On the Edge

On the Edge

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

John Carney On the Edge 2001 smkd
A Commentary by smkd
ترجمه و زیرنویس از صابر

Tags

other
Published on: 2017-01-28
Downloads: 49
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

. نه . هنوز مُرده

(روی لبه (پرتگاه

:کارگردان جان کارنی

، خب ، آقایون مث اینکه این رفیقمون حالش زیاد میزون نیست

باشه ، دردت چیه

مواد

. کلی مواد کف رفتین . یه مقدارش رو بدین به ما

چی میخوای ؟ - چی داری ؟ -

...دُز بالا ، دُز پایین ، میکس ،مراکشی

، هروئین ، اسید ... ...(شتاب دهنده و منگ کننده)

...گمونم یه گرمش رو میخوام - . و گُل -

.من یه گرم کوکائین میخوام

!دستِ کثیفتو بکش

ریدم

سلام - چه مرگته،عنینه ؟ -

اون یارو دوس پسرت بود؟ - آره -

با خودش چندچند بود؟ - اون احمق ـه -

به تو چه مربوطه ؟

بقیه شبو چی کاره ای ؟

به تو چه ؟

میخوای بریم به مکان من تا یه مقدار کوکائین بزنیم به بدن و بعدش سکس کنیم ؟

!باشه - . خیلی خب -

همشهری،این ماشین شماست ؟ گرفتی ما رو ؟ -

. ما هیچوقت از این ماشینا نمیخریم . این یه ماشین درِپیتِ زنونه اس

داری چکار میکنی اطراف شمال میچرخی، جاناتان ؟

راستش ، زیاد برام فرقی نداره

. خرید . رفتن به جاهای دیدنی . کفن و دفنِ پدرم

جدی؟ مُرده ؟ - . اون مُرده -

چطور مُرد ؟ - !اینقدر خودشو بست به مشروب تا غرق شد -

دلت شکسته ؟

، میدونی . من خیلی خوشحالم که بالاخره ملاقاتش کرد

، دکتر بهش گفته بود !باید از نوشیدن دست بکشی "

. کبد ات از بین رفته منظورمو متوجه میشی؟

بعدش رفت خونه و با یه بطری . شراب برای خودش جشن گرفت

!جشن رفتنش به یه جایی - قضیه رو به شوخی گرفتی؟ -

.من هیچوقت درباره مرگ شوخی نمیکنم - .چرا،میکنی -

واقعاً ؟

. منتظر وایستا . الان برمیگردم

صبح بخیر - تو به باحالیِ برادرت نیستی -

تشکر

مایکی، چه صبح دل‌انگیزیه - اون خوابه -

مراسم تشییع خوب بود، نه؟

جریان چیه ؟ اصلاً خوابیدی ؟ - . آره ، زود خوابیدم -

. خاکستر رو میخوام . میخوام با خودم ببرم

منظورت چیه ؟ - . من کوزه کوفتی رو میخوام -

. میخوام اونو با خودم به خونه ببرم

چه زِری داری میزنی ؟ ساعت پنج ـه صبحه

. مایکی ، اون خوابه . ول کن

من کوزه رو بهت نمیدم ، گرفتی ؟

ببین . چرا چند ساعتی اینجا ...نمیخوابی تا بعدش

همه دور هم صبحونه بخوریم، باشه ؟ ...

!پنکیک دارین؟

...آره . برات درست میکنم

اون حالش خوب میشه ؟ - . آره ، خوب میشه -

. نسبت به چند ماهِ اخیر حالش خیلی بهتر شده . اون عالی میشه

. گوش کن . من متاسفم

. میبینیمتون . داریم میریم بگردیم

. باید ازت بخوام که همینجا پیاده شی

چی ؟

. ازت میخوام که همینجا پیاده شی . شرمنده

درباره چی صحبت میکنی ؟

. ازت میخوام همین حالا از ماشین پیاده شی . متاسفم . خواهش میکنم

. جدی میگی

«...اگر میخواهید خودکشی کنید »

«نباید اشتباهی مرتکب بشید...» «... نباید با اتومبیلِ بی سقف»

«. از بالای صخره بپرید اونم با سرعت 50 مایل»

«این حماقتِ محض ـه »

«انگشتِ کوچیکمو شکوندم»

«بدونِ کمربندِ ایمنی»

«پلیس گفت اگر کمربندِ ایمنی » «میبستم ، گردنم میشکست»

« بجایِ رفتن به زندان» «...بخاطرِدزدیدنِ ماشین »

« من ترجیح دادم که سه ماه» «...در بیمارستانِ روانی»

«بستری بشم ...»

