The first 200 lines.
~Enjoy!</font
||خانهی ما||
ترجمه و زیرنویس از سونیا بارکزهی، مرتضی ریواز و محمد ریواز
براساس فیلم «روح ماشین» "از "مت اوسترمن
گوش کن، من قبل از اینکه تو به دنیا بیای
داشتم این استریو رو تعمیر میکردم
.خیلیخب. تکون بخور. تکون بخور
بذار من برگردم اونجا قبل از اینکه پرده گوش کسی رو نترکوندی
این دشمنها دارن میان
.توی راهم !اوه، لعنتی
مامانی، هنوز تقویم رو عوض نکردی؟
.اوه! خب، منتظر تو بودم تا کمکم کنی آمادهای؟
.اوهوم - !یک، دو، پرش بزرگ -
.اوه
.برو سراغش .عالیه
آه، ایدههای تو قطعاً ما رو جلو انداخت ولی
،میدونی ...حس خوبی داره که
.یهجورایی کار خودمون رو بکنیم
چیزی میبینی؟
نه. فقط مدرک اینکه شما حدود ده ساله گردگیری نکردین
مامان میگه تو باید میز رو بچینی
.آره، بعد از این مرحله
.خواهرت جای تو بازی میکنه یا میخوای من بازی کنم؟
!اومدم
."سلام، "داگ
بلدی چطور بازی کنی؟ - نوچ -
!آه
!زنگ شام
.این باید راهش بندازه - ...چیه، نمیخوای تا -
نمیخوای اول امتحانش کنی؟
.نه. مشکلی نداریم
بهگمانم حالا بخوای با غرور نگاه کنی
نه، من اینکار رو بهخاطر توجه نمیکنم
همین که میدونی برام کافیه
من میتونم نفسم رو برای ۳۰ ثانیه زیر آب نگه دارم
.امکان نداره - باهام شوخی میکنی؟ -
.ولی هدفش یه دقیقه کامله
پس میتونی زیر آب دزدی کنی
،یه دقیقه که معلمش فکر میکنه
اون میتونه تا این بهار انجامش بده
شما تا فردا میمونین، "ایتن"؟
اوه، ای کاش. راستش ما باید تا یهخرده دیگه بریم
و آزمایشگاه رو برای امشب آماده کنیم
آه، امشب چه خبره؟
خب، با کشش انرژیای
،که ما برای پروژه لازم داریم تنها جای امنی
که ما واقعاً میتونیم انجامش بدیم آزمایشگاه هوش مصنوعیه
.که امشب بهسادگی خالیه
درس شنای من چی؟
میتونیم یه لحظه تنها باشیم؟
ایتن"؟" - .آره، آره، اومدم -
گوش کن، متوجهام چرا ناراحتی
ولی خواهش میکنم سعی کن تا درک کنی من از کجا دارم میام اینجا
.ما فقط مشتاق بودیم تا تو رو توی خونه داشته باشیم
خیلیخب. ولی من فقط یکساعت ...فاصله دارم طوری نیست که من
.ما ماههاست تو رو ندیدیم
.ماهها
...خیلیخب. خب، من میتونم
.سعی میکنم در این مورد بهتر باشم فقط...
...آخه، میدونم من چطوری میشم وقتی
عمه "سوزان" تو چی؟
کی فردا میره دنبالش؟
.آه، نمیدونم
شما باید یه راهحلی پیدا کنین، بهگمونم
تو باید اولویتهات رو مرتب کنی
این دقیقاً کاریه که دارم میکنم، بابا
به من اعتماد کن، کلاسها دوزادهم تمام میشن
و بعد شما برای بقیه تعطیلات بهاری من رو دارین
،ولی، امشب .باید بذاری من برم
اخه، این اولین فرصتیه که واقعاً داشتیم
.تا این وسیله رو امتحان کنیم
.خواهش میکنم - .خیلیخب -
.خیلیخب
آره. بهگمانم .پس تو بهتره بری
.ممنون که درک کردی
آه، فکر کنم .ما دیگه بریم
.هنوز نرو - .مامان، ممنون بابت شام -
.خواهش میکنم - ."آره، نرو، "ایتن -
شما رو بهزودی میبینم، خیلیخب؟
متاسفم - .خواهش میکنم. عیب نداره -
.بهزودی میبینیمت
.اوه، خیلی شرمندهام
.نه، تقصیر منم هست
.هی
.بریم انجامش بدیم
هی، امشب شب موعوده، هان، "لایتمن"؟
.راهتون رو برین
.موفق باشین، عوضیها
موتور موازی کجاست؟ - .اون یکی جعبه -
.مراقب باش. مراقب باش
