The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو مترجم
دوتا هسته وجود داره
یکی کلیساعه
منتظر حضور ایشون هستن
آقای جانسون ببخشید
رجینالد حانسون، حتما نقطه ی اشتراک این تحقیقه
ولی مشکل اینه که نمیتونم ارتباطی پیدا کنم
زود باشین تو لامباردی هستی؟
خیلی وقته که منتظرتم
خطر همچین طلسمی
...اینه که میتونه باعث اتمام همه چیز بشه
حالا که لامباردی مرده...بهم نیاز داری
اونایی که با همدیگه دشمن بودن متحد شدن
و روی زمین بین ما هستند
بازگشت به رم برای پس گرفتن کتاب از النا کار راحتی نیست
چی؟ چی گفتی؟ منظورم این بود که ازش محافظت کنیم
نازکا، پرو
ماشین خراب شد آقایون، منو ببخشید
تقصیر من بود
منو ببخشید
آقایون
اینطوری دسترسی راحت تره
آره، اینطوری نزدیکتر و راحت تره
30سکه
سگوویا، اسپانیا
احتیاط کنین
بنزینشون تموم شده و رهاش کردن
رفتن دنبال بنزین
و نمیتونستن بغل جاده پارک کنن؟
بیا بریم
ببخشید گروهبان بله؟
میبینم که حسابی با اعتماد به نفس راه میری چی؟
مثل اینکه میدونی کجا داریم میریم چون میدونم کجا داریم میریم
میشه به بقیه ی ما هم بگی؟
دارم میرم خونه میگه داره میره خونه
فکر میکردم داریم میریم یه جایی
تا جلوی پایان دنیا رو بگیریم، درسته؟
یه جورایی آره
منو توی دردسر نندازین
اگه داریم راه دوری میریم، پایه ام
لعنت به بابا
فقط به فکر خودشه
سال هاست که همینطوره
ببین، لاگونا، لاگونا
الان نمیتونی بری خونه
نه؟ چرا؟
چون پلیس امنیت ملی و
و وزارت کشور دنبال ما میگردن
اولین جایی که میرن خونه ی توعه
هیچ شکی ندارم برام مهم نیست
میخواد با همسرش صحبت کنه
ولی وقت نداریم
تو ندیدی که چون فکر میکرد دیوونه شدم چجوری گریه میکرد
تو دیوونه نیستی، خیلی خوب داری پیش میری
ممنونم انتونیتو
خیلی سخته که زندگیمون رو با این چیز غیرخدایی که بر جهان حکومت میکنه، تطبیق بدیم
درواقع ما برتری داریم
بقیه نمیدونن چه خبره
مثل قبلا که خواب بودیم، در جریان نیستن
دقیقا
حالا ما بیداریم
ما میدونیم چه خبره، ما میدونیم چه خبره
و چه خبره؟ واقعا نمیفهمم
نمیفهمی؟ و اون چیزایی که درست کرده بودی چی؟
چی داری میگی؟ دیوار توربین رو با استیکر پر کرده بودی
همش اونجاست
دقیقا اینجا ثبت شده مگه نه انتونیو؟ براش توضیح بده
کی، من؟ آره، تو
بگو
دو هسته در دو مکان قرار داره
خیلی خب، اولی
سنگ سیاه اونو مشخص کرده
اونجا مراسم رو برگزار میکنن
یه مراسم فوق العاده
میخوان یه سوراخ توی آسمون درست کنن و خدا از طریق اون بهشون نگاه میکنن
بده؟ هیچکس نجات پیدا نمیکنه
حتی خود اونا
اگه خدا بهت نگاه کنه، نابودت میکنه
لهت میکنه
پس اونا دارن چه غلطی میکنن؟
آره، کاملا دیوون هستن
حتی شیطان هم ازشون میترسه
چطور میتونیم جلوشون رو بگیریم؟
باید اون دو هسته رو نابود کنیم
خب، و کجا هستن؟
خیلی دور نیست، میتونم ببینمش
میبینیش؟ آره
چجوریه؟
مثل کلیساعه ولی پر از کابله
دیگه نمیتونم تحمل کنم ماه هاست که دارم بهش نگاه میکنم
نه، بیا درموردش فکر کنیم فراموش کردی که من پشتتم؟
نه، کلی درموردش تحقیق کردم، فقط عدده
عاشق عدده نه، عدد نیست کده
