Specials

Release info

Arang and the Magistrate E05 720p-HANrel Forum KoreanDream in
A Commentary by shohreh
ترجمه و زیر نویس : شهــــره

Tags

720p
720
Published on: 2012-08-30
Downloads: 30
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اين ولگرد ديگه چيکار کرده ؟

واقعا نشناختش ؟

.نه . بهش نگاه نکرد چون شناخته بودش

واقعا اون نمي شناسه

صورت نامزد خودش رو ... ؟

!ارباب جوان

. اوه ؟ اوه ، دول سائه

... واي خداي من

،اگه ميخواستي مراسم تشييع جنازه برپا کني .خودتم بايد مسئوليتش رو تا آخر قبول کني

داري چيکار ميکني ؟

، من بايد به دفتر يه سر بزنم

.پس تو ميتوني بري وخودت به کارها برسي

چي گفتي ؟

! خودت بودي که گفتي ، بعد از مراسم ميريم

.يکم کار دارم ، به اين خاطره

اين به خاطر اون زنه است ، درسته ؟

هان ؟ کدوم زنه ؟

.اون زني که چند لحظه پيش ديدمش

ارباب جوان ، داري خيلي کارهاي عجيب ميکني ؟

چطوري ميتوني ، زني رو زير سر داشته باشي که من حتي نمي شناسمش ؟

چطوري ميتوني ، زني رو زير سر داشته باشي که من حتي نمي شناسمش ؟

.نمي دونم ميتونم اسمش رو خيانت بزارم

...اوه ... در اون مورد ... اومم

.اينطوري که فکر ميکني نيست

چطوري اينطوري نيست که من فکر ميکنم؟ . پس چيزايي که ديدم چي ميشه

کي اون رو ملاقات کردي ؟

چطوري من چيزي راجع بهش نمي دونم ؟

ديگه چي هست که در موردش چيزي نمي دونم؟

هان ؟ هان ؟

چرا نمي توني چيزي بگي ، هان ؟

صحبت هات تموم شده ؟

.پس بعد از اينکه کارت رو انجام دادي ،برگرد دفتر

! واقعا ؟ ايش

.بالاخره اومدي

... تو واقعا

! گفتم که بهت نيا

چي ؟

داري در مورد چي صحبت ميکني ؟

.هيچ ايده اي ندارم ، داري در مورد چي صحبت ميکني

داري منو مسخره مي کني ؟ !تو به مراسم با يک لباس ديگه اومده بودي

کجاست ؟ اون لباسا کجاست ؟ کجاست ؟

واي خداي من ! چه اتفاقي برات افتاده؟-- اون لباسا کجاست ؟--

لباسها کجاست ؟

اينجاست ؟

لخت ... پاهاي لخت ؟

. من ... واقعا متاسفم

.در مورد ... در مورد چي ؟ منم همين حسو دارم

چطوري ميتوني يک دختر از خانواده اصيل و سر شناس رو اذيت و آزار کني ... ؟

. واقعا يک ارباب جوان بي شرمي

! آه ، خفه شو

، علاوه بر اين

.بيا در مورد چيزي که اول گفتم صحبت کنيم

کدوم يکي منظورت هست ؟

واقعا اومده بودي که حقيقت رو راجع به مرگت بفهمي ؟

، بهت گفته بودم که

.خوب پس ، اول اون گيره مو رو بهم بده

اوه ، گيره مو رو ميگي ؟

.توي دنياي اموات جاش گذاشتم

چي ؟

چرا داري فرياد مي کشي ؟

هيچ کس نمي تونه از دنياي اموات . چيزي رو برگردونه

فکر ميکني وقتي برگشتم همه چيز باهام بود ؟

.بهر حال ، اون چيزي بود که وقتي روح بودم ، داشتم

حالا ديگه انسان شدم

پس ، داري ميگي که بدون اون گيره مو برگشتي ؟

چرا همش راجع به اون گيره مو حرف مي زني؟

! اوه يه چيز واقعي نبوده

يک نفر که قبلا روح بوده ...اما حالا به عنوان يک انسان برگشته

پس اون گيره مو چه اهميتي ميتونه داشته باشه؟

! براي من اون گيره مو از يم روح شيطان صفتي مثل تو مهم تره

روح شيطان صفت ؟

، چند دفعه ديگه بايد بهت بگم که من حالا ديگه تبديل به انسان شدم ؟

! واقعا کري ؟

چه خوبي داره که يک انسان بشي وقتي که فقط ظاهرت يک انسانه ؟

تو حتي ميتوني بفهمي قلب يه آدم يعني چي ؟

.مي دونم

مي دوني ؟

... اوه ، مي دوني

گفته بودي که قلب تند تند ميزده ؟

با احساسات دروغي ات و چيزايي که شنيدي .خيلي راحت مي توني نقش بازي کني و تظاهر کني

