The first 200 lines.
برای اطلاع از وضعیت ترجمه و دانلود سریع تر زیرنویس در کانال های ما عضو شوید
= قسمت 03 =-
سفر چطور بود؟
از این طرف
لطفا توجه کنید
دو نفر تازه وارد به تیم ما پیوستن
یک لحظه
.سلام - .سلام -
خانم کانگ
خانم کانگ ؟
.اوه بله
تازه واردامون اومدن
اینم از تزه واردها
.سلام
...ایشون مدیر بخش بازاریابی
خانم مدیر کانگ می ری هستن
سلام منم چوی مین هی هستم
از ملاقات شما خوشبختم
.سلام هان ته جو هستم
.خوش اومدین
یه دست محکم - هورا -
- از ملاقات شما خوشبختم - .خیلی ممنون
تو خیلی خوش تیپی
به بخش بازاریابی خوش اومدین
تیم ما بخش اصلی این شرکته
اگه میخواین به درستی آموزش ببینید
جای درستی اومدین
پس باید توانایی خودتونو نشون بدین
من تمام تلاشم رو میکنم
.خانم لی - بله خانم کانگ -
لطفا مدیریت راهنمایی چو مین هی رو شما بگیرین
چشم حتما
.آقای پارک - بله خانم کانگ -
شما هم مراقب آقای هان ته جو باشید
لطفا مدیریت و آموزش ایشون به عهده بگیرین
...ولی خانم کانگ من قراره
متوجه شدم
من میرم برا جلسه
لطفا براش آماده باشید - چشم -
خب خب بفرمایید سر جاهاتون
من کنار خانم لی می شینم
و ته جو می تونه بشینه کنار من
چشم
افراد جدید چظور بودن؟
الان نمیشه گفت
حداقل سه ماه طول می کشه تا مشخص بشه
فقط امیدوارم که مشکل ساز نباشن
منظورتون چیه؟
یه هم تیم تازه وارد داریم
تازه وارد؟ - منظورم هان ته جو هستش -
اون جدیدترین عضو استخدام شده است
تازه وارد
بله؟
چه هوایی
تا حالا به عنوان یک کاراموز یا کارمند پارت تایم کار کردی؟
بله یه درو کارآموزی گذروندم
و به عنوان کار پارت تایم تو بخش اداری بودم
واقعا؟ تو چند سالته؟
من 32 سال دارم
سربازی رفتی؟
بله گروه 1164 بودم
واقعا اونجا تو گروه تنکداران و بخش انفجاری بودی؟
...بله
نسبت به ظاهرت به نظر سخت تر میای
خوشحالم که یکی مثل تو اومده تو تیم ما
بخش تفنگداران انفجاری
به نظر کار درست میای
لطفا هوای منو داشته باشید
تمام تلاشم رو میکنم که عالی یاد بگیرم
درسته تو تمام تلاشت رو میکنی
من همه چی رو یادت میدم
آموزش تو کار خیلی اهمیت داره
اما سعی کن هیچ وقت با کانگ می ری چشم تو چشم نشی
ببخشید؟
مدیر کانگ می ری رو میگم
اگه یه وقت پرت به پرش گیر کنه
دیگه مهم نیست چقدر کار درست و خشنی پراتو می کنه
نشنیدی چی گفتم؟
لباستو در بیار
لباسهاتو در بیار گفتم
می خوای زندگی منو خراب کنی؟
میدونی آرزوی بخش ما چیه؟
آرزو می کنیم هر چه زودتراون ترفیع بگیره
بعدش ببرنش یه بخش دیگه
هیچ جوره نمیشه ازش آتو گرفت
اون خیلی لایق و یک دنده و محتاطه
هیچ وقت اشتباهی ازش سر نمیزنه
...بخاطر همین تنها راه فرار از دستش
اینه که براش آرزی ارتقاء کنی
ای خدا ما میخوایم اون به بالاترین مقام برسه
درسته
...چون به نظر میاد تو خیلی باهوش و دقیقی
من مثل بقیه تازه واردها دل نگرانی تو رو ندارم
اما همیشه اینو یادت باشه
کانگ می ری قابل پیش بینی نیست
اون خیلی پست و بد جنسه
مراقب اون باش
باشه چشم
حتما
در ضمن به منم کمک کن
