Rick and Morty

Rick and Morty

Download Farsi Persian Subtitle

Season 7

Release info

Rick and Morty S07E04 720p WEB H264-NHTFS
A Commentary by greatR_96

Tags

web
720p
720
1080
x264
x265
XviD
webrip
BRip
HEVC
2CH
Published on: 2023-11-06
Downloads: 90
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫[قسمتی که قراره مشاهده کنید، ‫دارای صحبت‌های افراطی...]

‫[و نمایش عمل خودکشی است که شاید ‫برای برخی بینندگان آزاردهنده باشد]

‫کدوم‌تون آماده‌ست ‫اسپاگتی معروف ریک رو بخوره؟

‫- من عاشق اسپاگتی‌پنجشنبه‌هام! ‫- وای خدایا، ریک،

‫- انگار هردفعه خوشمزه‌ترم میشه! ‫- خب معلومه، دوستش داری؟

‫اینه.. یه اسپاگتی نابی! (با لحن ایتالیایی)

‫بابابزرگ ریک، من الان مثل ‫اموجی جمجمه ذوق‌مرگ شدم!

‫سس؟ بازم سس؟ ‫تا دلت بخواد سس داریم.

‫بابا، میگم تو مصاحبۀ کاری نداشتی؟

‫تِر زدم. ولی چیزی نبود که ‫این سس بولونز از یادم نبرتش

‫بابا، این رشته‌هاش خیلی نرم و لذیذه

‫کمی تند، کمی شیرین ‫یه‌کمی تند، یه‌کمی شیرین

‫خیلی جالبه که داریم باهم حرف می‌زنیم

‫می‌دونین، قشنگ حرف می‌زنیم ‫چون‌که خانواده‌ایم و این‌جور چیزا...

‫و کلی داره بهمون خوش می‌گذره

‫- بازم داریم؟ ‫- بشقاب دوم؟ سوم؟

‫هرچقدر جا داشته باشید، اسپاگتی داریم!

‫ریک، خیلی دوست دارم بدونم ‫این دستورپخت محرمانه‌ش چیه؟

‫وای نه. خدایا چرا؟ ‫چرا؟ نه!

‫آخه چرا تو همیشه این‌جوری می‌کنی؟ ‫معلومه که یه آدمه

‫ریک، چرا نمی‌شد اسپاگتی ساده باشه؟

‫« زیرنویس از ســروش و رضـا کارگران » ‫ :. greatR & SuRouSH_AbG .:

‫ببین می‌خوام به ساده‌ترین شکل ممکن ‫اینو بهت بگم

‫که می‌تونی حرفمو باور نکنی، ‫توی این سیاره

‫آدمایی که خودکشی می‌کنن، ‫تبدیل به اسپاگتی می‌شن

‫- جان!؟ ‫- آره می‌دونم، تو با دیدن یاد می‌گیری،

‫پس دنبالم بیا

‫عه سلام، دکتر «هات‌پینس» (دول‌خفن) ‫نباید بیمار بیارید...

‫سلام مایکل، طوری نیست، ‫این پسر فضایی سرطان فضایی گرفته

‫و آرزوی قبل از مرگش اینه که آدمای مُرده ‫رو ببینه تا حس بزرگی بهش دست بده

‫خب همینو بگو

‫اینجا رو ببین. قتل!

‫اَه چندش!

‫تصادف

‫- و خودکشی ‫- ریک من نمی‌خوام...

‫وایسا ببینم، این بوی چیه؟

‫خودت خوب می‌دونی بوی چیه، خوشگله ‫بیا بزن بر بدن

‫اَه نکن!

‫خودت هفته‌هاست داری اینو می‌خوری، ‫هر هفته شبِ اسپاگتی

‫بیا مورتی. هواپیما داره میاد!

‫- خیلی چندشه ‫- بخور دیگه!