! تو يه حرومزاده وحشتناکي

چي ؟

! بله ، درسته

.من بايد اينطوري مي بودم

تو براي مادرت يه پسر وحشتناک بودي ،درسته؟

الان چي گفتي ؟

مهارت هاي سخنراني خوبي داري ولي کسي هستي که ميتوني راحت توي قلب . بقيه ي چاقو فرو کني

بديهي است که همين کار رو با !مادرت خودت هم کردي ، درسته

! دهنتو ببند

مادرت فرار نکرده بود ، اون تو رو ترک کرده بود چون ديگه نمي خواست ببينتت ،درسته؟

! گفتم که دهنتو ببند

الان همه چيز داره به وضوح خودشو نشون . ميده ، تو نه يک چهره بلکه 10 ها چهره داري

،با حرفهاي بدي که ميزني چرا نمي توني به حرفايي که زدي ، فکر کني؟

... تو ... تو

... تو حتي جرات کردي ... جرات کردي

. دارم بهت ميگم ، که نمي خوام برم

واي خداي من ، ارباب جوان . پدرت منتظرت هست

! نمي خوام . نمي خوام برم

خيلي بهتر بود که من هيچ وقت مادري مثل تو نداشتم

هي ... چرا اينطوري شدي ؟

، حالا که يک انسان شدم بخاطر همين نمي تونم بخوابم

.اين يه نوع عارضه جانبي هست

اگه بخوام صادق باشم ، الان .نمي تونم هيچ چيزي رو به وضوح ببينم

خيلي خيلي بد به نظر مي رسم ؟

چرا داري مي خندي ؟

.ديروز خيلي نخراشيده و نتراشيده بودي

.من يه قضاوت از پيش تعيين شده داشتم

.تا زماني که اينو مي دوني ، کافيه

!اما بازم ، تو هم کار بهتري از من نکردي

هر دومون راجع به هم اشتباه کرديم .بيا دو تا بگيم که از هم عذر مي خوايم

.من هيچ وقت از کلمه اي مثل " متاسفم " استفاده نمي کنم

.پس بيا فقط فراموشش کنيم

.اون ... گيره مو ، مادرم بود

چي ؟

.گيره مويي که تو داشتي

اون ... همون گيره مويي بود که .من به مادرم هديه اش داده بودم

واقعا ؟

اما ، چرا من داشتمش ؟

اين دقيقا همون چيزي هست که من ميگم . همون چيزي که منم ميخوام ازت بپرسم

... من .من واقعا چيزي نمي دونم

.البته ، به خاطر اينکه تو "حافظه پاک شده " هستي

.... اما ... اون اون

.شايدم اونو بر حسب تصادف برداشته بودم

.يا شايدم مادرم خودش شخصا بهت داده باشه

. يا شايدم تو به زور ازش گرفتي

.يا از راه ديگه اي ، جوابشو فقط حافظه ات ميتونه بگه

بعدش ؟

توي اين لحظه ، تو تنها سرنخي .هستي که ميتونه منو به مادرم برسونه

توي اين لحظه ، تو تنها سرنخي .هستي که ميتونه منو به مادرم برسونه

حالا که چي ؟ از من ميخواي که کمکت کنم ؟

.نه ، فقط ميگم بيا نيرومونو با هم جمع کنيم

نيرومون رو با هم جمع کنيم ؟

،با پيدا کردن مادر تو من ميتونم بفهمم که چطوري مردم ؟

. بهش فکر کن

سه سال پيش بوده که مادرم به . ميليانگ اومده و بعدش ناپديد شده

همون موقع يعني سه سال پيش بوده .که لي سو ريم هم گم شده بودم ، تاريخشون يکي هست

. به علاوه ، لي سو ريم گيره مو مادر منو داشته

. و لي سو ريم گم شده ، مرده پيدا شده

دارم ميگم که حتم يک ارتباطي . بين مرگ تو و مادر من هست

مي دونم داري چي مي گي ، باشه ؟

پس بيا همه قدرتمون رو روي هم بزاريم ، و بفهميم که چطوري مردي

. و به علاوه مادر من هم پيدا کنيم

