Season 1

Release info

이상한 변호사 우영우 Strange Lawyer Woo Young-Woo S01E03 NF Sunflowermag
A Commentary by sunflowermag
🌻 مجله آفتابگردان @sunflowermag 🌻

Tags

other
Published on: 2023-01-09
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

چرا همه چراغا خاموشن؟- جونگ هون؟-

سانگ هون؟

!جونگ هون

!جونگ هون

!جونگ هون- چه خبر شده؟-

!جونگ هون

جونگ هون، مشکل چیه؟

!جونگ هون

!جونگ هون

!سانگ هون- !جونگ هون، کیم جونگ هون-

!به خودت بیا

سانگ هون

سانگ هون؟

!سانگ هون

عزیزم

!سانگ هون یه چیزیش شده

!سانگ هون- !سانگ هون-

!سانگ هون

سانگ هون

سانگ هون

سانگ هون

!بیدار شو، سانگ هون

!میمیری! بس کن

!میمیری! بس کن

!میمیری! بس کن

!میمیری! بس کن

!میمیری

!بس کن

"پرونده 3" "این پنگ سوئه"

"وکیل وو یونگ وو"

سلام

!اینجا رو نگاه... الان پلاک اسم خودتو داری

"وکیل وو یانگ وو"

الان خوشحالی؟- اوهوم-

میخوای یه عکس ازت بگیرم؟- اوهوم-

!خب

چیکار میکنی؟ چرا مثل دیوونه ها به نظر میای؟

!یکمی لبخند بزن

!بیا برگردیم به همون حالت دیوونگیت

باشه

"وکیل یونگ میونگ سوک"

الو؟

وکیل وو، لطفاً فوراً بیا به دفترم

باشه

یه وقت دیگه عکس بگیریم؟- "اوهوم، "یه وقت دیگه عکس بگیریم-

!بله، بیا تو

وکیل وو، من پرونده ها رو اونجا گذاشتم، پس یه نگاهی بنداز

اسم شرکت داروسازی سانگ جونگ به گوشت خورده؟

این شرکت، یه شرکت داروسازی کاملاً معروفه

بله

"ثبت شواهد"

...رئیسش یکی از مشتری های قدیمی هانباداست

ولی الان داره با یه مشکل خیلی سخت رو پشت سر میذاره

...اون 2 تا پسر داره

ولی به نظر میرسه که پسر کوچیکترش، برادر بزرگترش رو تا سر حد مرگ، کتک زده

!و خود رئیس و همسرشون هم شاهد این بودن

...علت مرگ ضربه به قفسه سینه ست

...در مجموع هم 22 شکستگی توی دنده اش داشته

که باعث خونریزی داخلی توی قفسه سینه اش شده و در نهایت منجر به مرگش شده

...میگن یه ردِ زخمِ محوی هم روی گردنش بوده

!ولی به نظر نمیرسه که زندگیش رو تهدید کرده باشه

همه اینا بخاطر حمله ی برادر کوچیکتره؟

!آره. حداقلش نظر دادستان که اینطوریه

...شکستگی های جلوی دنده هاش رو

...شاید بتونیم بگیم که بخاطر سی پی آر* بوده

...ولی برای 11 شکستگی باقی مونده

!خیلی سخته که بگیم، حمله ای در کار نبوده

...سطح الکل توی خون قربانی

!در زمان مرگش، نشون میده که هوشیار نبوده

...اگه اون موقع هوشیار می بود و مست نمی بود

فکر نمیکنم که در نهایت همچین اتفاقی پیش میومد !واقعا حیف شد

...کیم جونگ هون کسیه که متهم به آسیب فیزیکی منجر به

مرگِ برادر بزرگترش شده؟

بله

من به این پرونده رسیدگی میکنم ...ولی دوست دارم که تو هم بهم ملحق بشی

!از اونجایی که متهم مبتلا به اوتیسمه

توی صفحه بعدی باید یه ارزیابی روانپزشکی از کیم جونگ هون باشه

"بیمارستانِ دانشگاهِ سو این"

...اختلال طیف اوتیسم یا همون اِی اِس دی

یه اختلال یه اختلالات رشدی فراگیره

بخاطر اوتیسم منه که این پرونده رو بهم اختصاص میدین؟

مگه تو متهم رو بهتر از من نمیشناسی؟

...و من مطمئنم که رئیس هم بیشتر احساس اطمینان میکنه

!اگه یه وکیل مبتلا به اوتیسم هم توی این پرونده باشه

معمولا برا اختلالات اوتیسمی به صورت رسمی ...از کلمه طیف اوتیسم استفاده میکنن که

...حتما از کلمه طیف باید متوجه شده باشین که

!یه طیف گسترده ای از افراد اوتیسمی وجود داره

...مثل

!نهنگ ها

...حتی اگه همه اونا هم جزو نهنگ های راست و نهنگ های آبی باشن

اکوسیستم و ساختار اجتماعی کاملاً متفاوتی با نهنگ های گوژپشت دارن

...از خصوصیات بیشترشون اینکه

خب، حرف زدن از نهنگ ها بسه برو سر اصل مطلب... چی میخوای بگی؟

درسته

...بر اساس این ارزیابی

...کیم جونگ هون توی یه طیفِ

!خیلی شدید و جدی اوتیسمه، که یعنی یه سن ذهنی بین 6 تا 10 سالگی داره

!من هیچوقت کسی مثل اون رو ندیدم

!والا منم ندیدم

...ولی تو هنوزم بهتر از منی هستی که حتی درمورد

!اصطلاح رسمی طیف اوتیسمم نمیدونستم

بیا اول باهاشون یه ملاقاتی داشته باشیم !نیازی نیست که بترسی

سلام

بنده جونگ میونگ سوکم وکیلی که قراره به پرونده شما رسیدگی کنه

...و ایشونم

...بنده هم وکیل وو یونگ وو هستم

اسمم رو چه از چپ بخونین و چه از راست !وو یونگ وو ئه

Kayak, deed, rotator, noon, racecar همشون مثل وو یونگ وو هستن

!درسته

...وکیل وو یونگ وو هم اختلال طیف اوتیسمی دارن

!مثل پسر کوچیکتر شما

...طبق گفته های پسر کوچیک تون

!کلمات "میمیری. میمیری. بس کن" تکرار شدن

...مهم نیست که چند بار ازش بپرسیم

...:در مورد اتفاقی که اون شب افتاده، مدام تکرار میکنه و میگه که

"میمیری. میمیری. بس کن"

