The first 200 lines.
THE MICK فصل 1 قسمت 13 "قلدر"
یک طرفه، ورود ممنوع-
بپا
هوی ، برین کنار احمقا
خبدیگه همه پیاده بشین
کلی چیزمیز یاد بگیرین که هیچوقت هم بدردتون نمیخورن
خدا نگهدار خاله میکی ممنونم
.میدونم که بچهات نیستم اینکه ساعت 7 صبح
بیدار بشی خیلی اذیت میشی - عیبی نداره سابرینا -
ممنون که تشکر کردی خدانگهدار
راستی یادت نره
من و بن فردا بعد از مدرسه باید بریم پیش دندون پزشک
بنظر میاد کار جیمی باشه
چی؟!چرا؟
چون نمیخوام اینکارو انجام بدم
نه منظورم اینه که اصلا چرا باید برن به دندون پزشکی؟
میریم دندونهامونو تمیز کنیم
آره میدونم، ولی مگه مسواک ندارین؟
ایخدا، نسل شما چه سوسول شده
دندونپزشکها نسل ما نیستن
خب، نسل من هم نیستن، خیلی خب؟
اصلا تا حالا نرفتم پیششون و هیچ مشکلی هم پیدا نکردم
حداقل 5 ساله که اون
دندون خرابو داری
و تا حالا شنیدی شکایتی شکنم؟
نه چون با سمت مخالفش میجوم
و چیزای خیلی سرد و گرم هم نمیخورم دندونپزشکه من،بدنمه
وقتی اون دندون خراب آمادهی بیرون اومدن باشه
بدنم بصورت طبیعی میندازدش بیرون
ایبابا پلیس مدرسه داره میاد
بجنبین، همگی بیرون،برو برو ،برو،برو،تند،تند،تند
بجنبین،بیرون - نه،باشه، برو برو برو خانم مونگ میتونم با شما صحبت کنم؟ -
اصن میدونی چیه؟ - ...اگه در مورد ماشینه، ایرادی نداره نه نیست -
یعنی، دوباره اینکارو رو نکن ولی درواقع میخواستم که
در مورد وضعیت قلدری کردن، که شامل
یکی از بچههای شما شده، با شما صحبت کنم
آره خب، این یچیز اجتناب ناپذیره
چیپ یه هدف متحرکه، نیست؟ بخوام صادق باشم،
اگه برای من ناجور نبود خودمم یه دل سیر میزدمش
بصورت یه برنامهی روزانه هم اینکارو میکردم
.برای چیپ نبوده .برای سابرینا اتفاق افتاده
آها، آره ،آره خیلی سخته، اون از همه بدتره
چند ماهیه که دارم از دستش میکشم
میزنه کلا تخریبم میکنه دوباره خودمو از نو میسازم
دوباره میزنه تخریبم میکنه باز خودمو از نو میسازم
میخوام باهاتون روراست باشم
مصالح ساخت و سازم داره تموم میشه
خب، متاسفم که کلی ساخت و ساز دارین
ولی درواقع این سابریناست که مورد قلدری قرار گرفته
دوباره بگین، چی؟
به نظر میاد که از گروه دوستاش طرد شده
و از اونجایی که سابرینا
احتمالا معروف ترین دانشآموز ماست
خبرش داره بین همهی مدرسه پخش میشه
خیلیخب، داریم در مورد همون سابرینا حرف میزنیم؟
موهای تیره، بصورت
عجیبو غریبی خوشگله؟ - بمن باهاش صحبت کردم -
چیزی نمیگه - تو خالهی اونی -
شاید بتونه با تو صحبت کنه -
آره،آره احتمالا آره باهاش حرف میزنم
ممنون که اطلاع دادید
!قلدری کردن براش
خیــــــلی خوبه
خب، میدونی که، دست سرنوشت ،عادلانه و بیرحمه
آره
در حالت معمول، دوست ندارم کسی اذیت بشه
ولی تصور اینکه سابرینا داره خودش تنهایی ناهار میخوره
خیلی حال میده
خیِــــلی خوبه
یعنی میگم که این میتونه بهترین چیزی باشه
که تابحال براش اتفاق افتاده
منظورم اینه که، سر جاش نشوندنش - خودش به سر خودش آورد -
و حالا هم دودش به چشم خودش رفته
حالا بکش هرزه
آره
برو حالشو ببر
خوش بگذره، موفق باشی
روز سختی داشتی سر کار؟
تو الان چه غلطی کردی؟
فقط یه...میدونی،همینطوری که رد میشدی یه شوخی کوچولو بود
فکر میکنی خندهدار بود؟ شاید باید یه نگاه
به آینه بندازی جندهی چشم ور قلمبیده
خیلیخب، میدونی، شاید
لازمه فقط یه نفس عمیق بکشیم - جون من؟ -
حرفی برای گفتن داری آلبا؟
نه، تو همیشه حق با توئه
مهم نیست در مورد چی حرف بزنی
