The first 200 lines.
ميشه يه سوپ سوسيس بهم بدين؟
يه دونه؟
.بله ، يکي
.باشه
هميشه با غرورت شکمت رو سير ميکني؟
.اگه گرسنت نيست ، سوپ رو هدر نده
.ترجيح ميدم بميرم ولي پولمو هدر ندم
تو چي داري؟
...نه پولي ، نه يه مدرکي از يه
.دانشگاه معتبر ، نه آينده ايي
.هرچي داري نامرئي ـه
.رويا ، جاه طلبي ، اعتماد به نفس
چه فايده اي دارن؟
...بعد از چندتا شغل رده پاييني
.ياد ميگيري که بيخيالشون شي
اول روياهاتو فراموش ميکني ، بعد جاه طلبي رو
بعد از 10 بار رد صلاحيت شدن
.اعتماد به نفستم از بين ميره
احساس مسئوليتت رو هم اخر از همه فراموش ميکني
.تو الان هيچي نداري
...و وقتي هيچي نداري
يه چيزي هست که خيلي دلت ميخواد حفظش کني
.غرورت
.تنها چيزي که داري همينه
غرورت از مسئوليتي که در مقابل خانوادت داري
مهم تره ، نه؟
.غذام اومد ، عاليه
.مرسي
.تلاش براي خودنمايي اصلا افتخار نداره
.اين يعني خودبيني
.غرور يعني به رسميت شناخته شدن
تو هرکاري واسه شناخته شدن ميکني؟
.واسه من مهم نيست برام کار کني يا نه
.اين شانس رو ميدم يه يکي ديگه
...نه پدرت و نه مادربزرگت
.هيچ کدوم سرزنشم نميکنن
...اگه پدرم بود
توي اين وضعيت چي کار ميکرد؟
.هيچي در مورد پدرم يادم نيست
... پدرم
چيو انتخاب ميکرد؟
.شما دوستش بودين ، پس حتما ميدونين
...پدرت از التماس کردن نمي ترسيد
...اون اماده بود تا
.تو هر زمان و جلوي هر کسي زانو بزنه
،ميگفت اگه زانو زدن به خانوادش کمک کنه
.هرزمان و هرجايي زانو ميزنه
...توي بانک يا حتي جلوي مشتري
.بدون ترس زانو ميزد
.اما تو دانشگاه ، اون واقعا يه مرد مغرور بود
.تصميمت رو بگير که ميخواي بياي سرکار يا نه
.در اين مورد ديگه باهات بحث نميکنم
ببخشيد - بله؟ -
مادرتون امروز نمياد سرکار؟
.امروز سرش شلوغ بود
واقعا؟ .آبگوشت خوبي بود
مرسي - روز خوبي داشته باشين -
.خدافظ
...پسر
....پسر
...کي چول
.بله
...ادما موجودات اسرار آميزي هستن
.بعضي وقتا خودمو هم نميتونم بشناسم
.وقتي کار نميخواد ، خوب حتما نميخواد ديگه
چرا بايد مجبورش کنم قبول کنه؟
از "هيون دو" چه خبر؟
.نگران نباشيد
.کيم يومي مراقب مشکلات گروه هست
.خوبه ، مرسي
قسمت 4
.:.:(maharsa)ترجمه و زيرنويس : فهيمه:.:. .:.: ( zshkoo) زهرا(minaro)مينا.:.:
.تو الان هيچي نداري
...و وقتي چيزي نداري
يه چيزي هست که خيلي دلت ميخواد حفظش کني
،احساست رو درک ميکنم
،اما صدمه زدن به مادربزرگت به خاطر غرورت
.کاره تو نيست
.تو خيلي تلاش کردي و من دلم ميسوزه
.ميخواستم بهت کمک کنم
...اگه شرايط رو قبول کني
تو ميخواستي خودتو پنهون کني ، نميخواد .بترسي
غرورت قبل احساس مسئوليتت از بين ميره
به خاطر خانوادت ، اره؟
،آقاي پارک
همه در مورد محل قرار صحبت ميکنن
.ميخوام يه موفقيت بزرگي بشه
.همه چيزو مديون شمام ، اقاي جانگ
خانم جانگ حالشون خوبه؟
.بله ، خوبن
.همسر من يه لحظه ام نميتونه ازش تعريف نکنه
.زيبا و سليقه شون واقعا هنرمندانه است
.اصلا با همسر من قابل مقايسه نيست
