The first 200 lines.
[قسمتی که قراره مشاهده کنید، دارای صحبتهای افراطی...]
[و نمایش عمل خودکشی است که شاید برای برخی بینندگان آزاردهنده باشد]
کدومتون آمادهست اسپاگتی معروف ریک رو بخوره؟
- من عاشق اسپاگتیپنجشنبههام! - وای خدایا، ریک،
- انگار هردفعه خوشمزهترم میشه! - خب معلومه، دوستش داری؟
اینه.. یه اسپاگتی نابی! (با لحن ایتالیایی)
بابابزرگ ریک، من الان مثل اموجی جمجمه ذوقمرگ شدم!
سس؟ بازم سس؟ تا دلت بخواد سس داریم.
بابا، میگم تو مصاحبۀ کاری نداشتی؟
تِر زدم. ولی چیزی نبود که این سس بولونز از یادم نبرتش
بابا، این رشتههاش خیلی نرم و لذیذه
کمی تند، کمی شیرین یهکمی تند، یهکمی شیرین
خیلی جالبه که داریم باهم حرف میزنیم
میدونین، قشنگ حرف میزنیم چونکه خانوادهایم و اینجور چیزا...
و کلی داره بهمون خوش میگذره
- بازم داریم؟ - بشقاب دوم؟ سوم؟
هرچقدر جا داشته باشید، اسپاگتی داریم!
ریک، خیلی دوست دارم بدونم این دستورپخت محرمانهش چیه؟
وای نه. خدایا چرا؟ چرا؟ نه!
آخه چرا تو همیشه اینجوری میکنی؟ معلومه که یه آدمه
ریک، چرا نمیشد اسپاگتی ساده باشه؟
« زیرنویس از ســروش و رضـا کارگران » :. greatR & SuRouSH_AbG .:
ببین میخوام به سادهترین شکل ممکن اینو بهت بگم
که میتونی حرفمو باور نکنی، توی این سیاره
آدمایی که خودکشی میکنن، تبدیل به اسپاگتی میشن
- جان!؟ - آره میدونم، تو با دیدن یاد میگیری،
پس دنبالم بیا
عه سلام، دکتر «هاتپینس» (دولخفن) نباید بیمار بیارید...
سلام مایکل، طوری نیست، این پسر فضایی سرطان فضایی گرفته
و آرزوی قبل از مرگش اینه که آدمای مُرده رو ببینه تا حس بزرگی بهش دست بده
خب همینو بگو
اینجا رو ببین. قتل!
اَه چندش!
تصادف
- و خودکشی - ریک من نمیخوام...
وایسا ببینم، این بوی چیه؟
خودت خوب میدونی بوی چیه، خوشگله بیا بزن بر بدن
اَه نکن!
خودت هفتههاست داری اینو میخوری، هر هفته شبِ اسپاگتی
بیا مورتی. هواپیما داره میاد!
- خیلی چندشه - بخور دیگه!
- پشمانم! - دیدی گفتم
آخه چرا؟ چطوری؟
کورتیزول بدنشون باعث افزایش نشاسته توی جریان خونشون میشه
و رودههاشون رو تبدیل به یک رشته اسپاگتی بلند میکنه،
و بافتهای دورش هم تبدیل به یه غذۀ خونی تند و شیرین میشه
که ما بهش میگیم «سس بولونز»
اما میزان زیادی کورتیزول میطلبه. در حد خودکشی
سردش حتی بهترم هست
دیگه زیادهروی نکن، و هیپستربازی در نیار
عذر میخوام
- شما دو نفر دارید یه جسد رو میخورید؟ - طوری نیست! اسپاگتیه
- مورتی اونا که نمیدونن اسپاگتی چیه - الان زنگ میزنم پلیس!
- قبل از اینکار، فقط... - نه ریک، نکن!
- چی؟ من کجام؟ - توی سردخونه، و داری جسد میخوری
- چیکار کردیم ما؟ - انقدر با اون ور نرو!
با چی؟ ما کی هستیم؟
- ما داشتیم میرفتیم - خب همینو بگید
این ماشین کیه؟ این آفتابگیر کیه؟ اصلاً آفتاب چیه؟
وای ببخشید، هردفعه آبروریزی میشه
ولی حالا متوجه حرفم شدی؟
بهترین اسپاگتی کهکشانـه و ۱۰۰% بدون عذاب وجدان
من میخوام اسماشونو بدونم!
