The first 196 lines.
چیزی گیر آوردی؟ - هیچ پُخی -
«سه تا پوکۀ شاتگان وْ یه «بلِیکی
چی گیر آوردی؟
...حلقۀ درِ قوطی
...83
«تایزر»
باهاشون چیکار میکنی؟ - «بستهبندیشون میکنم، میذارمشون روی «ایبِی -
ملت این پُخ رو میخرن
مشنگهای رقتانگیز
گُل گفتی
« فــلــزیــابگــرایــان »
دیشب «چالش دانشگاه» دیدی؟
آره - جوابِ درست دادی؟ -
نه. تو؟
نه
نزدیک بود «بنجامین بریتن» رو بگم
نمیشه که نزدیک باشه جوابِ درست رو بگی - ...اوه، توی ذهنم بود -
چیزی نگفتم. جا زدم
تنها بودی؟ - آره -
اما باز هم اونقدری ترسیده بودی که بلند نگفتی؟
آره
حساب نیست - میدونم -
باید دل رو میزدی به دریا
میدونم
سهشنبه میری باشگاه؟
چه خبره؟ - تری دربارۀ دکمهها سخنرانی داره -
دکمه؟
درست شنیدی - یا پیغمبر، گور پدرش -
آره، فکر کنم قید اون رو بزنم
هی... راجع به اون فولادزره قشنگی که یه بار پیدا کردم برات گفتهام؟
آره. باهاش ازدواج کردی - باهاش ازدواج کردم -
اون رو قبلاً برات گفتهام؟
خب، قبلاً گفتی، آره، یه چند باری. دقیقاً نمیشه اسمش رو گذاشت روتینِ استندآپ
از آخرین باری کی گفتی، کلمۀ «قشنگ» رو بهش اضافه کردی
آره، خب، قشنگ بود؛ مگز
اما دیوانه بود. واسه همین طلاقش رو دادم
اون تو رو بهخاطر مدیر «پیتزا هات» ترک کرد - آره، دیوانهست دیگه -
هیپی بود، میدونی؛ توی نخ بلور وْ اینجور پُخها بود
قدیمها عطر وانیل میزد
بوی گند «پلِی-دو» میداد
سر بالا. این کیه؟
نمیدونم
سلام - سلام -
قبلتر توی زمین دیدمتون. ببخشید مزاحم میشم، ولی شما فلزیاباید؟
نه، عزیز من
فلزیاب اینه
ما فلزیابگرائیم
اوه، درسته. ببخشید
هیچ مشکلی نیست
من سوفیام - خوشوقتام، سوفی -
من لنسام، این هم اندی - سلام -
من دانشجوئم؛ دانشجوی تاریخ
جالب میشه بفهمم شماها چهجور چیزهایی پیدا میکنید. تاریخ محلی؟
اوه، انتخاب عاقلانهایه، سوفی
چی داری اونجا، اندرو؟ - ...آم -
خرتوْپرت
«آ... یه پنی «ویکتوریایی
و بعد «نبرد بریتانیا»، اون قشنگه
توی «اینتراوب» چند پوندی میارزه - این کار رو نمیکنم، رفیق -
احمق - چرا؟ -
من یافتههام رو نمیفروشم. باهاش موافق نیستم
باید نیم تُن آهنقراضه توی خونهش داشته باشه
!امیدوارم واکسن کزازت رو مرتب بزنی، رفیق
نمیدونم چرا روی پاکتهای حبابدار سرمایهگذاری نمیکنه. میتونه از کار نظافت دست بکِشه
نظافتچیای؟ - نه -
نظافتچیـه - مؤسسۀ کاریابی مشاغل موقته -
همهجور کار بهم میدن - آره، همهجور کار نظافتی -
بیشتر، آره - ...میدونی -
اندی داره واسه مدرک باستانشناسی تحصیل میکنه
الآن... چند وقته، رفیق؟ - خیلی وقته، اما به هدفم میرسم -
،و... موقعی که یه باستانشناسِ رسمی شدم همون موقعست که میتونم چیزهای خوب رو ببینم
استخوان، تکههای کوزه
فلزیابش رو با یه کاردک نقاشی تاخت میزنه
و باقی عمرش رو صرف کندن گِلوْلای از روی گِلوْلای میکنه. نه، ممنون
فلزات غیرآهنی رو نشونم بده، رفیق
شما عضو باشگاهی هستید؟ - «دیاِمدیسی» -
باشگاه فلزیابی دِینْبری»؟»
توی تالار پیشاهنگی روبهروی «تو بروئرز» (دو آبجوساز)، توی خیابون اصلی
اه، درسته. و چجور اتفاقاتی اونجا میوفته؟
...خب، یافتهها رو مقایسه میکنیم، دربارۀ سرگرمی بحث میکنیم
بعضی وقتها یه سخنران مهمان دعوت میکنیم
این سهشنبه، تری دربارۀ دکمهها سخنرانی میکنه
دکمه؟ - درست شنیدی -
عجب، چه مبهوتکننده. شماها میرید؟
آره - آره، احتمالاً -
آره، میریم - موردی نداره من هم یه سر بیام؟ -
نه - دلیلی نمیبینم که نشه -
باشه، ایول. خب، پس اونجا میبینمتون
آره - میبینیمت -
خدافظ - خدافظ، سوفی -
ممکنه خوب باشه، دکمهها
آره، آره
آره
سلام
روبهراهای؟ - آره. تو؟ -
آره. دیر کردی - آره، رفتم مِیخونه -
اوه، کدومی؟
(بروئرز» (آبجوسازان»
تو بروئرز» (دو آبجوساز)؟» - آره -
همون مِیخونۀ نبش خیابونمون؟
آره
اوه، چه خوب - ببخشید. باید تلفن میزدم -
خوب میشد - با لنس بودم -
