The Boat

The Boat (El barco)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

El Barco S03E15 Fuera de este mundo 720p BluRay FLAC2 0 x264-SbR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 15 El.Barco زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-22
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قبلاً

تو چیزی رو برداشتی که مال منه

یک پوشه قرمز

روبرتو!

می‌خوای بریم ماری‌مار رو بیاریم؟

پوشه قرمز دکتر روبرتو اشنایدر پیش منه

دریافت شد. تمام. می‌ریم اِسترلا پولار رو شکار کنیم

ماری‌مار دوست‌دختر من بود

شب بخیر، ماری‌مار!

می‌دونی کجاست، نه؟

سوار اتوال دو نور شدم

دوست‌پسرم تونست منو سوار یه کشتی کنه قبل از اینکه حرکت کنه

و به لطف اون، من زنده‌ام

دوست‌پسرم تو اِسترلا پولار سفر می‌کنه

اسم دوست‌پسرت چیه؟ روبرتو. اون با تو تو اون کشتیه؟ زنده‌اس؟

آره، زنده‌اس

چه عالی!

معجزه بود که از اون سقوط جون سالم به در برد

دخترم بیدار می‌شه. اون به من نیاز داره

ولی من تو رو تو اِسترلا پولار نیاز دارم

نمی‌تونم برم اونجا

ما یه معامله داشتیم، اِرنستو

تو از دختر من، اِستلا مراقبت می‌کنی و من از دختر تو

اگه الان اینو عوض کنی خیلی نامردیه، فکر نمی‌کنی؟

به محض اینکه اینو بهشون بدیم، من با دخترم می‌رم و تو آزاد می‌شی

اونا بهم قول دادن

اگه بهم بگی که واقعاً بهشون و قول‌هاشون اعتماد داری،

همین الان پوشه رو بهت می‌دم

این پوشه ارزش زندگی دخترامون رو داره. اگه بهشون بدیمش،

زندگی‌هاشون بی‌ارزش می‌شه

پوشه قرمز رو داریم

و هیچ قصدی برای دادنش بهت نداریم

می‌خوام از تمام محتویات این پوشه سر دربیارم،

همونی که نزدیک بود به خاطرش بمیریم

این اطلاعاتیه که تو یه کُد پنهان شده

بهتره قبل از اینکه الکساندر برسه، ازش سر دربیاری

الکساندر کیه؟

سوال اصلی اینه که تو برای الکساندر کی هستی

تمام چیزی که از دنیا باقی مونده، مال پدرمه

ولی پدرت کیه؟

مردی که هر چی بخواد به دست میاره

کاملاً همه چیز

چند هفته پیش، فهمیدم اولیس بهم دروغ می‌گفت

متأسفم که رابطه‌تون رو خراب کردم

آروم باش، تو ما رو از هم جدا نکردی

عاشق شدی، مرد

و یه چیز دیگه بهت می‌گم، خیلی خوش‌شانسی

چون آینخوا هم ازت خوشش میاد

نگرانی؟

یه کم

می‌دونی من چی فکر می‌کنم؟

فکر می‌کنم برگشتن اولیس ناراحتت می‌کنه

به زودی رو در رو می‌بینیش و مطمئن نیستی که می‌بوسیش

یا دستش رو می‌گیری

کاپیتان، ساختمان روی راداره

اولیس!

هیچ‌کس اینجا نیست، کاپیتان

نمی‌دونم چه کوفتی تو اون ساختمون اتفاق افتاد

ولی می‌دونم اولیس اونجا نبود

می‌دونیم یه کشتی قبل از ما اینجا رسید

اتوال دو نور

یکی از کشتی‌های پروژه اسکندریه

امیدوارم از دوستات خداحافظی کرده باشی

چون ما فوراً حرکت می‌کنیم

نه، تو جایی نمی‌ری

چطور به یه پدر بگی پسرش گمشده؟

که نمی‌دونیم مرده یا زنده

فکر کنم خونه‌اش رو پیدا کردیم

شبیه یه پناهگاه امنه

آینخوا، من تو این جزیره یه مأموریت دارم

اینکه نذارم تو کشته بشی

گامبوا کجاست؟ کجاست؟

گامبوا اینجاست!

من گامبوا هستم

خوشحالم که حضوری ملاقاتت می‌کنم

وضعیت چیه؟

ارتباط با زیردریایی چهار روز پیش قطع شد

آخرین دستورشان این بود که گروه رو امروز متوقف کنیم

تا وقتی اِسترلا پولار برگرده

اون هواپیما از کجا اومد؟

چیزی اشتباه پیش رفت. بریم نقطه قرار. بزن بریم!

گامبوا، باید بریم. بیا!

اسباب‌کشی کردن، خب، یه جورایی مثل کوتاه کردن موی جدیده

قبل از انجامش خیلی فکر می‌کنی

ولی می‌دونی در درازمدت خوب از آب در میاد

مگه اینکه بیرونت کرده باشن

کشتی باید تا الان برمی‌گشت

این طبیعی نیست. برای اونا هم اتفاقی افتاده

کاپیتان، خشکی کجاست؟

باید اونجا باشه

آره، باید تا الان می‌دیدیمش

خاله جولیا، این جزیره اسم داره؟

خب آره. یه اسم عجیب غریب داشت

فکر نکنم کسی یادش باشه

اینجا، یه کم برگرد

پس باید یه اسم دیگه روش بذاریم

چون وقتی بابا و عمو خولیان نقشه‌ها رو درست کنن،

چه اسمی روی نقشه می‌نویسن؟

خب، ما یه مشکل داریم

وقتی اسباب‌کشی می‌کنی، دو تا اتفاق می‌افته

اول از همه، هرچیزی که سال‌ها جمع کردی رو میندازی دور.

