The first 200 lines.
.: greatR :.
.روز بهخير،آقا
.در دفترشون، خانم
ماشينِ جناب سفير دَمِ درـه؟ - .منتظرـه،قربان -
والاحضرت ديرشون .و بايد مستقيم به فرودگاه برن
.البته
.بينز"،گلها رو ببر اتاق خانم" .ميدوني زنم از کدوم نوع خوشش مياد
،بعد از هشت ماه بيمارستان بودن .حتماً براش مثل خونه ميمونه
.ايشون همهچيزُ همونجور که بودن پيدا خواهند کرد،قربان
دکترها هنوز مطمئن نيستن .که اجازهي پرواز داره يا نه
.سفر براش سخت ميشه - .ارباب "فيليپ"،قربان -
.بايد بده موهاشُ کوتاه کنن - پيامي واسه مادرت نداري،"فيليپ"؟ -
!بهش بگو يه چيزي دارم که بهش نشون بدم
.اين باعث ميشه بياد خونه .تا وقتي من نيستم هواست به سفارتخونه باشه
.دوشنبه صبح با همسرم برگرد،اميدوارم بشه
.منم اميدوارم،والاحضرت .مدتِ زيادي شده
!بابا بابا
!خداحافظ،بابا
."سلام،"مکگرگور
.سلام،"مکگرگور".صبح به خير
.همم.بيا.بيا
.همم.بيا
.همم.اوه
.ببين.لندن
.روز به خير،قربان
بينز"؟"
!"بينز"
.بازم از اين اخلاقهاش - .هميشه يه شکايتي هست -
.اينکه اينقدر هم تر تميز باشي واسه سلامتي خوب نيست
،"مواظب باش، "ساني .خانم "بينز" دوباره تو مسير جنگ قرار گرفته
.هرچي، اين خارجيها يه ذره خاک رو دوست دارن
،بچهي بيچاره .وقتي مادرش برگرده خوب ميشه
ارباب "فيليپ"،فقط واسه اينکه پدرت چند روزي نيست .نبايد خيال کني ميتوني تو تمام خونه بدوي
."نه، خانم "بينز
.بدون اينکه مواظب تو هم باشم کُلي کار دارم اون چيه تو دستت؟
نشون بده. چيه؟
.يه تيکه گچ
دوباره داري رو زمين نقاشي ميکشي؟ خب؟ راست ميگم؟
.فقط يه کوچولو - .گچ رو بده من.يالا.بدش به من -
همون کاري که بهت گفتم کردي؟ - چي کار؟ -
.از شرش خلاص شو - .بله -
ميدوني براي پسربچههاي کوچولو که دورغ ميگن چه اتفاقي ميافته؟
.نميخوام تو خونهاي که هستم جانور موذي باشه
اونجا که گفتم گذاشتيش؟ توي دستشويي؟
گذاشتي؟ جواب بده.گذاشتي؟ - .بله -
چي تو جيبهات قايم کردي؟
.دستتُ بيار بيرون.نشونم بده. عجله کن
.فقط آبنبات
.نميذارم بين وعدههاي غذاييت چيزي بخوري .بدش به من
.نياز به مراقبتِ مادري داري ماهها سعي کردم اين کارُ بکنم.همهش همينُ داري؟
بدوين و برين .و سعي کنيد کارهاي بد نکنيد
.همين که نصف کارکنها نيستن به اندازه کافي سخت هست
."دوشنبه ميبينمت،آقاي "بينز - ."آخرهفتهي خوبي داشته باشي،"هري -
ولش کن! نميبيني سرم شلوغه؟
نميشه بري سراغ يکي ديگه؟
،خب،از اونجا که اينجايي .شايد بخوايي يه کاري هم انجام بدي
.کم شلوغ کن - ."ببين! "مکگرگور -
.اوه.همم امروز خوب به نظر مياد، نمياد؟
يه جعبهي کوچولو داري براش؟
.جعبهي کوچولو؟ شايد يه چيزي پيدا کنم