کی؟ مایکل؟ پزشک قانونی شماره ۱؟
اون آدمایی که شبهای اسپاگتی میخوردیمشون!
اصلاً اسماشونو بلدی؟
من اسم اون اسپاگتیها رو بهت نمیگم!
بالأخره خط قرمز منو پیدا کردی، مورتی این کار شیطانیـه!
باید اسمهاشونو بدونم، وگرنه به مامان میگم و شب اسپاگتی کنسل میشه
چقدر عنی تو! اون ماسماسک کو؟ همون که مال مردان سیاهپوش بود؟
اسم!
خب وقتی اسم اسپاگتیهات رو فهمیدی دیگه راضی میشی؟
- تموم میشه؟ - تنها خواستهم همینه!
اونوقت عذاب وجدان بیشتری نمیاد سراغت
و نمیگی که بریم تو مراسم ختمشون هم شرکت کنیم؟
فقط اسماشونو بدونم، بسه
بهت قول میدم
- حالم ازت بهم میخوره - فقط میخوام ادای احترام کنم
تنها دلیلی که الان زندهای
اینه که بعد از مرگت چیز خوشمزهای نمیشی!
ممنونم برای این یک دقیقه سکوتتون
حالا بریم سراغ شما عزیزان،
اگر کسی دوست داره چند کلمهای درباره لارنس بگه...
یا میتونیم دوباره یک دقیقه سکوت کنیم
عجب، جای تعجب نیست که خودشو کُشته
خب، پاشو دیگه...
- ای دهنت... - سلام
فقط میخواستم به یه موضوعی اعتراف کنم
بعد از مرگ لارنس،
ما.. عه...
اونو خوردیم
وایسید، ما.. گرگینه مرگینه نیستیم،
ما اهل یه سیارهای هستیم که وقتی شماها خودکشی میکنید،
تبدیل به چیزی میشید که تو سیاره ما غذا محسوب میشه
اسپاگتی
این غذا ما رو به هم نزدیک کرد
لارنس ما رو به هم نزدیک کرد
حس خوبی نداشتم که کسی این موضوع رو ندونه
اما اون خیلی خوشمزه بود
امیدوارم این حرفا تسکینی بوده باشه...
درست شد، رفیق همگی از آرامش خاطرتون لذت ببرید
یعنی ما داشتیم آدم میخوردیم
بله متأسفانه
ولی اونا خیلی... اسپاگتیطور بودن
بله درسته
خیلی... سخت میشه...
سخت میشه از یاد ببریدش، درسته،
برای همین بهنظر من بهتر بود چیزی به شما نگیم
پس... مورتی شبهای اسپاگتی رو خراب کرد
- درسته - سامر، اونا آدم بودن!
بله آدم بودن، سامر که واقعاً تهوعآوره
و نباید دربارهش دروغ میگفتید
درسته
اما! باید این نکته رو هم به مورتی گوشزد کنم که خبرچینی کار خوبی نیست!
- بابا! - خیلی خوشمزه بودن
- خب بازم بخوریدشون! - الان دیگه نمیشه!
بهخاطر جنابعالی! ببخشید
مورتی. ما بهعنوان والدین برخورد درستی نکردیم
تو به نوعی «کار درست» رو انجام دادی
و ما درواقع باید خوشحال باشیم که از این قضیه مطلع شدیم
اول اختاپوس، الانم این
به این فکر نکردید که کلاً بیخیال شیم و به دیگر نیمهی فاشیستِ کشور بپیوندیم؟
- نه خیر! - آخه اونا کارای بیشتری میتونن بکنن
خب پس گمونم من دیگه برم تو اتاقم حالا که همه ازم متنفرن!
- شرمنده. شب بخیر، مورتی - شبت بخیر، مورتی
سلام مرد من. افسردهای؟ مامانی عاشق افسردگیه
ای وای!
شیرم رو ریختم. حالا جفتمون ناراحتیم من یه دختر شیطون کشاورز و مشاور خانوادهام
سلام بر مورتی اسمیت شما به سیارۀ ۴۱-کپلر-بی دعوت شدهاید
که شما اون رو تحت عنوانِ سیاره اسپاگتی میشناسید
مشکلی پیش نیامده فقط میخواهیم صحبت کنیم
این یارو میتونه وزن منو تحمل کنه؟
باید بتواند
خب باشه...
