The first 186 lines.
... روزي روزگاري ، توي يه سرزمين خيلي خيلي دور
، " يا بهتر بگم ، توي جايي که بهش مي گن " دبيرستان ايشياما
. يه عوضي وحشي و بي رحم بود که به بقيه اصلا فکر نمي کرد
پس تو همون سال اولي ، اوگا هستي ؟
! من آبه هستم ، سال دومي
! با من بجنگ
! آبه ي سال دومي و اوگا ، جزء اراذل سال اولي مي خوان با هم بجنگن
. خفه . اينجوري بچه رو بيدار مي کني ، کچل
! چيزي که نبايد مي گفت رو گفت
لعنتي ، اون يارو مگه نمي دونه اسم اون چيه ؟
! اون آبه س ، ماشين آدم کشي
! آدم کشي !؟ خيلي ترسناکه
اما اوگا هم غول وحشيِ ! دبيرستان کاتاس
. غول ؟ اون يکي هم آدم خطرناکيه
! از چنگالاي اين يارو خون مي چکه
! هي ، اوگا رو نگا کن
اوگا ترسيده ؟
... اون بالاس ... داره مياد بيرون اون بالاس و داره مي ريزه بيرون
. لعنتي چقدر عرق کرده
. فک کنم اوگا اصلا حريف آبه ، ماشين آدم کشي نيست
! وايسا ، اون که عرق نيست
! روي سرش
! يه بچه داره روي سرش جيش مي کنه
! حالا هر چي
! با من بجنگ
بچه ، کله من شبيه کاسه مستراحه ؟
، اين داستان يکي از اراذل مدرسه ايه که
. که بخاطر اتفاقات خاصي داره يه بچه رو بزرگ مي کنه
. اما اين بچه يه بچه معمولي نيست
چرا اينجوري نگا مي کني لعنتي ؟
به کي گفتي بچه اسگل ؟
من ارباب شياطين رو بزرگ مي کنم
، روزي روزگاري ، در سرزميني خيلي دور
پسري خوش تيب ، باحال و محبوب بود . که همه دلشون مي خواست مثل اون بودن
! لعنت به تو ، اوگا
! بمير
: اون پسر خوش قلب اينو گفت
! همه جلوي من تعظيم مي کنن
... وايسا ، وايسا
همم ؟
! " به من نگو " همم
راستي اوني که گفتي خوش قلبه و محبوبه کيه ؟
و اين بچه ديگه چيه ، هان ؟
. فورويچي اسگل ، براي همين بود دنبالت مي گشتم بهت بگم ديگه
! يه بار ديگه بپري وسط افکارم ستون فقراتت رو پاره مي کنم
! ادامه ش رو گوش کن
. ببخشيد بهتون جسارت کرديم
تو همونجا با خيال راحت خوابيده بودي ، اوگا - کون ، ما هم فک کرديم شايد براي ما يه فرصت باشه
. اين يه فرصت نبود
. مي دوني ، اگه هر کسي به جز من خوابيده بود ، تا الان مرده بود
... آره ، حتما
... ايکاش مرده بودي
... اون مرد خوش قلب
. رفت سمت رودخونه تا يه چيزايي رو بشوره ...
! اون شيطانس
... آره
... و بعد
... شناور ، شناور
... شناور
... از بالاي رودخونه ، ديد يه آدم گنده روي آب شناوره
! خوب ، همينجا وايسا
مي خواي آخرش اين داستانو به کجا برسوني و منظورت چي بود که گفتي " يه آدم گنده " ؟
اون روي آب شناور بود ! خوب چي مي تونم بگم ؟
! آدم گنده " روي آب شناور نمي شه ، لعنتي "
. خوب ، واقعا خيلي غافلگير کننده بود
. در حقيقت ، بقيه همون لحظه اي که ديدنش در رفتن
! خوب ، معلومه
، اما اون مرد خوش قلب ، اصلا بخاطر ترس پا پس نکشيد
! و تنهايي اون مرد گنده رو از آب کشيد بيرون
! اوه
. و بعد اونو نصف کرد
... از داخل اون مرد گنده ، يه بچه روحاني
تو نصفش کردي !؟
تو نصفش کردي !؟
، مرد جوون گفت
" ! اوه ، چه بچه بانمکي "
اما ، چي لعنتي ؟
لعنتي ، حالا چيکار کنم ؟
... واقعا که
! خدافظ
! تغييرشکل
. اون مرد جوون آرامشش رو حفظ کرد و به شرايط مثل يه آدم بالغ جواب داد
... خوب بچه
تو گم شدي ؟
... وايسا ، کارم اشتباهه
شايد ، بهتره يه ذره مهربون تر باشم ؟
! خوب - خوب - خوب - خوب
... نه ، اين نه
! هي بچه ! من روحت رو مي دزدم
... بعد از اون ، اون بچه
. کاملا به من وابسته شد ...
