The Runarounds

The Runarounds

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

the runarounds s01e04 720p web h264-skyfire
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 The Runarounds 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-04
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

گند زدم. - ممنون که عذرخواهی کردی.

تو بی‌تخصص نیستی، پس جا نزن.

این یه عروسی تو صنعت موسیقیه، چارلی.

دنی میس قراره اونجا باشه.

چارلی، من تو عروسی ساز نمی‌زنم.

شام خیلی خوب بود. پدر و مادرت واقعاً خوب با همن.

از تو خوششون اومد.

می‌دونستی کیتس‌بی برگشته شهر؟

چارلی همین الان بهم گفت

که گروه داره تو اون فضا تمرین می‌کنه

بالای مغازه کیتس‌بی.

فکر می‌کنی چارلی می‌دونه؟

که کیتس‌بی باباشه؟

نه.

من اخراجم، درسته؟ - اوه، تو که

یه ساعت و ۵۹ دقیقه پیش اخراج شدی.

با این همه وقت آزاد می‌خوای چی کار کنی؟

موسیقی کار کنم. - پس بهتره بری سراغش.

نیل، به نظر من،

قشنگه.

باید بگم بهت رفیق، تو یه درامر خیلی خوبی.

دنی میس خواسته...؟!

این عالیه رفیق.

گروه لاست تین (Lost Teen) رو می‌شناسی، درسته؟

آره، حتماً.

آره، خب، درامرشون تو کمپ ترک اعتیاده.

دیو در واقع داره در مورد جایگزین کردنش حرف می‌زنه.

خب، بعدی چیه؟ "سلفون"؟

آره، بریم.

باحال. - دو، سه، چهار!

خب، یه ماه از تشکیل گروه‌مون می‌گذره و اینا چیزاییه که به دست آوردیم.

شش تا آهنگ اختصاصی داریم،

۱۱ تا کاور، عالی.

۲۰ تا، اگه شل و ول کار کنیم.

دو تا پارتی خونگی، یه دورهمی ساحلی،

پاسیوی رستوران کرَب شَک.

بعدشم جشنواره شهرستان بود.

و اون جشن تعیین جنسیت.

و البته، اون اجرای عروسی معروف با دنی میس.

بدیهیه که خیلی خوش گذشت،

ولی تابستون قبل از اینکه بفهمیم تموم میشه.

غیرمنطقیه فکر کنیم که الان بتونیم یه قرارداد ضبط بگیریم؟

کاملاً منطقیه رفیق.

خب، فکر می‌کنی زنگ می‌زنه؟

کی؟

یعنی چی کی؟ دنی میس.

شماره بز رو گرفت.

قول نداد تماس بگیره؟

هی، رفیق، اون خانم خیلی سرش شلوغه، باشه؟

نمی‌تونی واقعاً ازش ایراد بگیری.

بز، بازم دنی‌ام.

واقعاً لازمه در مورد اودیشن لاست تین بهم زنگ بزنی، رفیق.

یه جواب می‌خوام.

می‌تونم با پرواز بیارمت آتلانتا، ولی باید بهم زنگ بزنی.

مثلاً، الان. مثل دیروز.

آقای ویلیس آخرین نفر میاد سر تمرین.

بز اومد! - تو هیچ‌وقت دیر نمی‌کنی، بز.

باید به مامانم تو یه کاری کمک می‌کردم.

خب؟

خب، چی؟

یالا رفیق، خودت می‌دونی چی می‌خوام بگم: از دنی میس خبری نشده هنوز؟

هی، ببین، اگه شده بود، خودت می‌فهمیدی، و اگه بشه هم می‌فهمی، رفیق.

رفیق، حدود دو هفته‌ای میشه.

به نظر میاد اگه علاقه‌مند بود،

اون که نه... - هی، به میس‌کال‌هات یه نگاه بنداز!

این‌طور نبود که یه قرار لعنتی گذاشته باشه، بچه‌ها.

