Inside

Inside

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Inside (2012) DVDRiP-XViD-720P
A Commentary by Ali At
Charlie ترجمه

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
720p
720
XviD
Published on: 2015-02-18
Downloads: 32
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

Charlie ترجمه

من چرا اهميت بدم اون مستحق مردن بود بايد ميسوخت

دو روز قبل از اون جريان باهاش صحبت کردم حالش خوب بود

نميدونم چه بلايي سرش اومد

من بَري رو ميشناسم، اون همچين آدمي نيست- اون ديوونه هست، اون وحشيه-

حدود يک ساعت بعد از اينکه اون اتفاق افتاد به اونجا رفتم

وقتي به اونجا رسيدم، همه بهم ريخته بودن پليس ها و آمبولانس ها همه جا بودن

بَري رو از کالج ميشناسم اون مثل يک آدم عادي بود

اوه آره همه اون روز رو يادشونه همه يادشونه

من جلوي تأسيسات کلارک بريکشلد ايستادم که در خارج از هميلتون ايالت تگزاس واقع شده

و امروز چشمان ملت به اين شهر معمولا آرام است

و يکي از بدنام ترين هاي تاريخ تگزاس

با آخرين ساعات عمرش روبه‌رو است

اسمش بري لويد ولي بيشتر کشور اون رو به اسم بري قصاب ميشناسن

در روز چهارشنبه، 12 آگوست 2003 بري لويد وارد فروشگاه ميلون شد

در ساعت 5:35 بعد از ظهر تمام افرادي که در فروشگاه بودن که مجموعا 19 نفر ميشدن، بطور فجيعي سلاخي شدن

اولين دسته از مأموران که رسيدن نيروي پشتيباني خواستن و وارد فروشگاه شدن

مأمور اول سرش زخمي شده بود دومي هم به شدت زخمي شده بود

!حادثه وحشتناکي بود تا حالا همچين حادثه هولناکي نديده بودم

بري گازشون گرفته بود؟- اين چيزيه که گزارش شده-

طبق اظهارات پليس تصويري که اين حادثه ايجاد کرده عجيب است

جنازه شخصي درحالي پيدا شده که به شکل غير باوري به قتل رسيده بوده

بقيه نشانه هايي مرموزي از خودکشي داشتند

حتي تصور اون صحنه بسيار ترسناک و سخته

مخصوصا با در نظر گرفتن اينکه لويد هيچ سابقه اي نداشته

زاده و بزرگ شده ديلون، شهري کوچک در نزديکي شهر آستين

بري لويد عمرش رو به دور از هرگونه درگيري گذروند

اون بخاطر هيچ جرمي دستگير نشد

حتي قوانين ترافيکي رو هم نقض نکرد

من واسه هشت سال، يک چهارراه اونورتر از خونه بري زندگي ميکردم اون رو خيلي خوب ميشناختم

آدمي به خوبي اون نميشناختم- از بعد اون واقعه باهاش صحبت کردين؟-

نتونستم ببينمش هيچکس نتونست

اون ها گفتن که اون نميخواد با هيچکس صحبت کنه

اون ها گفتن هربار که کسي سعي کرده باهاش صحبت کنه اون خشن و غير قابل کنترل شده

ولي من فکر ميکنم دروغ ميگن اين حرف رو قبول ندارم اوني که ميگن بري نيست

اون روز چه اتفاقي رخ داد؟ چطور يک آدم ظاهرا عادي

به يکي از بدنامترين قاتلان تاريخ تگزاس تبديل شد؟

امشب، احتمالا هر پاسخي به اين سوال با لويد، از بين ميرود

"داخل"

