The first 200 lines.
قشنگه
آره، میدونم. من تمیزش کردم
آه، آه، آه
به چشم قشنگه
حالا ببینیم دستکش چی میگه
فقط برای همین یک جفت از این دستکشها داری
یا نصفه نیمه شعبدهباز هم هستی؟
یا همه کثیفیها رو پاک کردی
یا کثیفیها سفیدن
ممنون
میدونی استیو، نمیتونم نادیده بگیرم که
به نظر میاد داری از این واقعیت لذت میبری که ما امروز
بازرسی بهداشت داریم
اون عاشقشه
اون بازرسهای بهداشت رو "خدایانی که در بین ما راه میروند" صدا میکنه
وقتی بقیه از کثیفی فرار میکنن
اونا به سمتش میرن
و حالا، اگه اجازه بدید، آشپزخانهای هست
که منتظر دستکش سفیده
لازم نیست در رو محکم ببندی
تمیزه
امت، میدونی چقدر اوضاع میتونه بد بشه
اگه با نمره عالی قبول نشیم
پس ازت خواهش میکنم، بذار من حرفهای با این قضیه کنار بیام
به این قضیه حرفهای رسیدگی کنم
بابی! امت جلوی راهمو گرفته
اینجا چه خبره؟
امت داره جلوی تمیزکاری منو میگیره
نمیخوام استیو آشپزخونه منو قضاوت کنه
همین الانشم به اندازه کافی باید بازرس
اون اسمش چی بود رو تحمل کنم
هنک؟ فکر کردم دوستش داری
اون همیشه میاد اینجا و میگه
فلانی با فلانی به دلایل ورزشی معامله کرده
من دوستش ندارم. تو دوستش داری
ما با هم کنار میایم، همین
خب، اون دوست داره خیلی بیشتر از کنار اومدن با تو باشه
آها، فهمیدم
امت حسوده. این بامزهست
یعنی، نه اون قیافه ولی خود موقعیت
واقعاً؟
واسه همین اینقدر مثل بچه ها رفتار میکنی؟
من دیدم چطور بهت نگاه میکنه
اووه، بزرگ شو
این یه کسب و کاره نه زمین بازی
خب، شانس هنکه وگرنه میبردمش
پشت میلههای بازی
از این متنفرم که مامان و بابا صبح کریسمس دعوا میکنن
وای
کی فکرشو میکرد دو تا از آدمای مورد علاقهم همچین حس و حال عجیبی ایجاد کنن؟
خب، اون مثل یه احمق رفتار میکنه
خجالتآوره
خب، تو چرا داری لبخند میزنی؟
واقعاً؟
من برای شب فیلم ایزابلا یه دستگاه پاپ کورن پیدا کردم
ها ها! گبی، داری چیکار میکنی؟
من برای شب فیلم ایزابلا یه دستگاه پاپ کورن پیدا کردم
فکر کردم چیزی که گفتم کاملاً واضحه
نه، امروز بازرسی بهداشت داریم
نمیتونیم ریسک کنیم که این چیز قدیمی
بهمون نمره بد بده
آه، من از نمرههای بد متنفرم، همونطور که میدونیم
خب، اصلاً نگران نباش
من این فسقلی رو از سیر تا پیاز تمیز کردم
حتی همه کثیفیهای پشتش رو هم درآوردم
آه، ام
آه، اوکی پس اون صدای جیر جیر مال اون بود
آره، باورم نمیشه
این همه وقت رو صرف روغنکاری اون چرخها کردم
* گاهی اوقات حس یه دعوای بزرگ رو داره *
* برای گذروندن روز *
* و خوابیدن تا آخر شب *
* اما اینجا جایی رو پیدا میکنی *
* که حتماً حالت رو خوب میکنه *
* جای تو در "هپی'ز پلیس" است *
پیداش کردم. اوه! موشه؟
نه، دستبندی که دخترم برام درست کرده بود
مدام از دستم میفته. مچهای لاغری دارم
یالا بچهها، تمرکز کنید
باید این جونور رو پیدا کنیم
درسته مردم. اوکی؟ تو کشیک ما هیچ فاجعهای نباید پیش بیاد
بریم! میدونید چیه؟
شاید داریم به این قضیه اشتباه نگاه میکنیم
منظورم اینه، چی میشه اگه موشه یه سرآشپز عالی از آب دربیاد؟
مثل "راتاتویی"
اون فیلم عالیه
یکی از اونایی که بچهها و بزرگسالها گریه میکنن
اول از همه، اون یه موش صحرایی بود
اسم فیلم "موساتویی" نبود
و میشه لطفاً همه این مکالمههای احمقانه رو تموم کنن؟
بابی. چی؟
میدونم استرس داری
ولی گبی واقعاً فقط داره سعی میکنه کمک کنه
چرا نمیری یه کم استراحت کنی و بذاری من اون رهبر آروم و
با تدبیری باشم که نیاز داریم
آه! همین الان از روی پام رد شد
