The first 200 lines.
من دیگه از سفر کردن حالم بهم میخوره
هی آدم میتونه بخاطر راه رفتن سرطان بگیره؟
چون واقعا فکر میکنم که پاهام سرطان گرفتن
خیلی حوصله ـم سر رفته
اوه عالیه
- چکمه ـم خراب شد - اه
باشه باشه
تو بُردی
ما امشب اینجا اردوگاه میزنیم الان خوشحال شدی؟
ولی فردا چکمه ـت رو درست میکنیم
و من میبرمت به پادشاهی
اونجا میزارمت
و بعد میرم و ایزابل رو نجات میدم
همه چیزی که تو بهش اهمیت میدی نجات جون ایزابل باارزشته
تو به من اهمیت نمیدی
هیچکسی نمیده
بجز گراث گراث بهم اهمیت میداد
دلم برای گراث تنگ شده
من دارم سعی میکنم ایزابل
من بهت میرسم عشقم
قول میدم
میخواستین منو ببینین بانوی من؟
من فکر میکردم که تو تا الان فرار کردی
باید یچیزی اول بهت بدم
گردنبند والنسیاست
موقع تولد بهم داده شده
و من از اون موقع به بعد هر روز میپوشمش
...کمک کرد که من از بعضی زمان های تاریک بتونم بگذرم
چی؟
خب هیچی
فقط هر روزی که میپوشیش
فکر نمیکنم که تاحالا دیده باشمش
آره از روزی که متولد شدم
عجیبه
...منظروم اینه که بعضی وقتا درش میارم ولی
ولی شاید تو الان داری ادا در میاری
نه من وقتی تو اون سیاهچال بودم کلی از تورو دیدم
و بعدش تو راهمون به سمت والنسیا
وقتی که از در امنیتی رد میشدیم
باید تمامی وسایلمون رو تو اون سبد میزاشتیم
من همیشه اون به گردنم بوده خب؟
ببین نکته اینه که
برای من خیی خاصه
و میخوام اینو به والدینم بدی تا منو به اون طریق به یاد بیارن
کی از اینجا میری؟
فردا وقتی که شیپور به صدا در بیاد
فکر میکنی وقت کافی داشته باشم؟
اوه مطمئنا
عوض شدن نگهبانا بصورت احمقانه ای زیاد طول میکشه
عالیه
گالوانت و من تنها یه بوسه داشتیم
ولی به زودی من اونو میگیرم
و نه تنها تو خاطره
:مترجم caped._.crusader
اولین سایت پیش بینی ورزشی با آپشن های بی نظیر bpersia.win | بی پرشیا
کل شب رو اونجا بودی؟
تو هیچوقت اون گردنبند رو بهم ندادی
اوه درسته متاسفم
بفرمایید
خب برَت امروز برنامه چیه؟
اسم من سیدِ عالیجناب
شما ساعت 9 بازبینی از سربازان رو دارید
که بعدش باید به یه شب شعر برید
و بعدش حجامت و خونریزی ساعت 5
ساعت 5 حجامت و خونریزی؟
چرا همیشه اونو خیلی دیر وقت میندازیم؟
چرا فقط بیخیالش نمیشیم؟
منظورم اینه که میدونم که تو بیست و چهار ساعته
ولی کی اهمیتی میده؟
بدجنس
شاید تو اون آدم بیرحمی باشی که
بهم کمک کنی به هفت پادشاهی حمله کنم
...ببخشید چی
چی روی شومینه ـست
اوه اون مبارزه ی سگ هاست
من فکر کردم که الان من پادشاهم
یه چندتا از دکوراسیون خودم رو گذاشتم تو اتاق پادشاهی
خوبه
آره عالیه مگه نه؟
هممم
بندازش تو خندق برت
اوه لذت های قبل دوره ی رنسانس
خیلی باحاله
اونا هفت سنگ دارن
- ما باید بازی کنیم - نه نه
فقط چکمه هاتو بهم بده
تا ببرمشون پیش کفاش
من میخوام که از اینجا برم بیرون
خب یکی خیلی بد خلق شده
متاسفم
راستش من خیلی خوب نتونستم بخوابم
من رویای یه موسیقی خیلی مزخرف رو دیدم
فقط میخوام به حرکت کردن ادامه بدم
باشه
یه تک شاخ
امکان نداره
اوه چه زیبایی
اوه سلام
تمومش کن
تمومش کن احمق
معذرت میخوام نگهدارنده ی حیوونا