بیام بالا؟
ای خدا. تا حالا اسم رَمپ به گوشتون نخورده؟
این رمپ هستش
صحیح
سلام مورتی، من رئیسجمهور این سیاره هستم
من کلیپ شما تو مراسم ختم رو دیدم
- شرمنده - نفرمایید
افشاگری بسیار جالبی بود
لطف میکنید به ما نشون بدید؟
این «اسپاگتیِ» یه شخصیه که جون خودش رو گرفت
درضمن رضایت داد که خورده بشه
باشه...
وای آره، دروغ نگم طبق معمول معرکهست
و آیا شما خودتون رو یه زمینیِ معمولی (میانگین) میدونید؟
خب تو سیارۀ زمین، معمولیبودن بد محسوب میشه
ما همهمون خیلی خاص و متفاوتیم، اما بدون شک همه عاشق اسپاگتیایم
هر هشت میلیارد نفرتون؟
مورتی، نظرت چیه که یهجور سفیر بشی برای ما؟
واسطهای بین دو دنیا
صبر کنید ببینم. من تو اون مراسم شرکت کردم چون...
چونکه عذاب وجدان داشتی چونکه اجازه نگرفته بودی
نشون بدید
اسم من تانیا ردکلیفـه
من سالهاست که دارم با درد دستوپنجه نرم میکنم
تمام عزیزان زندگیم رو از دست دادم و هیچی برام نمونده
پس وقتی دکترها بهم گفتن بالأخره حقِ مُردن رو بهم میدن
اگه موافقت کنم شامِ یه پسر فضایی بشم،
فقط گفتم که «امیدوارم خوشمزه باشم»
لعنتی
و بهنظرتون این رضایت خوشمزهترش میکنه؟
والا باعث میشه خیلی راحتتر از گلومون بره پایین
جون خوشم اومد
شاید وقتشه حق مُردن و خوشمزهشدن رو به یک سری افراد بدیم
لطفاً راحت باش و تانیا رو تموم کن
- همینو میخواستی - نه. نه ازتون ممنونم
مرسی. تانیا، تو واقعاً خوشمزه بودی
میگم میشه ببرم بعداً بخورم؟
کی آمادهست اسپاگتی اخلاقی بخوره؟
من! عاشق این چیزای اخلاقیام
راستشو بخواین، من با وضعیت سابق هم اوکی بودم
وای این چقدر خوشمزهس! پنیر پارمزان رو بده!
بابا کجاست؟ چرا واسه شبهای اسپاگتی نمیاد؟
گمونم کونش سوخت که مورتی با اخلاقمداری تونست
این اسپاگتیهای خوشمزه رو برامون جور کنه بدون هیچ دروغ و پوچگراییای
و بابت غیبت ریک هم دوباره هورا میکشیم...
بــوم!
ببخشید که مزاحم شب اسپاگتی بینقصِ مورتی شدم،
- ولی گفتم شاید بخواید اینو ببینید - این دیگه چه کوفتیه؟
«اسپاگتی خودکشی مورتیاو صد درصد اخلاقی، پاستای تکمنبع»
وای خدای من
بذار حدس بزنم، تو برگشتی به اون سیاره
نظرات گرانبهات رو در اختیار رهبرشون گذاشتی،
و حالا اونا دارن مُردههاشونو توی تمام شعب والمارت فضایی میفروشن
آره، ولی نگفتم اینکارو بکنن
این هم آدمه یا نه؟
فقط میخوام بدونم چقدر باید تظاهر به ناراحتی کنم
بنظر میاد که ایشون «راجر» هستش
سلام. من راجر وین ماردر هستم من قاتل زنجیرهای و آدمخوار بودم
و حالا میتونم خودکشی کنم و غذای شما بشم،
که گمونم جنبۀ مثبتی از بین تمام اعمال وحشیانهام بود
خلاصه من رو نوش جان کنید
پس آدما رو بخوریم؟
خب، اگه بخوایم نیمه پر لیوان رو نگاه کنیم
حس میکنم این میتونه پایانبندی خیلی خوبی
برای داستانی دربارهی گفتن حقیقت باشه
No comments yet. Be the first to leave one.