Emma

Emma

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Emma Season 1 All Episodes HDTV
A Commentary by IranFilm Official
► تبدیل و هماهنگ شده | IranFilm.Net

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2015-10-17
Downloads: 36
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اما وود هوس با درخشندگی خورشید متولد شد

از پدری که همیشه انتظار بدترین ها رو داشت

. و مادری بیخیال

کسی که "اِما لبخندش " رو به خاطر نداشت

روزی بدترین چیزی که انتظار میرفت اتفاق افتاد

و همینطور که زنش برای آخرین بار داشت خونه رو ترک میکرد

آقای وود "هوس " تصمیم گرفت که نذاره دخترهاش از دیدش خارج بشن

بجز زمانی که پیش مراقبشون هستن

"ان تیلر"

و همچنان خورشید تابان بر " اما " میتابید

باید عجله کنیم دکتر "پری " اون حالش بدتر شده

"راه بیافت ، " اما

ولی کودکی دیگر در "هایبری " زیاد خوشبخت نبود

دنیای " فرانک وستون" جوان زیر و رو شده بود

"من بچه رو میبرم، آقای "وستون به خاطر خواهر نادانم اینکارو میکنم

ولی او همیشه با من زندگی خواهد کرد

و از این به بعد اسمش " فرانک چرچیل " خواهد بود

و زندگی " جین فیرفکس" کوچک هرگز بعد از اینکه عمه اش به مشکلات مالی دچار شد مثل قبل نخواهد بود

این به صلاحشه باید بزاریم " جین " بره

کاپیتان " کمبل" مرد ثروتندی هستش اون تحصیلاتی که ما نمیتونیم برای " جین " فراهم کنیم رو در اختیارش میزاره

... ولی ما نمیتونیم بزاریم بچه بره دختر کوچولو دوست داشتنیمو

ما خیلی زود باید این خونه رو ترک کنی و به خونه کوچکتری بریم

ما قول دادیم که همه ی تلاشمون رو واسه "جین " میکنیم

یادت باشه " جین " ، هر وقت تونستی واسه ما نامه بنویش

تو در همه چیز پیشرفت میکنی

کاپیتان "کمبل" ترسناک نیست

"دختر خوبی باش ، "جین

در نهایت " جین " و "فرانک" مجبور شدن " هایبری" رو ترک کنن و آیندشون رو بدست غریبه ها بسپارن

نگاه کن درست زمانی که " اما" با خیال راحت در خانه اش بود

... بدون کوچک ترین پریشانی یا رنجی

اون داره کجا میره خانم " تیلر" ؟ ... برای سال های سال

Edited By=AliRezA P.

خانم "کمبل" فکر میکرد که اونا خیلی جوون هستن ولی "جین " خیلی باهوشه

وقتی که کارش رو اجرا کرد برتر بودنش رو نسبت به بقیه نشون داد ، درست مثل همیشه

و بعد " جین" گفت اونا دارن به ساحل میرن این جالب نیست خانم "تیلر" ؟

هیس، " اما" چیزی در مورد ساحل نمیدونه بهتره که بچه ها این رو ندونن

دستخط"جین" خیلی بهتر شده

هیچکاری نیست که اون نتونه انجام بده

اون تو همه چیز بهترینه همه چیز

من خیلی خوشحالم ، من حتی یه لحظه هم به اینکه سرهنگ "... کمبل" به

جین درست مثل دختر خودش نگاه میکنه شک نکردم

رفتنش بهترین اتفاقی بود که براش افتاده

مگه نه ، مادر؟

... و بعد " جین" گفت که اون و خانم " کمبل" دارن

پیانو یاد میگیرن

سرهنگ "کمبل" پیانو خیلی بزرگی دارن

اون برای مهمون ها پیانو میزنه

من بهتون گفتم که "جین " چقدر قشنگ پیانو میزنه

و اون درست مثل فرانسوی ها به زبان فرانسوی مسلط هستش که فکر نمیکنم این زیاد چیز محسوسی باشه

من از آقای "نایتلی" میخوام که به من چینی یاد بدن

فکر میکنی " جین " بتونه چینی بخونه ؟

بله ، مطمئنم که میتونه

من فکر میکردم اونا برعکس نوشته شدن من مطمئنم که " جین " از پس هر کاری بر میاد

بهتون گفتم که اون حداقل نصف لیست 100 تایی کتاباش رو خونده ؟

صد تا

فکر کنم اومدی اینجا که من رو از یاد گرفتن چینی منصرف کنی

آره ، من یه چیزهایی در اون مورد شنیدم

من مطمئنم که خانم " بیتس " ناراحت نشدن ولی تو باید باهاش ... مهربون باشم

خودم میدونم ، اینو خانم " تیلر" هم بهم میگه

جین یه یتیم هستش و خانم "بیتس" هم همیشه اینجاست و من همه ی تلاشم رو میکنم

و به نظر میرسه که " جین " هر هفته برای عمه ش نامه مینویسه

و به نظر میرسه تو هر هفته حداقل 8 تا کار جدید انجام میدی

و خانم " بیتس" هم هر هفته میاد اینجا و این رو به ما میگه !! "اما"

