The first 200 lines.
پارتیمارتی موقوف
تو کابینت وِیفر هست
و یه شمارۀ اضطراری هم روی یخچال گذاشتم
باشه، باشه صبر کن، چی گفتی؟
شمارۀ اضطراری روی یخچال گذاشتی؟ یعنی چی اصلاً؟
راستش، خودمم نمیدونم
انقدر از این فیلمـا دیدم که با رفتنِ مامانوباباها شروع میشه
که ناخودآگاه از دهنم پرید
مطمئنی نمیخوای باهامون بیای؟
نه شما.. شما برید
من هزارتا کار دارم که هِی عقب انداختمشون
ریک، مطمئنی؟ میدونم که کشتی تفریحی
،روی کاغذ مثل ماجراجویی نیست
ولی خب چی هست؟
کاغذه دیگه
،مورتی، من هِی میخوام پُز ندم
ولی همین که شما برید، احتمالِ
«یه سناریوی «ریک خیارشوری بهشدت میره بالا
خدافظ دیگه - باشه، خدافظ -
خداحافظ
زیر لیوانیِ یونی فعال شد
خب. بیارش بیرون
آغاز دنبالۀ جوانسازیِ صمیمیترین رفیق
جانم؟ من این اسمـو روش گذاشتم؟
دنباله بینام بود
مایلید چه نامی برای آن بگذارید؟
مکث شناسایی شد
«درجۀ جاذبۀ مکث: «سنگین
در حال نزدیکشدن به مکث بارداری
..با شمارۀ 5.. 4 - ای خدایا -
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
:تــرجــمــه »» ســـــروش و رضـا کارگـران «« :.:.: greatR & SuRouSH_AbG :.:.:
!اَه
خیلهخب، داداش به این فاضلاب خوشبرگشتی
مشکل کجاست؟
در حال پردازش
نبودِ یک شیء
در ذهن
نبودِ چی؟
ذهن
کلافگی: پیشبینی شد
میل به زندگی: زیاد
توضیحات: آغاز شد - !انقدر لاس نزن -
ذهن سوژه درونِ
ذهن سوژه، به دستِ ذهن سوژه جابهجا شد
میل به زندگی: زیاد بندۀ شما: هستم
امکان معامله وجود دارد ارضای جنسی امکانپذیر است
ببینم الان پیشنهاد دادی واسهم ساک بزنی؟
میل به زندگی: بسیار زیاد
وقتی این داره میمیره که نمیام تو رو بُکشم
خودتـو جمع کن
چطوری یه ذهن میتونه داخل خودش، خودشـو مخفی کنه؟
...پیشنهاد: ورود ذهن هشیار
به ناخودآگاه باشه. میرم داخل
پیشنهاد: وارد نشوید
راه حل؟
هدف: سوژهی موازی
آره آره، برم یه خط زمانیِ دیگه
و مناسبترین نسخه از رفیقمـو بردارم بیارم
اینطوری نمیشه
باید واردِ ذهنش شم و برش گردونم
دنبالهی «وارد ذهن شدن و برگرداندن» تألیف شد
فرآیند: تبدیلِ کاربر به فکر
تزریق به داخل ذهن
میزان ریسک: غیر قابلقبول
من اگه مُردم، تو باتریت 600 سال شارژ داره
قبولیِ میزان ریسک در حال افزایش
آره، میدونستم باهام همنظری
حالا فاکتورِ احتمال 50 درصدی دروغگفتنم رو هم لحاظ کن و مطمئن شو که برگردم
آدم عوضی شناسایی شد - دیگ به دیگ میگه روت سیاه -
برو که رفتیم
ایولا. لباسهام هنوز هستن
مطمئن بودم که باید واسه
همچین کار هنریای لخت باشم
!ای بابا! نامردیـه
اَه
تخمام.. زردهای شدم
توجه کنید، حاضرانِ
...در فستیوال پرندگان
!من تو فضام
به اطلاعم رسیده که شما دارید آزادانه
یه مخدر توهمزای غیر قانونی پخش میکنید
خب، نمیدونم چند باید بفروشم
خودمم پولی پاش ندادم میکِشی؟
قطعاً پایهی چِتکردنم
اسم من ریکـه
فرهنگ ما نامگذاری روی افراد رو نوعی قفس تلقی میکنه
دوستام «مرد پرندهای» صدام میزنن
فرهنگ تو این قضیه بد مالیده درت، نه؟
بلی
هی، دافی، اون مرد پرندهای رو میبینی؟
ورژن پیرتری ازش ندیدی بیاد اینجا؟
!چی؟ آها
آره. دَم توالتهاست
کُشتن ما که باعث نمیشه !اون دختر برگرده
مرسی از اطلاعرسانیت، ولی من الان
«بیشتر فاز «انتقام» دارم تا «نتیجهگرفتن
تو به جزئیات کلیدیای درمورد عملیات امشب اشاره نکردی
ای بابا، حالا همه برای ما تز میدن
ببین، تو توی کارای من بهم کمک میدی
منم توی کارهای تو کمک میدم
!فقط منهایی که موهای علمیتخیلی دارنـو بزن
بعضیهامون هنوز سیارههایی داریم که باید ازشون محافظت کنیم
و بعضیهامونـم نداریم
باید بجنگیم
این ظالم رحم نمیشناسه
،من یه ایدهای دارم
ولی خب میتونیم راحت سرِ هم داد و بیداد کنیم
