The first 200 lines.
قسمت اول
کارت چیه؟
از هوآمسان اومدم که داروغه رو ببینم
آشنا به نظر نمیای
تنها اومدی ؟ بقیه کجان؟
به زودی میرسن
اینا چقدری طلا میدن؟
مطمئنم واسه پر کردن خزانه تون کافیه
عالیه عالیه
هرچند
چیه؟
کارگرا از کار زیاد و طاقت فرسا دارن جون میدن
اونا از جراحات و بیماری های واگیر دار دارن عذاب میکشن
اونا مجرمن
کار سخت مجازات اوناست
آخه واسه چی باید نگرانشون باشم ؟
واقعا فریاد و فقان مردمی که دارن
از زورگیری یه مقام فاسد
زجر میکشن رو نمیشنوین؟
چی؟ مقام فاسد؟
چطور جرأت میکنی
مأمور مخفی سلطنتی اینجاست
چی؟
کو؟ کجاست؟- مأمور مخفی سلطنتی اینجاست-
... مأمور مخفی کجاست
اینجام، مأمور مخفی سلطنتی
خب بگو ببینم
با اون همه طلا چیکار کردی؟
مردک رذل
حقیقت رو بگو
تو کی هستی ؟
صورتت رو پوشوندی پس از مقامات شریف نیستی
پس تویی
عالیجناب دستگاه مأموران مخفی باید منحل بشه
یک ماه بعد
به چه دلیلی؟
دستگاه مأموران مخفی سلطنتی یه نظام تاریخ گذشته شده
اخیرا حفظ پوشش برای مأموران سلطنتی دشوار شده
به علاوه برخی از مأموران سلطنتی با فاش کردن هویت مخفی شون
اقدام به باجگیری میکنند
مأموران سلطنتی تا کنون مثل چشم و گوش من عمل کردن
و فرصت شنیدن مشکلات و درد های رعیت هارو بهم دادن
به علاوه اونا با آشکار کردن فساد مقامات
مردم من رو از بدبختی نجات دادن و آرامش به ارمغان آوردن
هنوزم میگین بهشون نیازی نیست ؟
ما این کارهارو براتون انجام میدیم
عالیجناب، به ما اعتماد ندارین؟
اعزام مأموران مخفی از اختیارات منه
دیگه دخالت نکنین
عالیجناب شایعاتی هست که میگه
مشاور اعظم پارک چول گیو بعد از
اعزامش به عنوان مأمور مخفی کشته شده
دیگه هیچ مأموری رو اعزام نکنید و جلوی گرفتن جان افراد بی گناه رو بگیرید
حوادث مشابهی در حکومت قبلی پیش اومد
اما پادشاه فقید هیچوقت جلوی اعزام مأموران مخفی نگرفت
پارک چول گیو از سه تا بچه و مادر پیر و تنهاش مراقبت میکرد
حالا کی مراقب اوناست؟
عالیجناب ، خواهشاً تجدید نظر کنین
عالیجناب ، خواهشاً تجدید نظر کنین - عالیجناب ، خواهشاً تجدید نظر کنین -
شخصی رو به شهر فرستادم
به زودی اطلاعاتی به دستم میرسه، پس کمی دیگه صبر کنید
کی به شما اجازه داده کسی رو بفرستین؟
من بهش دستور دادم
چیه؟ اختیارشو ندارم؟
امشب شب من نیست
پنج سکه برنجی
الحق که شما بلدی چطور مردم رو بترسونی
من کنار میکشم
منم کنار میکشم
اونی که دست خالی دنیا اومده دست خالی ام میمیره
تو پنج تا سکه رو کردی من ده تا سکه میذارم روش
حالا که حرفش شد
چطوره شرط رو ببریم بالا؟
ده تا سکه رو کردی
من ده تا سکه میذارم روش
به دلایلی حس بدی دارم
خوبه
همش رو میذارم
خواجه کیم مطمئنین؟
خسته شدم
پس
اونی که دست خالی دنیا اومده دست خالی ام میمیره نه؟
واسه همینه ازت خوشم میاد ، کاملا درست کار و روراست
ای بابا تمومش کن
بذارین اینکارو کنیم
احیانا جفت ده داری؟
پس بفرما ، من
جفت نه دارم
وایسا لطفاً
به بار دیگه بهم فرصت بده
چه فرصتی؟ تو که پولی نداری
میشه فقط یکمیشو بدی به من؟
ارباب سونگ چرا اینقدر کنه ای؟
گفتی اونی که دست خالی دنیا اومده دست خالی ام میمیره
همیشه همینجوری میشه
همش شما جیب مارو خالی میکنی
فکر میکنین چه دلخوشی تو زندگیم دارم آخه؟
این تموم چیزیه که گیرم میاد