چشم متوجه شدم
عالیه عالیه
پارک سونگ هستم از بخش برنامه ریزی
تمام تلاشم رو میکنم
.خیلی ممنون
...لی جا سونگ هستم
از بخش پشتیبانی مدیریت
باعث افتخاره که با شما همکاری کنم
امیدوارم همکارای خوبی باشیم
تمام تلاشم رو برای کمک بهتون میکنم
من مدیر بخش بازاریابی - کانگ می ری -
شنیدم شما تنها مدیر بخش زن هستید
تو این شرکت
در ضمن بسیار هم کار آمدین
...همیشه تعریف شمارو شنیدم
لطفا همینطور به کارتون ادامه بدید
موفق باشید
.خیلی ممنون
...مشتاقانه منتظر دیدن
تواناییهای شما هستم
...بهترین تلاشم رو میکنم
شما رو مایوس نکنم
خیلی خوبه
بیاین به کار گروهی به عنوان همکار انجام بدیم
هر وقت کاری داشتی
میتونی برای دیدنم بیای دفترم
...من
همسن مادرت هستم
بیا دوستهای خوبی برای هم باشیم
من کیم جونگ وو از گروه روباط عمومی هستم
از دیدن تون خوشبختم
خوشبختم
خیلی خب بیاید جلسه رو شروع کنیم
هی هی
برگشتی؟ - می هه کجاس ...می هه -
باید تو اتاقش باشه
گفت یه الهام بهش شده
الان یه الهامی بهش نشون بدم ذلیل مرده رو
می هه
هی می هه بیدارشو تا بهت بگم
یالا پاشو ...پاشو
چرا اینطوری میکنی؟
نمی شه مثل آدم بیدارم کنی؟
چرا میزنی
هی هی راستشو بگو
...تو مطمئنی دیروز به جای می ری
نرفته بودی سر قرار بدون آشنایی؟
عجب مرتیکه دهن لقی
الان چه غلطی کردی؟
منم همچین مرده کشته این نبودم که برم اونجا
بعدش - می ری گفت نمیره -
بهم باج داد
بعدشم یه استیکی خوردم که به عمرم نخورده بودم
بخاطر همین بخاطرش هم پول گرفتم هم غذا خوردم
مثل اینکه حالیت نیست چی شده
اون قرار آشنایی برا تو نبود
چرا توهین میکنی مامان
چیه ، چرا من نمی تونم سر همچین قرارهایی برم؟
نه نمی تونی - چرا نمی تونم ؟ -
جایگاه خودتو بدون - مگه جایگاه من چشه ؟ -
نگاش کن
...تو عمرت یه رمان نوشتی
بعدش 9 سال ور دل من موندی
واسه چی جای خواهرت پامیشی میری
اینقدر دلت گوشت میخواست بخوری؟
به نظرت اون یه تیکه گوشت نپخته بوده
مامان ، اصلا مرتیکه به درد نمیخورد
اگه من یه چیزی مثل هری پاتر بنویسم چی؟
میدونی نویسندش چقدر پول در آورده
چی هلیکوپتر؟
مامان چقدر خنگی آخه
هلی گوپتر؟ - نخند مردشور برده -
خوشت میاد مامانت خنگ باشه؟
اگه نمیخوای با همچین مامان خنگی زندگی کنی
گمشو شوهر کن
اینقدر گیر این اتاق نباش
فکر کردی خودم نمی خوام شوهر کنم
چکار کنم کسی منو نمی گیره
بخاطر همین باید زن جی بوم شدی
مامان
بهت گفتم دیگه حرف اون عوضی رو نزن
وای خدا جون
هی هی تو کجا داری میری؟
چرا اینقدر عصبانی بود؟
ولش کن ذلیل مرده رو
خیلی ناراحتم
دوباره نق به جونش زدی
مگه من چی گفتم
...بهش گفتم با جی بون عروسی می کرد
اگه قرار بود اینطوری زندگی کنی ...مگه چیه؟
چی ...ای بابا
چرا هی حرف اونو بهش میزنی؟
خاطره خیلی دردناکی از اون داره
دردناک بخوره تو سرش
از خداش باشه که زن اون میشد
واقعا که
باید مراقب حرف زدنت باشی
از دست این دختره
میفهمی که مگه نه؟
متنفرم وقتی در مورد جی بوم حرف میزنن
No comments yet. Be the first to leave one.