The first 193 lines.
تفریح جادوگر: اعمال نهایی
از اون جایی که یه جادوگر هست که قدرتای زیادی داره بهش مشکوکیم
پیغامایی تو صحنه جرم باقی مونده بودن
همشون به این اشاره داشتن که قاتل یه جادوگره
عه؟ مثلا چیا؟
زیستن بی وقفه میراث بی وقفه
میدونین به چی اشاره داره؟
یه جادوگر جادوگرا پیر نمیشن و همیشه سالم و سلامت میمونن
و این که قدرتش به نوادگانشم ارث میرسه
پس حتی اگه بچه ای هم داشته باش_
چیه؟
قاتل داره رسما اعلام میکنه که یه جادوگره
مطمئنم همه جوابا میشه جادوگر
این یکی چی؟
چهارتا پا صبح،دوتا پا ظهر و سه تا پا شب
یه جادوگره
فکر کنم یه آدمه
درسته یه آدم
چه عجیب اینم یکی از پیغاما بوده؟
درسته هیچکدومشون دستمونو نمیگیرن
قاتل داره مسخرمون میکنه
ما به این پرونده میگیم تفریح جادوگر چون براش انگار یه بازیه
ولی خب این بازی بر علیه خودشون میشه
من متوجه شدم یه سری از معماها بخشایی از یه کتابن
و اون کتابفروشی سفارش کپی از اون کتابو داشته
حتی ازش خواستن زود کارو تحویل بده
تحت تاثیر قرار گرفتم که نوشته هارو دنبال میکنی
فقط خوش شانس بودم همون کتابو خونه داشتم
بو میاد
فکر کردی اصلا داری چیکار میکنی؟
خودت بیا تو
گندش بزنن!
این زخما از جادو به وجود اومدن
خب طبیعیه اگه بگیم کار یه جادوگر بوده
احتمالا چون یه چیزیو دیده چشاشو در آورده
تلاش بی فایده ای داشته
اگه میخواست کسی ردشو نزنه
پس واسه چی اومده پیغام گذاشته؟
گفتم که واسش فقط یه بازیه
احتمالا یهو تصمیم گرفته این یکیم بکشه
دیگه سرنخی نداریم
خسته به نظر میای چرا یه کم استراحت نمیکنی
نباید خیلی به من نزدیک بشین
چرا اون وقت؟
سابقه بدی داره
کسایی که بهم نزدیک بودن واسشون اتفاقای خوبی نیفتاده
چی شده؟
هنیس سان یه جسد دیگه هم اینجا پیدا کردیم
و یه پیغام دیگه
چی نوشته؟
من مثل یه مریضی ام
مریضی ها پخش و تکثیر میشن
این مریضی یه طلسمه طلسم یه ساحره
حتی اگه به صحنه جرم هم ببرمتون چیز زیادی دستگیرتون نمیشه
اشکالی نداره به هرحال از لاشه خوشم نمیاد
منم انتظار چیزیو ندارم
فعلا
آشف
چیه؟
حواستو جمع کن یه چیزی اینجاست
جدی؟ شوخیت گرفته؟
تابوتو گزاشتم هتل
احمق! خودسرانه کاری نکن
غیبش زد!
دود شد رفت هوا به دود و دم علاقه داره
پس هم قدرتمنده هم استاد بزن در رو؟
خب انگاری کارمون سخت شده
تازشم چرا اصلا...
دنبال دخترست
چی؟
از وقتی با اون زنه همو دیدیم همش حس میکردم یکی داره نگاهمون میکنه
پس خیالاتی نشده بودم
تف
یه چیزی باید ازت بپرسم
چی به سرت اومده؟
یه ذره سعادت داشتیم جادوگرو ببینیم
گمش کردین؟
کاملا درست میفرمایین
که اینطور
تنها امیدم شما بودین که اونم پر
کتک خورتم ملس بوده
قبلا درمانش کردم
مهمتر از اینا لطفا به سوالم جواب بده
ربط تو به این جادوگره چیه؟
چی؟
انگار دنبالته
جادوگره میدونه چه شکلی هستی
واسه همین مطمئنم دنبال توعه نه ما
چرا یه جادوگر باید رسما اعلام کنه که یه جادوگره؟
احتمالا میخواد پالادینا رو بسیج کنه
مگه جنگیدن با یه گروه کوچیک اینقدر مهمه؟
ولی در نهایت هرچقدرم که صبر کنه این پلیسه که باهاش مواجه میشه
پس میخواد پالادینا رو بیرون بکشه...
گیدو، حالا میخوای چیکار کنی؟
همشونو میکشم
شایدم...
