Release info

That Winter The Wind Blows E06 KoreanDream ir-KOR &Baros
A Commentary by m@hsa
ترجمه و زیرنویس:مهسا

Tags

other
Published on: 2013-03-01
Downloads: 24
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.....پس . اين ُبده به من

! بدمش؟

...... بايد بدمش به تو؟

. آره

. نه

اگه چيز ِديگه اي مي خواستي؛بهت ميدادم .ولي اين ُ نه

چرا؟

....چون فقط يدونه از اين تو دنيا وجود داره و

مال ِتو نيست؛

. براي منه

..... برو اتاقت و

بگير بخواب

. بيا پيش همديگه بخوابيم

برگرد و سه قدم برو جلو؛

ميرسي به در اتاق

. فکر کنم از اونجا به بعد؛خودت راه ُبلد باشي

. نمي تونم خوب بخوابم

. ولي ديشب که پيش تو خوابيدم؛خيلي خوب و راحت خوابم برُد

نميشه بريم اتاق ِمن و پيش هم بخوابيم؟

بهت که گفتم

حتي اگه با همديگه خواهر و برادر هم باشيم !‌ نبايد پيش هم بخوابيم

اوپا هم يه مرَده و تو هم بايد درمقابل مردها مراقب باشي

واقعا بايد همه ي اين ها رو بهت ياد بدم؟

. آره؛همه چي رو

. اگه تو برادرمي؛بايد همه چي رو خوب بهم ياد بدي

. بعد از اين حرف هايي که بهم گفتي؛ ياد گرفتم که برادر هم يه مرَد محسوب ميشه

من فکر ميکردم حالا که تو برادرمي؛خُب برادرمي ديگه

زمان واسه من تو همون شش سالگيم؛وقتي که از هم جدا شديم . متوقف شده

.....اين حقيقت که "اوپا" کي بزرگ شده و . واسه خودش مرَد شده ؛چيزيه که هنوز خوب درکش نکردم

ولي بازم؛متاسفم گفتي امروز حال و روز خوبي نداري

......من قبلا همچين آدمي نبودم؛ولي . بعد از اين که بيناييم ُاز دست دادم؛کم کم خودخواه شدم

. فکر کنم نمي تونم کاريش کنم

چطور مي تونم با بقيه ي خوب رفتار کنم و به فکرشون باشم وقتي که حتي نمي تونم ببينم؟

. ديگه ميرم

حتما رسيد ُبگير . و کاري کن يکم پول قرض بگيره

بله؛متوجه شدم هيونگ نيم

!‌ هي

کي مي خواي به حساب ِ"اوسوو" برسي؟

. به روش خودم حلش ميکنم

مي خواي با روش ِخودت چي کار کني؛عوضي؟

چي؟

عوضي؟

. آره درسته؛گفتم عوضي

من کسي ام که بهت غذا دادم؛اين کلاب ُدادم . و کاري کردم که زندان نيفتي

. اين حق ُدارم که "عوضي" صدات کنم

......تو کاري که درمورد ِ"او سوو" بهت سپرده بودم ُانجام ندادي و در عوض . داري اينجا خوش ميگذروني و پول خرج ميکني

!‌ عوضي . هيونگ نيم؛لطفا آروم باشين

!‌ بريم

!‌ داري چي کار ميکني؟

. اگه نمي خواي پيشم بخوابي؛پس حداقل پنجره رو باز بذار

. فقط وقتي صداي زنگ ُبشنوم ؛خوابم ميبره

. هوا سرده؛سرما مي خوري

. از اين که خوابم نبره؛بيشتر از سرما خوردن؛مي ترسم

. برو ؛که بتونم بخوابم

. بيا پيش ِهم بخوابيم

. من برُدم

. بيا اينجا

. نميتونم بذارم رو بازوم بخوابي

. فکر کنم وقتشه ازدواج کنم

فکر ميکردم بيماري ِبيخوابي دارم ولي بعد از اين که کنار تو؛راحت خوابيدم

فکر نکنم اينطور باشه

. فکر کنم فقط دوست ندارم تنهايي بخوابم

"سوو"