رابطه 2 تا پسرتون چطور بود؟

خوب بودش

!مخصوصا جونگ هون خیلی به سانگ هون علاقه داشت

...قبل از اینکه سانگ هون سرش با دانشکده پزشکیش گرم بشه

همیشه جونگ هون رو بیرون میبردش و ازش مراقبت میکرد

...سانگ هون

...پسرمون بود، ولی یه بچه واقعا عالی بود

اون با یه رتبه عالی از کنکور، توی دانشکده پزشکی دانشگاه ملی سئول قبول شده بود

...ولی پسر متواضع و خونگرمی بود

!و با برادرش خیلی خوب بود

آقای جونگ هون معمولا کلمه "میمیری" رو زیاد میگن؟

نه

!شنیدن همچین حرفی از جونگ هون، کاملا بعیده

اون بخاطر هیکلی بودنش، مورد سوءتفاهم مردم قرار میگیره

!ولی بچه خوبیه

...گاهی وقتا

به حرفام گوش نمیده و ممکنه یه خورده ای لجباز بشه

ولی هیچوقت کسی رو تهدید نمیکنه یا به کسی حمله نکرده

...پس شما هیچ ایده خاصی ندارین که چرا پسر کوچیک تون

پسر بزرگترتون رو کتک زده؟

نه

به نظر میاد که خیلی نمیدونم که چی توی فکر پسرام میگذره

اگه با پسر کوچیکتون یه ملاقاتی داشته باشیم، مشکلی نداره؟

...اشکالی نداره که به دیدنش برین

!ولی مطمئن نیستم که صحبت بکنه یا نه

!وقتی با غریبه ها روبرو میشه، سکوت میکنه

بازم باید حداقل یکبار رو، باهاش ملاقات داشته باشن

!آخه جونگ هون متهمه

...و ما که نمیدونیم

!شاید یهو با وکیل وو حرف بزنه

...اگه فقط این آسانسور عجله میکرد

ما هم یه 10 دقیقه بیشتر تایم استراحت برای ناهار داریم

حق با توئه ها

منوی ناهار امروز رو میدونی؟- گوشت خوک سرخ شده ست-

واقعا؟

اومدش

!ناهار نوش جونتون

ببخشید، میشه فقط یه لحظه صبر کنین؟

قضیه چیه؟ چرا؟- ببخشید-

سلام

خیلی گرسنه امه

دارم از گشنگی میمیرم

خدایا، گشنمه

!حالا بسته شدن در رو میزنم

اگه میدونستم که ناهار رو از خونه میارین، زودتر میومدم

دفعه بعدی، یکم بعد تر بیاین پایین

منظورتون از "یکم دیرتر" دقیقا چقدره؟

حدودا 10 دقیقه؟

باشه

در حالی که ما توی طبقه 17 ام کار میکنیم ...و توی طبقه منفی یک ناهار میخوریم

نهنگ ها توی آب های ساحلی اولسان غذا میخورن و توی سواحل غربی ژاپن میخوابن

...برای اونا، آب های ساحلی اولسان، مثل آشپزخونه شونه

!و ساحل غربی ژاپن هم مثل اتاق خوابشون

نهنگ های مهاجری که هر تابستون به سمت مناطق قطبی حرکت میکنن، به طور متناوبی تغذیه هم میکنن

اونا فقط توی طول 3 تا 4 ماهی که توی مناطق قطبی میمونن، فقط غذا میخورن و غذا میخورن

!خدایا، یونگ وو باز این کاراش رو شروع کرد- چی؟-

یعنی برم جلوش رو بگیرم؟

مردم وقتی به صورت مرتب روزه میگیرن فقط تو طول یا تو فاصله 8 ساعته غذا میخورن

فقط بیخیالش !انگار اونقدرا هم بدش نمیاد

چی؟

یه نگاه به جون هو بنداز !به نظر میاد که مشکلی نداره

باشه

قول دادیا. بچه خوبی باشی، باشه؟

سلام- اومدین-

کیم جونگ هون، بیا تو

!درسته

!پنگ سو

!جونگ هون، انگار پنگ سو رو دوست داری

لطفا بشینین

!جونگ هون، بشین پسرم

بشین

هدفون و عینک آفتابیت رو بردار

!هدفون و عینک آفتابیم رو برنمیدارم

...گوش بده ها

قول دادی، مگه نه؟

گوش بده ها، قول ندادم، مگه نه؟

اشکالی نداره. با هدفون و عینک آفتابی هم جذاب به نظر میاد

...اگه شما 2 تا مشکلی نداشته باشین

!فکر میکنم باید همینطوری پیش بریم

!جونگ هون، سلام

...اسم آجوشیت جونگ میونگ سوکه و این نونایی که اینجاست

!وو یونگ وو هستم

درسته... آجوشی و نونات، خیلی چیزا برای پرسیدن ازت دارن، جونگ هون

...پس، امروز

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left