The first 124 lines.
SANDS Movie
پیم، میشه یه چیز دیگه ببینیم؟
نه، هیس. الان خیلی باحال میشه.
الان خیلی باحال میشه.
بهم اعتماد کن.
هی، آلن. تو داری، اوم... اون پشت چیکار میکنی، مرد؟
هوم. فکر کنم یه موش تو دفتر داریم.
تیکه پنیر ارزشمند منگم شده، مگه اینکه یکی از شماها برش داشته باشه.
منظورم اینه، نمیدونم. من، اوم...
من تیکه پنیرت رو ندیدم. هیچ ایده ای ندارم.
اوه، از دستش دادی.
- چی؟ - اوه، فقط، اوم، شخصیت یه چرخش زد.
یه چرخش باحال بود.
همین دلیلش بود که داشتم نشونت میدادم، ولی، آره. یه جورایی... باحال بود.
باشه.
.سلام، بچه ها
پس یه کار گیرمون اومد؟
آره، ولی یه جورایی وسط یه کاری من رو گیر انداختید
شماها مشکلی ندارید کسی رو در حال غذا خوردن تماشا کنید، مگه نه؟
- نه، واقعاً نه. - اوم...
- نه. بفرما، مرد. بفرما. - نه، آره.
خیلی خب.
خب امروز یه تماسی از یه مادر داشتم.
نگران پسرشه، میگه : "اخیراً یکم افسرده بوده."
میپرسه که شماها میتونید، ام، یه لبخند روی لب های این بچه شیطون بیارید.
ام، اونا توی خیابون وست تایسون ۸۵۰۱ هستن...
آخ! هی، گاز نگیر.
هی! گاز نگیر.
باشه؟
میخوای من گازت بگیرم؟
آره.
میدونی که این بابا رو درد میاره.
بهت گفتم، احمق.
گاز نگیر، باشه؟
تو بچه خوب منی، ها؟
- آره. - آره.
آره، خب، یعنی، نه. مطمئناً، ما میتونیم این کار رو انجام بدیم.
ما میتونیم کمک کنیم که بچه لبخند بزنه و همه چی درست بشه.
اوه... چیز دیگه ای هم لازم داشتی یا اینکه...
نه. حالا برید بیرون، و یه نفر رو خوشحال کنین.
این عالی میشه، چارلی.
من عاشق کمک کردن به بچه هام. من بچه ها رو دوست دارم، چارلی.
- من بچه ها رو دوست دارم! - اوه، پیم، من...
واقعاً نباید اینقدر بلند داد بزنی.
با همه توانت.
اوه، سلام. شما دوستان خندان هستید؟
خودمونیم، خانم، اینجاییم تا لبخند بیاریم، و دنیا رو جای بهتری کنیم.
اوه، پسرتون خونهست؟
اوه، آره. آره، خونهست. بفرمایید تو.
بفرمایید داخل.
خیلی خوشحالم که شما پسرها اومدید.
اوه، اون همینجاست. امیدوارم خواب نباشه.
دزموند!
دوستان خندان اینجان.
سلام، رفیق کوچولو. حالت چطوره؟
- وای، وای، وای! - وای خدای من.
- وای، وای، وای! - وایسا، وایسا.
- سلام. - چه خبر... چه خبر، مرد؟
چه خبر، مرد گنده؟ این اسلحه برای چیه؟
اوه، هیچی.
احتمالاً میخواستم باهاش به خودم شلیک کنم یا یه همچین چیزی.
اوه، لازم نیست این کار رو بکنی، مرد.
چرا فقط اسلحه رو زمین نمیذاری، رفیق؟
آره. نگران نباش. همه چی درست میشه.
چی شده؟
خب، زندگی برای من خیلی خوب پیش نمیره.
زنم ترکم کرد. بچه هام ترکم کردن.
سگم پاییز گذشته از دل شکستگی مرد،
پس نمیدونم. آره.
احتمالاً فقط میخوام به همه چی پایان بدم یا یه همچین چیزی.
پیم، میشه من... یه لحظه باهات حرف بزنم؟
ببین، پیم.
میدونم وظیفهمونه که به این یارو کمک کنیم و اینا، ولی فکر میکنم این یارو یه مورد لاعلاجه.
معلومه که تصمیمش رو گرفته.
چرا بیخیال نشیم و از اینجا نریم؟
اوه، بیخیال. این مزخرفه، چارلی.
ما تا حالا از هیچ کاری دست نکشیدیم.
سلام آقا.
میدونم نمیدونی من کی ام، ولی اسم من پیمه.
میدونم الان اوضاع خیلی تاریک به نظر میرسه، ولی بهت قول میدم که تا آخر این روز قشنگ...
قراره یه لبخند بزرگ و قشنگ روی اون صورت خوشگلت داشته باشی.
اوه، میشه بهمون یه فرصت بدی؟
باشه.
ولی اگه نتونید کمکم کنید، خودم رو میکشم و شما دو تا رو مجبور میکنم تماشا کنید.
باشه، در موردش مطمئن نیستم، ولی هورا!
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت.
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت. همونه.
یک، دو.
هوم، گِلپ، تو یه گیره کاغذ برداشتی؟
دفعه قبل ۷۴ تا شمردم، الان فقط ۷۳ تا هست.
من متهمت نمیکنم. فقط ازت میپرسم.
آها! گیرت آوردم، موش لعنتی.
گیرت میارم.
هیچکس تیکه پنیر ارزشمند آلن رو برنمیداره و در نمیره.
اوه، ببخشید مزاحم شدم، ولی، اوه، موشی رو ندیدی اتفاقی از اینجا رد بشه؟
نمیدونم.
آره. سرنخی ندارم، مرد. شاید پایین تر رو امتحان کنی؟
ممنون. یه نگاهی میندازم.
راستی، برای ثبت در تاریخ، احتمالاً باید در بزنی...
یا دفعه بعد که وارد خونه کسی میشی، خودت رو معرفی کنی.
رفیق، اصلاً فکر نکنم تو باید اینجا باشی.
آره، واقعاً به تو مربوط نیست، مگه نه؟
وقتی توی دیوارهای دفتر ما زندگی میکنی، آره، یه جورایی هست.
آره، آره، آره.
باشه، من... من الان این کار رو نمیکنم. خداحافظ.
آره، خداحافظ.
هر چی.
سلام، خانواده!
ام، خب، این دوست جدید منه، دزموند.
اوه، اون اخیراً یکم دلش گرفته،
برای همین خواستم یکی از بهترین چیزها که زندگی ارائه میده، یعنی اوقات با کیفیت خانوادگی رو بهش نشون بدم.
این پسر عموی منه، گراهام نلی.
در واقع، اون یه نابغه لعنتی با اسکیت بورده.
ادامه بده. اون رو بهش نشون بده... اون کاری که قبلاً انجام میدادی رو...
آره. من، اوه، فقط بلدم چطوری یه اُلی باهاش بزنم، ولی، اوه، یادم رفت.
ولی میتونم یه کیک فلیپ بزنم.
اه، پیم. تو خیلی احمقی.
مگه نه، عزیزم؟
آره. این خواهر خوشگل منه، امی.
ما همیشه با هم کنار نمیایم، ولی مطمئناً همدیگه رو دوست داریم.
پیم، من واقعاً ازت متنفرم.
هیچ عشقی بهت ندارم، به هیچ شکل و صورتی.
مگه نه، عزیزم؟
ام، باشه.
No comments yet. Be the first to leave one.