Release info

Freedom Fighter Lee Hoe Young E01 KOreanFa
A Commentary by KOreanFaTeaM
[ ارائه ای از تیم ترجمه کره فا - مترجم: مرتضی ]

Tags

other
Published on: 2017-01-11
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

** مبارز آزادي خواه , لي هويونگ **

: بازيگران * جونگ دونگهوان *

* ان جه مو *

* کــِـوون اوهجونگ * * هونگ ايلکـِـوون *

* لي آي *

* لي درو * * کيم هاگيون *

* کيم گيوچول * * کيم يونگسو *

* ارائه شده در انجمن کره فا *

.زنده باد

*** قسمت اول ***

گزارشگر کيمورا جونپي ؟

.من , کيم ياسوهيتو از اداره ي کنسول تاينجين هستم

* سال 1931 , بندرگاه تاينجين *

.من به خاطر کنسول به اينجا اومدم

کنسول ؟

.ايشون منتظر شما هستند

موافقيد بريم اونجا ؟

.جناب گزارشگر

.جناب گزارشگر

.من فقط يه روزنامه نگار معمولي ام .قرار هم نيست که در تاينجين باشم

شما پسر فرمانده اندو نيستيد ؟

.تظاهر کن که منو نديدي

.برو اونجا و بهش بگو که مستقيم به شانگهاي رفتم

.اي واي...خب اگه اينطوري بشه که اونها اجازه ي کاري رو بهم نميدند

* کيمورا جونپي ( گزارشگر تيکوکو شيمبون ) *

به خاطر من...باشه ؟

.کنسول براي شما يک مهموني مجلل ترتيب داده

.ممنونم

*اداره کنسول تاينجين در ژاپن *

.حرکت کن- .يه تکوني به خودت بده-

.عجله کنيد- .زود باشيد-

.زنده باد امپراطور

.زنده باد- .زنده باد-

سوزوکي...جايي هست که من بتونم يه مقاله بفرستم ؟

.همين نزديکيا يدونه هست

.بدو- چي؟-

.گفتم بدو

.باشه

.زود باش- .باشه...باشه-

.متاٌسفم

* بمب گذاري کشتي و اداره ي کنسول و ترور گروه هاي ژاپني در تاينجين *

* چند روز بعد , شانگهاي *

برای من اینقدر بهونه نیار...میفهمی اینو ؟

* تو باید اینقدر اصرار میکردی تا اونها همه چیزو چاپ کنند *

وقتیکه اونا داشتند قطعاتو تیکه تیکه میکردند , فقط تماشاشون میکردی ؟

یعنی تو به عنوان یک رئیس اداره , غرور نداری ؟

برای چی داری سر من داد میزنی ؟ .من باید عصبانی باشم و داد بزنم

.بیا

.خونسرد باش و یه کمی چای بخور

.آخه این دفعه ی اولش نیست که اینطور میشه

.اگه اونا حداقل یدونه عکس گذاشته بودند , من دهنمو میبستم و چیزی نمیگفتم

کی بود که به من اصرار کرد همه ی اون عکسایی که گرفته بودم رو براش بفرستم ؟

...با توجه به بمب گذاری در اداره ی کنسول و کشتی

تقریباً واضحه که اونها سعی کردند اینو .مخفی کنند و جلوی خون و خونریزی رو بگیرند

.نادیده گرفتن و تاٌیید نکردن فعالیتاشون , فقط یجور کمک به تروریست هاست

.چای داره سرد میشه

.رئیس

شنیدم پسر فرمانده اندو اینجاست...درسته ؟

.اوه...حتماً پسر فرمانده اندو , این آقای محترم ـه

* اوک گوانبین : تاجر شانگهای *

.از ملاقاتت خوشبختم .من , اوک گوانبین هستم

* اوک گوانبین از ثروتمندترین مردان شانگهای ـه *

* یک مرد سرکش که مخالف حکومت امپراطوری ـه *

* به خاطر همین در جوانیش , "فوتی سنجین" بود *

...ترور جوخه ی سربازان

...یک آشوب و جدال بین ارتش شانگهای

.من اصلاً چیزی درموردش نشنیده بودم

...پس , این موضوع توسط

دولت موقت باعث تحریکشون نشده ؟

دولت موقت ؟

.اونها الان از نظر مالی بدجوری در مضیقه اند

.برای فراهم کردن نفرات و بمب و اسلحه , به پول نیازـه

یعنی ممکنه اونها زمانی که نمی تونند دستمزدشون رو پرداخت کنند , نگران تروریستا باشند ؟