پنج ساعت قبل

بار اولته؟

تو سربه‌سرم نميذاري منم سربه‌سرت نميذارم

بله قربان- آفرين، برو تو-

5372رو قفل کن

تو

با توام داداش- آره، سلام-

تازه واردي؟

آره روز اول

چقدر بهت خورده؟

18ماه

دو برابرش نکردن؟

!نه! نه

18ماه واسه چه جرمي؟

چيز خاصي نبوده

اتفاقي بينمون افتاد

اوضاع خوب پيش نرفت

چه وضعيتي

!آره! آره

خب، اگه ميخواي بدوني من بار اولم نيست

احتمالا نيست

نگران نباش داداش

من اينجاها اعتبار دارم هواتو دارم

نه، قرار نيست مشکلي واسم پيش بياد

اگه ميخواي اينجوري باشي اينجا واست خوب نميگذره

نه جدي ميگم، ميخوام سريعتر از اينجا خلاص بشم

منطقيه

آره

خب، خودت چي؟- خودم چي؟-

چند وقت شده که اينجايي؟

خيلي وقت

چقدر ديگه مونده که خلاص بشي؟

بيشتر

متاسفم

چرا انداختنت اين تو؟

چون به گا رفتم

منم همينطور منم همينطور

چي شده؟ اون چي بود؟

شنيدي؟- آره، شنيدم-

نگهبان ها بودن؟- نميدونم، آره فکر کنم-

چيزي ميبيني؟- نه-

تو يک مدتي اينجا بودي، اين طبيعيه؟- نه-

اون چه کوفتي بود؟

گوش کن، فکر کنم يک اتفاق بدي افتاده- نه چيز بدي نيست، به نظر مياد يکي داره سعي ميکنه فرار کنه-

من فکر ميکنم اونجا با يکي درگير شدن اين اتفاقيه که افتاده

مدت زيادي اينجا بودم هيچوقت همچين اتفاقي نيوفتاده بود

توجه کنيد همه به تخت خودتون برگردين

وضعيتي پيش اومده بود ولي الان تحت کنترله

کل ساختمون مهر و موم شده آرامش خودتون رو حفظ کنين و از ميله ها فاصله بگيرين

هي اونجايي؟

آره من اينجام- اسمت رو نپرسيدم

مايلز

چي شده؟ اونجا چيکار ميکني؟ آره

گفتي مايلز؟- آره مايلز، واسه چي؟

کس شعر ميگي، اسمت اين نيست- چي ميگي تو؟ اسمم همينه، مايلز- مشکلت چيه؟

جدي ميگم، سربه‌سرم نذار- دارم جدي ميگم، سربه‌سرت نميذارم اسمم همينه، مايلز

اين اسم از پدربزرگم بوده پس الکي خايه پيچم نشو

لعنتي، نگهش دار

اين چه کوفتيه؟

سلام

سلام

کيه؟- منم هري-

تو از نگهبان هايي؟- نه، چه خبر شده؟ نگهبان ها کدوم گوري ان

کس ديگه هم هست

خيلي آرومه

احتمالا هيچ نگهباني اونجا نيست- آره، 15دقيقه به اون در زل زدم

نديدم کسي رد بشه

هيچکس؟- هيچکس-

اين خوب نيست

اسمت چيه؟- آنتوني-

فکر ميکني چي شده، آنتوني؟

نميدونم

اما خوب نيست

سلام سلام؟

گوش کنين همه خفه بشين و به من گوش کنين

ميتونم يک نگهبان رو ببينم- کجا؟ کجا ديديش؟

بيرون سلولم

!اون مرده- منظورت چيه که مرده؟-

مطمئني؟- آره احمق-

به من اعتماد کن اون نفس نميکشه

صبر کن، صبر کن فکر ميکني حالش خوب بشه؟

من چه ميدونم

اون کليدي، چيزي همراهش داره؟

يک موبايل ميبينم سعي ميکنم برش دارم

بهش نميرسم

لعنتي

خيلي ازم دوره- بدو ديگه، گوشي لعنتي رو بردار

يه لحظه صبر کن فکر کنم بتونم با کفشم برش دارم

سريع باش- صبر کن-

لعنتي

بهش نزديکم

به پليس زنگ ميزنم

يالا، چي شده اونجا؟

هري بدو

چي شده؟- اينجا ديگه کجاست؟- اين ديگه چه نمايش ترسناکيه آنتوني؟

به ما کمک کنين

به ما کـــــــمک کنين

آنتوني، داداش تو خيلي وقته که اينجايي بگو که اونقدر که به نظر مياد بد نيست

من از کجا بدونم؟ خودت شنيدي

آره

تنها چيزي که بهت ميتونم بگم اينه که تا قبل اينکه تو بياي، همچين اتفاقي نيوفتاده بود