ببین، اون فکر می‌کرد ما یه کارایی بلدیم.

مطمئنم اون قراره ما رو زیر نظر داشته باشه.

رفیق، وقتی اونا اینو میگن، رفیق... - یعنی ما تو لیستشیم، نیل.

یعنی نه. - هی، اینو نگو. این نه نیست.

ببین، این‌طور نیست که حتی اگه زنگ هم بزنه، ما آماده باشیم، می‌دونی؟

فکر نمی‌کنی آماده‌ایم؟ - نمیگم نمی‌تونیم ساز بزنیم،

رفیق، فقط اینه که اون قراره بخواد چند تا دمو بشنوه.

می‌دونی، آهنگ‌هامون؟ ما هیچی نداریم.

اوه، می‌تونیم از ویدئوهای جشنواره شهرستان استفاده کنیم.

نمیگم باید این کارو بکنیم.

نه، نیل حق داره.

بچه‌ها، باید بریم استودیو و چند تا دمو ضبط کنیم.

بز، گفتی بابات تو شهر کسی رو می‌شناخت، درسته؟

منظورت پریمه؟ - آره، پریم.

آره، پریموس دابینز.

وای، چه اسم باحالیه.

من اسمشو نشنیدم.

می‌تونی گوگلش کنی. منظورم اینه که، طرف خودش یه پا اسطوره‌ست.

اون یکی از کله‌گنده‌های اصلی بود

سال‌ها تو الکترای رکوردز بود، داداش. - وای.

خب، می‌تونیم باهاش حرف بزنیم؟

بریم انجامش بدیم.

خب، تئو ویلیس پدرته، هان؟

بله، قربان.

هوم.

لجبازترین مردی که تا حالا دیدم.

و...

یه درامر فوق‌العاده خوب.

استاندارد رو برات بالا می‌بره. - بله، قربان.

گفت تو یکی از بهترین‌های این کار بودی.

آره؟

دیگه چی گفت؟

می‌دونید، فقط می‌خواستم بگم افتخار می‌کنم که با شما کار کنم، آقای دابینز.

سرچتون کردم و واقعاً باورم نمیشه با چه آدمایی کار کردین.

خب، اگه سرچم کردی،

پس می‌دونی که من فقط از نصف شب تا یازده کار می‌کنم.

باشه، کی می‌تونیم تو برنامه‌تون جا بگیریم؟

اوه، خب، من... من برای دو ماه آینده سرم خیلی شلوغه.

ولی...

برای جمعه شب یه کنسل دارم.

همین جمعه؟ - چهار روز دیگه است، رفیق.

ما آماده ضبط کردن نیستیم.

باید آماده بشیم.

جمعه رو ردیف می‌کنیم.

هِی.

این پشتکار رو دوست دارم.

هوم؟

و برای پسر تئو ویلیس، می‌تونم با سه هزار دلار انجامش بدم.

مطمئنم برای شما آقایون مشکلی نیست.

سه هزار دلار برای یه دمو؟

آره، می‌دونم.

فکر می‌کنی پدر و مادرت بهمون قرض میدن؟

نه، فکر نمی‌کنم.

رفیق، اونا همین الانشم می‌خوان گروهمون تموم بشه.

لازم نیست بهشون بگی برای چیه. و معلومه که پسشون میدیم.

ببین، بیا یه اجرای دیگه پیدا کنیم.

تابستونه. مردم عاشق موسیقیمونن.

یه جورایی دوست دارن، مگه نه؟

فعلاً، داداش.

سه هزار دلار، گیگ، استودیو.

ما از پسش برمیایم، تاف!

فکر می‌کنی کجا داری میری؟

بابا، سلام. مـ... من ندیدمت.

اوم، میرم بخوابم.

شب بخیر.

روز طولانی‌ای بود تو کارآموزیت، نه؟

آره، حسابی از پا افتادم.