فکر نمیکردم دلت بخواد با لنس وقت بگذرونی. از نظرت یهخرده بیشعوره
از نظر من تو هم یهخرده بیشعوری، اما با تو وقت میگذرونم
ممکن بود خوب باشه شب آخرهفته رو یه نوشیدنی بخورم، ته خیابونم، با چندتا بیشعور
ببخشید
امروز چیز خوبی پیدا کردی؟ - نه، نه زیاد -
...صحیح
وایسا. روبهراهای؟
از فلزیابی من کُفریای؟
نه، برام مهم نیست... اگه تو ازش لذت میبری، اگه به تحصیلت کمک میکنه
باید یه جای جدید برای گشتن پیدا کنیم
این روزها فقط آشغال وْ حلقۀ درِ قوطی پیدا میکنیم
این سرزمین «ساکسونها»ست
من میخوام کشف کنم جنازۀ جنگجوها و پادشاهانشون رو کجا دفن کردن
عوض اینکه خوراکیها وْ نوشیدنیهای غیرالکلیشون رو کجا گذاشته بودن؟
دقیقاً. اما مشغولایم. بهزودی طلا میخوره به تورمون و بعد ثروتمند میشیم
،«اوه، ایول. میریم «آفریقا
من مدرسهم رو برپا میکنم، تو هم میتونی بری چال بکّنی
لنس هم میتونه بیاد؟ - نه -
یه پنی پیدا کردم؛ ویکتوریای جوان، 1865
ببند
این 150 سال زیر خاک بوده
تصور کن یک قرن وْ نیم پیش از جیب کی افتاده
اوه، آره، فوقالعاده - زنیکه -
هنوز هم فکر میکنی من فوقالعادهام؟
معلومه
تو «لُرد کارنارون» منای. «هاوارد کارتر» من
تو «درۀ پادشاهان» رو کشف میکنی
«توی «اسکس - «توی «اسکس -
چیزی میتونی ببینی؟ - بله، چیزهای شگرف -
سلام، عزیز
روبهراهای؟ - آره، آره، فقط دارم میرم سر کار -
تو روبهراهای؟ - آره، خوبام -
کاروْبار خوبه؟ - اوه، بد نیست، میدونی -
...خوبه، خوبه. چون من
...میدونم
،آلبوم «باران ارغوانی»ت رو پیدا کردم
و میخواستم بدونم، میخوای برات بیارم؟
اوه، آره، زحمت میکِشی؟ - ...اوه، آره، البته، چون فکر کردم تو -
خب، میدونم اون آهنگ «وقتی فاختهها میگریند» رو دوست داری
وقتی فاختهها میگریند»، آره»
گرامافون داری؟ - تونی داره، از اون آنتیکها -
اوه، خوبه - راستش اینجاست. بهتره سلام کنی -
...اوه، نیازی نیست، چون - !تونی -
!لنس اومده - ...آ -
سلام، رفیق. پارسال دوست، امسال آشنا
آهان
فقط یه تُکپا اومدی سلام کنی؟
نه، یه شمع معطر لازم داشتم
فکر نمیکردم به سلیقهت بخوره. واسه خودت؟ - نه، فقط یه هدیه برای یه نفره -
اوه، یه دختر؟ - نه -
یه پسر؟ - نه، دختره -
آره - دوستدختر؟ -
...نه. خب
آره
اوه! کیه؟
اوه، آره... هیچکس. یه بندهخدایی
چه عطری؟
ببخشید؟ - شمع -
اوه، نمیدونم. چی دارید؟
من ترنج وْ خسخس دوست دارم - هوم -
همین وانیلی رو برمیدارم
همیشه فکر میکنم بوی «مینیکَب» میده - 3.75پوند -
دستت درد نکنه - اوه، باقی پولت رو نمیخوای؟ -
دستت درد نکنه، مگز. خدافظ - آره، خدافظ، عزیز -
زر مفته، رفیق. فقط دلت میخواد دوباره اون دختره رو ببینی
چرا، میخوای. عین روز روشنه
بگذریم، اون پیداش نمیشه
خوبه. خب، پس دلسرد نمیشی، مگه نه؟
نه، بیا مکان من، یه «روبی» برات آماده میکنم و میتونیم با هم بریم
چیزی هست که نخوری؟
آره، سوای گوشت وْ ماهی
!باشه، گوشی دستت. تد
موردی نداره بعد از اینکه بادمجونها رو خالی کردم، دست از کار بکِشم؟
آهان
آره. باشه، یک ساعت دیگه برمیگردم. ادیوس
هی
،لنس واسه امشب قبل از اینکه بریم باشگاه ما رو به صرف خورش کاری دعوت کرده
دلت میخواد بیای؟
معلومه که نه... به دلایل زیادی، مخصوصاً این حقیقت که من واقعاً دعوت نیستم
فقط چون اون شب بهت توپیدم، داری این حرف رو میزنی
امشب توی باشگاه چه خبره؟
دکمه؟ - درست شنیدی. میخوای بیای؟ -
!گُه نخور
خیلیخب، دوستت دارم. بعداً میبینمت
آره، همچنین. بعداً میبینمت
چه سینههای قشنگی - از شما متشکرم -
...یه چیزی بو میده - بوی لذیذی؟ -
نه. فقط یه چیزی بو میده
رودهبُر شدم
بیا، اون پوستها رو برام میندازی توی کمپوست؟
تو که یه بالکن بیشتر نداری. کمپوست به چه کارـت میاد؟
هیچوقت مشخص نمیکنه کِی به کار میاد
این چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.