رئیسشونو گیر بیارم
خودخواهی شهردار باعث این اتفاقاته
ولی فقط خودیا ازش خبر دارن
بیشتر اینطوری به نظر میاد که پلیس بدون تو باخته تنها جنگجوی واقعیشون تویی
با این حال با وجود این همه محتاطانه رفتار کردنا
جادوگره صبر کرد تا از هم جدا بشیم و بعدش به ما حمله کرد
چرا؟
چرا باید دنبال من باشه؟
چرا دنبالمه وقتی نمیخواد بکشتم؟
نمیدونم واسه همین اینارو ازت پرسیدم
نگو که...
یعنی به خاطر...
پس یه چیزایی میدونی بنال زنیکه!
نیازی به گفتن نیست ولی این پرونده با یه چیزی شروع شد
چند وقتیه پیدات نیست کیرا
همیشه دیر میرسم اگه زود نرم خونه
و تا وقتی که میتونم با بچه هام غذام نخورم پس چه مادری ام؟
هنیس سان!
چی شده؟
همین الان خونتون...
هنیس سان خطرناکه!
بچه هام داخلن!
شلک! لوران!
شاهدی هم بود؟
ساکنان محلی یه سری چیزا گفتن
انگار مجرم یه پیام روی دیوار اون طرف خیابون گزاشته
زیستن بی وقفه میراث بی وقفه
چه معنی داره؟
یه ساحره
یه متن هشداره
درسته
لعنتی! بازم این دود بنفش!
نمیتونیم خوب ببینیم!
همه تو منطقه جادویی پناه بگیرید!
روبن میخوای چیکار کنی؟
حسابشو میرسم
تنهایی؟ دیوونه ای؟ یارو جادوگره!
میدونم جادوگری که اون دوتا بچه رو کشته
هر دو پسرم و روبنو از دست دادم
اون معلم جادو...و دوست پسرم بود
شک کردم که نکنه اون هشدار...
چیزی که گفتی تاییدش میکنه
واسه این بود که بکشنش بیرون و اونو بکشن
جادوگره ادمایی که دوسشون دارمو هدف گرفته
زیادی با هام صمیمی شدین
پس دچار سوءتفاهم شده؟
ولی معلوم شد چه خبره
جادوگره ازت کینه شتری داره
اون وقت چرا؟
نمیدونم
ولی این خیلی عالیه
اگه دور و برم پیداش بشه میتونم انتقام بگیرم
انتقام؟
که اینطور واسه همین با دروغای شهردار تا اینجا راه اومدی
الان داری سرزنشم میکنی؟
انتقام من مهمتر از جون شهروندا شده
همینطوری هم داره قربانی های بیشتری میده
من عدالت و وظیفه شناسی یه کاراگاهو ندارم
تقصیر تو نیست ولی از این بابت مطمئنی؟
خیلی بدبخت شدی
جوری حرف نزن انگار درکم میکنی
گیرم انتقامتم گرفتی کیه که باهات جشنش بگیره؟
خودم میدونم!
میدونم اونقدرا قوی نیستم و کسیم دنبال انتقام نیست
تو یکی لازم نیست اینا رو به من بگی
ولی بازم نمیتونم این دردو کاریش کنم... این خشم و نفرتو
چه مرگته؟
نشستی چرت و پرت بلغور میکنی
هرکاری میخوای بکن
کی براش مهمه واسه کی این کارا رو میکنی؟
خودت گفتی
میکشیش چون ازش متنفری
میکشیش تا دلت خنک شه
انتقام حس خوبی داره
داری چی میگی...
من مگه مثل توعم!؟
چرا تشویقش میکنی؟
هنیس سان!
جادوگر یه هشدار فرستاده
تا سه روز دیگه به ایستگاه میاد!
عالی شد سروران عزیز چند روز دیگه اعمال خاکسپاری داریم
میتونم بهتون اعتماد کنم؟
واقعا میتونم بهتون اعتماد کنم تا جادوگرو گیر بندازین؟
معلومه که میتونی زنیکه
یادت میدم...
که چی انتقامو شیرین میکنه
طلسم اصلی جادوگر با دود بنفشه ازش سر در نمیارم
میتونه باهاش یه چیزایی رو نابود کنه یا حتی به هوا پرتشون کنه
مثل یه صحنه دودی عمل میکنه
پس طلسم غیب شوندش بزرگترین معضلمونه
راستی با اون گونیای چرمی که بهت دادم چیکار کردی؟
کاری نکردمشون
درمورد گیدو...میدونم چی میگه
ولی اگه این جادوگرو شکست بدیم واقعا بقیه خوشحال میشن؟
مطمئنم همینطور میشه
دیر کردی
هرچی که خورده بودم هضم شده
No comments yet. Be the first to leave one.