بعد از دبیرستان

جلوی همه خودشو میکشه

بعد ازون، روحش همینجا می مونه

و وقتی کسی این اطراف نیست گاهی برای پیاده روی میاد بیرون

اما من بارها اینجا اومدم، ولی هیچوقت ندیدمش

تو همون جایی که اون خودکشی کرد ایستادی.

در مورد ارواح صحبت نکن

من سریع می ترسم.

درسته اگر باور نمی کنی. از خانم لی بپرس

اون از مدرسه راهنمایی تیانی فارغ التحصیل شده

این یه داستان خیلی ناراحت کنندست

یه دختر

چرا باید جلوی همه خودشو بکشه؟

چطور اینکارو انجام داد؟

مچ دستشو برید؟

خودشو حلق آویز کرد؟

حتی اگر از این جا هم می پرید

فقط پاش درد می گرفت

اون از یه قیچی تیز استفاده کرد.

و به گردنش ضربه زد.

یو شیزی تو خیلی بی گناهی

هر چیو که مردم می گن باور می کنی

فکر نمی‌کردم تو مدرسه تیانی دخترای ساده‌لوحی مثل تو وجود داشته باشن

من فکر می کنم سی جیالی تو رو دوست داره

اون خیلی از قسمت های مقاله تو رو، توی دفترچش کپی کرده

و هر روز می خونتشون

حداقل ده بار جلوی من

به تو اشاره کرد

تازه

مدام ازم می پرسید که دوست پسر منی یا نه؟

خیلی واضح بود

منم گفتم آره

اشکالی نداره درسته؟

هوم

دوان بوون، میگو رو بده من

صورتت خیلی گرد شده، اینقدر نخور.

بده من_ بسه دیگه

خدایا عجب میگوی بزرگیه

بفرما مال توعه، خودت بخورش

ممنونم.

چی؟

برای تو هم هست

ببین، این یکی به همون اندازه بزرگه، مگه نه؟

دوان بوون!

اگه کمکم نکنی میمیرم!

اسم من دوان بوونه

قبل از 17 سالگی

تنها سوالی که به ذهنم می‌رسید این بود که

زندگی چه معنایی داره؟

اما وقتی 17 ساله شدم

جوابمو پیدا کردم

برای من

دخترها عجیب ترین موجودات روی کره زمین بودن

نمی خواستم سعی کنم که درک شون کنم

ولی

یکی استثنا بود

فنگ لینیو؟ حاضر

لی رویجی؟ حاضر

یو شیزی؟ حاضر

جیانگ رونگ؟ حاضر

دوان بوون؟ حاضر

اسمش لیاره معلم مون

حدود یک ماه پس از شروع مدرسه

نام مستعارشو یاد گرفتم

گوش کوچولو

تان یان...

دوان بوون!

هنوز شهریه تو پرداخت نکردی

اما این زیادتره

فکر نمیکنم بتونی قبول کنی.

بعدا بقیشو بهت برمی گردونم

کم کم منتظرش میموندم

تا باش صحبت کنم

وقتی سر کلاس بود

همیشه دوست داشتم که به من توجه کنه

چگونه برای خود فرد مهمی شویم

مهمترین درس دبیرستانه

خانم لی!

چرا در نمی زنی؟

من قبلاً در زده بودم

اوه ببخشید.

احتمالا من نشنیدم

این مقاله توعه؟

"تجربه من در دبیرستان"

خیلی کسل کنندست

باشه پس من استثنا قائل میشم

باید بازنویسی کنی

و بعد از پایان کار برام ارسال کنی

از مهربونی تونه

داره دیر میشه برو خونه

دوان بوون،

نقاشیت زیبا بود

تو بخاطر تأخیر توی ارائه مقالت

هی یه بهونه برای ملاقات با خانم لی تو دفترش جور میکنی

خب تو چرا تظاهر به غش کردی؟

میدونی که

افرادی که بیش از حد باهوشن سریع تر می میرن

کنجکاوم بدونم چطور با دختر احمقی مثل یو شیزی هم صحبتی؟

من ازش لذت می برم.

فکر نکن فقط به خاطر اینکه احمقه می تونی اذیتش کنی

یو شیزی می دونه که تو یه طور حرف میزنی که انگار دوست پسرشی؟

مهم نیست که می دونه یا نه.

مهم اینه که

حرفمو یادت باشه

هی، دوان بوون کجاست؟

اون رفت.

وانگ جی...

لی ار...

لی ار!

خانم لی، حالتون خوبه؟

من خوبم.

وقتی میرفتم مدرسه

میومدم اینجا و درس می خوندم.

جای خوبی برای به اشتراک گذاشتن اسرار با یه دوست بود

یک دوست از نوع پسر یا دختر؟

پسر

حدس من اینه که

بعد عاشق همون مرد شدی

و

خب دوستی تون اینطور تموم شد

درسته؟

و بعدشم شماها بزرگ می شید

و راهتون از هم جدا شد

اون الان خیلی ازت دوره از اون زمان دیگه ندیدیش

داره دیر میشه باید بری خونه

مادرت باید نگرانت باشه

وقتی بهش فکر می کنم، دوان بوون همیشه صمیمی و گشاده رو

اخیرا عجیب رفتار می کنه

و برای اینه که داره رازیو مخفی میکنه

سلام، بوون کجاست؟

اون مرده.

شما از بچگی با هم دوست بودید.

باش مهربون باش

اون تو بچگی مادرشو از دست داده

و حالا مادر اونو بیشتر از بچه خودش دوست داره

چطور می توانستم مادرش را جایگزین کنم؟

اینقدر ریزه کاری نکن

من کمی جستجو کردم و اکانت فیس بوک خانم لیو پیدا کردم.

اون وقت بود که رازشو فهمیدم

اون عاشقه

"ما نمی تونیم دیگرانو تغییر بدیم.

تنها چیزی که می تونیم تغییر بدیم

فقط خودمونیم".

هنگدائو: میدونم تو کی هستی

شیزی، شام آمادست اوه

کجا میری؟

کتابفروشی. جدیدا دوست داری درس بخونی_

برای چی اینطوری رفتار میکنی؟

توی کتاب فالت نیومده که

"امروز برات خوب نیست که زیاد صحبت کنی"؟

بله

به همین دلیله که میخواستم رازیو بهت بگم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left