The first 200 lines.
"تقصير شما نبود"
من خوبم
درد اجتناب ناپذيره ولي بيچارگي اختياريه
قربان
آقاي کبير؟
يکي اومده دربارهي قتل پريتپال سينگ صحبت کنه
دارم ميام
تازه اومده اينجا قربان، از بمبئي منتقل شده اينجا اسمش کبير سوانت هست
قربان
قربان، ايشون دکتر آويناش سابهاروال هستن...روانپزشک
توي پروندههاي زيادي به پليس دهلي کمک کردن
چطور ميتونم کمکت کنم دکتر؟
توي پرونده ي قتل پريتپال سينگ
شايد بدونم قاتل کيه
تــــنــــفـــس در ســـايـــــه
خشم و هوس فقط دو تا از 10 گناه راوان هستن
فلسفهش اينه چرا راوان؟-
...حتي انجيل هم دربارهي 7 گناه صحبت ميکنه
اين بايد راوان باشه
اون آدم دزد هم توي ويدئوش دربارهي اين صحبت کرد
اونهايي که آتش خشمشون رو تغذيه ميکنن
با همون آتش نابود ميشن
اين يعني، از 10 سر راوان ناتاشا تازه دومي هستش
ميدوني منظورم چيه؟
هشت تاي ديگه ميمونه
هشت تاي ديگه، آبها
اگر هشت تا قرباني ديگه هم هستن
...بعدش يه مدت طول ميکشه تا پليس ها
ببين، من توي پروندههاي زيادي باهاشون همکاري کردم، ميدونم چطور کار ميکنن
پس قبل از اينکه پليس به من برسه من بايد برم پيششون
من بايد بخشي از تحقيقاتشون باشم
اگه بتونم بخشي از تيم تحقيقاتي بشم اونوقت به تمام اطلاعات داخلي دست پيدا ميکنم
ميفهمم که تو فکرشون چي ميگذره
اين تنها راه براي انجام اين کاره
اما آبها، براي انجام اين کار تو بايد يه کاري بکني
ويدئو پريتپال سينگ همه جا پخش شده من هم ديدمش
من يه بيمار دارم عملا نميتونيد بيمار صداش کنيد
چون هرگز رو در رو با هم صحبت نکرديم
قبلا به کلينيک من زنگ ميزد
مطمئن نيستم، اما حس ميکنم اون ارتباطي با اين پرونده داره
...ببينيد، ممکنه اشتباه بکنم، اما فقط دربارهي چي صحبت ميکردين؟-
اولين باري که زنگ زده بود
گفت که بعد از نا اميدي از 10 دکتر به من رسيده
باور داشت که شايد من بتونم وضعيتش رو درک کنم
خيلي عصباني بود
همهش دربارهي يه عمليات صحبت ميکرد
عملياتي براي ريشه کن کردن شرارت از جامعه
کار داوطلبي؟
يه جورايي
سعي کردم کاري کنم که به ديدنم بياد
اما بعد از اون آخرين تماس ديگه تماس نگرفت
تا امروز صبح
ميشه يه قهوه بهم بدي حتما آقا-
من توي کلينيکم بودم که با تلفن کلينيک تماس گرفت
اين بار، مثل قبل پرانرژي نبود
وقتي ازش پرسيدم که چي باعث شده انقدر آروم بشه
دربارهي فلسفههاي قديمي راجع به عدالت صحبت ميکرد
و در آخرش چيزي گفت که من رو به اينجا کشونده
تمام کثافتهاي جامعه بايد بايد توي همون کثافت دفن شده و از بين برن
وقتش شماره و آدرسش رو ازش پرسيدم عصباني شد
گفت که من هم مثل بقيهي دکترها از آب در اومدم
شکاک، پيش داور
و بعدش از عصبانيت تلفن رو قطع کرد
ببينيد من نميدونم که اون مرد کيه
اما از روي تجربهم ميتونم بگم که احتمالا خودش باشه
و به احتمال زياد، متوقف نخواهد شد
من حاضرم، به هر نحوي که ميتونم بهتون کمک کنم
فکر کنم خيلي خوب بود
اما اون خودکاري که پليس پيدا کرد
خون تو روشه، درسته؟
آره، ميدونم
ببين، وقتي درگير اين پرنده بشم براي اون هم يه کاري ميکنم
گوش کن فقط سه روز ديگه مونده
...نگفتي
حوله رو هم نبردي
ببخشيد
سيا، مشعل رو بگير و همه طرف رو بررسي کن
چيزي ميبيني؟
چيزي ميبيني سيا؟ نه آبجي، هيچي نميبينم-
يه کم بيشتر برو داخل لطفا آفرين، آفرين دختر شجاع
چيزي ميبيني؟ نميبينم-
عجله کن سيا، ديگه خيلي با آب بازي کردي
بيا بيرون
سيا، سيا بيا پايين، بيا پايين عموي بدِ اومده
عجله کن آبجي
عجله کن آبجي عمو بده الان مياد داخل
نه، نه، نه پيچ کجاست؟
...سيا
سيا، خواهش ميکنم پيچ رو پيدا کن خواهش ميکنم
لعنتي، لعنتي، لعنتي
پيدا کردي؟ نه-
پيداش کردي؟
..چي
چرا اومدي داخل؟ اينجا حمومه
نميبيني دارم بچه رو ميشورم؟
...لطفا فقط
تو خوبي؟ آره-
*بيمار به نظر متوهم، غمگين*