«نکته خوب درباره رفتن به تیمارستان » «...اونم تو این فصل»

فصلِ کریسمس رو تو یه جایِ بخصوصی هستم...» « و آلاخون والاخون نیستم

«تا جایی که یادم میاد» «... همیشه دلم میخواست که»

!«کریسمس رو تو موسسه روانی خارجِ شهر بگذرونم ...»

یکی از کارهایی که اجام میدیم جلسه های گروهی هستش که تو توش شرکت میکنی

اعضای این گروه هم افراد هم سن و سالِ تو هستن

اکثرشون یه ماهی ـه که پیشِ ما هستن . شایدهم بیشتر . اونا خیلی پیشرفت کردن

. مطمئنم تو هم خیلی زود خودت رو وقف میدی . اینجا اتاقته

. خوبه ، بَرِش میدارم

یک اتاقِ ویژه ای برای بیماران هست» «که اسمش اتاقِ تفریح و سرگرمی ـه

، میتونی با دارتِ مدل ولکرو ، ورق» «...و یا تی وی وقتت رو بگذرونی

همچنین آبگرمکنی هست که آب ...» «...تو کتری رو نزدیکِ داغ نگه میداره

و این یعنی اینکه نمیتونید با ریختنِ آب کتری ...» !«رو سرتون خودکشی کنید

. اون حیوونو نگاه کن

. آره ، خیلی بامزه است

. من قبلنا یه گربه داشتم

، اما سرش تویِ قوطیِ غذایِ گربه . که رویِ پیشخوان گذاشته بودم،گیر کرد

تا اومدنم که ده ساعت طول کشید . سرش تو اون بطری گیرکرده بود

. متاسفم

. باید خیلی براش دردناک بوده باشه

...کلِّ زمان تو تاریکی

، تلاش میکرد که نفس بکشه ... . خودشو به در و دیوار میکوبید

. چقدر ناراحت کننده

. اما اون الان حالِش خوبه

، یه مقدار بدخلق شده . ولی حالِش خوبه

. خیلی خب ! بعداً میبینمت

بر و بچ ، این برا چیه ؟

. خیلی ممنونم

حوصله صحبت کردن نداری ؟

. باشه

. برای امروز کافیه

،جلسه های درمانی که براتون گذاشتم،راس ساعت دوازده . هر سه شنبه و پنجشنبه در اتاقِ سیزده برگزار میشه

. بایستی تو کلاسها شرکت کنی

. امروز صبح مدارکت رو مطالعه کردم

درموردِ پدرت . واقعاً متاسفم

«تو ساعت 7:30 از خواب پریدی» «ساعتِ مناسبی برای بیداری از خوابه»

. معذرت میخوام تو چرا اینجوری لباس پوشیدی ؟

بله ؟ - این چه لباسی ـه پوشیدی ؟ -

منظورت چیه ؟

تو اینجا بستری هستی ، مگه نه ؟ . باید پیژامه بپوشی،پوشیدن لباس شخصی ممنوعه

. من لباساتو بر میدارم

«...هیچ لباسی راحت تر از پیژامه ی دستِ دومی نیست»

«. که قبلش هم متعلق به یه آدمِ کوتاه قد بوده باشه ...»

. معذرت میخوام دفترِ دکتر فیگرز از این طرفه ؟

. مسیرت درسته . مستقیم برو تا به درهای آبی رنگ برسی

اونو میتونی انتهایِ راهرو طبقه دوم . پیداش کنی. خداحافظ

. سلام - . علیک -

شما دو تا هم مریضِ اینجا هستید ؟

!نه ، ما دکتریم - . عجب.باشه،بعداً میبینمتون -

. از کفشِ راحتی ات خوشم میاد - . ممنون -

گاز هم میگیرن ؟

نمیدونم . چرا دستتو نزدیکشون نمیاری تا خودت متوجه بشی ؟

. خب ، خیلی باحالن

میای بعضی وقتا تو استخر بازی کنیم ؟

کی ؟ - . هر وقت -

. من تو استخر بازی نمیکنم - !من باهات بازی میکنم -

...جدی ؟ راستش رو بخواید دلم میخواست

. با این خانمِ جوان تو استخر بازی کنم ...

