The first 200 lines.
به من قدرت بده تا پدر پادشاه رو بُکشم
شاه ماینوس , شاه آجیوس رو نمیکشه
تا وقتی که لکسیکان رو از تو نگرفته
رازهاتُ به کشیش های من میدی؟
میزاری اونجوری که می خوام آماده شم؟
... آفرودایت
تو
باید راه دیگه ای هم باشه
من این عشقُ قربانی خدایان نمی کنم
"تو نه تنها اون تستُ خراب کردی، "هیرو
تازه حلقه مجوسی روهم از دست دادی
از کجا می دونی می خوایش
وقتی حتی نمی دونی منُ می خوای یا نه؟
یه چیزی بینمونه که نمیتونم توصیفش کنم
،می تونی منُ به زور اینجا بیاری
اما نمی تونی مجبورم کنی عاشقت باشم
بگو که چیزی حس نکردی
من میخوام تو طول مراسم ناپدید بشم
قرارمون بیرون شهر
"توی معبد "آفرودایتی
فکر میکنی عاشق توئه , ولی عاشق منه
می خوام یه حساب جامع
از هرچیزی که میگه و هرکاری که می کنه برای اضافه کردن به کارمون داشته باشم
یه الگویی که خدایان گذاشته بودن
و فکر می کنی اینجا جاییه که درهای المپیوسُ پیدا می کنم؟
اون کجا رفت؟
بوسیله خدایان گرفته شده
جای پنجه ها؟
میتونی بِکِشیشون؟
... یه بارهم شده
چه بلایی سر پیشگو آوردی؟
اون نمیخواست بیاد
پس تو به جای اون اومدی؟
چرا ترکم کردی؟
دیگه کی میدونه تو اینجایی؟
هیچکس
بهت قول میدم
عشق ما مثل یه راز باقی میمونه
عشق ما" ؟"
من نمیدونم چرا حتی دارم بهت گوش میدم
بهم بگو که احساسی بهم نداری منم تنهات میزارم
من احساسی بهت ندارم
میدونم که حقیقت نداره
چند نفر با خودت آوردی؟
هیچی
اونو شکنجش کردی؟
البته که نه
اون اومد پیشم
مگه اون بهت نگفت
وقتی که رفتی ما دوستای صمیمی شدیم
چی میخوای ازم , آریادنه؟
عشقتو
چرا؟
تو عاشقشی , نیستی؟
نه
دروغگو
اسلحه هاتون رو بندازید و خودتونو نشون بدید
داری بهم آسیب میزنی
خوبه
دارید روی جون پرنسستون ریسک میکنید
آدماتو صدا کن
اون بهم گفت که تو میخوای باهاش فرار کنی
و اون نمیدونست چطور راستشو بهت بگه
اون عاشقت نیست
چرا باید اون اینو بتو بگه؟
چونکه اون عاشق منه
تا حالا شده از خودت بپرسی
چرا این زن باکرگیشو انتخاب کرده؟
منظورت چیه؟
... پیشگوی با ارزشت
ترجیح میده یه زن رو لمس کنه
دستای من
تو هم عاشقشی؟
نه , من عاشق توام
تو رو با یه عقرب بسته؟
به نظر میرسه شاهزاده آریادنه سوالاتی از ایشون داشتن
چرا؟
ما نمیدونیم , اعلاحضرت
برید بیاریدش
چرا ولوو رو زمینید؟ مشکلی هست؟
ما نمیتونیم پرنسس رو پیدا کنیم
هیچ جا
چه بلایی سر دختر من آوردی؟
اون بود که
منو بَست
و منو با یه عقرب شکنجه کرد
و بعد ولم کرد رفت
تو چی بهش گفتی؟
"سرنوشت در این مورد قضاوت میکنه"
خُب؟
که اونها حکم خودشونو گذشتن
... پیشگو
خودت میدونی که چقدر دوست دارم
ولی داری به یه زبونی حرف میزنی که من نمی فهمم
منو مجبور میکنی که از خودم حُکمی صادر کنم
