The first 179 lines.
ولم کن !
حالت خوبه؟ حتما ترسيدي؛ نه؟
بله؛ خيلي ترسيده بودم
ترجمه و زيرنويس زهرا (Zshkoo)
ممنونم
به جاي خداحافظي کردن؛ يه لبخند بزن
لطفا با احتياط رانندگي کنيد
شماره تاکسي 38 Ra 2344
دخترا لازمه که پشت سرشون رو ببينن
برنگرد
تا آخر نگاهت بهش باشه
يه مرد واقعي قرارش رو اين جوري تموم ميکنه
خيلي خوشتيپه
صبر کن
چه اتفاقي واست افتاده؟
از زندگيت دست کشيدي؟
... ميدونم که وقتي سو را باهات بهم زد؛ قلبت شکست، ولي
اين پيشبند بزرگ ديگه چيه؟
خيلي عوض شدي
اونو ببين
لباسات اينقدر مسخره ان که هر دختري بهت خيره مونده
يعني ميگم؛ مدل خيلي خوبي هستيا
چرا سعي نمي کني يه برند تاسيس کني؟
هي
بهت که گفتم فقط يه هفته وقت مي خوام
حسودي نکن؛ از من ياد بگير اوسکول
خداي من
اينجا درس مي خوني؟
چرا زودتر نفهميدم؟
اون لياقت توجه شما رو نداره
بعد اين که منو تنها فرستادي خونه؛ خوب خوابيدي؟
اگرچه؛ نمي دونم چه اتفاقي بين شما دو تا افتاده؛
ولي ديگه خيلي بي ملاحظه اي
اجازه دادي دختر به اين خوشگلي تنها بره خونه؟
عقلت رو از دست دادي؟
نمي خواستم احساس معذب بودن بکنه
عوضش شماره تاکسي رو حفظ کردم
تو حتي شماره موبايل خودتم بلد نيستي
اون شماره 38 Ra 2344. بود
در ساعت 11:45 دقيقه هم به چونگ دام دونگ رسيدي
بررسي کردم که به سلامت رسيدي خونه يا نه
راستش رو بگم؛ من حتي به خاطر تو نتونستم چشم روي هم بذارم
واقعا ديشب ترسيده بودم
پشيمون شدم که شماره موبايلت رو نگرفتم
! و اينو ببين، دوباره هم رو ديديم
حتما سرنوشت مونه که با هم باشيم
خب، اگه از اول شماره ام رو مي خواستي
... اين سانگ؛ بهت مي دادمش- بذار به خاطر کمکت مهمونت کنم -
کلاست تموم شد؟
کلاسا که مهم نيستن
بازم هنوز کلاس دارم
منتظرت مي مونم، بعد از کلاس مي بينمت
اين سانگ خيلي ضعيفه
اون روز شانس شون بوده
اگه منم ديشب بودم؛ کار اونا تموم بود
هي، يه همبرگر 18 دلاره
چي؟- چند تا بازي رو بايد برنده بشيم؟-
همبرگرهاي خونگي شون خيلي خوشمزه اس
من فقط وظيفه ام رو انجام دادم نياز به چيز گروني نبود
منشا اصلي همبرگرها از هامبورگِ آلمانه
با توجه به اين؛ 18 دلار که چيزي نيس
چه خسته کننده اي
فکر مي کردم که منشا اصلي اونا از مغولستان باشه
مغولستان؟- آره-
چرت و پرت نگو
ته يي، متاسفم
اون توي خيلي چيزا ضعيفه؛
ولي به طور خاص توي اطلاعات عمومي ضعف داره
تا اون جايي که ميدونم؛ حول و حوش قرن 14؛
قبيله هاي کوچ نشين مغول هاي تاتار؛ از گاو ميش هاي آمريکايي به عنوان غذاي اصلي استفاده مي کردن
براي ترد کردنِ گوشت؛
برش هاي گوشت رو زير زين نگه مي داشتن
وقتي که توي مراتع مسابقه مي دادن؛
فشار وارده به زين؛ باعث تردي گوشت ميشد
... اونا گوشت رو با نمک, فلفل و تيکه هاي پياز
ادويه دار مي کردن و به عنوان غذا مي خوردن
بعدها بازرگانان هامبورگ، اين غذا رو به اروپا معرفي کردن
که امروزه به شکل اين همبرگرها در اومده
چيزي وجود داره که توش بد باشي؟
احتمالا شانسکي تاريخچه همبرگرها رو حفظ کرده
... مي دوني چيه؟ من مي خواستم زودتر بپرسم