از کجا میدونی که این یه تک شاخ واقعیه؟
به راحتی
تک شاخ ها به سمت بچه ها
و اونایی که از جهت جسمی پاک هستن کشیده میشن
منظورت چیه که از لحاظ جسمی پاک هستن؟
یعنی اونایی که تابحال با یه خانوم نبودن
آره خب پس این مطمئنا یه تک شاخ تقلبیه
...چون من با کلی بودم
باید برم
باورت میشه که تعمیر چکمه هات کل روز رو زمان میبره؟
صنعتگرای عوضی
مشکل چیه؟
یچیزی در مورد تو تغییر کرده
تو هنوزم میخوای بری به الیزابت برسی
ولی امروز بیشتر حالشو نداری
میخوای بدونی؟
ما ماه هاست که باهم نبودیم
و اگه راستشو بگم
ما فقط یه لحظه ی رومانتیک باهم داشتیم
منظورم اینه که اگه اون کافی نباشه چی؟
تو نگران اون بوسه ی لعنتی هستی
داری درمورد چی حرف میزنی؟
بوسه ای که با اون تو والنسیا داشتی قبل اینکه بیهوشت کنن
...شنیدم که خیلی بد بود
یعنی بدترین بود
کی اینو بهت گفته؟
گراث تو ساحل گفت وقتی که تو بیهوش بودی
ما همه داشتیم از خنده ریسه میرفتیم
راستش رو تو ساه چال هم حرف از همین بود
اوه بیخیال
اگه اونقدری در موردش نگرانی
...من یه راه حل برات دارم
آینده بین
نمیدونم که چرا داره اینکارو میکنه
اومدم
نمیتونی از من مخفی بشی
داری چیکار میکنی؟
با شاهزاده هری قایم موشک بازی میکنم تو چیکار میکنی؟
سعی میکنم فرار کنم
باید به در جلویی برسم
که موقع تغییر شیفت نگهبانا بتونم فرار کنم
ایده ی خوبیه
اون تغییر شیفت به طرز احمقانه ای طولانیه
به هر حال باهام بیا
من الان هفته هاست که دارم قایم موشک بازی میکنم
من اونجارو به خوبی میشناسم
ولی آروم حرکت کنید چون ما نباید دستگیر بشیم
من از اینکه بهم ضربه بزنن متنفرم
سلام
من ادوین فوق العاده هستم
سلام ادوین فوق العاده
...من
من دقیقا میدونم تو کی هستی
تو ریچاردی پادشاه شمال
با دوستت گالاوانت
این واقعا خیلی تاثیر گذار بود
اون مارو دوستای هم خطاب کرد
من مطمئنم که شما میدونید که ما
میخوایم به پادشاهیمون برگردیم
و برای اینکه گالاوانت رو به عشقش برسونم
که شاید منتظرش مونده باشه
میدونین یجوری رابطه از راه دوره
اه اونجور رابطه ها به سختی نتیجه میدن
نه نه میتونه
خیلی نادره بشین
ممنونم قربان
بزار آیندت رو بگم
یه عدد انتخاب کن
هفت
هفت
یک دو سه چهار پنج شیش هفت
یه رنگ انتخاب کن
ابی
آ-ب-ی
اوه منو ببخشید
متاسفم
خب چی شده؟
ادوین تو باید بری دنبال بچه ها
من دارم کار میکنم
نمیتونی تو بری مدرسه دنبالشون؟
- نه که زمانشو دارم؟ - آره آره
من میدونم کاری که تو میکنی هم یه شغله
- امشب میبینمت - آره قبل شام
دوست دارم عزیزم
منم دوست دارم
من خیلی متاسفم
بعضی وقتا آرزو میکنم که ای کاش هیچوقت یه چیز برای ارتباط
با یکی که تو یه پادشاهی دیگست نمیگرفتم
هنگام تغییر شیفت نگهبانای سلطنتیه
موقع تغیر شیفت نگهباناست
تغییر شیفت نگهبانا
آره وقت تغییر شیفت نگهباناست
هورتنسیا هورتنسیا
بابت این خیلی ممنونم
نه من ازت ممنونم
اوقات خوشی رو با یه ادم بالغ سپری کردم
صادقانه بگم فکر میکنم که داری حرکت درستی میکنی
اینجا داره خیلی عجیب میشه
اوه لعنتی وقت رفتنه
No comments yet. Be the first to leave one.