...پس اگه اونا پشت این قضیه نیستند

کی می تونه چنین کار جسورانه ای رو انجام داده باشه ؟

تو واقعاً داری به من میگی که اون آشوبگرا پشت این قضیه اند ؟

.من می تونم ثابت کنم که تعداد آشوبگرای شانگهای لحظه به لحظه داره زیادتر میشه

.ولی باورش سخته که اونها توانایی این کار رو دارند

آخه برای چی ؟

.آشوبگرا به سختی با همدیگه متحد میشند

.ولی وقتیکه متحد میشند , تبدیل میشند به یه سری اراذل و اوباش

ولی مگه این یه کار تر و تمیز و ماهرانه نبوده ؟

یعنی امکان نداره نتیجه ی کارهای یک رهبر باشه ؟

رهبر ؟

.آشوبگرا طبیعتاً هر درجه از مقام و قدرت رو انکار می کنند

و این مشخص می کنه که اونها حاضر نیستند از . رهبر اطاعت کنند و پاسخ سوالای اونو بدند

یعنی یه رهبر روحانی و معنوی وجود نداره ؟

...اگه چنین شخصی وجود داشته باشه

اونوقت این شوکه آور نیست ؟

* اداره ی کنسول شانگهای , اداره ی امنیت عمومی *

.کیم وونبونگ از قهرمانان کره ای ـه

.در سال 1898 متولد شده و 33 سال سن داره

.امکان نداره اون باشه

.یو جامیونگ از اعضای انجمن جوانمردان کره ست

.شین چـِهو

شین چــِهو ؟

.رئیس جمهور چوسان که عضوی از اجمن آشوبگران شرقی ـه

.طبق این اطلاعات در سال 1928 دستگیر شده و در زندان های لوشون بازداشت ـه

...استفاده از اقامتگاه لی هویونگ به عنوان پناهگاه در پکن

.اون همه ی فعالیت های ضد رژیم رو سازماندهی کرده و به اونا پناه داده

لی هویونگ ؟

اطلاعات دیگه ای درمورد لی هویونگ هست ؟

لی هویونگ ؟

.خب اینا تنها اطلاعاتی ـه که ما داریم

...منظورم اینه که

...ما با شخصی سر و کار داریم که اقامتگاهش , پناهگاه ِ

.اشخاص بزرگی مثل شین چهو بوده اونوقت به من میگی که اطلاعات دیگه ای نداری ؟

خودتون چی فکر می کنید ؟

از اونجایی که تو قبول کردی بهم کمک کنی , بهتر نیست که یه مدت طولانی با هم کار کنیم ؟