الان مثلا منظورت چيه؟- نميدونم، فقط دارم ميگم تا قبل اينکه بياي همچين اتفاقايي نيوفتاده بود-

نميدونم اون چي بود، مثل خودت نميدونم اينجا داره چه اتفاقي رخ ميده

ببين نبايد اينجوري به جون هم بپريم بايد فکرامون رو بريزيم رو هم و يک راهي پيدا کنيم، چي ميگي؟

آره، ميخواي نقشه بکشيم؟

ميخواي با هم نقشه بکشيم؟- چرا به نظرت اين فکر بديه؟-

چون من فراموش نکردم که اينجا زندانيم

اينجا رو جوري ساختن که به هيچ شکلي نتوني ازش خارج بشي

واسه همينه که فکرت مزخرفه

هرکاري که ميخواي بکني مزخرفه- گوش کن، من نميدونم اين از کدوم گوري اومده

ميشنوي چي ميگم؟

من کاري به اين ميله ها ندارم فقط ميدونم اين ميله ها من رو از اون چيزي که اون بيرون هست جدا کرده

واسه اون يارو تو سلول بالا پله ها چطور

ميله ها که واسه اون جواب ندادن

اون گردن کلفتي بود گردن کلفت اينجا بود

اما اون ها از پس اون موجودي که اون بيرونه بر نيومدن

گير افتاديم و به گا رفتيم

بذار ازت يک چيزي بپرسم آنتوني؟ تو ميدونستي که اون چيز قراره بياد؟ ميدونستي؟

نه- خب منم نميدونستم-

تو هم اون چيزي که شنيدم رو شنيدي چي ميگي؟

اين گند بزنيم بيرون آروم باشيم و فکر کنيم مثل يک تيم کار کنيم، نظرت؟

آره، حق با توئه

باشه

آنتوني ساعت چنده؟

دو و سه دقيقه

چرا؟

نگهبان ها صبح ساعت چند ميان؟

نميدونم، بين ساعت شش و هفت

پس اينقدر مونده که از اين جريان خلاص بشيم؟

سه-چهار ساعت؟ - آره-

صبر ميکنيم تا بيان

هيچوقت فکر نميکردم که از ديدن قيافه يک نگهبان زندان خوشحال بشم

درسته؟- آره-

کاري غير از صبر نميتونيم بکنيم

مگه اينکه فکر بهتري داشته باشي؟- نه-

چند وقته اينجايي؟

18سال

چطوري دووم آوردي؟- نميدونم-

نميدونم، بايد دووم بياري کاري جز دووم آوردن نميتوني بکني

ميشه ازت يک سوال بپرسم؟

حتما

چرا؟ چي شد که تو رو انداختن اين تو؟

فقط پشت سر هم انتخاب هاي اشتباه کردم، ميفهمي؟

آره

نميخوام درموردش صحبت کنم

باشه

تو؟ تو ؟

فکر ميکني ميتوني خودتو پاک نگه داري؟

نميدونم رفيق

حداقل سعي خودم رو ميکنم

اين چيزيه که همه ميگن داداش

اما هيچکس موفق نميشه- ميدونم-

دوباره فکر کن

آدمايي که اينجان همه يکي چيزي دارن که وقتي رفتن بيرون برن سراغش

در مورد تو؟ تو چي داري اون بيرون که بري سراغش؟

دخترم

زنم

دقت کردم اسم دخترت رو اول گفتي- آره-

هنوزم به يادته؟

نميدونم، اميدوارم

من که کسي رو ندارم

Inside subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left