من نمیدونم که اون کجا رفته
به نظر از چیزی که من گفتم خوشش نیومد
مگه چی گفتی؟
... سرنوشت در این مورد قضاوت
آره
"سرنوشت در این مورد قضاوت میکنه" خدایان مارو حفظ کنن
شاید تو با یه چشم انداز از خودت بتونی منو مفتخر کنی
البته , اعلاحضرت
... دوست دارید چی از گایا
الهه زمین و دریا بپرسم؟
دختر من کجاس؟
... میشنوم
... اوه , صدای بال زدن
و یه نسیم سرد رو احساس میکنم
آه , صدای یک شاهین
شاهزاده خانم به کوه آیدا رفتن
برای چی؟
به زیارت الهه هرا
خواهر پوزئیدون، خدای دریا ها
چرا؟
از اون کمک بخواد
که خدای دریاها رو متقاعد کنه که شما را ببخشه
این مُشکل منه
پوزئیدون خدای غیر قابل انعطافیه
اون تنها سفر کرده؟
آره - ... یه دسته از بهترین مردانمو -
به همراه بهترین ردیاب ها به کوه آبدا بفرست
شما به این پیشگوی گایا باور دارید؟
میخوام خونه باشه
میخوام تا شب نشده خونه باشه
میبینم که خوب موندی
تو اینا رو میشناسی؟
نه
تو توی مدرسه اکد بودی , نبودی؟
دُرسته
... تو در مورد زبان باستانی
خدایا مطالعه میکردی؟ ...
دُرسته
شبیه این نماد هارو قبلا ندیدی؟
نه
حکم اعدامت برای جشن دیونیسیا صادر شده
میدونم
خیلی تحقیر کنندس
این اکسیر مرگ سریع و بدون درد رو تضمین میکنه
... این برای توه
اگه کمکم کنی
... این
یه نماد باستانی برای عشقه
... این
به معنی "میراث"ـه
آخری چی؟
نمونه های خیلی کمی از این وجود داره
در متون کهنمون
... ولی
فکر کنم
این یکی
نماد روح انسان باشه
ممنونم , کشیش ایکسریس
اکسیر
باید از اونا بخوام که تورو زنده بسوزونن
پایانی که تو برام در نظر گرفته بودی
هیچکس نمیتونه حتی بهت دست بزنه , مدئا
تو خیلی باهوشی
شاید گایای با ارزشت بتونه کمکمون کنه
با پسر آجیوس
اون ناپدید شده؟
ناپدید؟
چرا اینو میگی؟
من فرض کردم اگه دارید دنبالش میگردید
پس اون باید ناپدید شده باشه
من گفتم که دارم دنبالش میگردم؟
بله
من گفتم به کمکش نیاز دارم
... میخوام پیشنهاد یه معامله بدم
نه به یه پیشگو , به یه زن
زن؟
هرچی باشه باید یه زن وجود داشته باشه
اینطور نیست؟
بعضی وقتها
به من ملحق شو
نه فقط با حرف
بلکه در قلب و در عمل
کمکم کن دخترمو پیدا کنم
و قهرمانت , پسر آجیوس
اجازه بده باهم معمای لکسیکان رو حَل کنیم
باهم قدم به دروازه المپیوس بزاریم
و غنایم رو تقسیم کنیم
... تو و من , پیشگو
به عنوان برابر
بعدش تو در کنار من
... به عنوان ملکه
تا ابد باقی میمونی
پیشگو
بله
شنیدی چی گفتم؟
آره
من دنیا رو بهت پیشنهاد دادم
یه زندگی ابدی با ثروت
قدرتمند و در آسایش
اره
... ولی اول
باید یه کاری برام بُکنی
شما زنا چتونه؟
من به تو دنیا رو پیشنهاد میدم
بعد تو میری دنبال چیزی میگردی که از من بخوای
No comments yet. Be the first to leave one.