Fear the Walking Dead

Fear the Walking Dead

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

Fear the Walking Dead S08E02 1080p WEB-DL H264
Fear the Walking Dead S08E02 WEBRip x264-ION10
Fear the Walking Dead S08E02 1080p WEB H264-GGEZ
Fear the Walking Dead S08E02 WEB x264-TORRENTGALAXY
Fear the Walking Dead S08E02 WEBRip x264-XEN0N
Fear the Walking Dead S08E02 720p WEB h264-EDITH
Fear the Walking Dead S08E02 720p 10bit WEB-DL 2CH x265 PSA
Fear the Walking Dead S08E02 1080p WEB-DL Pahe
Fear the Walking Dead S08E02 720p WEB-DL Pahe
Fear the Walking Dead S08E02 1080p 10bit WEB-DL 6CH x265 PSA
A Commentary by KiarashNg
█⫸ کیارش نعمت گرگانی ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
webrip
x264
BRip
720p
720
x265
2CH
Published on: 2023-05-20
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫- ‫- کی قوی بودن رو بهمون یاد می‌ده؟

‫پادره!

‫واسه محض رضای خدا که به

‫بچه‌های ۸ ساله آدم کشی یاد نمی‌دن.

‫می‌دونم با این ‫نصف نگهبان‌های سکونت‌گاه رو کشتی.

‫- برو عقب! ‫- نکن.

‫چی‌کار می‌کنی؟!

‫هفت سال پیش آوردمت اینجا.

‫به تو و پدرت هم کمک کردم ‫از اینجا فرار کنین.

‫می‌خوای من رو کجا ببری؟

‫به بابات یه قولی دادم ‫و می‌خوام سر قولم وایسم.

‫چرا برگشته پیش پادره؟

‫اون‌ها طوری ازت محافظت می‌کنن ‫که ما نمی‌تونیم.

‫چطوری پیدامون کردن؟

‫الان دیگه هدفی داریم ‫که می‌تونیم براش تلاش کنیم.

‫دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی: ‫DigiMoviez@

‫ ‫

‫ ‫

‫ ‫

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@

‫ ‫

‫واربلر، کی می‌رسی؟

‫ده دقیقه دیگه می‌رسم.

‫بجنب. ‫یه تخم رو پیدا کردیم.

‫احتمالا گندکاری کرده باشن.

‫وای، گندش بزنن! ‫بهمون حمله کردن.

‫تکرار می‌کنم، بهمون حمله کردن.

‫واربلر، خودتی؟ ‫چی شد؟

‫کجایین؟

‫واربلر، جواب بده.

‫چی شد؟

‫به نظر خودت چی شد؟

‫آشغال عوضی بهمون حمله کرد.

‫انگشت‌هامون رو قطع کرد.

‫باید آمادگی مقابله باهاش رو می‌داشتین.

‫الان چند ساله مشغول همین کاره.

‫وای، نمی‌خواد بگی «من که گفته بودم.»

‫وقتی این حرومزاده رو پیدا کنم،

‫جفت دست‌هاش رو قطع می‌کنم...

‫و فرو می‌کنم تو...

‫«ترس از مردگان متحرک» ‫«فصل هشتم - قسمت دوم"

‫ ‫

‫ ‫

‫از «پادره 3». نجاتشون دادیم.

‫دریافت شد «پادره ۳». ‫داریم میایم سمتتون.

‫ ‫

‫کسی نیست؟

‫فقط می‌خوام صحبت کنم.

‫شلیک نکن.

‫یه دلیل خوب واسه شلیک نکردنم بیار.

‫- ببین چی می‌گم دیگه. ‫- اینجا رو از کجا پیدا کردی؟

‫تا اینجا تعقیبت کردم.

‫خواهش می‌کنم! چند وقته دارم ‫رو تابلوهات یادداشت می‌نویسم.

‫- آدریان هستم. ‫- نمی‌خوام اسمت رو بدونم.

