The first 200 lines.
چطور جرات میکنی. بذار برم داخل- نمیتونین برین داخل-
بذار برم. بذار برم- نمیتونین برین داخل-
سرورم
شاهزاده گائو اصرار داره شما رو ببینه. اون میخواد ازتون درخواست عفو و رحمت کنه
برادر؟
اون که قرار نیست اعدام بشه؟
اون کشته نمیشه پس برای چی اومده اینجا؟
بذارین بیاد- بله سرورم-
سرورم، لطفا رحم کنید
برادر، تو که قرار نیست کشته بشی. کی میخواد تو رو بکشه؟
برادر ها و خواهرامون زندانی شدن
میدونم که منم گناهکارم نباید زنده بمونم
لطفا اجازه بدین منم زنده با پدر دفن بشم
چی؟ تو میخوای زنده زنده دفن بشی؟
بله، درخواست دیگه ای ندارم
فقط امیدوارم به خانواده ام رحم کنین
لطفا بچه هامو ببخشین. خواهش میکنم سرورم
ولی
سرورم، حالا که اون این قدر مطیع شماست
شما هم باید خواسته شو برآورده کنین
باشه. قبول میکنم
به شاهزاده گائو 100 هزار تیل طلا بدین (هر تیل = 50 گرم)
اونو همراه با امپراطور فقید دفن کنین
سرورم، از لطفتون ممنونم
عالیه
عالیه- خیلی عالیه-
چون برای خیلی از مردم مهمه چطوری میمیرن
با این کار اونا دیگه مشکل درست نمی کنن
سرورم، تبریک میگم
میتونیم اون صیغه ای ها رو همکه بچه ندارن
زنده دفن کنیم
درست مثل شاهزاده گائو
فکر خوبیه سرورم
و باید صنعتگران و کارگران دیوار رو هم
قبل از اینکه برن، در خروجی رو ببندیم و مهر و موم کنیم
با این کار امنیت مقبره برای همیشه تامین میشه
خوبه، همین کارو بکنین
اونا شیرین ان؟
بله، میتونین امتحان کنین
مطمئنی؟- بیاین امتحان کنین-
هی، هی
مثل اینکه اون تازه اومده
نمیشناسمش. فکر نمیکنم اهل اینجا باشه
اگه اون یه آدم معمولیه، پس اسب برای چی آورده؟
درسته
هی، تو کی هستی؟ اسب مال کیه؟
دارم ازت سوال میکنم
هیچ کس جرات نداره به من بی محلی کنه
حتی فرماندار هم نمیتونه منو مجبور به کاری کنه. من هرچی دوست داشته باشم میگم
در هر حال، تو کی هستی؟
چه اسب تنومندی
بریم
صبر کن
مثل اینکه باید دعوا کنی- برو اون ور-
عموی من بهم یاد داده با غریبه ها دعوا نکنم
تو منو مجبور میکنی باهات دعوا کنم
پس هر چی بلدی رو کن
غریبه، تو قطعا شکست میخوری
چقدر زور داری
آهای غریبه، دوباره بیا
چطور جرات میکنی فرار کنی
مشت اون
اوه
شرط می بندم مشتش آسیب دید
واقعا
نمیخوای دوباره دعوا کنی؟
بیا، برگرد دعوا کن
وای
فوق العاده است. اون خیلی قویه
شگفت انگیزه- اون دیگه نمیتونه بلند شه-
دوباره
به سلامتی- بنوش-
عالیه
فکر نمیکردم مهمان آقای یین باشی
ما هم برای آقای یین کار میکنیم
بابت همه چی معذرت میخوام
اگه زودتر بهمون میگفتی، دعوا نمیکردیم
فراموشش کن. من از بچگی دعوا کردم
ولی امروز احساس خیلی خوبی داشتم
اگه بهتون میگفتم کی ام
از لذت دعوا باهات محروم می شدم
اون دعوا باعث شد ما با هم دوست بشیم. بهترین رفقا میشیم، مطمئنم
برادر، من ترجیح میدم از کوزه بخورم. عادتمه
خب، منم همراهیت میکنم
عالیه، عالیه
خب، اسماتونو میگین؟
من جی بو ام اونم اسمش جونگ لی می هست
خب، گوش کن بهم
تا زمانی کی اینجایی، اگه مشکلی داشتی
یا کسی اذیتت کرد
کافیه اسم منو بگی
برادر، تو خوش شانسی که اونو شناختی
یه جمله معروف بین اهالی اینجاست
قول جی بو، از هزار تیل طلا با ارزش تره
به خاطر این بهت گفت که تو رو برادر خودش میدونه
خوبه، به عنوات برادرت
اجازه نمیدم کسی اذیتت کنه
اگه کسی اذیتت کنه
یه درس حسابی بهش میدم
ممنون برادر. ما خوشبختیم که تو رو شناختیم
راستی اسمت چیه؟
شیانگ جی از شیا شیانگ