داری چیکار میکنی ؟

من لیست کتاب هایی که میخوام بخونم رو نوشتم

صد و یک کتاب

تا من در مقایسه با "جین فرفکس" بی سواد به نظر نیام

"میبینی ، شروع هم کردم " میلتون خیلی گیراست

این کتاب اوله

دوباره "جان" و "ایزابلا" شروع کردن

اونا باور نکردنی هستن

من مطمئنم که تو کارهایی که من بهترینم جین فرفکس حتی سوسکم نیست

شاید اون کارش تو موزیک و سخن عالی باشه ولی ، مردم

امیدهاشون ، رویاهاشون ، آرزوهاشون

تو اینا من بهترینم

واقعا ؟ من حتی نمیتونم تصور کنم که تو به ما چیزی از آرزوها و امیدهات بگی؟ نه به تو ، احمق

... تو رمانتیک نیستی .. ولی

ولی خواهر من و برادر تو

"جان" و " ایزابلا " امکان نداره

چرا داره.من الان 6 ماه که دارم خواسته و نیت خودم رو بیان میکنم

ولی اونا همدیگرو از کودکی میشناسن درست مثل من و تو شاید هم بیشتر

دقیقاً ، واسه همین یه ذره مداخله لازم بود

اگه ، اگه اونا به اندازه ی کافی بهم علاقه داشته باشن که با هم ازدواج کنن

به این خاطر خواهد بود که اونا اینو میخوان ، نه تو

ولی من فکر نمیکنم چیزی بینشون باشه

تو داری مثل همیشه اشتباه میکنی

من " ایزابلا وود هوس " تو را " جان نایتلی " به همسری خود میپذیرم

لندن

لندن ، از اینجا تا لندن

انگاری از اینجا تا ماه فاصلش هست

من مراقبت خواهم بود

درست همینطور که بودم و هستم

شانسی گفتی

ربطی به خوش شانسی نداره

فقط استعداد و بینش

خب ، نفر بعدی چه کسی خواهد بود ؟

من در تعجبم

و سالها گذشت

... و فصل ها تغییر کردند

و ما از پروردگار به خاطر مرحمتش سپاس گذاریم

و ما در این کتاب اسمانی کلماتی را که برای ستایش او و سپاس برای این همه نعمت نیاز داریم ، در میابیم

... پروردگارا تو

تو تنها امید در پایان این دنیا هستی

... بوسیله ی قدرت تو

"صبح بخیر ، آقای " التون

"صبح بخیر ، خانم "وودس مطمئنم که شما در سلامت کامل هستید

بله ، ممنون

"صبح بخیر، آقای " وستون سلام ، عزیزم - "آقای "وستون-

و در این صبح خیلی زود من یه خبر دیگه هم دارم من بالاخره ملک " رندال" رو خریدم

تبریک میگم ، اونجا خونه ی قشنگی هستش و به ما که در " هارتفیلد" ساکنیم خیلی نزدیک هستش

ما قراره همسایه بشیم نظر آقای " فرانک چرچیل " در این مورد چیه :؟

اون آخر سر باید به خونه برگرده و به ما سر بزنه و از خونه ی جدید شما دیدن کنه ؟

من قبلا براش نامه نوشتم

نگران نباشید ، خانم ها من با خودم یه چتر اضافی آوردم

"ما به شما مدیونیم ، آقای "وستون

ولی یه مرد با دو تا چتر نباید زیر بارون خیس بشه

مطمئنم که زیر اون چتر ، جا به اندازه ی کافی برای هر دو شما هست

خانم" تیلر" به من افتخار میدید اگه یه روز به ملک " رندال" بیاید

"خوشحالم میشم ، آقای " وستون عالیه

عزیزم ، عزیزم

"بیچاره خانم"تیلر

باید حداقل واسه یه دفعه که شده از این آشنا کردن دو نفر دست "برداری ، "اما

این اتفاق خیلی بدی برای خانم "تیلر"هستش

فکر کن ، اون 17 ساله که با ما و خانواده مون زندگی کرده

اون میتونست تا زمان مرگش با ما باشه اگه تو کاری به کارش نداشتی

بدبختی ؟ ولی اون الان آینده خیلی خوبی در پیش داره

یه همسر که دوش داره ، یه خونه و حتی یه خانواده

یه خانواده ؟ امکان نداره ؟

مطمئنا شما این قضیه که اون برای مدت زیادی که به خوبی از ما مراقبت کرده رو انکار نمیکنید ؟

مادرها میمیرن و اینم یه حقیقته

خانم "تیلر" جوون نیست

عزیزم ، تو نباید دو نفر رو با هم آشنا کنی یا پیشگویی کنی

متاسفانه هر وقت که این کارو میکنی اونا به حقیقت میپیوندن

همه میگفتن که آقای "وستون " هیچوقت تجدید فراش نمیکنه

ولی من از اون روز و اون چتر ها میدونستم که اون با خانم "تیلر" ازدواج میکنه این بزرگترین موفقیت منه