‫- باید کمکم کنی. ‫- کمکی از دستم برنمیاد.

‫- دخترم، هانا... ‫- نمی‌شناسمش.

‫جمع‌کنندگان چند سال پیش ‫همین‌جا ازم گرفتنش.

‫گفتم نمی‌شناسمش!

‫شاید نشناسی.

‫ولی پادره رو می‌شناسی.

‫خودم تابلوهات رو دیدم.

‫با توجه به محتوای اون شیشه،

‫می‌دونم می‌تونی کمکم کنی.

‫برو بیرون.

‫بهم اعتماد نداری؟

‫درک می‌کنم. ‫هر سوالی می‌خوای ازم بپرس.

‫- نمی‌خوام باهات آشنا بشم. ‫- چرا که نه؟

‫آخه نمی‌خوام با کسی آشنا بشم.

‫چیکارت کردن؟

‫بچه‌ات رو گرفتن؟

‫خودت براشون بچه جمع می‌کردی؟

‫برو بیرون!

‫دیگه هم برنگرد.

‫عه! ‫آروم باش!

‫عکس دخترمه. ‫عکس هاناست.

‫عکس هاناست.

‫این عکس مال هفت سالگیشه.

‫الان دوازده سالشه.

‫اون دستبند رو می‌بینی؟

‫واسه جفتمون درست کرده بود.

‫خواهش می‌کنم.

‫گفتم کمکی از دستم برنمیاد.

‫من هر روز برمی‌گردم اینجا.

‫افراد هم‌مسلک زیادی اینجا هستن...

‫که حاضرن تو کارت کمکت کنن.

‫داریم ارتش تشکیل می‌دیم ‫که با پادره بجنگیم.

‫تو هم می‌تونی همراه بشی.

‫اگه دوباره اینجا ببینمت، می‌کشمت.

‫به نظرم صرفا واسه ترسوندنم ‫چنین حرفی می‌زنی.

‫می‌خوام دلیلش رو بدونم.

‫بذار نصیحتی بهت بکنم.

‫اگه دخترت این همه مدت دست پادره بوده باشه،

‫قرار نیست پسش بگیری.

‫چرا قرار نیست؟

‫آخه آدم رو بیش از همه...

‫علیه عزیزانش می‌شورن.

‫من از جست‌وجو دست نمی‌کشم.

‫الان دیگه دست نمی‌کشم.

‫بعد از این همه مدت دست نمی‌کشم.

‫پس یا می‌تونی من رو بکشی...

‫یا کمکم کنی؛

‫ولی دست برنمی‌دارم.

‫دست برنمی‌دارم!

‫الان دیگه می‌شناسیمت.

‫برمی‌گردیم.

‫پشم‌هام.

‫پشم‌هام.

‫بی‌حرکت.

‫نمی‌دونستم بچه هم سواره.

‫- تو کجا... ‫- وقتی بهشون شلیک کردی، زیر برزنت قایم شدم.

‫می‌شه تفنگه رو کنار بذاری؟

‫به پادره می‌گم چیکار کردی.

‫نگو.

‫خواهش می‌کنم نگو.

‫از «پادره ۲»، به قایقمون حمله کردن.

‫تویی فینچ؟ ‫ویسلر کجاست؟

‫مرده. خانمه کشتش.

‫رد کایت و استارلینگ چی؟

‫بی‌هوششون کرده.

‫کجایین؟

‫اینجا کجاست؟

‫عه. عه. ‫آروم باش.

‫ای بابا.

‫تکرار می‌کنم فینچ، کجایین؟

‫جون، خودتی؟

‫خاک بر سرم شد.

‫بهتون دارت شلیک کرده.

‫می‌خواست قایقمون رو بدزده.

‫پشم‌هام.

‫تویی که انگشت ملت رو قطع می‌کنی.

‫- نه، نه. ‫- دوایت، ول کن!