که اون توي چي خوب هس؛ البته چيزاي زيادي نيس
شما اطلاعات خوبي داري؛ خيلي خوب هم مبارزه ميکني,
رفتارتون عاليه؛ و حسِ مد عالي اي دارين
ته يي؛ ازت ممنونم
تو چِت شده؟ اينقدر مودب نباش
اون خيلي با دخترا خجالتيه
خيلي خب؛ ته يي؛ بذار دفعه ديگه من مهمونت کنم
باشه
امروز؛ مهمون من
يکم سرم شلوغه؛ ولي بايد يکم وقت جور کنم نه؟
بيا بريم
بهم زنگ بزن؛ زنگ بزن؛ بهم زنگ بزن
هر چيزي که لب تر بکني بهت ميدم
منو به روياهات ببر
همين الان
من مالِ تو ام
سنگ کاغذ قيچي عزيزم
بايد چيکار کنم؟
من چيکار کنم؟
بي شرمانه عاشق شدم
عاشق اون
عه؛ متاسفم
اشکالي نداره؛ مي تونم دوباره شروع کنم
اين سانگ؛ يه خواهشي دارم
ته يي؛ گوشهات رو بگير
نگو که متاسفي
داري کاري ميکني که بيشتر احساس بدبختي کنم
منو با اون لب هاي قرمز و خوشگلت بکُش و برو
من مشکلي ندارم
يه بار ديگه واسه آخرين بار نگاهم کن
لبخند بزن انگار همه چي مرتبه
که من بتونم صورتي رو که دلتنگش هستم؛ به ياد بيارم
تا بتونم تصوير صورتت رو توي ذهنم بکشم
چشم هات؛ بيني ات؛ دهان و دست هايي که منو لمس مي کردن
حتي اون ناخن هاي کوچکت
هنوز مي تونم حست کنم
درست مثل يه شعله خاموش شده
عشق مون ديگه محو شده
با اين که دردناکه؛ از حالا بهت ميگم يه خاطره
خب؛ امروز خيلي واسمون زحمت کشيدي
... بذار باهات بيام
تا خونه باهام مياي؛ نه؟
بايد تا خونه همراهيت کنم؛
ولي بايد درس بخونم
اين سانگ تا خونه باهات مياد
ممنونم
باشه؛ پس ما ميريم
باشه
اين غير ممکنه
يه چيزي واقعا جور در نمياد
ديگه رسيديم؛ حيف شد
اينجا زندگي ميکني؟
آره
خيلي خب؛ ديگه برو تو
اين سانگ
مي خوام يه چيزي بهت بگم
چيه؟
من دختري نيستم که راحت به دست بياد
هيچ وقت قبلا اينقدر راحت عاشق کسي نمي شدم
... من
ازت خوشم مياد
... تو نظرت درباره
من چيه؟
... خب
مي توني به جاي جواب دادن ؛ لبخند بزني
به عبارت ديگه, زود دم به تله نَده
خب باشه؛ نمي خوام تحت فشار بذارمت
بهش فکر کن ، باشه؟
خداي من
اينجا چيکار مي کردي؟
بدجوري بين عشقم و
دوستم قرار گرفتم
ولي دوستم رو انتخاب کردم
درباره چي حرف ميزني؟- مي دونم چه حسي داري-
نگو که متاسفي
داري باعث ميشي که بيشتر احساس بدبختي کنم
ممکنه تا يه روز قلبم شکسته باشه؛
ولي فرداش ديگه حالم خوب ميشه
نمي خوام اونو به هيچ کس ديگه اي بدم
ولي اين تويي
دوستي مون ارزشش واسم از يه دختر بيشتره
من اين جوري ام
هي؛ جي سوپ
روز سوم همراه با عوارض جانبي
من در 11 ثانيه؛ 100 متر دويدم
روي اون ميله هر کاري مي تونم بکنم
... چيزي که مهمه اينه که اصلا خسته نميشم
حالا مهم نيس چقدر هم ورزش کنم
اينجا تموم نميشه
.... مي تونم چيزاي خيلي دوري رو ببينم
... چيزايي رو بشنوم که فوق العاده دورن
فقط با ورق زدن هر کتابي؛ مي تونم هر چي که توش هس رو حفظ کنم
حتما دارم ديوونه ميشم
وانگ سو را؛ حالا مي خواي چيکار کني؟
خيلي بد شد که باهام بهم زدي
تو مي توني ؛ سو را
نمراتش داره افت ميکنه
همون طور که گفتم؛ فکر کنم بايد تا يه مدت ديگه درس هاي پيانو رو نگذرونه
No comments yet. Be the first to leave one.