The first 199 lines.
ما هرگز با آقای اوون ملاقات نکردیم
کاملاً خیالتون راحت باشه
اگه چیزی خواستید لطفاً زنگ بزنید
به هر حال، من آن کلاید هستم منشی آقای اوون
آیا ایشون دستورالعملی برای من گذاشته؟
نه خانم وقتی آقای اوون مراجعت کرد باهاش صحبت میکنیم
در آزانس هم چیزی در این مورد به ما نگفتن
فقط اینکه ما باید به هشت مهمان خدمت کنیم
فکر نکنم این دغدغه ما باشه
خانم کلاید، بریم پیش بقیه
عوضی
فکرکنم با این زن مشکل پیدا کنم
در باره اربابت آقای اوون بگو اون چطور آدمیه؟
عزیزان من، شما کاملاً متحیر به نظر می رسید
مطمئنم همه شما داستان دو انگلیسی...
... رانده شده در جزیره ای بیابانی را میدونید
... که هیچ وقت با هم صحبت نکردند چون به هم معرفی نشده بودند
خب، اون یه مرد پولدار و عجیب و غریبه حداقل این چیزیه که به من گفته شده
شما اونو ملاقات کردید؟ نه
اون با نماینده من تماس گرفته و منو برای انجام یه معامله دعوت کرده
هزینه بلیط وچیزای دیگه هم پرداخت شده
میتونم بپرسم که آیا بقیه آقای اوون را میشناسن؟
چقدر عالی
همه شما بدون اینکه میزبان خودتون را بشناسید به مهمانی خانوادگی دعوت شدید
شما چطور، خانم برگن؟
عزیزم، این همیشه برای من اتفاق می افته
اما حتماً یکی از ما آقای اوون مرموز را میشناسه
شما که به عنوان منشی آقای اوون استخدام شدید از این دعوتنامه ها خبر نداشتید؟
نه خبرنداشتم ، آقای لومبارد ، چطور مگه؟
هیچی ، فقط پرسیدم
بله درسته . از دوستم چارلز مورلی قرض گرفتم
و یادم رفت بهش برگردونم
بعلاوه ، این از چرم خوکه
یه گیلاس ویسکی قبل از شام کارشو میکنه
ده سرخپوست کوچک رفتن شام بخورن
یکی خودشو خفه کرد و نه نفر باقی موندن
اونجا به ما مشکوک نشدن ما در امان بودیم
اما اگه تو این خونه دهنتو نبندی در امان نخواهیم بود
حالا به کارت ادامه بده
اوه.. فوق العاده است
برو سراغ آن کلاید اون بیشتر به تیپ تو میخوره
هی، ما حرفه ای ها باید کنار هم بمونیم
بقیه رو به حال خودشون بذاریم
بی خیال پسر
تیپ شما چیه ، آقای لومبارد؟
میخوای بری شکار ، ژنرال؟
بنظر میرسه میزبان ما آقای اوون خیلی به شکار علاقه داره
نسبتاً متفاوت از آخرین دیدار ما
آخرین دیدار ما ؟ یادم نمیاد
چطور یادت نمیاد؟ وقتی تو برلین بودیم
فکر کنم اشتباه میکنید
به نظر می رسه ما با 10 سرخپوست کوچک شام میخوریم البته بدون میزبان
حیف شد ، اون این شام لذیذ را از دست داد
بله ، واقعاً خوشمزه است از طرف ما از همسرت تشکر کن
ممنون قربان
اما دکتر، شما از این شراب عالی میل نکردید
آب هرگز به کسی آسیب نمی رسونه ، خانم برگن به خصوص در حرفه من
شما رسم قدیمی رو نگه میدارید
پیشنهاد میکنم بخوریم به سلامتی ده سرخپوست کوچک
و میزبان غایب خودمون
به سلامتی میزبان و دوستان غایب
امیدوارم آقای اوون در طوفان برف گم نشده باشه
چون ممکنه شغلتو از دست بدی شلوغش نکن . لومبارد
بیخیال ، اینقدر رسمی نباش
هیو هستم منم آن هستم
سلام آن . سیگار؟ ممنون
تو اتاق من هم هست خب این یعنی چه؟
خط اولش چی میگه؟
نه سرخپوست کوچک تا دیروقت بیدار موندن
یکیشون رفت بخوابه و هشت نفر باقی موندن
# هشت سرخپوست کوچک در حال سفر به بهشت #
# یکیشون با گربه ای ملاقات کرد و هفت نفر باقی موندن #
# هفت سرخپوست کوچک چوب خرد می کردند #
# چوب خرد کن یکی از اونارو خورد و شش تا باقی موندن #
# شش سرخپوست کوچک در حال بازی با کندوی زنبور بودن #
# یکیشون را زنبور نیش زد وپنج تا باقی موندن #
# پنج سرخپوست کوچک رفتن درس حقوق بخونن #
# یکی شون قاضی شد و چهار تا باقی موندن #
# چهار سرخپوست کوچک رفتن کنار دریا #
# یه ماهی یکیشون را بلعید و سه تا باقی موندن #
# سه سرخپوست کوچک رفتن به باغ وحش #
# یه خرس بزرگ یکیشون را گرفت و دوتا باقی موندن #
# دو سرخپوست کوچک زیر آفتاب نشسته بودن #
# یکیشون زیر آفتاب سیاه شد و یکی باقی موند #
خوبه ژنرال ، رسیدیم به آخرین سرخپوست
خدا را شکر
# سرخپوست کوچک که تنها مانده بود #
# رفت خودشو حلق آویز کرد #
# و سپس هیچکس نبود #
کافیه دیگه ، اون صدای جهنمی را خاموش کن
خدا اون ده سرخپوست را رحمت کنه
فوق العاده است
بقیه بهتره بشینیم و موقعیت خودمون را بررسی کنیم
بله، درسته
همه مارو برای یه مقصود اینجا جمع کرده
به من گفته شده که با افراد مهمی از دست اندرکاران فیلم ملاقات خواهم کرد
پس باهاش آشنائی نه، بزرگوار، نه
اون با یه نامه و یه پاکت پول منو دعوت کرده
به من گفته شده که به عنوان یکی از مهمونها حضور داشته باشم
برای جاسوسی از ما؟
ممکنه قربان
نه تنها آقای ناشناس ما را به بهانه های واهی اینجا فریب داد
بلکه زحمت زیادی کشیده و پرونده همه مارو کشیده بیرون
این حرفها کاملاً دروغه و خیلی هم عجیب
من ده تا مجسمه کوچک سرخپوست تو کمد پیدا کردم
بهتره زیاد مشروب نخوری
و من فکر می کنم شما دنبال سکس باشی
خواهش میکنم آقای راون
میدونید ، من هنوز در مورد آقای ناشناس توجیه نشدم
که با چه هدفی مارو اینجا جمع کرده
به نظر من این شخص، هر که باشه...