نظرت درباره ي "ميونگ هو" چيه؟

......اگه پدرت

منظورم اينه که؛اگه پدر تاييدش کرده؛

حتما آدم خوبيه ........نظر پدر ُنپرسيدم؛

. مي خوام نظر تو رو بدونم

.......خبُ

. فکر نکنم آدم بامزه اي باشه

مثل تو؟

.......که باهام خوش رفتاري؛بعد سرم داد ميزني

......که يه وقت هايي گرم رفتار ميکني؛يه وقت هايي سرد ميشي

قبلا؛وکيل"جانگ" بهم گفت که؛هيچ وقت با مردي مثل تو آشنا نشم

. چون اگه با يکي مثل تو باشم؛زندگي خيلي واسم سخت ميشه

. حالا که اين ُميدوني؛پس مراقب باش

. از خدا ممنون باش ؛که من برادرتم و مرد ِزندگيت نيستم

.......اون قرصي که قبلا ديدم؛

واقعا اگه بخوريش چه اتفاقي واست مي افته؟

. حتي توي کالبد شکافي هم نمي تونن اثري ازش پيدا کنن

باعث ِ ايست قلبي ميشه؛

. سريع و راحت

بهت که گفتم؛

. راحتت ميکنه

مطمئني که نمي توني اون قرص ُبدي به من؟

بهم نميديش؛چون فقط يه دونه از اون قرص تو دنيا هست؟

.......پس

چطوره مال ِهردومون باشه؟

......در مقابلش ؛

. اين ُميدم به تو

. وصيت نامه امه

. درسته؛وصيت نامه

توي اين وصيت نامه نوشتم که اگه به هردليلي مرُدم بدون هيچ تحقيق و بررسي اي

. تمام دارايي هام به تو منتقل بشه

. تنها شرط ِ‍ش اينه که؛بايد قول بدي من ُبکشي

اگه مي خواي قرص ُواسه خودت بردار . "اگه هم مي خواي بدش به اون خواهر ِتقلبيت؛"يونگ

از بين اين دو انتخابي که داري . شرط ميبندم خواهر ِتقلبيت ُميکشي

چرا؟

. چون خيلي آشغال تر از اين حرف هايي

. بيا اين کار ُ کنيم

قرص ُپيش خودت نگه دار

. و وقتي که من لازمش داشتم؛ بهم بدش

. بخواب

اين يعني موافقي؛درسته؟

. پس بهم قول بده

. الان ديگه تو بهم دوتا قول دادي

يکي اين که تا هر موقع بخوام؛پيشم مي موني

. و دومي اين که اون قرص ؛ واسه هردومونه

جواب بده؛ .......قرص واسه هردومونه

. باشه

يه چيزي ُميدوني؟

خيلي بوي خوبي ميدي

. بوي عطر يا صابون نيست

......نميدونم چيه؛ولي . خيلي بوي ِخوبيه

. بخواب . باشه

.:.: ( m@hsa) ترجمه و زيرنويس:مهســــا :.:.

"يونگ"!؛"يونگ" "يونگ"

"يونگ" !‌"او سوو"

صبح ِبه اين زودي؛کيه؟

بهتون که گفته بودم؛من دوست "او سوو" ام . و واسش مثل خواهر کوچيکترم

......ميدونم؛ولي

. هنوز اول ِصبحه

. يه دفعه اي دلم واسه"يونگ" تنگ شد

آجوما؛کيه؟ . دوست ِ"يونگ" ام

حتي اگه دوستش هم باشي؛ . هنوز ساعت هفت هم نشده

. فکر کنم اون دوستشه که واسه درست کردن گلخونه اومده بود

اين همه سروصدا واسه چيه؟ . نميتونم بخوابم

چيزي شده؟

هي! تو اينجا چي کار مي کني؟

اتاق ِ"سوو" کجاست؟

چي کار مي کني؟

سوو" کجا رفته؟"

اتاق ِ"يونگ" کجاست؟

با "يونگ" چي کار داري؟ ......بيا بريم بيرون

. ببخشيد ........اين وقت ِصبح؛چه خبر شده

. هي؛بيا بريم بيرون اينجا يه چيزي درست نيست

مگه نه؟

. بهت گفتم بيا بريم بيرون هي "او سوو"!‌ فکر کردي داري چي کار مي کني؟

! هي تو

فکر کردي داري چي کار مي کني؟

چرا عصباني شدي؟

. همه چي داره طبق نقشه پيش ميره ديگه واسه چي عصباني شدي؟

از کي تا حالا اين که پيش هم بخوابن؛بخشي از نقشه مون بوده؟

........نمي تونستيم بذاريم"او سوو" بميره

.نمي تونستيم بذاريم بميره؛واسه همين بهش کمک کرديم که به"يونگ" نزديک بشه

.......واسه همين هم "سوو" با "يونگ" رفت ساحل و الان هم پيش هم خوابيدن

همه ي لباس هاشون تنشون بود . مثل خواهر برادر هاي معمولي؛کنار هم خوابيده بودن

. منم پيش ِخواهرم"جين مي" ميخوابم

با همديگه روي يه تخت مي خوابين؟ ........ تو خونه مون

. روي زمين مي خوابيم

. هي سان"؛اومدي"