لونگ جو، ما امپراطوری مونو پس میگیریم
با این شمشیر ها. از وو زونگ سرباز جمع میکنیم
همه دشمنامونو باید نابود کنیم
فرماندار یین تونگ یه دزد کثیفه
اون برای چین کار میکنه
به خاطر اون، عموی من اهمیتی به پس گرفتن کشورمون نمیده
اگه بخوام کسی رو بکشم، اول اونو میکشم
انگار یین تونگ هم الان یه ادیبه
میگن اون مهربون تر از رئیس های قبلی چینه
اون تعداد کارگرای اجباریشو هم کم کرده
اون فقط میخواد ظاهرشو اونطوری نشون بده
قسم میخورم
اون میکشم وگرنه آسمان و زمین منو مجازت میکنن
با وجود جی، غذای کافی برای خوردن نداریم
فکر کنم از گرسنگی بمیریم
هی، چطور میتونی اینو بگی؟
نمیدونین اون مرد بزرگیه؟
مرد بزرگ؟
اگه پیروی اش کنین
یه چیزی واسه خوردن پیدا میکنین- بله-
میخوام یه چیزی بهتون بگم- چی میخوای بگی؟-
بیاین اینجا- بیاین بیاین-
چیه؟ بهمون بگو
یه روز، من و جی با هم از تپه پایین میرفتیم
تو راه، هوا خیلی تاریک شد
همین طور که راه میرفتیم، یهو یه صدایی شنیدیم
چی بود؟- صدای چمن بود-
وای خدای من
به اطراف نگاه کردیم
یه مار پیتون بزرگ بود- پیتون؟-
یه پیتون سفید- سفید؟-
اون پیتون ضخامتش به اندازه ران من بود
اون قدر بزرگ؟- اون قدر کلفت؟-
وقتی دیدمش مغزم کار نمی کرد
من ترسیدم- آره-
ولی جی با شجاعت شمشیرشو کشید
و اون پیتونو از وسط نصف کرد
دو تیکه
اونقدر ترسیده بودم که نمیتونستم راه برم
چطور تونست اون پیتون قوی رو به آسونی نصف کنه؟
چرا چرند میگی جی شین، چی داری میگی؟
مزخرافاتو تموم کن- گوش کن-
به اون گوش کنین- ادامه بده-
بعدش چی شد؟
بعدش کمی میوه وحشی پیدا کردمو براتون آوردم
همین؟
پیتونو پختین؟
بپزیمش؟ من که جرات نکردم
همونجا رهاش کردیم
میدونم، میدونم
هنوز تموم نشده- بعدش چی شد؟-
یه اتفاق عجیب افتاد
چی شد؟
وقتی از تپه پایین میومدیم، هوا تقریبا تاریک شده بود
درست همون لحظه
یه باد سرد از کوه شروع به وزیدن کرد
خیلی سرد بود
درست همون لحظه یه صدا رو از تو باد شنیدیم
صدای چی بود؟
چی بود؟ نمیدونم
وقتی آروم شدم، فهمیدم یکی داره گریه می کنه
گریه میکنه؟ کی گریه میکرد؟
با دقت گوش کردم. صدای یه زن بود
یه زن اونجا چی کار میکرد؟
ادامه بده. داستان مزخرفتو ادامه بده
یا گوش بده یا برو
چی شده جی شین، چرا عصبی میشی؟ ادامه بده
اونو ولش کن. ادامه بده
ادامه بده
چجور زنی بود؟
اون کی بود؟ شبیه کی بود؟
صدای گریه شبیه این بود که از بهشت
و جهنم داره میاد. من خیلی ترسیده بودم
سرمو چرخوندم
و وای. دیدم کنارمه
اون کنارم بود. یه زن پیر بود
یه پیرزن؟
اون بلند تر و بلند تر گریه میکرد و گفت
پسر امپراطور سرخ، تو پسر امپراطور سفید رو کشتی
تو بچه منو کشتی
پسر امپراطور سفید کیه؟- کیه؟-
اون پیتون سفید بود
پسر امپراطور سرخ کیه؟
کیه؟- کیه؟-
پسر امپراطور سرخ، جی هست
بنابراین باید بهش ایمان داشته باشیم. ما باهاش یه راهی پیدا میکنیم
آره، ما باید ازش پیروی کنیم. باید ازش پیروی کنیم
پیر زن چی شد؟ داستانتو تموم کن
به خاطر تو ادامه شو میگم. پیر زن
یه ابر سفید شد و ناپدید شد
باید حرفامو باور کنین
ناامید کننده است که دنبال جی بریم. هیچ راهی نیست
چطور جرات میکنی این حرفو بزنی؟
عصبانی نشو جی شین- اونو بگیرین-
تو واقعا بی حیایی. چطور هنوز از جی پیروی میکنی؟
من جای دیگه ای ندارم برم. چون همه شما اینجایین
دارم میبینم که تصمیم درستو میگیرین یا نه
ولی من کاملا مطمئنم که همتون اینجا میمیرین
No comments yet. Be the first to leave one.