اين عصر منو ميبري قدم بزنيم،"بينز"؟
.خب،اگه سخت کار کني شايد ببرم .خواهيم ديد
.يه عالمه کار هست که بايد بکنم هيجان انگيزـه،مادرت داره برميگرده، مگه نه؟
،بله،ولي ميدوني .خيلي خوب اونو يادم نمياد
."يه ليوان "پاپ" بخور،"فيليپ .يه مقدار نوشيدني اشتهامونُ باز ميکنه
من غذاهامُ اينجا بايد بخورم، مگه نه؟ - .البته -
واسه "چاپ" چي داريم؟ - چاپ"؟" -
.گفتي اينو به غذا تو آفريقا ميگن
."اُه،بله،البته."چاپ
.بيشتر از آفريقا برام بگو - .يه موقع ديگه -
اونجا گرمه؟ - .هيچوقت همچين حرارتي رو حس نکردي -
.نه..نه حتي جايي که ازش اومدي
.نه از اون گرمايي که وقتي ميري پارک گيرت مياد
.بهش ميگن قبرـه آدمهاي سفيدپوست.مرطوب
.بوي فاسدي ميده - بوي فاسد چطوريه؟ -
.اه؟اُه،برعکس اين
.بوي اون چيزهايي ضدعفوني کننده رو ميده
،وقتي همهچيز تَر و تميزـه .آدم دلش فقط کثيفي ميخواد
.ميفهمم
.همم- .تغيير ايجاد ميکنه -
.بله،البته
."اونجا زندگي مردونهست،"فيل
ولي چرا آفريقا رو ول کردي؟
.چرا؟ اُه...ازدواج کردم،ميدوني
هيچکس تو آفريقا نبود که باهاش ازدواج کني؟
.اُه،چرا،خيلي.ولي سفيدپوست نبودن
بايد سفيد باشن؟ - .آم،همم -
،"سلام،خانم"پترسون با اونا چي کار ميکني؟
.خانم "بينز" گفت پُرشون کنم - دالي" و بقيه کجان؟" -
تعطيلاتِ آخرهفته.کسي نيست .به جز خانم "بينز"،"فيل" و من
.فيل"،بخورش و بيا کمکِ من" - ."زيادي بهش کار نده،آقاي "بينز -
.بايد مثل بقيه کار بکنه - همه براي زندگي کار ميکنن؟ -
.همه - حتي بابا؟ -
.فقط يه برده، جداً - .زندگيش مثل ما راحت نيست -
ميتوني تو آفريقا زندگيتُ بچرخوني؟ - بچرخونم يا پول پارو کنم؟ -
.هرکاري ميخواي بکن .فيلهاي بزرگ بساز و شاه و قلعه
.بله.و بهشون شليک کن .اگه بهت نرسن
ميشه تفنگ رو نشونش بدم؟
.جرئتش رو نداره.بذار همونجا که هست باشه
.پُر نيست و "بينز" کليدِ امنيتش رو روشن گذاشته
."ولش کن،"فيل - .فشنگ هم داره -
..."فيل"
."فيل"
.اُه،اينجايي بازم کارُ لنگ در هوا گذاشتي؟
.هنوز کُلي کار مونده - .تمومش ميکنيم -
با تمام روز اينجا نشستن؟
.صبح به خير،آقاي "بينز".تا دوشنبه - .فعلاً -
.کارـه خوبي نيست که اون تفنگ ر تو خونه نگه داري .ارباب "فيليپ"،اون سالاد رو تموم کن
.بينز" ميخواد اين عصر باهام بياد قدم بزنيم"
.نه،نه با اين همه کار
.واسه جفتش وقت کافي هست - !اُه،لطفاً -
.اول کار و لذت بعد از اون
."اينکه ميبينم بين دو وعده چيزي ميخوري راحته،ارباب "فيليپ
،از اين روشهات متنفرم .بچه رو لوس ميکني
.اون نداد. خودم برداشتم
بازم دروغ ميگي،ارباب "فيليپ"؟ - .دروغ با دورغ مياد -
منظورت چيه؟ - .بعضي دروغها فقط مهربونيان -
