The first 199 lines.
اوه، من عاشق این منقل آتیش جدیدتم
ممنون ، می دونی ، یه شب دیدم
زباله های "ویکتور کله خراب" آتیش گرفته بود
و با خودم فکر کردم "عجب چیز مالیه"
خب ، به چه مناسبی بنوشیم ؟
خب من یه زوج خوشبختی رو میشناسم که سالگرد بزرگی رو در پیش دارن
درسته ، کلوین ؟
کی ؟
شوخی کردم عزیزم ما هستیم
درست گفتم عزیزم ؟
بی خیال
به مناسبت 30 سال زندگی مشترک
نمی تونم باور کنم شما ها 30 ساله ازدواج کردین
واو، یعنی وقتی شما .... ازدواج کردید ما فقط
نوشیدنیت رو بخور ، جما
خب؛ چطوری می خواید شماها جشنتون رو برگزار کنید
آخر هفته در کوبا ؟ با ماساژ دونفره ؟
یا چیز شخصی مورد علاقه ما
خوندن یه شعر برای هم
وقتی که به چشم هم نگاه می کنید
این مثل یه نگاه معنا دار می میونه
باشه ، خب ، شاید ما همون کارهای همیشگی رو انجام بدیم
و برای شام بریم بیرون
چی.... بی خیال ، 30 سالگی یه نقطه عطفه
نمی تونید فقط یه شام برید بیرون
اون راست می گه عزیزم ما باید کار بزرگی انجام بدیم
بزار یه فیلم هم ببینیم
اوه
بی خیال شید بچه ها
شما باید یه رمانتیک تر انجام بدید
از شام خوردن و فیلم دیدن
می دونی ، ما از اون دسته زوج هایی نیستیم
که کاری بزرگتر از این چیزا بکنن
ما حتی یه عروسی واقعی نداشتیم
فقط خودمون دوتا توی محضر بودیم
فهمیدم شماها باید چکار کنید
شما دوتا باید دوباره یه مراسم ازدواج بگیرید
این مسخرست - عاشق این فکرم -
تینا ما قبلاً عهد و پیمام ازدواجون رو بستیم
"تا وقتی که مرگ ما رو از هم جدا کنه" نه تو مردی و نه من مردم
از نظر خدا ، ما خوبیم
می دونی چیه ؟ خب می خوام امسال متفاوت باشه
می خوام عروسی بگیرم که هرگز نگرفتم
آره - خیلی خب -
دیو ، خواهش میکنم لطفا
آره ، کلوین ، نگران نباش ، فهمیدم
عاشق این بودم که ساقدوش تو باشم
آره
ترجمه و زیرنویس : مجید علی آتشی @majid.aliatashi
قسمت 7 خوش آمدید به مراسم تجدید عهد و پیمان
سلام گروور ، می خوای به من و خانم تینا برای مراسم تجدید عهد و پیمان کمک کنی ؟
چی هست ؟
این برای وقتیه که یه زوج متعهل تصمیم می گیرن
... دوباره عشقشون رو تایید - من نیستم -
سلام تینا ، بیا تو - سلام -
دوباره ممنونم که بهم کمک می کنی
شوخی می کنی ؟ من عاشق عروسیم
چیزهای عاشقانه ، گل ها
دوست های دختری که می شه حسادت رو تو چهرشون دید
باشه ، از کجا باید شروع کنیم ؟
فکر میکنم از آلبوم عروسیم الهام بگیریم
باشه ، بریم انجامش بدیم - اوه -
اوه ... اوه خدای من ، جما تو خیلی خوشکل بودی
آه ممنونم
اوه ، این "رایان سیکرسته" ؟
نه اون "دیوِ" . اون موقع تیپ یخی می زد
تو با اسب وارد تالار عروسی شدی ؟
و همچنین همه ساقدوش هام
بجز "دنیس" اون سر تمرین یه کلاه جادوگری گذاشته بود سرش
وای جما ، پذیرایی رو ببین
وسط میز یه کیک گذاشتید
کلوین هیچ وقت از اینکار نکرده
مگه اون چیزایی رو که تو رو خوشحال میکنه رو نمی خواد ؟
بزار جمله رو یه جور دیگه بگم
کاری کرده که تو رو خوشحال کنه ؟
خب ، من همیشه احساس می کردم یه جورایی زندگیم داره تباه می شه
خب ، بزار درستش کنیم
می دونی ، حق با توئه ، من هستم
می خوام یه عروسی رویایی بگیرم که هرگز فکرشم نمی کردم
اوه ، و می دونی باید چکار کنی ؟
من نمی خوام سوار اون اسب لعنتی بشم ، جما
نه
دیو
تو لازمه که مواظب کارهای جما باشی
اوه نه ، دوباره شپش گرفته
می دونی بهش گفته بودم کلاهش رو به کسی نده
نه ، جما داره رو مخ تینا کار میکنه
منظورم اینه که یه نگه به خرج این مراسم تجدید عهد بنداز
اوه ، وای ، می خواد 100 تا کبوتر رو آزاد کنه
بعد از "بله" گفتن ؟
می دونم ، و اگه انقدر پول واسه پرنده ها بدم
بهتره اون پرندها با خودشون پوره سیب زمینی و نوشیدنی هم بیارن
ببین کلوین ، می دونم گرونه
اما فکر نمیکنی تینا ارزش این کار رو داره ؟
معلومه که ارزشش رو داره اما الان مسئله این نیست
من می تونم کارهای رمانتیک بیشتری با این پــــول بـــرای "تینا" بکنـــم
خب مثل چی ؟ - مثل خریدن جکوزی - .