بیاین مردم رو نادیده نگیریم چون دقیقا با قانون سازگار نیستن
مکس، یه حرفی بزن
یه چیزی بگو
بیا اینجا
یکم احترام بذار مکس، مکس، اعداد
کامپیوتر
اعداد...آره
!مکس! مکس
زود باش
همراه با سگوویا
این واقعی نیست، هست؟
نه
طبیعتا این لحظه توی ذهنم ثبت شده بود
چون در این روز بود که همه چیز نابود شد
همه چیز بد پیش رفت
هنوزم میتونی برگردی، پاکو
هنوز وقت هست
بیا، بیا
نظرت چیه که آبجو بخوریم؟
خوب و خنکه، همونطوری که دوست داری
آبجو
سرده
میدونی که هنوز دوستت داره حاضره تو رو ببخشه
دیوونه است
آره، دیوونه ی توعه
نمیدونم براش چیکار کردی پاکو، ولی تو تنها کسی هستی که میخواد
هر چیزی بگی بهش پیشنهاد دادم
و وقتی میگم هر چیزی، یعنی واقعا هر چیزی
گرسنه ای؟
چی؟
چی داری؟
سوپرایز
این زندگیه
و مرگ
همه چیز مثل قبل میشه
حالا میبینی
یه جای دیگه است ولی مثل قبله
اینطوری نکن، خیلی هم بد نیست
اینطوری نکنم؟
بهم دستبند زدی جنده خانم
پاکو، منو ببین
میدونی که تو رو بیشتر از هر چیزی توی دنیا دوست دارم و هیچوقت بهت آسیب نمیزنم
لطفا منو آزاد کن
نه، نمیتونم
وقتی اونو فراموش کردی، میذارم بری
ولی الان باید ازت محافظت کنم
درآخر بهت آسیب میزنه
همه ی این کارا به خاطر خودته
و خودمون
واقعا دوستش دارم مرچه
چطور میتونی اونو دوست داشته باشی؟
چرت و پرت نگو
یه چیز دیگه است
خیلی احمقی
ولی بین ما عشقه، عشق واقعی
عاشق من نیستی
منظورت چیه؟ تو فقط خودتو دوست داری
چرت نگو آره
تو عاشق وسایل خودتی
هتلت، شوهرت
ولی نمیخوای چیزی ازت گرفته بشه
و خیلی عجیبه؟
هان؟ آره
چون من هیچکدوم از اونا نیستم مرچه
من همسرت بودم ولی در ابتدا یه آدم هستم
لطفا
اینو از کجا شنیدی؟
اون اینو بهت گفته، مگه نه؟
خیلی کلیشه ایه
خوب گوش کن عوضی
بالاخره یه روز از اینجا میرم بیرون، فهمیدی؟
آره، از اینجا میری بیرون، ولی با من
این فوری تموم نمیشه، وقت میبره
چی گفت؟ اینکه خفه شی و دهنت رو ببندی
تو فقط آدما رو اذیت میکنی
حرف اون کوتاهتر بود
لطفا به خاطر من بحث نکنین باید با هم باشیم
میشه بذارین در آرامش کار کنه؟
نه، مکس، صبر کن
فایده ای نداره، اینا عکس تعطیلاته
نه، نه، نه، خودشه، باربرو
یه کلیسا پر از آدم معروف، کوتاه بیاین
این صداها دروغ نمیگن هیچوقت اشتباه نمیکنن
فرودگاه باراخاس، اسپانیا
به پرواز شماره ی 30 به رم خوش آمدید اینجا، ما اینجاییم عزیزم
پرواز دو ساعت طول میکشد
کاپیتان پتروچلی و خدمه سفر خوبی برای شما آرزو میکنند
بوش رو حس نمیکنی؟
چیشده؟ بوی چیه؟
خدای من! خیلی بو میده خیلی بو میده
این چیه؟ بوی خیلی بدی میده
عزیزم، غیرقابل تحمله
یه بوی خیلی بد میاد که نمیتونم تحملش کنم
با خدمه ی پرواز صحبت کن، ببین میتونن جامون رو عوض کنن
صبر کن، شاید خودش بره
بره؟ بوی گند میده
چرا نمیتونی باهاش صحبت کنی؟ برو
برو باهاش صحبت کن
چیزی نیست عزیزم
خدای من
وقتی ترجمه ی کتاب سیاه تموم بشه
همه چیز مشخص میشه
توجه کنین، انتونیو داره صحبت میکنه
اونا به صحرا میرن و بین سطرها رو میخونن
تا هسته هایی که در بشقاب پنهان شده رو پیدا کنن
چی؟ بشقاب پرنده ها
No comments yet. Be the first to leave one.