‫- پشمانم! ‫- دیدی گفتم

‫آخه چرا؟ چطوری؟

‫کورتیزول بدن‌شون باعث افزایش نشاسته ‫توی جریان خون‌شون میشه

‫و روده‌هاشون رو تبدیل به ‫یک رشته اسپاگتی بلند می‌کنه،

‫و بافت‌های دورش هم تبدیل به ‫یه غذۀ خونی تند و شیرین میشه

‫که ما بهش می‌گیم «سس بولونز»

‫اما میزان زیادی کورتیزول می‌طلبه. ‫در حد خودکشی

‫سردش حتی بهترم هست

‫دیگه زیاده‌روی نکن، ‫و هیپستربازی در نیار

‫عذر می‌خوام

‫- شما دو نفر دارید یه جسد رو می‌خورید؟ ‫- طوری نیست! اسپاگتی‌ه

‫- مورتی اونا که نمی‌دونن اسپاگتی چیه ‫- الان زنگ می‌زنم پلیس!

‫- قبل از این‌کار، فقط... ‫- نه ریک، نکن!

‫- چی؟ من کجام؟ ‫- توی سردخونه، و داری جسد می‌خوری

‫- چی‌کار کردیم ما؟ ‫- انقدر با اون ور نرو!

‫با چی؟ ما کی هستیم؟

‫- ما داشتیم می‌رفتیم ‫- خب همینو بگید

‫این ماشین کیه؟ ‫این آفتاب‌گیر کیه؟ اصلاً آفتاب چیه؟

‫وای ببخشید، هردفعه آبروریزی می‌شه

‫ولی حالا متوجه حرفم شدی؟

‫بهترین اسپاگتی کهکشانـه ‫و ۱۰۰% بدون عذاب وجدان

‫من می‌خوام اسماشونو بدونم!

‫کی؟ مایکل؟ پزشک قانونی شماره ۱؟

‫اون آدمایی که شب‌های اسپاگتی ‫می‌خوردیم‌شون!

‫اصلاً اسماشونو بلدی؟

‫من اسم اون اسپاگتی‌ها رو بهت نمی‌گم!

‫بالأخره خط قرمز منو پیدا کردی، مورتی ‫این کار شیطانیـه!

‫باید اسم‌هاشونو بدونم، وگرنه ‫به مامان میگم و شب اسپاگتی کنسل میشه

‫چقدر عنی تو! اون ماسماسک کو؟ ‫همون که مال مردان سیاه‌پوش بود؟

‫اسم!

‫خب وقتی اسم اسپاگتی‌هات رو فهمیدی ‫دیگه راضی میشی؟

‫- تموم میشه؟ ‫- تنها خواسته‌م همینه!

‫اون‌وقت عذاب وجدان بیشتری نمیاد سراغت

‫و نمیگی که بریم ‫تو مراسم ختم‌شون هم شرکت کنیم؟

‫فقط اسماشونو بدونم، بسه

‫بهت قول میدم

‫- حالم ازت بهم می‌خوره ‫- فقط می‌خوام ادای احترام کنم

‫تنها دلیلی که الان زنده‌ای

‫اینه که بعد از مرگت ‫چیز خوشمزه‌ای نمیشی!

‫ممنونم برای این یک دقیقه سکوت‌تون

‫حالا بریم سراغ شما عزیزان،

‫اگر کسی دوست داره ‫چند کلمه‌ای درباره لارنس بگه...

‫یا می‌تونیم دوباره یک دقیقه سکوت کنیم

‫عجب، جای تعجب نیست که خودشو کُشته

‫خب، پاشو دیگه...

‫- ای دهنت... ‫- سلام

‫فقط می‌خواستم به یه موضوعی اعتراف کنم

‫بعد از مرگ لارنس،

‫ما.. عه...

