The Walking Dead

The Walking Dead

Download Farsi Persian Subtitle

Season 11

Release info

The Walking Dead S11E12 XviD-AFG
The Walking Dead S11E12 WEB XviD-RMX
The Walking Dead S11E12 WEBRip x264-ION10
The Walking Dead S11E12 WEB x264-TORRENTGALAXY
The Walking Dead S11E12 The Lucky Ones 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Walking Dead S11E12 The Lucky Ones 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Walking Dead S11E12 The Lucky Ones 720p WEB H264-CAKES
The Walking Dead S11E12 The Lucky Ones 1080p WEB H264-CAKES
The Walking Dead S11E12 The Lucky Ones 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NOSiViD
The Walking Dead S11E12 The Lucky Ones 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NOSiViD
A Commentary by Arian Drama
█⫸ عرفان مرادی و آرین دراما | DigiMoviez.com

Tags

web
XviD
x264
720p
720
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
Published on: 2022-03-06
Downloads: 87
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫اومدن کمک کنن

‫باید یه قراری بذاریم و راجع به

‫الکساندریا حرف بزنیم

‫یه ایده‌ای دارم

‫مطمئنم داری

‫ایزیکیل میدونه به ‫نوبت جراحیش نمی‌رسه؟

‫میدونه احتمالش کمه

‫احتمالا تا نوبت جراحیش ‫زنده نمونه

‫مگر اینکه معجزه‌ای رخ بده و ‫بره اول صف

‫اصلا کسی به اسم ‫استفانی وجود نداشت

‫اون زنه کیه؟!

‫یوجین؟

‫منم

‫همونی که پشت رادیو ‫باهاش حرف می‌زدی

‫همه‌چیز با یک اتفاق ‫شانسی شروع شد

‫قطعات یک رادیو رو توی ‫یک زباله‌دونی

‫پشت ساختمان شهرداری پیدا کردم

‫از لحاظ امنیتی نمی‌تونن ‫همینطوری بندازنشون دور

‫برای همین یکی فکر کرد آشغاله

‫ولی آشغال نبود

‫فقط یکم محبت لازم داشت

‫به وضوح یک بستنی فروشی ‫رو به خاطر میارم

‫که بستنی‌های تمشکی ‫فوق‌العاده‌ای داشتن

‫بستنی‌فروشی "اینساید اسکوپ"

‫منم همیشه می‌رفتم اونجا

‫اصلا ممکنه تو یه روز ‫هم اونجا بوده باشیم

‫در همین زمینه،

‫یک سوال فوق حیاتی ازت دارم

‫بپرس

‫بستنی قیفی یا ساندویچی؟

‫اینجوری سر صحبت باز شد

‫و دیگه راجع به ‫همه‌چیز حرف زدیم

‫همه‌چیز و هیچ‌چیز

‫من به این باور رسیدم

‫این دست سرنوشت بود

‫که ما باهم آشنا شدیم

‫منم همچین حسی دارم

‫ولی یوجین، مردم من ‫خیلی محتاطن

‫و اگه بهم نزدیک باشیم...

‫تا حالا به رفتن از ‫اینجا فکر نکرده بودم

‫البته چرا،

‫ولی هیچوقت فکر نمی‌کردم شدنی باشه

‫حقیقت اینجاست استفانی،

‫که خیلی دوست دارم ببینمت

‫ولی بعدش برادرم مچم رو گرفت

‫و خوشش نیومد

‫خدا لعنتش کنه

‫چیزی نیست که فکرش رو می‌کنی

‫جدا؟

‫میدونی امروز چکار کردم؟

‫راجع به نفوذ به سیستم ‫ارتباطیمون تحقیق کردم

‫ظاهرا یکی با یک ‫رادیوی غیرمجاز

‫با مردمی ناشناخته در

‫خارج از دیوارهامون حرف می‌زده

‫خلاصه...

‫هورنزبی هم بو برده

‫بگو که کار تو نبود

‫لطفا بگو که نمی‌خواستی ‫بی‌اجازه بری بیرون

‫تا توی محوطه راه‌آهن ‫یه غریبه رو ببینی

‫خب چی می‌گفتم؟

‫مکس، این کار خطرناکیه

‫برای همه در کامن‌ولث،

‫ولی بخصوص برای من و تو

‫باید برم

‫بهتره دعا کنی هورنزبی نفهمه ‫اون صدای تو بوده

‫می‌دونستم از خط قرمز رد شدم

‫و چون هورنزبی بو برده بود،

‫دیگه نتونستم بیام و ببینمت

‫و بعدش با یه دختر دیگه دیدمت

‫که می‌گفت اسمش استفانیه

‫و حتی نوع حرف زدن...

‫و صدام رو تقلید می‌کرد

‫ببخشید

‫احیانا اون بستنی مارشملویی نیست؟

‫بنظر خیلی خوشحال میومدی...

‫برای همین دخالت نکردم

‫نمی‌دونستم دیگه چکار کنم

‫ممنونم مکس

‫چیز دیگه‌ای براتون بیارم؟

‫بستنی؟ چای؟

‫یک روز که توش پسرم ‫لاشی نباشه؟

‫میرم براتون بستنی بیارم

‫راستی مکس؟

‫به بانک بگو حساب ‫سباستین رو ببندن

‫شاید اینطوری آدم شد

‫یه خبری دارم

‫بعدش هورنزبی به ‫ملاقات پاملا اومد...