.ما بهش میگیم ا ام .مخفف القای الکترومغناطیسی
دنیایی رو تصور کنید که گوشیتون هیچوقت خاموش نمیشه
یا وسایل برقیتون بدون سیمبرق استفاده میشن
،میدونین ما اینترنت بیسیم داریم
پس، چرا برق بیسیم نه؟
روش ما باید طی یک دهه
به تمام خونهها برق بیسیم
.برسونه
منظورم اینه که، همین قاعده کلی که ما براساسش بنا کردیم
برای مدت زیادی هست که وجود داشته
ولی هیچوقت به طرز موفقیتآمیزی اجرا نشده
.تا امشب
.میریم که داشته باشیم
.سیگنال خوب بهنظر میرسه
.شروع با ۱۰۰ دور در دقیقه
.بجنب
باید اتفاقی درحال افتادن باشه؟
.فقط یه ثانیه بهش وقت بده
.بجنب
مطمئنی لامپ کار میکنه؟
.آره، مطمئنم .یه دقیقه بهش دقت بده
سیگنال همهجای اینجا رو گرفته
.خیلیخب
...انجامش بده
!حالا
این اندازهگیریها همه اشتباه هستن - چه خبر شده؟ -
...سیگنال رو تقویت میکنم
.بجنب. بجنب
.صبر کن اون رو شنیدی؟
.بجنب
.ایتن"، مراقب باش"
!"ایتن"
!اوه، لعنتی
.ایتن"، ما باید بریم"
!لعنتی! لعنتی
.خاموشی در سرتاسر پردیس رخ داده .لطفاً به ساختمان ب برگردید
امیدوارم توی دردسر نیوفتیم
چی شد؟ - .نمیدونم -
.خیلیخب
.وقت رفتنه
چیزی میبینی؟ - .فکر کنم مشکلی نداشته باشیم -
«ساختمان وتمور»
.سلام - .سلام -
نمیتونی یه استراحتی بکنی؟
.خب، آم، نه حالا
.باید این رو حل کنم
.انقدر وسواسی نباش
.من وسواسی نیستم
داری چیکار میکنی؟
.بدجنس
خب، بعداً حلش کن
میخوام حالا حلش کنم
.بیا یه کار باحال کنیم
.خیلیخب
.بیا یه چادر بسازیم
یه چادر؟ - .آره -
.خیلیخب
چی؟ یه ثانیه
.اوه، عجیبه
الو؟ - ."ایتن" -
.تو باید بیای خونه .یه تصادف شده
.آره. صبر کن - ...یه کامیون -
نمیدونم، یه کامیون درست جلوی مامان و بابا تصادف کرده
...چی ...چی چ... منظورت چیه؟
«سه ماه بعد»
«دوشنبه 8 ژوئن»
!"مت"
!خیلیخب
.مت"، بیخیال" !جدی میگم
.من به کافئین نیاز دارم
!بریم !بجنب
.اتوبوس داره میره .برو که رفتیم
.من آماده حرکت هستم
و، آه، اگه مشکلی باهاش داشتی
.فقط من رو خبر کن
همهچی خوبه؟ - .آره -
فقط یه تقسیمکننده یکچهارم اینچی
این امروز برای تو اومد - .اوه، ممنون -
.اوه، ممنون
!میبینمت - !"خداحافظ، "مت -
!میبینمت
.سلام - این چیه؟ -
.هیچی .فقط یه قطعه برای کار
مدرسه خوبه؟ - .آره -
و اون امشب با تکالیفت بهت کمک میکنه؟
خیلیخب، حتماً ازش بخواه، خب؟
."خیلیخب. خداحافظ، خانم "نش - .خیلیخب -
."خیلیخب. خداحافظ، "بکا .فردا میبینمت
هی. آمادهای تا بریم؟
.آره - .خیلیخب -
..."آه، میتونم یک دقیقه باهاتون صحبت کنم، آقای "لایتمن
.ایتن" کافیه" - .خیلیخب -
فقط میخواستم تا باهاتون درمورد "بکا" حرف بزنم
.آه، آره درمورد چی "بکا"؟
فقط اینکه اخیراً اون بهنظر میرسه
در معاشرت با بچههای دیگه دچار مشکل شده
ببین، من فقط میخوام کمک کنم
.اوه، ما نیازی بهش نداریم .ولی ممنون
!"ایتن"
."سلام، "تام
حالت چطوره؟
.من خوبم تو درچهحال بودی؟
.زیاد این اطراف ندیدمت
آره. توی نیروگاه برق .حسابی سرم رو شلوغ نگه داشتن
.آره شما بدون مشکل میگذرونین؟
،آه، آره. میدونی ...این... این، آه
...سخت بوده، ولی - .آره -
فکر کنم داریم دوام میاریم
ولی، آه، من باید .احتمالاً برگردم پیششون
.حتماً، خیلیخب
No comments yet. Be the first to leave one.