‫اونو خوردیم

‫وایسید، ما.. گرگینه مرگینه نیستیم،

‫ما اهل یه سیاره‌ای هستیم که ‫وقتی شماها خودکشی می‌کنید،

‫تبدیل به چیزی می‌شید که ‫تو سیاره ما غذا محسوب میشه

‫اسپاگتی

‫این غذا ما رو به هم نزدیک کرد

‫لارنس ما رو به هم نزدیک کرد

‫حس خوبی نداشتم که ‫کسی این موضوع رو ندونه

‫اما اون خیلی خوشمزه بود

‫امیدوارم این حرفا تسکینی بوده باشه...

‫درست شد، رفیق ‫همگی از آرامش خاطرتون لذت ببرید

‫یعنی ما داشتیم آدم می‌خوردیم

‫بله متأسفانه

‫ولی اونا خیلی... اسپاگتی‌طور بودن

‫بله درسته

‫خیلی... سخت میشه...

‫سخت میشه از یاد ببریدش، درسته،

‫برای همین به‌نظر من ‫بهتر بود چیزی به شما نگیم

‫پس... مورتی شب‌های اسپاگتی رو خراب کرد

‫- درسته ‫- سامر، اونا آدم بودن!

‫بله آدم بودن، سامر ‫که واقعاً تهوع‌آوره

‫و نباید درباره‌ش دروغ می‌گفتید

‫درسته

‫اما! باید این نکته رو هم به مورتی گوشزد کنم ‫که خبرچینی کار خوبی نیست!

‫- بابا! ‫- خیلی خوشمزه بودن

‫- خب بازم بخوریدشون! ‫- الان دیگه نمی‌شه!

‫به‌خاطر جناب‌عالی! ‫ببخشید

‫مورتی. ما به‌عنوان والدین ‫برخورد درستی نکردیم

‫تو به نوعی «کار درست» رو انجام دادی

‫و ما درواقع باید خوشحال باشیم ‫که از این قضیه مطلع شدیم

‫اول اختاپوس، الانم این

‫به این فکر نکردید که کلاً بی‌خیال شیم ‫و به دیگر نیمه‌ی فاشیستِ کشور بپیوندیم؟

‫- نه خیر! ‫- آخه اونا کارای بیشتری می‌تونن بکنن

‫خب پس گمونم من دیگه برم تو اتاقم ‫حالا که همه ازم متنفرن!

‫- شرمنده. شب بخیر، مورتی ‫- شبت بخیر، مورتی

‫سلام مرد من. افسرده‌ای؟ ‫مامانی عاشق افسردگیه

‫ای وای!

‫شیرم رو ریختم. حالا جفت‌مون ناراحتیم ‫من یه دختر شیطون کشاورز و مشاور خانواده‌ام

‫ سلام بر مورتی اسمیت ‫شما به سیارۀ ۴۱-کپلر-بی دعوت شده‌اید

‫ که شما اون رو تحت عنوانِ ‫سیاره اسپاگتی می‌شناسید

‫ مشکلی پیش نیامده ‫فقط می‌خواهیم صحبت کنیم

‫این یارو می‌تونه وزن منو تحمل کنه؟

‫ باید بتواند

‫خب باشه...

‫بیام بالا؟

‫ای خدا. ‫تا حالا اسم رَمپ به گوش‌تون نخورده؟

‫ این رمپ هستش

‫صحیح

‫سلام مورتی، من رئیس‌جمهور این سیاره هستم

‫من کلیپ شما تو مراسم ختم رو دیدم

‫- شرمنده ‫- نفرمایید

‫افشاگری بسیار جالبی بود

‫لطف می‌کنید به ما نشون بدید؟

‫این «اسپاگتیِ» یه شخصیه ‫که جون خودش رو گرفت

‫درضمن رضایت داد که خورده بشه

‫باشه...

‫وای آره، دروغ نگم ‫طبق معمول معرکه‌ست

‫و آیا شما خودتون رو ‫یه زمینیِ معمولی (میانگین) می‌دونید؟

‫خب تو سیارۀ زمین، ‫معمولی‌بودن بد محسوب میشه

‫ما همه‌مون خیلی خاص و متفاوتیم، ‫اما بدون شک همه عاشق اسپاگتی‌ایم

‫هر هشت میلیارد نفرتون؟

‫مورتی، نظرت چیه که ‫یه‌جور سفیر بشی برای ما؟

‫واسطه‌ای بین دو دنیا

‫صبر کنید ببینم. ‫من تو اون مراسم شرکت کردم چون...