سوو" کجاست؟"

. يه کلمه هم بهش چيزي نميگي ها . خيلي خبُ

يونگ"؛بيا بريم"

. با هم يه قهوه اي بخوريم

هدفت از اومدن به اين خونه؛چيه؟

با"يونگ" اي که هيچي نميدوني با "يونگ" که هيچي درباره ي مردها نميدونه

توي يه اتاق و روي يه تخت خوابيدي مي خواستي باهاش چي کار کني؟

سرش ُگذاشت رو بازوم و پيش همديگه خوابيديم ! چرا؟

مي دونستي "يونگ" بيماري بي خوابي داره؟

......وقتي که تو و همه ي افراد ِاين خونه؛با خيال راحت خوابيدين

يونگ" همه ي شب ُبدون اين که چشم رو هم بذاره و بتونه بخوابه؛بيدار مي مونه"

اين ُمي دونستين؟

يونگ" هيچي نميدونه؟" شما چرا کاري کردين که اينطوري بشه و هيچي ندونه؟

!‌گفتي واسش مادري کردي

. پس بايد بهش ياد مي دادين

بايد بهش ياد ميدادين که حالا که بزرگ شده ! ديگه نمي تونه پيش ِبرادرش بخوابه

ولي،اون نمي دونه . هيچي ُنميدونه

. براي من؛"يونگ" هنوزم همون دختر بچه ي شش ساله ايه که ازش جدا شدم

. و براي "يونگ" من هنوز همون برادر ِهشت ساله اش ام

. زمان واسش تو همون موقع مونده

. منم خيلي کنجکاوم

کنجکاوم که چرا به جاي تو؛به من نياز داره؟ . مني که بيست و يک ساله نبودم

توي تمام اين شب هايي که بي خوابي کشيده واسه چي نيومده سراغ ِتويي که واسش مثل مادر بودي؟

چرا بهت اعتماد نداره؟ دليلش چيه؟

واقعا کنجکاوم

. پس بهتره ازدواج کنه

.....اگه فقط وقتي کسي کنارش باشه؛خوابش ميبره

از منم زياد خوشش نمياد . تو هم که به زودي مي خواي بري

. پس؛فکر کنم"ميونگ هو" بهترين راه حل واسه مشکلش باشه

. بايد هرچه زودتر قبل از رفتن ِتو؛مراسم ازدواج ُراه بندازيم

. بازي تمومه

. هي سان" الان داره همه چي ُدر مورد ِتو به "يونگ" ميگه"

يونگ" شکلات داغ؛سمت ِچپته"

و اينم شکلات ِدست ساز براي شما "هديه ايه از طرف "يونگ

او سوو" واقعا تو رو برُد موتور سواري ؟"

. آره

اولين بارم بود که سوار ِموتور ميشدم . ولي خيلي عالي بود

هوا خيلي سرد بود؛ولي احساس سرزندگي به آدم دست ميداد . انگار که نوشابه ي گازدار خورده باشي

تا حالا موتور سواري کردي؟

سوو" بهت گفته که خواهرم وقتي سوار ِموتور بود؛مرُد؟"

. بعد از مرگ خواهرم؛گفت ديگه هيچ وقت سوار موتور نميشه

حتي وقتي که من بهش التماس کردم؛يه بار سوارم کنه . قبول نکرد

........عوضي

همچين اتفاقي افتاده بود؟ ........من نمي دونستم

. "متاسفم؛"هي سان . ولي؛"سوو" کار ِاشتباهي نکرد

...... من ازش خواستم يه چيزي ُميدوني؟

برادرت کلاهبرداره . داره باهات خوب رفتار ميکنه تا يه چيزي ازت بهش بماسه

! "سوو" ! "سوو"

کلاهبردار؟

More Farsi Persian subtitles for That Winter, the Wind Blows

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left