The first 200 lines.
دانلودها تقدیم میکند
جـــــم مـــــتـــــر Alan White
مـــــتـــــرجـــــم Alan White
مـــــتـــــرجـــــم Alan White
مـــــتـــــرجـــــم Alan White
مـــــتـــــرجـــــم Alan White
جـــــم مـــــتـــــر Alan White
اســـــــــتار عليه نيرو هاي شــــيطــاني
ها؟ چرا انقدر طولش دادی؟
ببخشید, شرمنده میدونم, میدونم - !مُردم از بس صبر کردم -
راه طولانی بود خوشم نمیاد
شبا توی قصر گلب گور پرسه بزنم شبا خواب بد میبینم
اوه,خدایا خب,چی اوردی حالا؟
خب, چرا بهت نشونش ندم؟
!دونه شکری کاپیتان بلانچ؟
تو چرا انقدر خوشمزه ای لامصب؟
تازه نسخه ی جدیدشم هست با مارشملوی اضافی
!بچه رو بیدار نکنی
اوه,باشه
فقط تا نیمه شب صبر کن
!برو
!به سلامتی
این مارشملوهاش خیلی عالین
آره مدونم, خیلی خوبه
!اوه,نه!یدونه مونده
چطوره یک نفر بیاد پیشش که تنها نباشه
حالا دیگه باهم هستن
!خب,شب خوش, مارکو
!اکلپسا
!مارکو یاد نگرفتی که
نباید یه ملکه ی جادوئی رو بترسونی؟
داره همونجوری شد
اوه,نه...این دفعه چجوری؟
مارشملوها
!اون اینارو کناره هم گذاشت تا تنها نمونند
!این خیلی...بامزس
...و بعدش شکمم اینجوری میشه
و بعدش گرمم میشه ...و بعدش...و بعدش
من...عرق میکنم خیلیم عرق میکنم
و بعدش, چشمام
ازش یذره اشک میاد
هر وقت که فکر میکنم من دیگه با اون نیستم و از یه نفر دیگه خوشم میاد
این مارشملوها میاد جلو چشام
تو طلسمی نداری که این حس رو از بین ببره؟
اوه,پسره عزیزم
نه.نه, ندارم
اما تو نباید برای از دست دادن همچین احساساتی عجله کنی
ولی این حس ها دردناکن
احساسات همیشه ارزشمندن حتی اگه دردناک باشن
حالا اگه مارو ببخشی
فکر کنم گلب گور از اینکه جلوی بقیه دندون هاشو
مسواک بکشه خجالت میکشه
اوه! اوه,البته, باشه
آه,شرمنده, گلب گور
سلام, مارکو - برگرد عقب -
آروم باش, مکی هند
اوه,تویی که
صحبت هاتو با اکلپسا شنیدم
فکر کنم بتونم تو مشکل
شرم آورت کمکت کنم
عه,اصلا.فکرشم نکن ...که منو
هیپنوتیزم کنم
نه,جانا! قرار نیست دوباره !منو هیپنوتیزم کنی
عاو, بیخیال.من فقط میخوام به یه دوست کمک کنم
دوستا هم دیگه رو هیپنوتیزم نمیکنن
!و کاری نمیکنن که از غذای موردعلاقشون متنفر بشن
من عاشق ناچو بودم
حالا که بهشون فکر میکنم...حالم بهم میخوره
آره,ولی این بهترین روش برای توئه
درضمن, خیلی خوب بنظر میای - ممنون -
اما نمیخوام هروقت که به استار فکر میکنم حالت تهوع بگیرم
من فقط میخوام دیگه حسی به اون نداشته باشم
نگران نباش بسپارش به من
!نه,نه,نه,نه,نه - قُمبُل مرغ -
دستشوئی زنونه؟ !چیکار داری میکنی, جانا؟
فعلا منو بیخیال شو بزار ببینیم کار کرده یا نه
الان راجب مارشملو های استار چه فکری میکنی؟
اونا هنوزم بامزن
خب, پس داری میگی من 14 ساعت از زندگی مو بیخودی تلف کردم؟
آه. خیلی رو مخی
آه خودم میدونم چیکار باید بکنم
ولی نمیخوام انجامش بدم
چیکار؟ - ...من باید -
باید به استار بگم
فکر میکنی راه حلش اینه؟
من همش دارم با یه کاسه که توش دوتا مارشملوئه راه میرم,اینجا,جانا
قراره خیلی ضایع بشه
!اوه, هاپو کوچولوی کی بودی تو
!اوه, نه! خیلی بامزس
!اوه,سلام,مارکو میخوای بیای یه سلامی
به این هاپو های فرشته کوچولو بکنی؟
استار, میشه...میشه که...اون هاپو رو بزاری کنار؟
میخوام راجب یه چیزی باهات حرف بزنم
اوه باشه, هی تام
!مارکو میخواد راجب یه چیزی حرف بزنه
!اوه, نه
اوه, خوبه
میخوای راجب چی حرف بزنی,رفـــــیق؟
آه,سلام, تام
وایسا,وایسا یه لحظه وایسا
اینجوری بهتره
خیله خب! باشه
استار, این داره منو میکشه
مارشملو های کوچولوی من؟
ایول! چه مارشملو های کوچولی خوشمزه ای
!تام - چیه؟ خب یکی دیگم تو کاسه هست -
دقیقا! استار نمیخواد - دقیقا! من نمیخوام -