. يا يه همچين چيزي
بسه ديگه ! آخه کدوم اسگلي همچين داستاني رو باور مي کنه ؟
! ببرش همونجايي که پيداش کردي پسش بده
! اسگل
! وايسا ، بچه
! اينو نگا کن
! ديدي ؟ يه آب دزدک
تو داري چيکار مي کني ؟
! اين قبلا خيلي اثر داشت ، اسگل
. لعنتي ، حوصله ش سر رفت
. فک کنم تو از يه آب دزدک هم پايين تري
. وقتي گريه مي کنه اينجوري مي شه
. براي همينه که نبايد همينجوري بکشي و ببريش
آره ، فک نمي کني اينکار کلا يه مشکلي داره ؟
! فورويچي اسگل
! صداتو بيار پايين
! بيا بريم بيرون ببينم چند مرده حلاجي اسگل
چي گفتي ؟
! بازم گريه مي کنه ها
. در هر حال ، تنها کاري که الان مي تونيم بکنيم اينه که حواسش رو پرت کنيم
! ما " و کوفت "
! منو درگير اين قضيه نکن
! در هر حال ، زود باش بگرد
! يه چيزي پيدا کن که اين بچه ازش خوشش بياد
! عمرا
، اينجا دبيرستان ايشياماس ! بدترين مدرسه کل کشور ! ما اراذل 120 درصديم
! دبيرستان ايشياما ! 120 درصد ولگرد ، بدترين توي کل کشور
چي شده ؟
! اوگا با خودش يه بچه آوده
يه بچه !؟
! اسگل ! يه کاريش بکن ، فورويچي
! فک کن ! فک کن مرد
! ايول
! اين کونت پوئه ، که توي انيمه " گوهان - کون " مياد
! يه نگا بنداز
! فورويچي
! پس انگار چاره اي ندارم
! ايول ، فورويچي
همچين چيزي دست تو چيکار مي کنه ؟
. با خودم گفتم خوبه بدمش به يه دختر که توي مغازه خواربار فروشي کار مي کنه
. فورويچي ، تو حالمو به هم مي زني
! لعنت به تو
اون بچه ديگه چيه ؟
بچه اوگا ؟
. وايسا ، اون که آدم نيست
به چي نگا مي کنيد ؟
. بدنم ديگه تحمل نداره
. فقط يه راه برام مونده
! يه کاري کنم بخوابه ، بعد قبل از اينکه بيدار دوباره بذارمش توي اون مرد گنده
اون يارو گندهه نصف شد ؟
. منظورم اينه که ، ما که نمي تونيم همينجوري ولش کنيم
! فورويچي اسگل
من شبيه آدماي سياه دلم ؟
بوفه
! همش فروخته شده
آنپن چي ؟
! تموم شده
شير با طعم ميوه چي ؟
. تموم شده
برنج کاري ؟
. اونم فروخته شده
خوب چي مونده لعنتي ؟
. ببخشيد
مي خواي چيکار کني ؟
. فورويچي عجب اسگلي هستي
! معلومه که بعد از اينکه شيکمتو پر مي کني خوابت مي گيره
! وايسا و نگا کن ! مي خوام يه عالمه بهش غذا بدم
! نيستش
! اونجا
! اون نون ياکيسوبا مال خودمه
! مال منه ! جونم رو سرش مي ذارم
! نون ياکيسوبا
! مال منه
! وايسا اومدم
! نون ياکيسوبا ، وايسا
... هي ، اوگا
تو فکر مي کني اين بچه ... خوشحاله ؟
اين بچه چرا اينجوريه ؟
. وقتشه
. همين نزديکيه
. همه جا رو دنبالش بگرد
... گوش کن ، فورويچي
. اين شايد به نفع ما باشه
وايسا بينم ، چرا اومديم خونه من ؟
. روزي روزگاي ، يه جوون چوب بر بود
! وايسا
! اين شوخي ديگه قديمي شده
، اون جوون تبرش رو انداخت توي رودخونه و روح درياچه ظاهر شد و گفت
تو اين تبر قديمي رو انداختي توي درياچه ؟
يا اين بچه طلايي رو انداختي ؟
. آره ، از همون اول فهميدم مي خواي چي بگي
! بيا ! يه بچه طلايي مال تو
! من که اونو قبول نمي کنم
! يه بچه ترسناک و اينجوري رو قبول نمي کنم
! من امشب يه قرار عاشقانه دارم
No comments yet. Be the first to leave one.