The first 200 lines.
FarsiSubtitle تـيــــم ترجمــــــــــــه ي با افتــخار تقــــديـــــــم ميـــکــنـد
" بر اساس شخصــيتها و اتفاقات واقعي "
" ... معروف به "
" ... در به دنيا اومد و به فرزند خوندگي قبول شد "
" ... پدر خوندش در طول اشغال ژاپني ها فوت کرد "
" ... مادرخوندش ، رو "
" ... به عنوان خدمتکار ، نزد خانواده ي فرستاد "
" ... اون به چهار نسل از اين خانواده "
" به مدت بيش از 60 سال ، خدمت کرد ... "
... قبل از اينکه به دنيا بيام ، " آه تائو " با خانوادم بود
در سن 20 سالگي به دانشگاه آمريکا رفتم
در سن 30 سالگي ، به " هنک کنگ " برگشتم
و از اون موقع به بعد ، " آه تائو " ، باهام بوده
... البته تا دو سال قبل
چقدر ميشه ؟
هر نيم کيلوگرم ، 6 دلاره
6دلار ؟
هرکدوم رو که دوست داري بردار بهت تخفيف ميدم
پس از اونايي ميخواي که سر و ته بزرگي داشته باشن
اين يکي خوبه ؟
کافيه ؟ - بله -
16دلار ميشه
... عجب آدم ايرادگيري بود ، تموم ميوه هام رو زير و رو کرد
! داره مياد
! " خواهر " تائو - صبح بخير -
... صبح بخير
" صبح بخير خواهر " تائو - صبح بخير -
" خواهر " تائو - کار و بار خوبه ؟ -
خوبه ، امروز چي ميخوايين ؟
سير
باشه ، عجله نکن و هرچي مي خواي انتخاب کن
" موزي " ... " موزي "
منو ناديده ميگيري " موزي " ؟
زنش فرار کرده ، براي همين ناراحته
بزارين کتم رو تنم کنم - عجله اي نيست -
و عينکم رو هم بزنم
! عجله نکنين
براي چي هوا اينقدر سرده ؟
ترجـــــــــــــــــــمه و زيــــــــــــــرنويــــــــــــس از SUNNY_II & H_zandi
زندگي ســــــــاده
عزيز ( Jig ) تقديـــــــــــــم به مســــــعود No bf , No gf , Only wife
ظرف رو بکش کنار تا اين رو بزارم رو ميز
اين بار چقدر طول ميکشه ؟
دو روز
... يه مدتي گوشت گاو نخوردم
از آخرين باري که خوردم ، چندين سال گذشته
بازم ميخواي که آنژيوپلاستي * بشي ؟
! فراموشش کن
امروز خرچنگ خوردي
نبايد گوشت گاو بخوري
دوست دارم دم کشيده باشه
اون چيه ؟
غذا براي اوناست
نه ، نه ، اونا هنوز دارن حرف ميزنن
! ببرش از اينجا
... تنها دليلي که لوکيشن فيلم برداري رو بزرگ تر کرديم
! اينه که به اندازه ي کافي بزرگ نبود ...
... اگه
تو براش توضيح بده ...
مشکل همونه ، بايد بزرگ تر باشه
جا براي يه ميز و سه تا بدلکار لازم دارم
! ديگه نيازي به يادآوري در مورد چراغا هم نيست اونا رو چي کارشون کنيم ؟
چي ميتونم بگم ؟
انتظار دارين که چي بگم ؟
البته ، شما همتون براي انتظار بيشتر ، دليل دارين
... يه تيم " آ " و يه تيم " ب " داريم
که با همديگه کار ميکنن
چطوري ميتونم توي همچين راهروي شلوغي فيلم بگيرم ؟
تا حالا فيلم گرفتي ؟
! فيلم - ... آقايون -
! دانشکده ي هنر از بيشترين مقدار بودجَش استفاده ميکنه
فيلمها بودجه ي مربوط به خودشون رو دارن ، ميدونستي ؟
! وقتي که تو شير ميخوردي ، من داشتم فيلم مي ساختم
! ديگه تحملم سر اومده
! هي
! باهاش حرف بزن - ... " کارگردان " سوي -
مشکل همونه ، فايدش چيه ؟ - آروم باشين لطفاً -
بشينين ، بشينين
آروم باشين
لطفاً هر دوتاتون بشينين
فقط بشينين
به نظرم اينطوري دعوا کردن ، هيچ کمکي نميکنه
... براي رسيدن به يه نتيجه ي خوب
هيچ کمکي نميکنه ...
در حال حاضر ، خرج کارمون رفته بالا
... شايد بتونيم هزينه هاي پس از توليد رو
کاهش بديم ؟ ...
