The first 200 lines.
خيلي خوشحالم که اين لباس رو انتخاب کردي - "لانگ ايسلند، 1988"
واقعا زيبا شدي - اينطور نيست؟ -
! بچه ها،من دارم ازدواج ميکنم
بدون روبند که نميشه
اون پسر هاي بد کجان پس؟ - من بهشون اجازه دادم برن طبقه بالا -
نگران نباش، خودم درستش ميکنم
آبجي
اون خيلي داره ميسوزه - خيلي هم زشته -
اون شبيه "کارل مالدن"ــه - ميدونم، ولي اون خواهرمه چند ساعتي بايد تحملش - کرد
اون چطور با چاقي خودش کنار مياد
من عاشق کار کردن با "دني" ام ميدونم که خانوادگي يکم خول و چل اند ولي عيبي نداره
تو واقعا دوستش داري؟ - دني هيچ وقت به من "نه" نميگه -
بهم اعتماد کن، من حسابي بهش آويزون ميشم
خب، بگو ببينم ديروز که با "اريک" بودي چه اتفاق هايي افتاد؟
من بهش گفتم: اگه منو ميخواي بايد همين الان منو از ازدواج منصرف کني
اون چي گفت؟ - اون گفت معلوم نيست کي بتونه اين کار و کنه -
و من بايد با دني ازدواج کنم
اوه؛ هديه عروسي رو هم بهت داد؟ - تو خيلي شهوتي -
فکر ميکنم بتونم بعدا بهش زنگ بزنم - تو خيلي بدي -
اين آخرين باره، قسم ميخورم - آره، راست ميگه -
دني، خيلي نازه و مراقب منه درضمن جراح قلب هم که هست
...پس، باهاش ازدواج ميکنم
فقط بايد اون کدو سبز وسط صورتش رو تحمل کنم
نفرت انگيزه - چشمهات رو ببند و سرت رو بگير بالا -
خدايا، من واقعا متاسفم
آره اوني که بيست سال پيش قلبش اينطور شکست "من بودم "دني مکبي
تاثرآوره، نه؟
من تا نصفه هاي راه تو غم و غصه هاي خودم بودم وسعي ميکردم همچي رو فراموش کنم که يه اتفاق جالب افتاد
اوه عزيزم، اون مثل يه نوشيدني گاز دار ميمونه لعنتي خوب چيزيه
هي، ميايي برا من ترومپت بزني، توخيلي منو شهوتي ميکني
کيفت افتاد - ميتونم فقط 10 ثانيه بشينم بدون اينکه - بخواي چيزي بگي؟
مرسي
من فقط ميخواستم بگم کيفت افتاد
من متاسفم - عيبي نداره -
احتمالا، اون خانمي که اين حلقه رو بهت داده خبر نداره که اينجايي
تو کافه تريا مدرسه
چند وقته ازدواج کردين؟
من ميخواستم بهش بگم واقعا دلم ميخواست
اما نميخواستم بفهمه که من چقدر احمق بودم
گفتن حقيقت چيزي رو تغيير نميداد
شش ساله - امشب زنت کجاست؟ -
خيلي وقته از اين سوال ها ازش نميکنم چون خوشش نمياد
وحشتناکه - من خيلي کار ميکنم و بايد به اون هم توجه کنم -
اون به طور عجيبي معتاد خريد کردن از مغازه هاست
صداي بلندي هم داره - پس چرا ترکش نميکني؟ -
بچمون، 14 ماهشه
منم دوست داشتم برم و ديگه بر نگردم
پسر بيچاره
ميخواي از اينجا بريم؟
و من به اين ترتيب فهميدم که حلقه ازدواج چه قدرت هايي داره
اين نمادي که اول فکر ميکردم منو تحقير کرده حالا برام يه ابزار مفيد شده
شوخي ميکني؟ اين خيلي مسخره است
من شغلم رو از جراحي قلب به جراح پلاستيک تغيير دادم
"دانشگاه کاليفرنيا،1992"
و ديگه اين حلقه صداي من بود
فکر ميکنم اون بعد از ازدواجمون با ديگران هم رابطه داره
اين که هنوز تو اين حلقه رو نگه داشتي يعني قلب بزرگي داري
لحظات خوبي بود - آره ميتونيم باهم باشيم؟ -
يه جايي ميتونيم، بيا بريم -
خوابگاه تو
بعضي وقتا فکر ميکنم اين حلقه رو پرت کنم تو دريا "بورلي هيلز، 2011"
ميدونم کار درستي نميکنم ولي نميتونم
اين رو دوسش دارم
شم ازدواج کردنم واقعيه با اين تفاوت که ميدونم قلبم دوباره نميشکنه