لهش کن
دیوونه شدی؟ اینجوری پخش و پلا میشن
اوکی، باشه. یه موشه
تو یه بچهای و تو یه هیولا
باشه، هول نشید
فقط یه سرنگ کوچیک پر از داروی بیهوشی میخوام
آه، تو نمیتونی به موش سوزن بزنی گبی
برای توئه، ایزابلا
باشه، بس کنید
میدونید این چقدر فاجعهبار
برای رستوران میشه؟
یا ایزابلا
من؟ نه. من خوبم
من فقط بهش دست زدم و اینطوری نیست
که بیماری بگیری چون من فقط بهش دست زدم
باشه، بچهها
خودتونو جمع و جور کنید! هنک هر لحظه ممکنه برسه
و اگه اون موش رو ببینه، کارمون تمومه
خداحافظ امتیاز A و سلام ورشکستگی
خب، تو یه جورایی یه برگ برنده داری
داری چی میگی؟
یعنی، اِمِت گفت هنک ازت خوشش میاد
نه! آره
نه. آره، درسته
نه
باشه، باشه، چرا انقدر داریم شلوغش میکنیم؟
ما به تله موش نیاز نداریم
ما یه تله عسل داریم
من نمیتونم با یه مرد دیگه لاس بزنم
من تو رابطه هستم
خب، راستش، تو تو دلبری کردن از مردا عالی نبودی
زمانی که تو رابطه نبودی
منم خوشم نمیاد بابی، اما اگه این باشه
یا تعطیل شدن رستوران، چطور میتونی این کارو نکنی؟
باشه
کجا داری میری؟ آشپزخونه
که حالا بهش میگم اتاق نوزاد
این قضیه بابی... دارم گند میزنم، مگه نه؟
آره
میتونستی یه دقیقه فکر کنی دربارش
اِمِت، بابی با ملاحظهترین آدمی که میشناسمه
اون هرگز کاری نمیکنه که کسی احساس بدی داشته باشه
کمتر از همه تو
مرسی، مایکل جکسون
هی استیو. میتونیم یه لحظه تنها باشیم لطفاً؟
البته
من فقط... میرم
گوش کن... نه، بذار من شروع کنم، لطفاً
باشه؟ متاسفم
مهم نیست هنک چطور رفتار میکنه
فقط مهمه که تو چطور رفتار میکنی
و من میدونم تو صد در صد حرفهای خواهی بود
اِم. اوه پسر
چی شده؟
خب، یه اتفاق کوچیک افتاده که
اونجا توی بار داره میافته
که استیو تازه ازش باخبر شد
گبی یه موش ول کرده، و همه جا داره میدوه
خب، من چیکار میتونم بکنم؟ از من چی میخوای؟
خب، قسمت جالبش اینجاست
من لازم دارم که تو با لاس زدن من با هنک مشکلی نداشته باشی
آها
ببین، ما باید هنک رو حواسپرت نگه داریم
و اگه چیزی اشتباه پیش بره، اون باید
توی بازرسی باهامون راه بیاد
آها
هیچی معنی نمیده
این فقط کاریه که من باید برای کار انجام بدم
و فقط باید بدونم که تو باهاش مشکلی نداری؟
متاسفم
کلمه دوم "ها" بود یا "نا"؟
نه، من باهاش مشکل دارم
باید یه راه بهتری باشه. خب، نیست
و امیدوار بودم به اندازه کافی بالغ باشی که بفهمی
من باید این کارو برای میخانه انجام بدم
جدی از من میخوای مشکلی نداشته باشم که دوستدخترم
با یه مرد دیگه لاس بزنه؟ چرا که نه؟
اینکه قرار نیست بریم سر قرار
این... واقعی نخواهد بود
خب، اون که نمیدونه. خب که چی؟
خب همه چیز
اوه خدای من، هرگز از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم
ممنون، اِمِت که چشمامو باز کردی
ببین، اگه نمیفهمی که این منو اذیت میکنه
من نمیتونم برات توضیح بدم
نه، نه، فهمیدم. "خب همه چیز."
آره
مثل روز روشنه
داری کنایه میزنی؟
آره، دارم کنایه میزنم
اوه، هی
خب با اِمِت چطور پیش رفت؟ اوه
ما احساساتمونو در میون گذاشتیم و اون گریه کرد در حالی که من بغلش کرده بودم
واقعاً؟ نه
اوه، متاسفم ما امروز صبح بسته هستیم
برای بازرسی بهداشت. میدونم
من مونیکا اولریش هستم از اداره بهداشت
۱۶۸ با شماره شناسایی
تو هنک نیستی
میدونم
مونیکا اولریش، اداره بهداشت
۱۶۸ شماره شناسایی
نمیفهمم. هنک کجاست؟
هنک به خاطر راه اومدن با بعضی از مالکین اخراج شد
No comments yet. Be the first to leave one.