يا شايدم بتونم بودجه رو کمي بيشتر کنم
! اجراي فوق العاده اي بود
اجراي من ؟
! عاليه
فکر کردي داشتم نقش بازي ميکردم ؟
! کارت عالي بود
! بايد واقعاً يه بازيگر بشي
... اي کاش مجبور به نقش بازي کردن نبودم
اما چطوري ميتونستيم سرش رو شيره بماليم تا 5% بودجه رو بيشتر کنه ؟
... اينکه شيره ماليدن نيست
تو نميدوني
کارگردان بودن خيلي سخته
فيلم گرفتن مثل بچه به دنيا آوردنه
مسئله ي کليدي اينه که پايان کار رو ببيني
! در غير اينصورت کارت ، آخر سر مثل يه روبات ميشي
باشه ، باشه ، گرفتم
اما حواست به مخارجت باشه ، حله ؟
... " راجر "
نق نزدن ديگه ، باشه ؟
... تموم حرفم سر اينه که - ! ديگه اين مسئله رو ادامه نده -
! دارم از گشنگي ميميرم
! خدمتکار - ! بله-
! خدمتکار - ! بله-
... يه لحظه
چيه ؟
... برام
توفو * بيار ... - توفو -
... و
يه تيکه از گوشت دنده ي بره - باشه -
و کمي هم گوشت گوسفند - باشه -
و ده تا هم کلوچه ي گندم
... لعنتي ، من گوشت بره نميخورم
اشکالي نداره ، منم خوشم نمياد
... وقتي که اون همه غذا رو تموم کرد
... دوتايي ميتونيم " ساشيمي * " بخوريم
چرا الان نخوريم ؟
باشه
اما من غذاي خام نميخورم
! فقط سفارشم رو بيار ، همين الان برو
و تو چي ؟
تو چي ميخواي ؟
سبزيجات
مشکلي که نيست ؟- نه -
... هي - چيه ؟ -
... ميخوام که لوکيشن فيلم برداري رو دو برابر کنين
... بيخيال
کاکا " ، چي شده ؟ "
اون پنجه هاي قشنگت رو داري کجا مي بري ؟
! " آه تائو "
! " آه تائو "
! کليدام رو فراموش کردم
! آه تائو " ! کليدام رو فراموش کردم "
" صبح بخير " راجر
" سلام " وينسنت - بشين -
حالت خوبه ؟
چيزي نشده
به نظر که خوب نمياي
امروز يه کمي عجله دارم براي همين به صورت خلاصه ميگم
باشه
مقدار بهره رو اشتباهي حساب کردين
100هزار دلار آمريکا ، اختلاف وجود داره
ما چکش کرديم
قرارداد کاملاً واضحه
بانک بايد بهره ي ليبور* ما رو پرداخت کنه
اما شما ازمون نرخ پايه ي بهره رو ميگيرين
ميتونين اينجا ببينيش
رنگيش کردم
ميبينين منظورم چيه ؟
فوراً تصحيحش ميکنم
... يه چيز ديگه هم هست
ميدونم که امروز توي آمريکا ، تطعطيلي رسميه
... " اما اگه دفترمون در "بيجينگ
... دومين قسط رو امروز دريافت نکنه ...
... مجبور ميشيم که توليد محصول رو متوقف کنيم ...
و از بانک براي تموم ضررهايي که ديديم ، ادعاي خسارت کنيم ...
... " مايکل "
لطفاً حساب شرکت آقاي " لئونگ " رو فراخواني کن
جزئياتش رو مرور کن
و شرايط قراردادمون رو به نامه اضافه کن
" متأسفم " راجر
ممنون
نميخواد ديگه دنبالم بيايين
بايد قطع کنم ، شب ميبينمت
! هي
! تموم صبح رو منتظر تو بودم
تهويه ي هواي اتاق کنفرانس داره چکه ميکنه
از اين طرفه
اون طرفه
اين کارت منه
وقتي که شغلم رو عوض کردم ، بهتون خبر ميدم خانوم
... ببخشيد ، واقعاً شرمندم
مشکل کجاست ؟ کدوم تهويه ي هواست ؟
... ببخشيد
... از اين طرف
واقعاً شرمندم
غذاي اينجا چطوره ؟
خوبه
پس براي چي چيزي نميخوري ؟
جا ندارم ديگه
پرتقالت بخور
خودت بخور
... الان نه
من هنوز غذا نخوردم
اگه تو گرسنه اي ، برو
برو ناهار بخور
همين الان با دکتر حرف زدم
تا يکي دو روز ديگه مرخصت ميکنه
براي فيزيوتراپي بايد بياي
اينطوري تا 80% ميتوني حرکاتت رو بدست بياري
اما در آينده بايد بيشتر مراقب رژيم غذاييت باشي
اگه يه بار سکته کني ، دوباره هم مي کني
نگران نباش
... داشتم به اين فکر ميکردم که
No comments yet. Be the first to leave one.