خانم جانگ جديداً يه نقاشي خريدن؟
.بله
.همسر منم اون نقاشي رو دوست داشت
.اون منتظر زمان حراجش بود
.اما من يادم رفت
.خانم جانگ سليقه ي فوق العاده ايي دارن
...در واقع
همسر من اون نقاشي رو براي همسر شما خريد
واقعا؟
.نمي دونستم
.ميخواستم ازتون يه خواهشي کنم
اونو واسه هديه سالگرد ازدواج همسرم
انتخاب کرده بودم ، ولي نميدونم الان چي کار کنم
سالگرد شما روز جمعه است؟
...صبح به اسم شما
.به ايشون تحويل داده ميشه
.هيون دو
.عزيزم
.فک کنم "يونگ جو" رفته سره کار
...رفتم توي اتاقش ولي کيف پولش نبود و
.لباس هايي که قرار بود بپوشه هم نبود
چي بهت گفتم؟
.گفتم که نگرانش نباش
.ميدونم ، خيالم راحت شد
.احساس ميکنم يه شبه 10 سال پير شدم
.ولي هنوز مثل صبحي به نظر ميرسي
.نگران نباش
.اذيتم نکن
چرا بعداً بهش زنگ نمي زني؟
.کاره احمقانه اي انجام نميده
.اون تلفن منو جواب نميده
.تلفنش رو خاموش کرده
.نرم افزاره فيلمنامه ي آکادمي کانگ يونگ جو
"عشق يخي جادوگر"
"من يه فيلم نامه نويس ميشم" "آکادمي هنر "ده هان
... تماس شما به طور خودکار
يون جو ، رفتي سرکار مگه نه؟
.وقتي پيامو شنيدي بهم زنگ بزن
واقعا نميخواي تو شرکت من کار کني؟
مطمئني؟
.فقط بيا
بيا و از اين شانس واسه نشون دادن خودت .استفاده کن
.بعد اينکار ، حتما موفق ميشي
.و ماموريتت موفق ميشه
خيلي ساده است چرا انقدر سختش ميکني؟
.درسته ، ساده است
!آه ، فراموشش کن
!هرکاري دلت ميخواد بکن
گرسنه ـت نيست؟
گرسنه که هستم ، که چي؟
،به من يه شانس ديگه دادين
.ميخوام مهمونتون کنم
نظرت عوض شد؟
چي دوست دارين؟
.هرچي به جز سوپ سوسيس
ميخواي سرکار يا نه؟
.پس بريم سوپ سوسيس بخوريم
!بهت گفتم از سوپ سوسيس بدم مياد
!انجامش ميدم
الو؟
منزل خانم کانگ يون جو؟
.بله
شما مادرش هستين؟
.من معاون مدرسه هستم
...اوه
...آه ، بله ، خانم معاون
.بايد بهتون سلام ميکردم
چه اتفاقي براي خانم کانگ افتاده؟
بله؟ - اون استعفا داده -
.کارشو ول کرده و گوشيش هم خاموشه
يعني بايد استعفاشو قبول کنم؟
ببخشيد؟
... نه ، خوب
.اون خيلي حالش بد بود يادم رفته بود زنگ بزنم
.رفت دکتر و دارو گرفت
ميتونه فردا بياد سرکار؟
.بله
.خيلي متاسفم
.بايد زودتر با مدرسه تماس ميگرفتم
.متاسفم
.فردا حتما مياد سرکار
.بله
.بله
!دختره يِ احمق
!!اوووف
!!چطور جرات کرده؟؟
.عزيزم ، اون نقاشي رو بهم بفروش
.مي خوام بخرمش
اون نقاشي رو ميخواي چي کار؟
.بهت دوبرابرش رو ميدم
.نميخوام ، حتي يه ميليارد دلار
سون هوي ، اومدي خونه؟ - بله -
کي اومدي خونه؟
مامان کجاست؟
آه ، به من چه؟
...يا منتظر تماس "ته سو"ـه
.يا داره بهش زنگ ميزنه
.اگه همين طور ادامه بده
.به همه چي ميرسه
!!پسر ، بايد جلوي دهنمو بگيرم
!اصلا نمي تونم يه راز رو نگه دارم
سون هوي ، خونه ايي؟
مادر - بله؟ -
دوباره که زنگ نزدي به "جانگ ته سو" ؟
.من دارم ميرم خونه
...باز نشستي اينجا و
!دهن گشادت رو باز کردي
No comments yet. Be the first to leave one.