بامزه‌اس، امروز به چاد کندال زنگ زدیم ببینیم اوضاع چطوره.

گفت تو دو هفته پیش کار رو ول کردی.

می‌خواستم بهتون بگم، باشه؟ فقط نمی‌دونستم چطور.

به ما دروغ گفتی، تاپر.

می‌دونم. متاسفم.

بچه‌ها، میشه لطفاً فردا صبح در موردش حرف بزنیم؟

من خسته‌ام.

چون تمام شب با گروهت بودی.

هوم. - درسته؟

پس قضیه اینه؟ - به نظر من که آره.

چرا دنبالمین؟ میشه لطفاً الان این کار رو نکنیم؟

کار ما هنوز تموم نشده.

کارت اعتباریتو می‌خوام. بده به من. همین الان.

چرا؟ - بیا دیگه.

بهت نشون میدم چرا.

ما حمایت مالیت رو قطع می‌کنیم

برای تابستون. - تموم شد.

جدی میگین؟ - ما دیگه بهت نمیدیم

هیچ پول دیگه ای برای گشت و گذار

با دوستات، یا اینکه آماندا رو ببری قرار.

من و آماندا کات کردیم.

خب، منم حق بهش میدم.

خودت این بلا رو سر خودت آوردی، تاپر.

خوشحال باش که بیرونت نمی‌کنیم.

بیرون کردن من؟ واقعاً به این فکر کردید؟

آره، مطرح بود.

ما باهات زیادی نرم بودیم، تاپر.

احساس می‌کنم به عنوان پدر شکست خوردم.

نه. - ما این کار رو برای خودت می‌کنیم.

می‌دونی چند نفر آرزوی اون کارآموزی رو دارن؟

دیگه رویای من نیست، بچه‌ها، مال خودشون.

باشه، پس رویای تو چیه؟ هان؟

گیتار زدن توی یه گروه راک اند رول

با دوستای احمق دبیرستانت؟ - بیشتر از این حرفاست.

اوه. پس اینه قضیه؟

چون ما خیلی زحمت کشیدیم که تو به راحتی

آینده‌ت رو دور بندازی، تاپر.

هیچ واکنشی، هیچی. - هیچی.

عزیزم، باید اونجا بودی. محشر بود.

از اینکه من اونجا نبودم خیلی غر زد؟

آه، چند تا حرف زد.

می‌دونی اینقدر نزدیک بود بیام، بعدش یهو دقیقه نود یه اجرای دیگه اضافه کردن.

خب، از دست دادی عزیزم.

اونه. - هِی!

یو، چطوری بابا؟ - چطوری پسرم؟

فکر کردم همتون ریچموند بودین.

مرد، چی شد؟

اجرا تموم شد، سرمو انداختم پایین، تمام شب رانندگی کردم.

باید فارغ‌التحصیل جدیدم رو می‌دیدم. - هِی، بریم.

ما فارغ‌التحصیل شدیم، بابا.

پس شنیدم بالا تمرین می‌کردی.

با چند تا محلی می‌زنی؟ - آره، آره.

واقعاً کارشون درسته؟ - آره.

بیشتر اوقات. یه جورایی می‌خواستم در مورد اون باهات حرف بزنم.

من برای این بحث زیادی خسته‌ام.

یادت رفت انسولینتو بزنی، عزیزم؟

دیابت من خوبه، تئو.

فقط یه خورده از پا افتادم، همین.

باشه، خب، پس یه مرد می‌تونه با پسرش حرف بزنه؟

خب، می‌دونم که بچه زیاد از پدرش دور نمی‌شه،

ولی گاهی وقتا دلم می‌خواد یه کمکی دورتر می‌افتاد.

اوم.

خب بگو ببینم، چی داری؟

باشه، پس...

یه تهیه‌کننده هست.

اسمش دنی میسه. - دنی میس رو می‌شناسم.

چطور دیدیش؟ - توی یه عروسی.

The Runarounds subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Runarounds

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left