*...افسرده، با تفکرات عاري از منطق، تکبر...بيمار داراي*
ببينيد آقا کي ميان
سوابق اون بيمار خيلي خب-
اميدوارم کمکي کنه
ممنون آقا
من يه کم دير ميام اگه مشکلي بود باهام تماس بگير، باشه؟
آره، بعدا باهات صحبت ميکنم، خداحافظ، خداحافظ
سلام سلام-
حالت چطوره؟ خوبم، تو چطوري؟-
لطفا بفرماييد
اميدوارم که به مشکلي توي پيدا کردن اينجا برنخورده باشي
بله
اين بار
خونهي قشنگي داريد لطفا بفرماييد، ممنونم-
بازم معذرت ميخوام که فوري شد
اونهايي که براي مجله کاري ميکنن خيلي ريزبين هستن
...مطمئنم که ميدوني ولي ...لازم نيست دوباره بگي-
بخاطر اين گفتم ولي گوش کن-
هي، موضوع اينه که من يه آماتور هستم
و فقط يه دورهي سه ماههي عکاسي رو گذروندم
خب...بذار من دربارهي اين تصميم بگيرم
باشه
...اين ديويانکاست
شريک من ميدونم-
کتابت رو خوندم
خونديش؟ آره-
...عکس العمل ها نسبت بهش چطور بوده؟
...اي خدا، من نميدونم، منظورم اينه که
ميدوني، با اينکه درباره ي خودم خيلي هيجان زده و راحت هستم
گاهي بايد سعي کني شرايط دلخواه رو ايجاد کني
من کتاب رو نوشتم و دربارهي تمايلات جنسيم صحبت کردم
اما بعدش فکر ميکنم که نميدونم جامعه چه واکنشي نشون خواهد داد
خب...اين مشکل اونهاست نه تو
همونطور که هستي زندگي کن
خيلي خب بگو ببينم، چي ميخوري؟
چايي، قهوه، ويسکي؟
عکس
لطفا با ديدن اين شلوغي قضاوتم نکن، باشه؟
راستسش به ديويانکا قول داده بودم که عکسهاي قديميش رو ديجيتالي کنم
و بعدش هيجان زده شدم و عکسهاي خودم رو هم اضافه کردم
حالا متوجه شدي؟ من يه آدم هيجان زده ام
خيلي خب
بذار ببينيم فکر کنم بايد جديدترين ها رو بهت نشون بدم
خونهش جايي هست که احساس راحتي ميکنه
و تو بايد توي مکان اون احساس راحتي کني
آره
فقط اون موقع ست که ميتوني وارد مرحله بعد بشي
خيلي خب، هر چيزي که ميخواي بهم بگو، باشه؟
...خوب، بد، زشت هر چي که فکر ميکني بهم بگو
باشه؟ رک و راست بگو باشه-
بذار چند تاي ديگه بهت نشون بدم
اون رو بهم نشون بده...همون
واو
خوشگله
خيلي متاسفم اشکال نداره-
بهت گفتم که اينجا خيلي به هم ريخته ست
خوبه، ممنون
هي، هنوز اين عکسها رو اضافه نکردم
آوي اين...اين تويي
...آره فکر کنم اينجا
کلاس هشتم بودم
لبخند لطفا
پدربزرگ، دو دقيقه صبر کن من برم يه کم بستني بگيرم -باشه
يدونه بستني قيفي ميوهاي بدين
بله
يه اسکوپ ديگه اضافه کنيد لطفا
بله
نخند عذر ميخوام-
بيا
تازه اومدي اينجا؟
آره...تو قديمي هستي؟
نه، توي هر تعطيلات از دهلي به ناينيتال ميام
به خونهي پدربزرگم
ناتاشا آويناش-
من اينجا درس ميخونم
مديرمون آقاي مورتي بهم گفت که توي تعطيلات يه کاري بکنم
به خاطر همين اومدم اينجا کمک ميکنم الان ديگه نوجوون شدم ديگه
واو، چقدر؟ سيزده سال -
تو رو نميگم ديوونه، بستني رو ميگم پنج روپيه-
مرسي
آره همينه
بعدش اون هر روز ميومد بستني بخوره
و من عصرها ميبردمش و توي خيابون مال دور ميزديم
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
عجب مدرسهي بزرگيه
ميدوني، من تا حالا داخل يه خوابگاه پسرونه رو نديدم
دخترها اجازه ندارن بيان داخل
دوست دختر چطور؟
بيا، بيا بريم...کدوم طرف؟
اگه درست يادم بياد حتي اون موقع هم اعتماد به نفس بالايي داشت
اون خيلي باهوش بود
نميدونم...منظورم اينه که، تعطيلات تموم شد و اون برگشت به دهلي
و ديگه هرگز نديدمش
ناتاشا
چرا گزارش دياناي هنوز نيومده؟ قربان-
دو تا کپي از اين فايل بگيريد و هر کدومتون يکيش رو برداريد
...و ميخوام مکالمهي بين آويناش و بيمارش رو
انقدر بخونيد که توي ذهنتون حک بشه
يه ليست از تمام روانپزشکهاي دهلي تهيه کنيد
و باهاشون تماس بگيريد
و ببينيد آيا همچين کسي باهاشون تماس گرفته که با پروندهي ما همخوني داشته باشه؟
*ناشناس*
No comments yet. Be the first to leave one.