يه شب فوق العاده بود اما اين چيزي رو که هستم تغيير نميده من زنم رو دوست دارم
اينا چي اند؟
فورم دهنده پستان. زنا اينها رو رو سينه شون ميزارن و ازش به عنوان يه سلاح سرد استفاده ميکنند
و کاري ميکنه که سينه هاشون رو بزرگ ميکنه
اينا فروم دهنده پستان نيستند من يه چيز ديگه سفارش داده بودم
اين چيه؟ مثل ظرف شربته، اصلا نميدونم چيه
بيخيال، اين اصلا مثل اين نيست
نه، واقعا!؟ - فقط ميخواستم ياد بگيرم -
گوش کن، دکتر مکبي هيچ وقت از اين بزرگ کننده هاي سينه استفاده نميکنه
مطمئن باش حق با منه عمر" گفت که اين ها رو با تخفيف هم ميفرسته"
ممنون، سايمون
براي 4 ساعت؟ اتاق1، "کريستين بارنت" نميتونه لبخند بزنه
من يه جراحي پلاستيک ناموفق داشتم
من بايد اول درباره اش تحقيق ميکردم نميدونستم از اين دکتر خونه گي هاست
ميفهمم
سوالي داريد؟ - نه، فقط خواهش ميکنم کمکم کنيد، دکتر -
حتما، اين خيلي آسونه اين چيز ها براي بار اول خيلي پيش مياد
به نظر مياد شک داشته باشي
نه، نه اصلا شما بهترينيد دکتر مکبي
هيچ نظري ندارم، ولي فکر ميکنم يه چيزي اينجا هست
آروم باشيد
الان آرومي؟
هوم، فقط بايد اين رو يکم بياريم پايين وببريم عقب
خيله خب بر ميگرده سر جاش
ببخشيد - براي چي متاسفي؟ -
اوه خدايا، اونا واقعا بالاند
آره خيلي کم مونده بره تو موهاش
نميدونم شايد با اين ظاهرم يه عده اي رو خوشحال ميکنم
نه. اما ميشه براي تولد بچه هام دعوتت کنم؟
ببخشيد
اجازه بديد بغلتون کنم مطمئن باشيد يه راهي براي درست کردنش پيدا ميکنم
اوه خدايا، من رو ببخشيد
ادي" اينجاست"
هي، پسر عمو
اوه، اوه خدايا، عجب ابرو هاي وحشي اي
اينا براي من خيلي خوبه وقت آزاد داريد؟
متاسفم ولي نميتونم با اين قيافه جلوي کسي برم
من نميدونم شما ميتوني بيرون بري يا نه ولي آنهايي که اون بيرونن اون چيزي که من دارم رو ندارند
اين زيره. ميفهمي که خيله خب، ادي -
اين همونه که گفتم، من برات ترتيبش رو ميدم
شما هموني هستيد که آلت تناسليش خيلي بزرگه؟
بله مردم واقعا اين کارو ميکنن؟ اين خيلي خنده داره
28اُم ميبنمتون دکتر مکبي
رفيق، چرا تو به همه درباره جراحي من ميگي؟
چرا نبايد بگم يه رازه؟ کاترين درباره اين ميدونه؟
اون اونجا بود ذربين اش رو هم پايين نگه داشته بود
آره، با قيچي
خيلي خوبه - تستش کردي؟ -
آره، چندين بار
من که دروغ نميگم
ولي نه مثل مردم عادي، رو عروسک
دني خيلي خوشحالم که اومدي - حالت چطوره؟ -
بوتاکس آوردي؟ - نه -
اين پسر عمومه، ادي از ديدنت خوشحالم، ادي
اين جشن هالوينه؟ - الانم شوخي ميکني؟ -
اين کارو بايد بيشتر انجام بدي - فقط يه کم ديگه -
تعمير و نگه داري
من ميخوام تو جمع ها بمونم، دني، نه اينکه هي از اين و اون در برم
گاهي وقت ها بهتره اين کارو نکني چيزي تو چهره ات احساس ميکني؟
فقط اينجا و يکم پايين تر از ابروم که هيچ حسي نداره مثل مرده
اين دزدگير ماشينه؟ - لبخندشه -
من ميخواستم با پسرعموت دني برم، ولي اون قبول نکرد
اما اون نميخواست درگير يه همچين چيزهايي شه
اين يکم خطرناکه تو بايد کم تر اين کارو کني
که اين اتفاق نيوفته
آريال" زانوش بريده خيلي وحشتناکه"
خب، انتظار داري من چکار کنم؟ - اون خون ريزي داره -
ميدوني، من ميتونم براش بخيه بزنم برو کيفم رو بيار
پس از پله ها افتادي، آره؟
احتمالا چيزي پات نبود؟ مثل اسکيت بورد؟