منم همین فکرو میکردم شیسموسا
...چـ
نمیدونم اون کلمه معنیش چی بود
ولی میتونم نتیجه بگیرم حرف بدی بود
اوهوم - نه؟
این دیگه چی بود؟
نمیدونم
فکر میکردم قلدری شدن اونو آروم ترش میکنه
ولی واقعا ترسناک بود
آره، ما تمام مدت اینکارو(تیکه انداختن)میکنیم
ولی معمولا کمی خلاقیت توشه میدونی که چی میگم؟
اصلا چیز خلاقانهای توش نبود
واقعا احساساتمو جریحه دار کرد
این چیزیه که، قلدری کردن میخواد به سرش بیاره؟
خیلی خب، اصلا اون طوری که فکر میکردم
خنده دار نبود
خیلیخب، میرم باهاش حرف بزم
شجاع باش
امنه بیام تو؟
چی میخوای؟
ببین، مدیرتون بهم گفت که داره مورد زورگویی قرار میگیری
و فقط میخوام بگم که هممون توی این موقعیت بودیم
حتی من اگه باورت بشه
آره باورم میشه
باشه،عالیه
شاید بتونم کمکت کنم
با چه چیزی روبریوییم؟
شرتتو کشیدن تا سرت؟سرتو کردن تو کاسه توالت؟ ضربه زدن تو تخمات؟
چیزی نیست، فقط یه زورگوییِ احمقانه سایبریه
زورگوییه سایبر دیگه چه کوفتیه؟
همون زورگوییخ، ولی توی اینترنت
میذاری یه مشت خر خون
با کامپیوتراشون سر به سرت بذارن؟ خورخونها نیستن
خب اگه اینترنتین پس خرخونن
کار دوستمه، زوئی
قبلا با هم دوست بودیم هرچی حالا
چرا نمیزنی بصورت اصولی نابودش کنی؟
مگه این کارت نیست؟
نمیتونم - چرا؟ -
نمیتونم دیگه، باشه؟
باشه
آخه تو اصلا اینطوری نیستی
عذر میخوام ولی چیز مهمتری نیست
که نگرانش باشی؟ مثلا این حقیقت که
آرایش کردنت افتضاحه
اونم با اینکه 70 سال تجربه داری؟
خیلیخب، میتونم ببینم که داریم به کجا میریم
پس فقط میرم
چطور پیش رفت؟
خب، زد شکافتم
کلی حرف بارم کرد و دوباره دوختم
اوه - بذار یچیزی ازت بپرسم -
به نظر 70 ساله میام؟
چی؟
اصن بیخیالش به یه دلیلی
نمیخواد باهاش مبارزه کنه میدونی؟
و الان ،این باعث میشه با ما مبارزه کنه
نه،نه،نه
از پس یه سابرینای بدجنستر بر نمیام
خب، پس ما میریم که شرایط رو براش مثه اولش کنیم
این صورتته یا دانشمندا راهی پیدا کردن
که مو روی کوفته قلقلی بکارن؟
تیکهی خوبی بود
آره - منم یدونه دارم -
داری؟ - اوهوم اوهوم
تو مثل یه تن ماهی هستی
که خیلی از
تاریخ مصرفش گذشته
من که نگرفتم - نه خوبه خوبه
یعنی بو میده - خیلیخب -
چیکار میکنین با لپتاپ من؟
اوه ،پسر
داریم با تمام توان قلدرای سایبری رو
تیکه بارونشون میکنیم
چی؟
بذار ببینم
شما توی اکانت منین
البته که توی اکانت تو هستم
دیگه چطوری میتونستم خودت باشم؟
خدای من
این خیلی بده ...نه
آلبا ایدههای کثیفی داشت
داری تیکهی تن ماهی رو میخونی؟
بیخیال - برو بالاتر، تیکه من باحال بود -
حالیتون نیست
زوئی دفترچه شرح وقایعی منو از کمکم دزدیده
یه لحظه واسا ببینم تو دفترچه خاطرات داری؟
دفترچه خاطرات نیست شرح وقایعست
خب؟
و بخاطر کار شما، اونم الان
سراسر اینترنت پخشش کرد واسا ببینم -
آروم باش، خب؟
آروم باش، بذار ببینم
اینو تو نوشتی؟
"رها شده،ترک شده ،طرد شده"
در قایقم نشستهام و
دریایی از اشتباهات والدینم را در مینوردم
چه کسی مرا دوست خواهد داشت؟
بادها نخواهند
دریا نتواند، آسمان؟
آسمان تنها میتواند ناظر باشد
این یه جریان سیال ذهنیه
آره،نه، مثه یه جریان سیال ذهنی خونده میشه
فکر میکنم، این همه سبکی توشه
نظر تو چیه؟ - نه واقعا خوبه -
تو یقینا یه نویسندهای
هردوتون خفه شید
بده اینو
زندگیمو خراب کردین
خدایا، میدونستی اینقدر زشت گریه میکنه؟
!من که گریه نمیکنم
آرهخب
خیلیخب
No comments yet. Be the first to leave one.