‫و کلی حرف راجع به تو ‫و الکساندریا زد

‫- من هیچوقت... ‫- چه نقشه‌ای کشیده؟

‫نمیدونم

‫اون جاه‌طلبه

‫ممکنه هرچیزی باشه

‫یا شایدم هیچی نباشه و ‫واقعا داره بهتون کمک می‌کنه

‫اون آقای گنده‌ی نارنجی ‫که از من متنفره...

‫برادرته؟

‫آره، ولی یوجین...

‫و تو...

‫تو استفانی هستی؟

‫نه، من مکس هستم

‫استفانی وجود نداره

‫در اصل اسم مادرم بود...

‫واقعا معذرت میخوام

‫شرمنده

:مترجمین آرین دراما و عرفان مرادی

‫اینجا خیلی از خونه دوره، لنس

‫همینطوره

‫ولی، این جوامع

‫برای برنامه‌ی ما عالی هستن

‫این برنامه‌ی تو هستش

‫من هنوز قانع نشدم

‫که لازم باشه تا این حد ‫از منابعمون استفاده کنیم

‫اگر امپراطوریت بزرگتر از ‫حیطه‌ی قدرتت بشه،

‫از دستش میدی

‫فکر نمی‌کنم اوضاع ‫اونقدر هیجانی بشه

‫بنظرت اینطوری هیجانی میشه؟

‫اگه خوب پیش نره، ‫همکاری رو قطع می‌کنیم

‫می‌تونن یا برای همیشه ‫با ما بمونن

‫یا برگردن خونه و ‫خودشون تعمیرات رو انجام بدن

‫توی خونه به اندازه کافی ‫مشکل هست و لازم نیست

‫نگران مشکلات یه مشت ‫جامعه‌ی کوچیک تو یه ایالت دیگه باشیم

‫از الان قضاوت نکن پاملا

‫واقعا فکر می‌کنم غافلگیر بشی

‫سریع جمعش کن، باشه؟

‫دارن میان

‫جمع کنید

‫یه چیزی بذار جلوی اون پنجره

‫سلام و درود

‫خوش اومدید

‫آرون. پاملا میلتون

‫خوشوقتم

‫میخواید اینجا رو نشون بدم؟

‫انتظار چیز دیگه‌ای رو هم نداشتم

‫باشه

‫الکساندریا

‫یک جامعه‌ی خودکفا ‫و در تعامل با محیط‌زیست بود

‫ما سیستم‌های آبرسانی و ‫کشاورزی و پنل‌های خورشیدی داریم

‫مهندسیش با کیه؟

‫یادم نمیاد همچین کسی رو ‫اینجا دیده باشم

‫حقیقتا مهندس نداشتیم

‫نقشه‌های ساختشون رو از ‫رهبر یکی از جوامع متحدمون گرفتیم

‫مگی ری

‫بعضی از افرادمون ‫نقشه‌ها رو مطالعه کردن

‫و بعدشم ساختیمشون

‫شگفت‌انگیزه

‫باتوجه به ایزوله بودن اینجا

‫چطوری ازش محافظت می‌کنید؟

‫آسون نبود

‫کلی براش جنگیدیم

‫تو هم یکی از رهبرهای اینجا بودی؟

‫آره، گمونم میشه گفت

‫همه‌مون بودیم

‫قبل از سقوط دنیا چکار می‌کردی؟

‫مهم نیست

‫حداقل برای ما

‫دقیقا همونطوریه که یادم مونده

‫مگه می‌شناختیش؟

‫ما اون قدیم‌ها توی گروه‌های

‫بشردوستانه‌ی زیادی فعالیت می‌کردیم

‫ولی من اون موقع ‫علاقه‌ای به سیاست نداشتم

‫ولی اون برای ‫رهبری بدنیا اومده بود

‫بعنوان یک رهبر چطوری بود؟

‫ما رو راه داد

‫تا حالا همچین آدمی ندیده بودیم

‫تحسینش می‌کنی

‫آره. خیلی زیاد

‫تمام این چیزها رو برای ما ساخت

‫چیزهایی که ارزش جنگیدن رو داشتن

‫ولی سقوط کرد

‫آره ولی همیشه برگردوندیمش

‫بیشتر از یک بار سقوط کرد؟

‫آره

‫یک زامبی وارد محوطه شده

‫همینجا بمونید خانم

‫بسپارش به خودم

‫لعنتی

‫دیانا رو چطوری از دست دادین؟

‫گاز گرفته شد

‫تبدیل شد؟

‫کشتیمش. بله

‫فکر کنم به اندازه کافی دیدم

‫صبح‌بخیر ایزیکیل. جری

‫و صبح جنابعالی هم متعالی

‫خب بریم سر اصل مطلب

‫صبح روز جراحی ‫چیزی جز آب نخور

‫غذا و چیزهای جامد نخور

‫معده‌ات باید خالی باشه

‫ببخشید؟

‫دکتر ما فقط برای یک ‫معاینه ساده اومدیم

‫به من گفتن که این ‫آزمایش خون برای قبل از عمله

‫تا مطمئن بشیم که ایشون ‫برای جراحی آماده هستن

‫جراحی؟

‫تا این غده رو در بیاریم

‫کسی چیزی بهت نگفت؟

‫فکر می‌کردم هنوز توی صفم

‫خب حالا اول لیستی

‫شانس آوردی

‫بعضی‌ها چندین سال صبر می‌کنن

‫صورتحسابش چی میشه؟

‫پرداخت شده

‫خب دلیلش هرچی ‫بوده، من که خوشحالم

More Farsi Persian subtitles for The Walking Dead

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left