‫نه، گمون نکنم.

‫واسه چی دوایت صدات می‌کنه؟

‫واسه چنین کاری از دست پادره فرار کردی؟

‫مهم نیست.

‫قبلا پیش پادره بودی؟

‫فرصت نمی‌شه قایق دیگه‌ای بفرستن.

‫منظورت چیه؟

‫ببین، لزومی نداره جواب سوالاتمون رو بدی؛

‫ولی این پسر کمک لازم داره.

‫خب؟ گمون می‌کنیم آپاندیسیت گرفته.

‫- باید عمل بشه. ‫- ببرینش درمانگاه.

‫خیال کردی داشتیم چیکار می‌کردیم؟

‫گشت اعزام کردی. ‫دریافت شد فینچ؟

‫بهشون بگو کجاییم «رد کایت»

‫- آروم باش. ‫- نه.

‫چرا نمی‌گی؟

‫خودش عملت می‌کنه.

‫- دوایت، نه. ‫- پرستاره بابا.

‫شما که داشتین می‌بردینش درمانگاه.

‫یکی اونجا کمکتون می‌کنه.

‫سی ودو کیلومتر تا درمانگاه مونده.

‫ممکنه تا بخوایم پیاده برسیم،

‫آپاندیسش بترکه.

‫ابزار عمل آپاندکتومی همراهم نیست.

‫خب، باید یه کاریش بکنی.

‫واسه چی؟

‫آخه اگه نکنی، ‫به پادره می‌گم...

‫کی انگشت‌های جمع‌کنندگانش رو قطع می‌کرده.

‫من فقط می‌خواستم برم.

‫واسه چی؟

‫چون...

‫اینجا دیگه در امان نیستم.

‫آروم باش رفیق. ‫حالت خوبه؟

‫نظرت چیه یه دقیقه از قایقمون پیاده بشی، خب؟

‫- خیلی‌خب. ‫- آهای، آموزه‌هام یادت باشه.

‫اگه واکر دیدی...

‫چشمش رو هدف می‌گیرم.

‫- آفرین. ‫- ردیفه.

‫خیلی‌خب.

‫چرا مجبورم می‌کنی چنین کاری بکنم؟

‫خودت واسه چی مجبورمون کردی ‫که مجبورت کنیم چنین کاری بکنی جون؟

‫چه بلایی سرت اومده؟

‫ببین چی می‌گم.

‫اگه این عمل رو انجام بدی، ‫ما برات قایق جور می‌کنیم.

‫می‌تونی باهاش هر گورستونی بری،

‫پادره هم اصلا نمی‌فهمه کار تو بوده.

‫بچه خودته، مگه نه؟

‫سوار قایق ها که بودیم و پیدامون کردن، ‫باردار بودی.

‫پادره خبر داره؟

‫خبر نداره پدرش دوایته.

‫خودش که گفت بهش چیز میز یاد داده.

‫به کل بچه‌ها یاد می‌ده. ‫مربی مبارزاتشونه.

‫رد کایت صداش می‌کنن.

‫خودت چی؟

‫پادره تو پرورشگاه مستقرم کرد.

‫فینچ هم خبر نداره والدینش هستیم.

‫چطوری سوار قایق شدین؟

‫عمرا اگه پادره بذاره ‫ملت پیش بچه خودشون باشن.

‫کارم رو عوض کردم.

‫یعنی دروغ گفتی؟

‫مدت‌هاست مشغول اطاعت از قوانین پادره بودیم.

‫چندین سال بود که پیش هم نبودیم.

‫می‌خواستیم از سلامت فینچ اطمینان حاصل کنیم.

‫بعدش چی می‌شد؟

‫عملش که انجام بشه، برمی‌گردونیمش...

‫و هیچ‌کس خبردار نمی‌شه، خب؟

‫همه‌چی عین سابق می‌شه.

More Farsi Persian subtitles for Fear the Walking Dead

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left