مبلمان قدیمی، دمپایی، کلاه‌های تبلیغاتی...

مگه نباید تا الان خشکی رو می‌دیدیم؟

یا اون کفش‌هایی که وقتی بهشون نگاه می‌کنی، با خودت میگی...

"نگهشون می‌دارم شاید یه روز پوشیدم."

می‌دونی چیه؟ چیه؟

چرا یه اسم برای جزیره انتخاب نمی‌کنی؟

واقعاً؟ معلومه!

وقتی یه جایی اسمی نداره، اولین کسی که میرسه اونجا اسمشو میذاره.

عالیه! باشه!

چی بهشون بگیم؟ که اومدن این جزیره...

با امید یه جای جدید برای زندگی...

و دارن می‌بینن...

دارن اینو می‌بینن؟

اوناست. خودشونن.

خشکی، بابل!

خشکی! دوباره خشکی اصلی!

هی! اوناهاش! خودشونن! اونجان!

اونا ما رو دیدن، بابل. دیدن؟

دارن برامون دست تکون میدن.

سالو!

به خدمه خبر بده که داریم پهلو می‌گیریم.

چشم.

خشکی!

خشکی، همه!

همه آماده بشن! حواستون به ساعت‌هاتون باشه.

و دو ساعت برای پیاده شدن صبر کنید!

درخت، مورچه...

می‌تونیم بیش از ۷۰ متر صاف بریم، آقایون!

دوباره پیتی و ویلما رو می‌بینیم. باورم نمیشه!

من خرافاتی نیستم، اما محض احتیاط یه لباس نو پوشیدم...

و یه چیز قرمز. - بیا. بفرمایید!

اینو ببین!

گوش کن! مهمه که با پای راست وارد خشکی بشیم.

بچه‌ها، بریم خونه جدیدمون رو ببینیم.

کاپیتان، ما کلی حرف برای گفتن به اونا داریم.

دومین چیزی که وقتی میری خونه جدید اتفاق میفته...

اینه که چیزایی رو پیدا می‌کنی که فکر می‌کردی گم شدن. دفترچه نمره‌های مدرسه.

عکس‌های دسته‌جمعی...

نوارهای کاست با آهنگ‌هایی که از رادیو ضبط کردی.

کاپیتان، اگه همه برن لب ساحل...

کی میمونه از کشتی مواظبت کنه؟

تو میمونی، بابل.

چون از این لحظه به بعد...

در حضور دریا و خورشید...

من تو رو کاپیتان اِسترلا پولار منصوب می‌کنم.

وقتی من تو جزیره هستم.

بیا. نه.

من نمی‌تونم کاپیتان باشم. برای اینکه کاپیتان بشی...

اول باید افسر باشی.

بعدش ناخدا، بعد راهنمای ساحلی.

بعدش افسر.

و بعد از اون، تو کاپیتانی.

بابل، تو کاپیتان میشی چون من بهت اعتماد دارم.

و این بالاتر از ایناست، خیلی بالاتر از...

عناوین، امتحانات، و درجه‌ها.

کاپیتان... - وقتی خونه عوض می‌کنی...

فرصت داری که از نو شروع کنی.

و اگه قراره فقط چیزای مهم رو نگه داری...

چیزی که واقعاً بهش نیاز داری...

چیزی که واقعاً دوستش داری...

عزیزم! خوش اومدی!

سلام، عزیزم!

کچل‌تر شدی، آره؟

و تو چاق‌تر شدی.

بیا بغلم، یالا.

خوشحالم دوباره می‌بینمت.

هی، من رهبری رو بهت برمی‌گردونم، رفیق.

من کاپیتان نیستم. نه تو خشکی، نه تو دریا. هیچی. اینو شفاف گفتم.

من همیشه سایه‌ت خواهم بود.

دلم برات تنگ شده بود.

اولیس تو هتل نبود، درسته؟

هیچکس تو هتل نبود.

آره، می‌دونستم.

ولی اولیس زنده‌ست. حسش می‌کنم. یه پدر می‌تونه همچین چیزایی رو حس کنه.

و می‌دونم پسرم اون بیرونه منتظره که پیداش کنم.

پیداش می‌کنیم، قسم می‌خورم.

حتی اگه مجبور بشیم دور دنیا رو بگردیم.

سالو!

همه چی چطوره؟

خولیان، اینجا چه خبره؟

باید برگردیم به کشتی. این جزیره یه تله لعنتیه.

دوباره اون هواپیما.

تو همیشه یادت میره.

ارنستو، نظرتو می‌خوام.

حتماً.

تاداا!

این بیکینی رو نگه داشته بودم برای اولین باری که پام به خشکی برسه.

دوسش داری؟

استلا، داری سعی می‌کنی منو اغوا کنی؟

بذار بهت یادآوری کنم که قبلاً این کارو کردی.

آره، ولی باید هر روز عشقتو اغوا کنی.

و هر روز تو ساحل عشق‌بازی می‌کنیم.

زیر نخل‌های نارگیل.

یا روی تختی از برگ‌های نخل.

ولی باید برای این عجله کنی. دارن سفر دوم رو آماده می‌کنن.

استلا.

یادت میاد تو اولین قرارمون چی بهم گفتی؟

که حس می‌کردی همیشه انتخاب دوم همه بودی.

و من بهت گفتم که به نظر من، تو همیشه اولینی و تنها.

The Boat subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left