.ناراحت نشو - ! برو درِ خودت بذار -

نظرت درباره تنیس روی میز چیه ؟

میتونم شماره تلفنِ اتاقم رو بهت بدم ؟

.نه

. بیا تو

. میخوام در مورد پیژامه باهاتون صحبت کنم

مشکل کجاست ؟

مشکل اینجاست که مجبور شدم . وسط روز پیژامه تنم کنم

، این جزء برنامه سینِ سلامتیتون هستش . برای تشخیص شما از بیماران روزانه

. خیلی مسخره است . اونا لباسام رو ازم گرفتن

. اینا خیلی کوتاهن . شبیهِ احمقا شدم

. اصلاً هم اینطور نیست،جاناتان

. اینجا همه اینا رو میپوشن

. بعداً یه نگاهی به این برگه ها می اندازیم

«و اما،جلسه های درمان» «سه روز در هفته راس ساعت 2:00»

کلاسِ عقب افتاده ها اینجاست ، آیا ؟

. بیا تو . رو یه صندلی بشین . تازه داشتیم شروع میکردیم

. خیلی هم عالی !مطلب خاصی رو که از دست ندادم،دادم؟

. دوستان ، ایشون جاناتان بریچ هستش . اون به گروه اضافه میشه

پس ، چرا شماها خودتون رو معرفی نمیکنید ؟

. ریچل - . توبی -

...ایشون لزلی هستش

. نیک ...

.نه ، چیزی رو از دست ندادی - !چه خبر مسرت بخشی -

، درسته ، اسم من جاناتان بریچ ـه . و 19 سالم ـه

... و من هفته شماری میکنم تا همه چیز رو

. راجع به همه یاد بگیرم ...

اما اون چیزی که برام اهمیت بیشتری داره . در مورد خودم و مشکلم هستش

ممنون . بعدی ؟

ما همه مون بعنوان یک گروه ...چند هفته ای ـه که با هم هستیم

و افکارمون رو با هم ... ...به اشتراک میذاریم ، پس

بهم اجازه بده که ازت بپرسم ... ...که در این لحظه چه احساسی داری

!و نکته ی خاصی برای گفتن به ما داری ؟ ...

!اون خیلی جذابه

!دوست پسر داری ؟

. پس،این یعنی اینکه نداری

باشه . بیاین یه نگاهی به این لیست بندازیم ؟

، تویِ برگه هاتون ...موقعیت هایی رو مشاهده میکنید

. که موقعیت های سختی برای بعضی از افراد هستش ... . چیزایی که همه مون یه جورایی ازشون ابا داریم

. من تو رو نمیشناسم . دکتر ، من اونو نمیشناسم

. نیک ، مشکلی نیست . اون هم بیمار ـه - . من بهش اعتماد ندارم -

.مشکلی نیست. باشه

چیزی که من از شما میخوام اینه که ...برای هر مورد گزینه ای رو انتخاب کنید

.که حقیقتاً آزرده تون میکنه ...

. معذرت میخوام

. پُر کردن فرم ها واقعاً منو میترسونه

. توبی، اشکال نداره . مجبور نیستی پُرش کنی . اینقدرها هم مهم نیست

!!نه ، فقط میخواستم شوخی کنم

! تو خیلی بامزه ای - . ممنون ، دکتر -

. واقعاً، خیلی بامزه بود

!خیلی خب . من دیگه نیستم . میبینمتون

جاناتان ، با فرار کردن هیچ . کمکی نمیتونی به خودت بکنی

. نه ، میدونی ، درست میگی دکتر ، نمیکنم

چرا به ما نشون نمیدی چطور انجامش بدیم ؟

. یه کم درباره خودت بگو !چی تو رو میترسونه ؟

میخوام بدونم که اصلاً چیزِ . خاصی هست که نگران ات کنه

خیلی دوست دارم سر این موضوع ...هر وقت که خودت خواستی باهات بحث کنم ، اما

. ما اینجا جمع نشدیم که درباره من صحبت کنیم ... منظورمو متوجه شدی ؟

. از نظرِ من سوال ام رو نادیده گرفتی - . نه ، اصلاً اینطور نیست -

. حالا هم عصبانی بنظر میرسی - . من اصلاً عصبانی نیستم -

. بعضی وقتا عصبانی شدن خوبه

فکر نمیکنم این بحثا . زیاد در خورِ گروه باشه

باشه . اگه شما راحت نیستید . درباره اش صحبت نمیکنیم

!اما تو خاطرم هست که گفته بودید من دارم فرار میکنم

بله ، بنظرم اون چیزی ـه که ما . باید علتش رو ریشه یابی کنیم

تو داری سعی میکنی با منحرف کردن موضوع . به سمتِ مشکلات من ما رو از اصلِ بحث دور کنی

، حالا هم بدگمان بنظر میرسی . درست شبیه به نیک

تو چی درباره من گفتی ؟ - !چیزِی نگفتم . تو چطور شنیدی ؟ -

. من همه چیز و میشنوم

On the Edge subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for On the Edge

  • Atiz · 38 downloads · 2023-06-13

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left