The first 200 lines.
باشگاه کوکو
واقعاً باورنکردنیه.
مقابل کوماتورا،
که میتونه جزو سه رده بالای بخش ماکوچی باشه.
من هیچی بهش یاد ندادم.
جدی؟
ها؟
دست چپش...
وایسا، شیزوئوچی چپدست نیست؟
درسته، آره؟ - آره.
آسیب دیده؟
نه. بهش گفتم از دست چپش استفاده نکنه
تا کوماتورا آسیب نبینه.
درسته.
اون یه هیولای واقعیه.
پناهگاه
انیا حسابی تو فاز مبارزه است،
با نزدیک شدن مسابقات، آره؟
معلومه که هست.
اگه اینطور نبود، کشته بودمش.
امیدوارم به بخش ماکوچی برگرده.
و، امم، اون بچه دردسرساز همونیه که تو بخش جونیدان هست.
جونیدان اوزِه
اوزِه...
اوزِه!
دوباره.
سختتر تلاش کن.
حالا دوباره.
سختتر تلاش کن.
اوزِه، دوباره!
چرا لعنتی نمیتونم ببرم!
شیکو، باید بیشتر انجامش بدی.
شیکو الان بیفایدهست. تا یه حدی میتونی انجامش بدی.
سوموی تو مثلِ...
...یه نقطه تنهاست.
چی؟
شیکو بهت کمک میکنه تا نقطهها رو به هم وصل کنی.
دیوونهای.
باشه، یه بار دیگه.
شیکو...
باید بالاتر ببری.
پنجههات رو باز کن...
چی شده؟
هوم.
حالا سومو رو دوست داری؟
نه.
ولی من...
مقالهمو عالی میکنم.
که برگردی به اخبار سیاسی؟
هوم. معلومه.
شینتانی، میتونم یه لحظه باهات حرف بزنم؟
راجع به مقاله انتخابات عمومیه.
خب، میخواستم ازت بپرسم این نمودار چطوری کار میکنه؟
چرا اینطوره که...
اون سیاستمدار رو زیادی تحت فشار گذاشت.
با این حال، کلاً تقصیر انتقالی رو گردن ما میندازه؟
یا اینکه اون...
واقعاً از یه چیز دیگه عصبانیه؟
هوم؟
رفیق، تو اینجا زندگی میکنی؟
هی، دو رو!
چته؟
شکوفههای گیلاس رو دوست داری؟
هنوز شکوفه ندادن.
بیا.
سیگاری نیستی؟
یه کام دیگه بگیر!
یه کام دیگه!
ببخشید.
میشه لطفاً اینو به انگاکو بدی؟
برای انگاکو
انگاکو، عاشقتم. برات میمیرم. کوتا آیدا.
حال بهمزن!
تماس ورودی
کیه؟
اوم، کیوشی؟
چی؟
بابا، من مادرت هستم. تو که منو دوست داری.
این شماره کیه؟
مجبور شدم تازگیها شماره تلفنمو عوض کنم.
چرا؟ به خاطر یه مرد دیگه؟
این چه طرز حرف زدنه؟
قطع میکنم.
هی، هی، پولتو گرفتی، درسته؟
آره، خب که چی؟
میدونی، قبض بابات خیلی زود وقتشه.
چقدر؟
فعلاً پانصد هزار ین واریز کن.
اگه کافی نبود، بهت زنگ میزنم.
باشه، خداحافظ.
هی، الان تمومش کن. بس کن.
داری منو حشری میکنی.
اون پول رو میده. زیادی دوسش داره.
مگه نه؟
اون فقط باباشو دوست داره، آره؟
آره... محکمتر...
جنده احمق.
چی شده؟
هیچی. نگران نباش.
هر وقت بخوای میتونی باهام حرف بزنی. اینو که میدونی.
پانصد هزار ین... چیکار کنم؟
چی؟ چیه؟
اِم، هیچی.
هی...
یه مأموریت برات دارم.
یه دور دیگه چطوره؟
این دیگه چه وضعیه؟ داری میترسونی منو.