خجالتم نده و پاشو
خواجه کیم ، راز شما چیه؟
راز من
وقتی مردونگیم رو از دست دادم
ترس هم از دست دادم
شاید این راز من باشه
معذرت میخوام
اشکالی نداره
مردک، وقتی داری میای تو یه سر و صدایی کن خب
خبرو شنیدین؟
خبر؟ چه خبری؟
راستش
مثل اینکه یه بلایی سر مشاور اعظم اومده
ولی مشاور اعظم که یه مأمور مخفی بودش
حواست باشه چی میگی
همه دیگه خبر دارن، چرا شلوغش میکنی؟
بیشتر بگو ببینم
ظاهراً یه ماهی هست که گزارشی نداده
دلیلش چی میتونه باشه ؟
از صمیم قلب امیدوارم دوباره همدیگه رو ببینیم
مرد بزرگی بود
همه ی مامورای سلطنتی کشته شدن
خودت دیدی؟ خودت شاهدش بودی؟
واسه چی به من حمله میکنین؟
ارباب سونگ آرامش خودت رو حفظ کن
به زودی دوباره میبینمتون
یعنی خیلی پول بردم؟
ارباب برگشتی
امشب چیزی بردی؟
باز دوباره باختی؟
بیا بریم شام بخوریم
ارباب یه چیزی باید نشونت بدم
لطفاً بیا بریم داخل
ارباب یه کتاب فوق العاده ی جدید دارم
فوق العاده؟
داستان های شهوانی همشون مثل هم دیگن
این یکی کاملا فرق داره
چه فرقی داره؟
اول از همه داستانش تکون دهنده اس
درباره یه عشق مخفیانه توی قصر بین یه بانوی دربار با یه خواجه است
البته یه خواجه نه، چندتا خواجه!
خواجه ها و یه بانوی دربار؟
آخه چطور همچین چیزی امکان داره ابله
میگیرن اعدامشون میکنن
واسه همینه که خیلی هیجان انگیزه
بهش فکر کنین
هر خواجه ای توی قصر واسه داشتن یه نسخه اش جون میده
خواجه ها؟
شنیدم رمان جدیدی پیدا کردی
داستانش حسابی تکون دهنده اس، تا حالا دیده نشده
آخریه که خسته کننده و بیخود بود
اول یه نگاهی میندازم
بفرمایین
چندتا ازش داری؟
ده جلد
هر جلد دو سکه کلش بیست سکه
بیست سکه
نه ممنون
وایسا یه لحظه وایسا
مهلت بده حرفم تموم بشه
بیست سکه نرخش بود ولی فکرشو که میکنم
چه دلخوشی ای شما تو زندگیت داری آخه ؟
همش رو به قیمت ده سکه میدم بهتون
ده تا؟
دیگه اونقدرو لازم دارم
که همکارامو ببرم گیسانگ خونه و یه شرابی مهمونشون کنم
اینطور فکر نمیکنین؟
باشه
بیارشون برام
یعنی منشی سلطنتی(دربار) جانگ ته سونگ به عالیجناب چی گفته ؟
به نظر خوب با هم سازگارن و کار میکنن
پدر اگه در حقیقت پارک چول گیو تو خطر افتاده باشه
باید مسئولیتش رو بندازیم گردن منشی سلطنتی
حق با اونه قبل از اینکه جای پارک چول گیو رو پیدا کنیم
نمیتونیم دستگاه مأموران سلطنتی رو ادامه بدیم
نه فعلا بهتره منتظر بشینیم
نقشه شما چیه پدر؟
وقتی میخوای یه ماهی بزرگ بگیری
کشیدن بی موقع قلاب واسه اینکه برنده بشی
فقط باعث میشه ماهی آزاد بشه
ولی اگه صبر کنی تا وقتی ماهی خسته بشه
خود ماهی میپره تو سبدت و التماس میکنه که بخوریش
امشب براتون یه برنامه خاصی تدارک دیدم
واقعا ؟
بیا تو
راستی شنیدین ؟
یه فاحشه جدید هست اسمش هونگ لانگه
و از قرار هربار که حرکت میکنه از خودش عطر خشخاش به جا میذاره
منظورت چیه؟ عطر خشخاش؟
یعنی که کاملا ملت رو مدهوش و مسخ میکنه
عالی بود
بذارین براتون یه پیاله بریزم
خب اسمت چیه؟
اسم من
هونگ لانگ کجایی؟ هونگ لانگ
این همه سر و صدا واسه چیه؟
منو ببخشین ، چند لحظه ای منتظر بمونین
هونگ لانگ
بهتون نشون میدم عشق و حال یعنی چی
ولم کنین
چرا احساسات منو قبول نمیکنی؟
تو کل چوسان کی بیشتر از من آخه عاشقته؟
No comments yet. Be the first to leave one.