‫چون‌که عذاب وجدان داشتی ‫چون‌که اجازه نگرفته بودی

‫نشون بدید

‫اسم من تانیا ردکلیف‌ـه

‫من سال‌هاست که دارم با درد ‫دست‌وپنجه نرم می‌کنم

‫تمام عزیزان زندگیم رو از دست دادم ‫و هیچی برام نمونده

‫پس وقتی دکترها بهم گفتن ‫بالأخره حقِ مُردن رو بهم میدن

‫اگه موافقت کنم شامِ یه پسر فضایی بشم،

‫فقط گفتم که «امیدوارم خوشمزه باشم»

‫لعنتی

‫و به‌نظرتون این رضایت ‫خوشمزه‌ترش می‌کنه؟

‫والا باعث میشه ‫خیلی راحت‌تر از گلومون بره پایین

‫جون خوشم اومد

‫شاید وقتشه حق مُردن و خوشمزه‌شدن ‫رو به یک سری افراد بدیم

‫لطفاً راحت باش و تانیا رو تموم کن

‫- همینو می‌خواستی ‫- نه. نه ازتون ممنونم

‫مرسی. تانیا، تو واقعاً خوشمزه بودی

‫میگم میشه ببرم بعداً بخورم؟

‫کی آماده‌ست اسپاگتی اخلاقی بخوره؟

‫من! عاشق این چیزای اخلاقی‌ام

‫راستشو بخواین، ‫من با وضعیت سابق هم اوکی بودم

‫وای این چقدر خوشمزه‌س! ‫پنیر پارمزان رو بده!

‫بابا کجاست؟ ‫چرا واسه شب‌های اسپاگتی نمیاد؟

‫گمونم کونش سوخت که ‫مورتی با اخلاق‌مداری تونست

‫این اسپاگتی‌های خوشمزه رو برامون جور کنه ‫بدون هیچ دروغ و پوچ‌گرایی‌ای

‫و بابت غیبت ریک هم ‫دوباره هورا می‌کشیم...

‫بــوم!

‫ببخشید که مزاحم ‫شب اسپاگتی بی‌نقصِ مورتی شدم،

‫- ولی گفتم شاید بخواید اینو ببینید ‫- این دیگه چه کوفتیه؟

‫«اسپاگتی خودکشی مورتی‌او ‫صد درصد اخلاقی، پاستای تک‌منبع»

‫وای خدای من

‫بذار حدس بزنم، تو برگشتی به اون سیاره

‫نظرات گرانبهات رو در اختیار رهبرشون گذاشتی،

‫و حالا اونا دارن مُرده‌هاشونو ‫توی تمام شعب والمارت فضایی می‌فروشن

‫آره، ولی نگفتم این‌کارو بکنن

‫این هم آدمه یا نه؟

‫فقط می‌خوام بدونم ‫چقدر باید تظاهر به ناراحتی کنم

‫بنظر میاد که ایشون «راجر» هستش

‫سلام. من راجر وین ماردر هستم ‫من قاتل زنجیره‌ای و آدم‌خوار بودم

‫و حالا می‌تونم خودکشی کنم ‫و غذای شما بشم،

‫که گمونم جنبۀ مثبتی ‫از بین تمام اعمال وحشیانه‌ام بود

‫خلاصه من رو نوش جان کنید

‫پس آدما رو بخوریم؟

‫خب، اگه بخوایم نیمه پر لیوان رو نگاه کنیم

‫حس می‌کنم این می‌تونه پایان‌بندی خیلی خوبی

‫برای داستانی درباره‌ی گفتن حقیقت باشه

More Farsi Persian subtitles for Rick and Morty

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left