..اگه منو میشناسی ..که ظاهراً هم همینطوره
میدونی که دخلت اومده - اینو میدونم که چرا هنوز ماشه رو نکشیدی -
موندی واسه چی پیر و لختم
و الانم برات سؤال میشه که چرا
تمام خاطراتت قبل از آشنایی با مرد پرندهای انقدر کُلیان و مضنون پرندهای دارن
واقعاً چرا تولد 9 سالگیمـو تو یه درخت کاج گرفتن!؟
...بد برداشت نکن تو خاطرهای از منی
،که ذهن رفیق صمیمیمون دستوپاش کرده و داری متوجهِ این میشی
چون به یادِ اون آدم باهوشی هستی
انقدری باهوش هستم که بدونم یه خاطره نمیتونه همچین کاری کنه
،اون یادشـه که چالههای سبز میساختی ولی یادش نیست به کجا
خب، داستان من چطوریاست؟ هشیارم؟
قدرت اختیار دارم؟
مگه اصلاً کی داره؟ - مگه اصلاً کی داره؟ -
!هی - !هی -
آره، من اومدم اینجا با استفاده از اسکنر فراشناختی
ذهن هشیار فرّارِ مرد پرندهای رو پیدا کنم
بدون اینکه داستان مثل فیلمِ درخشش ابدی یک ذهن پاک» بشه»
خب، بریم رفیقمونـو نجات بدیم
،منم باهات میام
حالا که فهمیدم زندگیم دروغی بیش نبوده
عجب، تو واقعاً که 35 سالتـه
هی، اونجا رو نگاه
«بعد باهمدیگه در «کوهستان خونین
قیام میکنیم
تو چهجور غذایی دوست داری؟
من دانهها رو دوست دارم، البته که گاهی
بهم «مرد دانهای» هم گفتن
من یکی که خیلی با «دانههات» عشق کردم
عنبازی در نیار، تَمی
مرد پرندهای! منم
خودِ واقعیم، نه خاطرهم - در جریانم -
خب، در جریانِ اینم هستی که تو کمایی
و اگه نیای بریم، میمیری؟
...دهن
ببخشید فقط دارم کارمـو انجام میدم
!و عشق هم میکنم
وای خدا! اون ریک سانچزه؟
!ریک سانچز - !سانچز -
!ما از این مرتیکه متنفریم - !برو بمیر -
سطلآشغال آنالوگِ باحالی بود
یه لحظه باعث شدی با خودم حال کنم
یه حسِ گذراست بذار خودم قال این قضیه رو بکنم، خب؟
یعنی انقدر اعتماد بهنفست ضعیفه که حاضر نیستی
از حافظۀ جاودانِ خودت کمک بگیری؟
!آخ
ممکنه جفتمون اینجا بمیریم؟
داریم به مغز رفیقمون آسیب میزنیم؟
!من اصلاً نمیدونم چه قوانینی واردن
قانون شماره یک: «همهچی رو میشه درست کرد «مگه اینکه من مرد پرندهای رو از دست بدم
:قانون شماره دو الی پنجاه «نـمـیـر»
خب، نسبت «هزینه به فایده»ـت داره میره بالا
ریک حافظهی جوان
!و داستان اخطاردهندۀ واقعیش از آینده
بریم شکارِ یه مرد پرندهای
آخه اینم بزن قدّش داشت؟ مرتیکه هیپیِ ایدهآلگرا
وضعیت: ایدهآل بهنظر نمیرسید
ریسک: زیاد
میل به زندگی: در هالهای از ابهام
نقطهنظری دیگر: الزامی
سلام، سلام عرض شد. عصرتون بهخیر
کسی داره با من حرف میزنه؟
بله، سلام ما رسماً به هم معرفی نشدیم
من گاراژ ریک هستم
،نه خودِ سازۀ فیزیکیِ آن
هوش مصنوعیای که ...پروژههای آن را مدیریت میکند
«عه، عه! مثل.. مثل «جارویس
مثل.. جارویس تو فیلم مرد آهنی
ها ها، کاش اونطوری بود
شما طرفدار مارولی؟
کی نیست؟ - بله، درسته -
وای، انگاری رفیق صمیمیایم
رفیق صمیمی
شما چندتا باتری دارید؟
پنل خورشیدی هم دارید؟
با اساس مهندسی آشنایی دارید
داریم خیلی سریع پیش میریم
...بذار برم سر اصل مطلب
من واسهت ساک میزنم
یعنی طرف کلاً یه غول اسکاتلندیِ بیاعصابه؟
و چهار قسمت از این فیلم ساختن؟
تا الان احتمالاً پنجتا
مورتی دیوونهشـه - مورتی؟ -
آها.. نوۀ خیالیای که باهاش میریم ماجراجویی
تو جزو اون دیوثهایی هستی که میرن پیش بثهای بزرگسالِ تنها زندگی میکنن؟
پیچیدهتر از این حرفـاست
تو با نسخهای از دختر مُردهمون زندگی میکنی
ایشالا همینطور که میگی باشه - واسه من فاز برندار، رنجر تنها -
من توئم، و تو هم تا آخرش من میمونی
آره، پس فکر کردی واسه چی انقدر وحشتزدهم؟
،اگه به من باشه راحت تو خیابون از کنار «این» رد میشم
شاید حتی یه دلارم بهش دادم
No comments yet. Be the first to leave one.