مهربوني؟
.خودتُ کنترل کن .نميخوام جلوي بچه بد دهني کني
ارباب "فيليپ"،منتظر چي هستي؟
.نميخوام
.ارباب،"فيليپ"،بخورش.شروع کن
چرا نميذاري"بينز" منو ببره قدم بزنيم؟
.چون من ميگم
.ازت متنفرم
.بايد بگي بهخاطر اين حرفت متأسفي
.متأسف نيستم
.خيلهخب.ميري طبقهي بالا و تمام عصر رو اونجا ميموني شنيدي؟
!بجنب.بالا،بالا،بالا
.جمع کن برو. زود باش - .برام مهم نيست -
."سلام،"مکگرگور
.ببين.تو خيلي خوشگلي،ميدونستي
!سيب
!"بينز"
!"بينز"
.يالا،"مکگرگور".دارمت
!آه
!"بينز" - .نبايد بيايي اين تو پسر جون -
آقاي "بينز" اينجا نيست؟
.نه.هنوز نيومده اينجا
!"بينز"
."فيل"
اينجا چي کار ميکني؟
.از توي پنجره ديدمت
تنهايي؟ - .آره -
.خوب شروعي کردي
.فکر کردم بامزه ميشه
.بله،بامزهست.البته که بامزهست
.فيل"،اين "جولي"ـه " - حالتون چطوره؟ -
.بگير بخور
.ميتونه اسم خودشُ بنويسه ."ف.ي.ل"."فيل"
.اون اشتها نداره. نميخوره .ميتوني هر دوشون رو بخوري
.لازم نيست حواست به ما باشه
يه ليوان شير دارين؟ - .فکر کنم من يه خورده دارم -
."خب،برو و برش دار،"فيل
.کاش مُرده بودم
...بله،ولي
.جواب نميداد
.يه چيزهايي هست که بايد گفته بشه
،اگه يه کيکِ ديگه دوست داري .ميتوني بري عوضش کني
.نه
."من اينجوري ميبينمش،"جولي
.اين..دخترـه که درموردش حرف ميزني
.اين...اين دوستت
اون،اون..از مرده خوشش مياد، نمياد؟ .منظورم اينه که جديـه
لامور"؟"
."لامورترنل"
."چه چيزهايي که ميگي،"جولي
.نحوهي نگرشت
يعني ميگم .نميتوني همچين چيزي رو بشکني
،نه فقط با رفتن .به جا نذاشتنِ رد، خونه رفتن
.اون نميره خونه
.خونه اينجاست
.منظورم کشور خودشه
."جواب نميده،"جولي
...دخترـه مثل توـه .پسرـه هم مثل من
.و تمام اون فاصله بينشون
.مثل اين ميز
.جواب نميده
."مرده رواني ميشه،"جولي
.هر دفعه پُست مياد اميدوارـه
.اينکه توانايي نوشتن نداشته باشه
.اُه،اون..فراموش ميکنه .چيزـه زيادي نيست که بخواد يادش بمونه
،براي 7 ماه،از وقتي دخترـه اومد سفارتخونه .ديدنِ هر روزش
.حرفي نميزد چون مردم نگاه ميکردن
.مثل اين
."بهش...بهش وقت بده،"جولي
.ولي شکنجهست - چه شکنجهاي؟ -
چي ميگه؟ - .ميگه اون هم درد داره -
.به زودي ميره
."ولي اين..دوستِ دخترت،"جولي
.اون مجبور نيست جايي بره
.تا زندگي هست،اميد هم هست
.هميشه اميد هست
.اتفاقها مياُفتن.اوضاع عوض ميشه
.مردم عوض نميشم.اون دستش بستهست
اگه مردـه حسِ دست بسته بودن .نداشت دخترـه اينقدر ازش خوشش نمياومد
...باورم نميشه بايد بريم بيرون و خداحافظي کنيم و هيچوقت
.مواظب باش
دستمال داري؟ - .نه -
No comments yet. Be the first to leave one.