نه يه چيزي حواسم رو پرت کرده بود - چي؟ -
يه دختر
پيش مامانش بود؟ - نه -
به نظر خوب مياد پيش مامان بمون
اين يه خراش کوچيکه بهش فکر نکن
بهش فکر نکن، والا يکي ديگه هم مياد تو صورتت
بلوند، قهوه اي، يا مو قرمز بود؟ - - بلوند
قد بلند، عالي، بدنش عالي بود
عجله کردم
اومدي براش يه کار خنده دار کني که اينطور شد، نه؟ نه اينطور نيست -
زنده موندم
کارت خوب بود دکتر اون خيلي نازه
همون حواس پرتي، اگه اشتباه نکنم - چي؟ -
اون پسره حواسش پرت شده بود براي همين افتاده
خب تقصيره منه؟ - آره، بدنت حواسش رو پرت کرد از پله ها افتاد -
اين ثابت ميکنه که پسر ها چقدر چشم چرونن اون چيزي گفت؟
اين روز ها همه از اين شايعات درباره دخترها ميگند
ميدونستم شما دوتا آخرش هم ديگه رو پيدا ميکنين
اما مواظب باش "پالمر" اون يه جراح پلاستيکه ديدم چطور يه عمل رو انجام ميده
باشه
من نميدونم چرا بقيه ميان براي جراحي پلاستيک
هميشه صورتشون خراب ميشه - بستگي به جراحش داره، من کارم خوبه -
الان بعضي از بيمارهام اينجان - واقعا؟ -
دورو برت رو ببين، ببين کيه که با بقيه فرق داره
اون؟
اون خانومه تو "اره"؟
خب، کدومشون کار تو اند؟
ورکلب" من ازش خوشم نمياد ولي اوني که" اونطرفه ميبينيش
با اون کون جذابش؟
با همون کونش کلي بالا پايين ميپره و ميرقصه جدا؟ -
براي اين که پشتش رو صاف کنيم مجبور شديم از پاهاش استفاده کنيم
خب اون ديگه نميتونه تو حموم سر بخوره
اين خيلي عاشقانه است نه؟
چند وقته اومدي "لس آنجلس"؟
دو سالي ميشه - پس کل امتحاناي ورودي رو قبول شدي -
فکرميکني من بازيگرم؟ - من مطمئنم که بازيگري -
دوباره سعي کن، دکتر من رياضي کلاس ششم رو درس ميدم
خب، پس هيچ مدرسه اي تو کاروليناي شمالي نبود که اينجا اومدي؟
پدر و مادرم از هم جدا شدند اين واقعا برام سخت بود مثل اينکه تو جهنم افتاده باشم
منم از دستشون خسته شدم و يه راه ديگه رو انتخاب کردم
خواستم يه تغييري ايجاد کنم براي همين اومدم "لس آنجلس"
هيچ کس، چون خانواده اش جدا شدند پا نميشه بياد لس آنجلس
من تا حالا با هيچ دختري تو سن تو اينقدر اُخت نشده بودم اين خيلي خوبه
اوه نه، اولين دروغت رو بهم گفتي - حق با توه -
خيله خب، هيچ وقت با يه دختري تو سن تو اينطور ارتباط برقرار نکرده بودم
نه فقط خانم هاي مجر، کلا تو اين رده سني
ميبيني، من ميفهمم کي داري راست ميگي و کي داري دروغ ميگي
آره، فکر کنم اين دومي واقعي تر بود
ميدونم
اوه خدايا، اين بهترين شب زندگيم بود
آره، اين احساس مثل، نميدونم خيلي واقعي بود
اين قطعا يه چيزي هست، پالمر
من بايد برم سر کار ...اما تو شماره ات رو بهم بده
و بعد ميتونيم تو يه موقعيت مناسب يه قرار بزاريم
کارت ويزيتم تو جيبمه، اگه ميخواي برش دار
بهتره که بهم زنگ بزني نبايد منو همينجوري ول کني
من ميخوام با يه وضع خوب بيام پيشت تا يه قرار خوب وشيک داشته باشيم نه اينکه فکر کني هميشه اينطوري لختم
اين چيه؟
يه حلقه؟ - يه حلقه ازدواج -
تو ازدواج کردي؟ - نه، من ازدواج نکردم -
اين ماله من نيست
حلقه ازدواج ديگران دست تو چکار ميکنه؟ دني
يه لحظه بهم اجازه بده تا برات توضيح بدم
بفرما
اين قضيه ماله خيلي وقت پيشه - من اينقدر احمق بودم؟ -
نه، نه بهم زنگ نزن -
No comments yet. Be the first to leave one.