آه، تو!
اینجا کلاً خشکی. - آره. زیادی وزنه زدم.
آره. لعنتی. این قسمت خیلی سفته.
خوبه.
اوه آره! - لعنتی، اینجا خیلی خشکه.
بگیرش! بگیرش! عجله کن!
ها؟
هوم؟
آخ! آخ!
ها؟
چی؟ ها؟
ها؟
پنج هزار ین برای یه عکس؟ - قبوله.
آها، خوبه.
اوه، و اِم...
من یه چیزی خیلی بهتر از اون دارم. - ها؟
اوه!
اوه! اوه!
نه، نه!
آخ!
میخوای؟
اِم، آره. من بهت 50 هزارتا میدم.
میبینمت. - هی، وایسا، وایسا، وایسا!
چیه؟
اِم، 100 هزار ین؟
پانصد هزار ین.
پانصد تا؟ میگیرمش. - عالیه.
خوش اومدی.
کوجی اوزه
به: کوجی اوزه از: کیوشی اوزه
پول نقد رو بذارید داخل و دکمه "شمارش" رو فشار بدید.
500,000 ین
بعد از اینکه مبلغ رو تأیید کردید،
لطفاً دکمه "تأیید" رو فشار بدید.
هی.
کیوپویو، میخوای بریم بیرون غذا بخوریم؟
بعد از اینکه مبلغ رو تأیید کردید...
چی بخوریم؟ - ...لطفاً دکمه "تأیید" رو فشار بدید.
سوشی چطوره؟ یه جای سوشی عالی میشناسم.
بعد از اینکه مبلغ رو تأیید کردید،
لطفاً دکمه "تأیید" رو فشار بدید.
باشه.
لغو
الان کجایی؟
باشه. پس مستقیم برو همونجا.
چانکو ایزاکایا تپو
بازنشسته شده در جولای 1990. گره موی اویچو، انریکي.
خیلی وقت بود با هم یه نوشیدنی نخورده بودیم.
ممنون که مهمونم کردی.
من متوجه شدم که...
زیادی به اوزه توجه میکنی.
اِم، آره.
من نمیگم این حرف درسته.
مطمئنی؟
خب، به هر حال،
میخوام که به تمرینات اِنکو بیشتر اهمیت بدی.
اون به خاطر اینکه میخواست مثل تو باشه، اومد به باشگاه ما.
فقط کافیه تو بهش بگی، اون ساعتها شیکو انجام میده.
حتی اگه خودشم خیس کنه.
تو به نظر میای
یه کم نسبت بهش سردی.
الان وقتشه
که دست از دنبال کردن من برداره
و سوموی خودش رو خلق کنه.
متوجهام.
اوم، خوبه.
خوبه! - واقعاً خوبه.
بیست تا ماهی تن، لطفا.
بله قربان.
مطمئنی؟ اینجا گرونه ها.
اه، نگرانش نباش.
گرونه، ولی مزهاش معمولیه.
ها؟ واقعاً؟
از این میشه فهمید که خوبه یا نه.
تو واقعاً خیلی چیزا میدونی.
جایی رو میشناسی که زنجبیل ترشی خوب داشته باشه؟
آره.
کل غذاهاشون خوشمزه بود.
واقعاً؟ کجاست؟
اون رستوران...
دیگه نیست.
سیر شدم.
خوشمزه بود. - آره.
هی رفیق. یه نگاه بنداز. اینا بامزه نیستن؟
ببین. اونجا بیشتر داریم. بیا.
لطفاً نگاه کنید. لطفاً یه نگاهی بندازید. نگاه کنید.
بیا دیگه. واقعاً بامزهان.
یه نگاهی بندازید. - عصر بخیر آقا!
آره، همینجا.
ما هر دو دانشجو هستیم... - درسته.
...اومدیم اینجا از ترکیه.
با خریدن چند تا به ما کمک کنید. - این یکی چطوره؟
کمکمون میکنه.
No comments yet. Be the first to leave one.