این مارشملو توی کاسه تنها باشه
بخاطر همینم اون بهش یه دوست داد بخاطر همینم من بهش یه دوست دادم -
حالا,اینجوری تنها میشه چطور تو اینو نفهمیدی؟
!این خیلی بامزس
...آه,استار
من یه مشکلی دارم
و فکر کنم اون توئی
من هرچیزی که راجب تو باشه رو ازش خوشم میاد
این...غیر طبیعیه
نه, مارکو این غیرطبیعی نیست
الان دیگه حساس شد
!ببین, تام تام !من متاسفم, رفیق
!فقط میخواستم خودمو خالی کنم
این فراطبیعیه
شما جفتتون نفرین شدید
چی؟ چی داری میگی؟
اون مراسم رقص ماه گرفتگی رو یادتونه؟
...آره
درسته. خب,در واقع اون اسمش نفرین ماه گرفتگیه
نفرین دوتا روح رو در
زیر نور ماه گرفتگی باهم جفت میکنه
و منم تو رو بردم,به امید اینکه خودمون انتخاب بشیم
اما اینجوری نشد
و...بجاش تو و مارکو رو انتخاب کرد
وایسا,پس ما نفرین شده بودیم و تو اینو میدونستی؟
آره, اما...من...من فکر میکردم خودتونم اینو میدونید
نه,تام من نمیدونستم از کجا باید میدونستم؟
خب, من فکر میکردم !معلومه دیگه
یعنی اینکه,یه نفر اونجا بود که همه چیو توضیح داد
نوره؟ نوره رو یات میاد؟ تو رو انتخاب کرد
!من فکر میکردم اون یه مهمونی نوری بود
!من چمیدونستم که نفرینه
!اما میدونی که یه حسی به مارکو داری
و منم میدونم که به مارکو یه حسی داری
منظورم اینه که,فکر میکنی چطور این فکرو کردم؟
تو هم به من حس داری؟
!این بخاطره نفرینه
استار, من شرمندم من اون موقع خیلی احمق بودم
چیکار میتونم برات انجام بدم؟
!چطوره که منو از شر این نفرین خلاص کنی؟
باشه, خب, پدره بزرگه من ریلاکور
اولین نفری بود که راجب ماه گرفتگی بهم گفت
خب,پس , بیا باهاش حرف بزنیم
نه,صبر کن,صبر کن,صبر کن اون هیچوقت راجبش با ما حرف نمیزنه
اما اون یه کتاب مطالعه داره که کلی کتاب توی اونجاس
بنابراین از اونجا شروع میکنیم
باشه...فقط عجله کن که بریم این نفرین رو بشکنیم
باشه, مارکو؟
مارکو, مشکل چیه؟
فقط اینکه...باورم نمیشه همه ی اینا
همش بخاطر یه نفرین بوده
فقط...یکم گیج کنندس
هی! تو بهترین دوسته منی و هیچ نفرینی نمیتونه اینو تغییر بده
اما الان این یه چیز دیگس که داره مارو داغون میکنه
!پس بیا بزنیم خورد و خمیرش کنیم
آره! بیای احساساتمون رو نابود کنیم
وای! اتاق مطالعه ی بابا بزرگت مثل خونه ی رویاییه منه
آره ولی اینجا غار کوچیکیه
کوچیکه؟ اندازه مو های سرت اینجا کتاب داره مَردَک
خوبیش اینه که یه کامپیوتر برای جستجوی همشون داره
عاشق اینم که سالمندا هم از تکنولوژی استفاده کنن
اینجا گفته...نفرین ماه ها به راحتی !شکسته میشن
"نفرین شده نیازه که در نقطه ی دقیق
جایی که نفرین شده بایسته و همان چرخش و رقص را در تاریخ قمری انجام بدهد
و وقتی ماه در راس زاویه قرار گیرد..."
"...نفرین نیز از بین خواهد رفت"
اوه,راحته! میتونیم انجامش بدیم
ماه گرفتیگیه بعدی جه زمانیه؟
آه, از الان نزدیکه 665 سال دیگه
اوه, درسته شما عمر تون تا اون موقع قد نمیده
میخواستم تشکیل خانواده بدم
عاشق بشم
فایدش چیه اگه این نفرین همه ی تصمیم گیری هارو انجام بده؟
!این دیگه چه کوفتیه؟
اوه, نه! آقاجون ریلاکور !آروم باش
دورش کن, دورش کن, دورش کن
!مشت گرفتنیه رنگین کمونی
آقا جون, میدونم نباید میومدم اینجا
اما من از نفرین ماه گرفتگی استفاده کردم
ازش استفاده کردم, ام دوستامو انتخاب کرد
و الانم به کلی زندگی شونو بهم ریختم
و هیچ راهی پیدا نمیکنیم که این نفرین رو بشکنیم
آه,تام؟
آه, چیشد؟
من...من...من نمیدونم
آقاجونم میگه که
جفت شونو به فنا دادی
اما اون میگه سنگ بریدگی
احتمالا میتونه کمک مون کنه
!ای جون
"سنگ بریدگی
این سنگ محسور دارای لبه های بسیار تیز است
که میتواند هرچیزی را بِبُرَد به شرطی که فیزیکی
No comments yet. Be the first to leave one.