زمان ... تو چقدر به زمان نياز داري ؟

! نمي دونم

... اما ، وقتي که بهم کمک کردي

به خاطر اين قضيه بوده ، درسته ؟

گفته بودم بهت که ، تو در مورد اينکه من يک آدم شجاع هستم حق داشتي ، اما

. اما اون آدمي که فکر ميکردي ، نبودم

از حالا به بعد ، هرجا که ميري .به کسي نگو که ميتوني ذهن مردم رو بخوني

نيرومون رو با هم جمع کنيم ؟ .به نظر کلمه جمع کردن نيرو با هم جالب مياد

اما اگه اون فقط از من استفاده کنه و وقتي مادرش رو پيدا کرد اينجا رو ترک کنه ،چي ؟

! چه دادرس بي شرمي

امروز آخرين روزي هست که بايد . به خاطر دادرس و لرد چويي روي پوست تخم مرغ راه بريم

مثل قبل ، ما فقط از دستورات لرد چويي ... پيروي ميکنيم ، اين اداره دوباره تبديل ميشه به

!! دنياي ما

.تونستيد خيلي خوب اين ضجرو تحمل کنيد

اما ... من نگرانم که اين واقعا آخر کار نباشه ... احساس خوبي ندارم . شايد که

! به چيزي که داري ميگي فکر کن

اين کيه ... اين دختره کي هست ؟

! به اينجا نگاه کن دختر ! هي

من ؟

کي هستي که انقدر آزادنه داري اينو و اونور ول ميچرخي ؟

. من ... آرانگ هستم

آ ... آرانگ ؟ چيزي که دارم ازت ميپرسم اينه که

با اجازه کي داري اين دور و ورا ول مي چرخي؟

! دادرس

و بعدشم ، اجازه ، اجازه واسه چي ؟

! من هرجا بخوام با اين دوتا پام ميرم

بعلاوه ، نگهبان هاي هم هيچ وقت !سر پستاشون جلوي در نيستن ، بهرحال

! به در حياط يه نگاه بندازين

اون مي تونسته ... همون پسر ديروزي بوده باشه؟

داري در مورد چي صحبت ميکني ؟! ما مي مونيم ؟

.مسائلي پيش اومد که اوضاع اينطوري شد

!چرا ؟

.يه سري کار دارم که بايد قبل از رفتن انجامشون بدم

! چي هست ؟

يه چيزايي هست ديگه

. مي دونم اما چه اتفاقي داره ميوفته ؟

!ميخوام همه چيز تموم بشه و همين حالا برگرديم خونه

. فقط يکم ديگه تحمل کن

! تا کي ؟

! نمي توني همين حالا تمومش کني ؟

مسئله اون دختره است ، درسته ؟ همه چيز به خاطر اون دختره است ، درسته؟

چطوري يه دختر برات از من مهم تر شده ؟

! چطوري تونسته مهم تر بشه ؟

!اون ... داره در مورد چي صحبت مي کنه ؟

... نمي خواد از اينجا بره

پس يعني اينکه دادرس کيم واقعا به عنوان دادرس کيم ازش ياد ميشه ؟

.اولش بيا بريم و ببينيم که قضيه چي هست

،از حالا به بعد ماجرا تازه شروع ميشه .من به عنوان دادرس اين شهر کارمو شروع ميکنم

.آه ، تازه يک دختر هم هست که با خودم آوردم . اون هم اينجا مي مونه

با يک دختر که با خودتون آورديد ، منظورتون اينه که...؟

. اين دختر استاد منه

. بايد همون دختر باشه که ديديمش

. حالا که همه چيز رو فهميديد ، ميتونيد بريد

. باشه

اس ... استاد ؟ ، چند وقت پيش

،وقتي که خودت به کوه هاي گيوريونگ رفته بودي در مورد همون استاده صحبت ميکنه که صداي اردک از خودش در مي آورد ؟

. اون صداي اردک در نمي آورد

به خاطر در آوردن اون صداها بود که هيچ وقت هويت واقعي اش شناخته نشد

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left