تینا جکوزی می خواد ؟
یه شانسی بدم بهش برای حموم کردن با حباب صابون با این چیزا ؟
بعضی چیزا بی خطر هستن ، دیو
باشه ، خب ، ببین ، اگه می خوای پولت رو پس انداز کنی
من می تونم مراسم رو برگزار کنم
من کار آنلاین انجام می دم ، بنابراین میتونم عروسی دوستم کلوین رو برگزار کنم
باشه ، استخدام شدی
حالا ببین ، چیز بعدی توی این لیست یکی رو می خوایم که نوشیدنی بده
می دونم که گروور خیلی بچه است برای نوشیدنی الکلی
اما می تونه بریزه ؟
سلام پسر ، چه خبر ؟
سلام ، اینجا چکار میکنی ؟
چی فکر می کنی ؟
دارم مواد غذایی می خرم
اوه ، راستی به مامان و بابا بگو شیر تموم شده
خب ، چه جور هدیه ای به نظرت می رسه برای سالگرد اونا مناسب باشه ؟
اوه
می خواستم هر چیزی که بگیری براشون اسم خودم رو روش بنویسم
بنابران خسیس بازی در نیار و منو خراب نکن
مالکوم ما نمی تونیم هر چیزی رو بگیریم
می دونی ؟ 30سال رقم بزرگیه
ما باید ، ما باید یه چیزی براشون بگیریم از سمیم قلبمون
باشه ، مثل چی ؟
خوشحال می شم از تو بپرسم ؟ داشتم فکر میکردم
ما می تونیم آهنگ مورد علاقه اونا رو توی عروسیشون بخوینم
"عزیزم برگشت "
نه آهنگ مورد علاقه مامان آهنگ مورد علاقه جفتشون
"فقط دوتای ما."
می دونی ، فکر بدی نیست
منظورم اینه ، مامان همیشه عاشقش بود
وقتی اون آهنگ رو توی کلیسا اجرا میکردیم
درسته ؟ باشه ، بزار امتحان کنیم
با من بیا
باشه - ... دو ، سه ، و -
فکر کنم وقتی بزرگ شدم صدام عوض شده
فکر می کنی ؟
اوه سلام عزیزم
اونو بزاز کنار ، می خوام یه چیزی نشونت بدم
اوه ، الان نه عزیزم بچه ها خونه هستن
از اون چیزا نه
از این چیزا
آه ... این چیه ؟
این حساب و کتاب جدیده برای مراسم
حالا شوهرت خلاقیت به خرج داده و کلی پول رو پس انداز کرده
آفرین به خودم
خب ، تو می خوای مراسم مون رو در "مغازه ارن" بگیریم
و اگه ما در زمان مورد نظرشون برگزار کنیم
ما نوشیدنی ارزون و بال سوخاری مجانی می گیریم
دوتا آفرین به خودم
کلوین ، این " گلهای محلی " چه معنی داره ؟
خب؛ یعنی از حیاط خانم "کیم" گل رز می کنیم
خب ، یعنی می خوای از یه زن 75 ساله گل بدزدی ؟
اون چشمش آب مروارید داره نمی شناسه منو
واقعاً ، کلوین ؟
بال سوخاری مجانی ؟ گلهای دزدی ؟
اینقدر منو دوست داری ؟
عزیزم
ببین ، من نمی فهمم چرا ما باید پولمون رو
واسه یه روزی که همیشه داشتیم هدر بدیم
عزیزم ، من فقط می خوام یه خاطره عروسی بهتر از این داشته باشم که
"عاقد اونور بشینه و داد بزنه بگه " گناهکار
ببین ، منم دوست دارم یه خاطره بهتر داشته باشم
اما ما به وقتش ازدواج مون رو کردیم
تو مالکوم رو حامله بودی
ببخشید ؟ ما بودیم
بی خیال می دونی منظورم چیه
من... منظورم
می دونی ، نگیم "بودیم" . معلومه که ما می خواستیمش
می دونی
این کار درستی بود که انجام دادیم
کار درستی انجام دادیم ؟
باشه ، صبر کن ، تینا
خب ، تنها دلیلی که تو با من ازدواج کردی
این بود که این "کار درستی بود " که انجام می دادیم
باشه ، . می شه حرف تو دهن من نزاری ؟
می دونی چیه کلوین ؟ من دیگه نیستم
من این مراسم رو نمی گیرم
نه برای اینکه مجبور باشم برای اینکه خودم می خوام
اون خیلی آروم تر می شد اگه براش جکوزی میگرفتم
دیشب رو مبل خوابیدی ؟
مامان و بابا با هم دعواشون شد
مامان اونو از اتاقش انداختش بیرون و اونم منم از اتاقم انداخت بیرون
چرا نیومدی اتاق من بخوابی ؟
من آدم بالغی هستم مارتی
من روی تخت موشک فضایی نمی خوابم
دعواشون سر چی بود ؟
خب ، نمی دونم ، اما باید سر چیز خیلی بزرگی باشه
چون مامان مراسم جشن عهد و پیمان و بهم زد
وای - آره -
مطمعنی که به این دلیل نبوده که آواز خوندن تو رو شنیدن
سلام پسرا ماردت رو ندیدید؟
اوه، او و جما رفتن آرایشگاه و ناخونهاشون رو درست کنن
اگر چه فکر میکنم کلمه درست "تیزکردن ناخون" هست
به نظر می رسه که مشکل بزرگی پیش اومده پدر
آره ، حدس می زدم
می دونم باورش براتون سخته ، اما
من یه حرف اخمقانه ای بهش زدم
چی ؟ - شما ؟ -
بی خیال - نه -
آره ، خقیقت داره
پدرتون آدم کاملی نیست
چی ؟ نه - شما ؟ ، بی خیال -
No comments yet. Be the first to leave one.