چی ؟

.کاتوری سان

.میخوام اسمتو وارد کنسول کنم

.من فقط یه مقداری زمان میخوام

.میخوام برم و هرچی اطلاع درمورد اون مرد هست , گیر بیارم

...لی هویونگ

همه ش همینه ؟

آخه اینا چیه ؟

.نگاه کن

* آکا گیونگسونگ , حکومت مستعمراتی سئول *

.اودانگ لی هویونگ در سال 1867 در کیجو متولد شده

...کجو سانگدونگ در سال 1907 به کلیسای متدیست ملحق شده و

.اظهار کرده که رئیس آکادمی سانگدونگ ـه

.به فعالیتای تروریستی ِ اون هیچ اشاره ای نشده

...اشاره شده ولی .در واقع اونا پاکش کردند

اونا چی کار کردند ؟

...احتمالاً با یک آدم خطرناک سر و کار داریم

.که توضیح میده برای چی فعالیتای اون , ســِری و هوشیارانه و رده بندی شده , بوده

رده بندی شده ؟

...به خاطر همینه که سعی کردم بقیه چیزا رو بفهمم و

.این همه ش بود

.اینا اسناد زمانی اند که برای برگشتن به پناهگاه سیاسی در پکن , فهرست کرده

.تو حتی نمی تونی یه اسم و آدرس ازش پیدا کنی

...من مجبور شدم که برای به دست آوردن اینا از یه سری مقامات چینی سوال کنم

.اونها در کنسول بندر تینجین بمب گذاری کردند

.در همون لحظه , یه گزارشگر اونجا بوده

.و ما الان این عکسا رو از این روزنامه گیر آوردیم

.اونها به "گروه ترور سیاه" معروفند

.ما همه ی اینا رو ممنون و مدیون اون آشوبگر در شانگهای هستیم

* میتسوا : رئیس هیئت مخصوص فرماندهی دولت چوسان *

اونا به ظاهر میخواستند با کشتی بخار تفریح کنند و

.به محض اینکه ما سرمونو برگردوندیم , اونا به اداره کنسول ضربه زدند

.واقعاً تحسین برانگیزـه

بندر تینجین یک دروازه ی سرسخت ـه که به منچوری , چوسان و شانگهای وصل میشه

معنیش اینه که ما باید برای تحت فشار قرار دادن . چین , تینجین رو مال خودمون بکنیم

.به خاطر همینه که نقشه کشیدیم تینجین رو مستحکم و قوی کنیم

.ولی اونا در اون لحظه , به ما حمله کردند

اونا به خودشون اجازه دادند که برند توی کمینگاه ببر و منفجرش کنند

.و رشادت و دلیری به دست بیارند

.این فقط دلیری نبود

.اونها در تمامی وقایع سیاسی اخیر , حضور داشتند

...مثل چوسان

.چین نباید به هیچ وجه امپراطور مستعمره های دیگه بشه

...دویست میلیون نفر چینی در کنار

.بیست میلیون نفر چوسانی جنگیدند تا بتونند بر استقلال و آزادی ما غالب بشند

سردسته شون کیه ؟

...این

.یه نگاه بندازی , همه چیو میفهمی- .پس اون هنوز زنده ست-

...درموردش بهم یه سری اطلاعات بده

.چند سال اونو ندیدم و آخرش فکر کردم که اون مُرده

.ولی اون هنوز زنده ست

...خب پس

...حتماً دلیل اینکه منو احضار کردید

.اون یه آدم خاص ـه و باهاش می تونیم به گروه های خاصی دسترسی داشته باشیم .ما نباید اونو تحویل پلیس بدیم

.به هر حال اونا توانایی دستگیری اونو ندارند

.سرگرد میتسوا- .بله-

.برو به شانگهای

.اونو پیدا کن و بیارش

.اطاعت

.درسته...فرقه ی متدیست سانگدونگ

...اگه یه موقع اطلاعاتی درمورد اون کلیسا از سال 1907 به بعد

.داشتی , برام بفرست

.تو مطمئناً می تونی در کیجو اطلاعاتی پیدا کنی

.بسیارخب

...لی هویونگ

...یک پیرمرد چوسانی با معمایی مبهم

.انگاری اون پیرمرد رو در کنسول تینجین دیدم

.درواقع , اون یک پیرمرد معمولی نبوده

هیچ رهگذر معمولی به اون ههمه هیاهو و اغتشاش , با .چنین آرامش و خونسردی عکس العمل نشون نمیده

...پس

تو کی هستی ؟

* پکن , شمال شهر ممنوعه *

منظورت اردوگاه کاراموزی ـه ؟

اردوگاه کاراموزی ؟

...همیشه هرکسی میره اونجا و میاد

.به این اسم اونجا رو صدا می کنه

اون مکان لعنتی همیشه پر سر و صدا بود , طوری . که به راحتی می تونستی متوجه بشی

با این همه مهمون چی کار داشت ؟

.ای وای , نذار شروع کنم

.در اون زمان فقط چند نفر , ماه ها اونجا منتظر بودند

چند نفر ؟

.تموم مغازه دار های اطراف , سرگرم کار و بارشون بودند

...ولی همه شون به باد فنا رفتند

. و بدون اینکه اثری از خودشون بذارند , از اینجا فرار کردند

خب شما میدونید کجا رفتند ؟

.نه نمیدونم

تو میدونی , درسته ؟

.تو گفتی که اون هنوز بدهی ش رو پرداخت نکرده

.درسته

.دنبالم بیا

هوانگوانگ ؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left