یه آدم دیوانه و خیالاتیست
به هر حال هدفش هرچه باشه...
به نظر من باید همه دستجمعی از اینجا بریم
کاملاً موافقم خانم کلاید ، گوش میکنید؟
... زنگ را برای گروهمان فشار دهید، لطفا؟
نمیشه قربان ، تلفن کار نمیکنه
نمیشه هیچ پیامی ارسال کرد؟
نه قربان ، تا صبح دوشنبه کسی اونجا نیست که پیام دریافت کنه
باید صبرکنیم که سورتمه با وسایل برسه اینجا
صبح دوشنبه؟ اما امروز جمعه است
من در راه بازگشت از یه مهمونی بودم دیروقت بود منم مست بودم
خیلی تند رانندگی میکردم
ناگهان دونفر در جاده ظاهر شدن
وای خدایا ببین چه بلایی سرش اومده
مشکلش چیه؟ مست کرده ، چندش آوره
اون مسته
نه خانم برگن ، مست نیست، مرده
چی گفتی؟ خفه شده ، مرده
هیو؟
واقعاً فکر میکنی آقای اوون یکی از ماست؟
آره
پس باید یکی از پنج نفر باشه
هفت نفر
هفت نفر؟
حتماً نباید مرد باشه
واقعاً باور داری که ممکنه من باشم؟
مزاحم که نشدم؟
نه عزیزم ، مزاحمتی نیست داریم بازی میکنیم
بازی بیلیارد فکر کنم همه چی عادی بنظر میرسه
دقیقاً نه، خانم برگن عزیز
دکتر و من به این نتیجه رسیدیم...
... که کل این داستان ساخته ذهن یه دیوانه است
ما یه فکری کردیم که اگه ممکنه بهتون نشون میدم
... با این 10 توپ بیلیارد
ما هشت نفر بودیم که وارد اینجا شدیم
دونفر منتظر ما بودن
شدیم ده نفر
و یکی از این 10 نفر میزبان ما آقای اوون است
سه نفر از این ده تا حذف شدن
کشته شدن دقیقاً
آقای راون
همسر گرومن
ژنرال ماندرایک
هفت سرخپوست کوچک باقی مونده شش تا
یکیشون قلابیه
کاملاً درسته قربان یکیشون آقای اوون است
اما کدوم یکی؟
حالا ببنیم چی داریم شما چی میگی ، دکتر؟
من از این قضیه منتفرم، بلور من یه مرد حرفه ای هستم
دکتر عزیز، ما از این بابت نتیجه ای نمیگیریم
پزشکان قبلاً دیوانه شدن قضات دیوانه شدن
پلیس هم همینطور
و اگه بتونم بگم حتی زنهای بازیگر
خیلی ممنون
بعضی ها میگن عاقل ها در اقلیت هستند
در مورد لومبارد چطور؟
بله ، درمورد لومبار چطور؟
آیا این یه تفتیش عقاید خصوصیه یا هر کسی میتونه درش شرکت کنه؟
در مورد من چطور؟
هیچکس مستثنی نیست همه ما واجد شرایط هستیم
پاسخ اینه که ما باید به همه شک داشته باشیم
کسی به گرومان فکر کرده؟ منم تو همین فکر بودم
اون بود که نوار را در دستگاه گذاشت
به نظر شما امشب چند نفر سر میز شام خواهند بود؟
گرومن، بازهم شراب بیار فکر میکردم مشروب خور نیستی ، دکتر
من معمولاً مشروب نمیخورم
مگر در شرایط سخت
متشکرم
خدایا ، کی قراره این قضیه تموم بشه؟
دقیقاً
آیا قراره دور هم بشینیم تا حدس بزنیم آقای اوون کیه؟
... در حالی که داره یکی یکی مارو میکشه؟
باید راهی برای خروج از اینجا وجود داشته باشه
گرومان میگه راهی نیست
مگر اینکه طرف کوهنورد حرفه ای باشه
متشکرم
صبر کنید . فهمیدم
نه، چیزی نیست بس کن دیگه ، بلور
خب، یه فکری بنظرم رسید
میگم آقای اوون بعد از اتمام کار چطور میخواد از اینجا بره؟
کسی میتونه جواب بده؟
شاید با کوهنوردی دیگه از چه راهی؟
اون منتظرنمی مونه
پس چطوری میخواد فرار کنه؟
کوهنوردی؟ خب، پس منم میتونم خارج شوم
شما چی میگی ، آقای قاضی؟
شما چطور آقای لومبارد؟
من کمی کوهنوردی بلدم
No comments yet. Be the first to leave one.