موفقیت ؟ چطوری اسمش رو موفقیت میزاری ؟

موفقیت نیازمند تلاش هست

فقط با گفتن اینکه من فکر میکنم که ازدواج آقای "وستون" ، و خانم "تیلر" با هم چیز خوبی میشه

و اسمش هر از چند گاهی پیش خودت تکرار کنی رو نمیشه تلاش گذاشت ، برای اتفاق افتادنش

درست از موقعی که آقای "وستون " ملک" رندال" ها رو خرید و به اینکه چطور وسایلی براش بگیره

من اونجا بودم که راه رو برای اونا باز کنم

درست به موقع

همین الان" اما" داشت شما رو به یه پارچه یا یه مبل تشبیه میکرد

البته گمون کنم که اون باید تبریک بگم

ما باید ترتیب خیلی چیزها رو بدیم "هارتفیلد" همون طور که خونه ی من هست خونه ی تو هم هست

ما عروسی رو اینجا برگزار میکنیم

باید لیست مهمون ها رو بنویسیم

فرانک چرچیل" هم میاد؟"

اون طی نامه ای به ما تبریک گفت و اطمینان داد که در عروسی اینجا خواهد بود

اینطور فکر میکنید این کمترین کاری که میتونه برای پدرش انجام بده

بعد باید در مورد کیک فکر کنیم

نه ، نه ، نه کیک امکان نداره

خب ، بله ، پدر

شما که دوست ندارید مردم فکر کنن خسیس هستید خسیس ؟ من خدای بذل و بخششم

البته که همینطوره پس باید کیک هم باشه

نه ! کیک برات بده مخصوصا الان که جوونی

کیک نداریم

جیمز" ، " هنری" ، برید بیرون "

هی ، برگرد اینجا هیچوقت

من از نگرانی پدر در مورد خانم " تیلر" در عجب نیستم

تازه اون جوان نیست و واسه " رندل" ساخته نشده

ولی با اینکه فقط نصف مایل با اینجا فاصله داره ولی تغییر فاحشی محسوب میشه

تو به اینجا نقل مکان کردی تا میدان " برانسویک" ،لندن اومدی

البته من هیچوقت این کارو نمیکردم ... اگه مطمئنم نبودم که "اما" زمام امور

هارتفیلد" و پدر رو در اختیار نمیگیره "

پس "اما" حق نداره ازدواج کنه ؟

خب ، خودش که اینطور نمیخواد اون نیازی نداره

تازه ، یه شوهر ازش میخواد که کارهایی انجام بده که "اما" اصلا از این مسئله خوشش نمیاد

اون الان مشغول اینه که تمام "هایبری" رو به عقد هم در بیاره تو وقتی که برگردی میبینی که خانم "بیتس" نامزد کرده

"عمو "جورج" ، عمو "جورج

آره ، میدونم ، میدونم ، بهتون قول دادم

"منو بزار زمین ، عمو "جورج

منو بزار زمین

دکتر"پری"من خیلی دلم میخواست که کیک نباشه

میدونم که شما چقدر با این مسئله مخالفید

متاسفم که " فرانک" نتونست بیاد

بله ، عزیزم ، اون خیلی متاسف بود که به مراسم نمیرسه

خاله اش نمیتونست دوریش رو تحمل کنه

اون خیلی مریضه

فکر کنم اون اینکارو میکنه مرموز بودنش رو بیشتر نشون بده

اون بعد از این همه سال از وقتی که بچه بود از قصد به " هایبری " نمیاد

خب ، ما خانم ها میتونیم یه ذره دیگه توطئه بچینیم و انتظار بکشیم

تا اون بیاد این اتفاق خیلی زود میفته ، مطمئنم

" آقای "وسوتن

با اینکه اون هیچوقت به این اعتراف نکرد

اما" برای لحظه ای چیزی احساس کرد "

حسی عجیب

که شاید

در میان این تلاشهایش ، چیزی رو از دست بدهد که هیچوقت نتواند پس بگیرد

میشه یه ذره بخوریم ، لطفا کیک بی کیک ، برید پی کارتون

ولی پدر ؟ چی؟ بچه ها اجازه دارن که کیک بخورن

این واسشون خوب نیست باعث میشه هیجان زده بشن بعد دور اینجا هی بدوند

حالا ، "اما" ، دیگه کافیه

دیگه آشنایی بی آشنایی این خونه دیگه نمیتونه رفتن یه نفر دیگه رو تحمل کنه

"درسته ، حق با پدرتونه ، خانم "وودهوس

تو این خونه خالی و قدیمی تنها شما و پدرتون هستید

خونه ارواح ، من در تعجبم که شما چطوری شب خوابتون میبره

من مطمئنم که من و مادرم از اینکه تو خونه نرم و گرم کوچیکمون زندگی میکنیم ، راضی هستیم

ما هیچ وقتی برای اینکه احساس تنهایی کنیم نداریم یا اینکه چرا دنیا ما رو ول کرده

خب ، چه روز شادی پشت سر گذاشتیم

More Farsi Persian subtitles for Emma

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left