Wings

Wings (Крылья)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Wings 1966 DVDRip Persian Subtitle
A Commentary by hamlethamletian
ترجمه این شاهکار مشترک کارگردانی لاریسا شپیتکو و هنرمندی مایا بولگاکووا تقدیم به تمامی علاقمندان سینمای شوروی سابق

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2017-10-27
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

«موسفيلم»

« بال ها »

اين يکي؟ - .همين -

.بذارين از اول شروع کنيم

: فيلمنامه نويسان «والنتين يِژوف» «ناتاليا ريازانتسِوا»

: کارگردان «لاريسا شِپيتکو»

: فيلمبردار «ايگور اِسلابنِويچ»

: طراحِ توليد «ايوان پلاستينکين»

.چهل و هشت

.سي و پنج

.چهل و پنج

.چهل و دو

.چهارده

: با درخشش «مايا بولگاکووا»

.نود و يک

.هفتاد و هشت

.شصت

.پنجاه و شش و نيم

.تموم شد

.سايزِتون استاندارده

.در خدمت هستم

... يک ، دو ، سه ، چهار ، پنج .اون نشان ها رو نگاه کن

.مدال هستن ديگه

اين تصوير چرا صدا نداره؟ الان چي داره ميگه؟

حدس زدنش اينقدر سخته؟

.تشويق

!بپائيد

!زود باشين ديگه !بيايد بريم داخل

.خواهش ميکنم بهمون اجازه بدين بريم داخل .اوني که داره سخنراني ميکنه ، خانم مديرِمونه

فقط اجازه بدين .پُشتِ سالن بايستيم

!صدامون دَر نمياد

.«دينا»

همينجا از تلويزيون هم .ميشه تماشا کرد

پَس «نادژدا» کجاست؟

.از دستش دادين .همين تازه سخنرانيش تموم شد

!لعنت بَرش

.نگران نباش

!اينش ديگه به خودم مربوطه

!معلومه! به خودت مربوطه - .اينها که ديگه بچه نيستن -

: تقصيرِ تو بود ، «لِنا». همه اش ميگفتي "!موهام رو شونه کُن! موهام رو شونه کُن"

!اوناهاش! کنارِ اون چراغ ايستاده

.دوباره دارن «نادژدا» رو نشون ميدن - .ما که ديگه به اندازه يِ کافي نگاهش کرديم -

.لعنتي! من يکي که نميتونم بي خيالِ تماشا بشم - !اي بچه سوسول -

!اين دخترها رو نگاه کنين - !بَدک نيستن -

!ولي چيزِ خاصي هم ندارن - !برو ببينم! خودت چيزِ خاصي نداري -

اين يکي رو چي ميگي؟ - !نُچ -

شما از کدوم خوشتون مياد؟ از دخترهايِ بور يا سبزه؟

!من يکي که هنوز تصميمي در اين باره نگرفته ام - !چه شرم آور -

.دوباره «نادژدا» ست

!مدل مويِ پسرونه اش رو نگاه

اين تقديرنامه رو داره .برايِ ما ميگيره

.بياييد بريم سلف سرويس

.کارِتون خوب بود .همه چيز منظم و مرتب برگزار شد

، ما نهايتِ سعيِ مون رو کرديم .«ايوان پتروويچ»

، «ولادمير دانيلوويچ»

چرا ازم درخواستِ رقص نميکني؟

تو که خودت ميدوني .من کمر درد دارم

!ما رو ببخشيد - !جلويِ پاتون رو نگاه کنيد -

!خوب بچه ها ، چه خبرا؟ - !آهاي دخترها! چرا همينطوري خودِتون رو چپوندين تويِ صف؟ -

!ما قبلاً نوبت گرفته بوديم مگه نه؟

!خجالت بکش ، دختر خانم

.بذار ببينم .دو بطري آبجو

!آبجو چاقت ميکنه

با يه بسته سيگار؟ - .با يه بسته سيگار -

.«وُسترياکف»

تو از چه طور دختري خوشت مياد؟ باهوش يا احمق؟

!خنگولي مثلِ تو

نادژدا» ، به اين شغلِ جديدِتون» عادت کرده اين؟

آره ، اين تغييرات .ديگه واسه من عادي شده

، ايشون معاونِ من .بوريس گريگوريِويچ» هستن»

.از ملاقاتِ تون خوشوقتم

از اين بابت ، بايد از .ايوان پتروويچ» ممنون باشين»

اون بود که شما رو برايِ اين پُست .پيشنهاد کرد و من هم از پيشنهادش حمايت کردم

.سالِ آينده ، پسرم رو به مدرسه تون ميفرستم .اون هميشه خودش رو تويِ دردسر مي اندازه

، مدرسه يِ ما که دارالتاديب نيست .«ايوان پتروويچ»

.به هر حال ، اون رو به اين مدرسه خواهم فرستاد - .بسيار خوب -

، «نادژدا اِستپانونا» ممکنه ازِتون درخواستِ رقص کنم؟

دارين دستم مي اندازين؟ .ميدونم که اين حرف رو مِن بابِ شوخي گفتين

!پَسش بده - !اگه راست ميگي خودت ازم بگيرش -

!آهاي ، آروم بگيرين ديگه - !دختره يِ ديوونه -

بايد از اينجا !پرتِ تون کنن بيرون

!انگار دختره هوسيِ تو شده

.به عنوانِ هديه بدش به خودم

!احمق

اينجا چه خبره؟

، تو داري اينجا چکار ميکني وُسترياکف»؟»

، حتماً از درِ عقبي دزدکي وارد شدين؟

من از درِ جلويي .اومدم داخل

، از اينجا بريد بيرون !همه تون

، «وُسترياکف» .تو يکي بمون

.ميخوام باهات صحبت کنم

تو اصلاً خجالت نميکشي؟

چطور ميتوني اينقدر پَست باشي که رويِ يه دختر دست بلند کني؟ - .خودش اول شروع کرد -

!تو ساکت باش .دارم با «وُسترياکف» صحبت ميکنم

گفتين چطور ميتونم اينقدر پَست باشم؟ !اصلاً همينه که هست! همينه که هست

!ساکت شو !درست بايست ببينم

.«بفرماييد ، خودتون ملاحظه کنيد ، «ولادمير دانيلوويچ !اين پسر ، گونه يِ عجيبي از انسانه

، دنبالش ميگذاريد و از يه در بيرونش ميکنيد !و اونوقت از اون يکي در ، ميخزه مياد داخل

... من با خزيدن داخل نشدم - !ساکت -

!ساکت شو

!چه فضاحتي

!تو آبرويِ همه يِ ما رو بُرده اي !باعث ننگِ اين مدرسه هستي

من يکي ، از خودم شرمسار هستم !که اين تقديرنامه رو تويِ دست هام گرفته ام

!پَس تو دستتون نگيريد

!بهشون پَسش بديد

.بسيار خوب

.«يِرمولائوا»

.از «يِرمولائوا» معذرت خواهي کن .همين حالا ، جلويِ همه

و اگه معذرت خواهي نکنم؟

، اگه اين کار رو نکني .از مدرسه اخراجت ميکنم

!خوب بکُن

.«بوريس گريگوريِويچ»

بله؟

لطفاً همين حالا ، «وُسترياکف» رو .تا بيرونِ مدرسه همراهي کنيد

ايشون آزاده که هر کجا .دوست داره ، بره

.بله ، خانم

و من مات و مبهوت ، نابغه اي را" ".در پُشتِ سَرِ خود بَر جاي ميگذارم

، بگذار او در حالي که در ظاهرِ امر ، چمن هايِ حياط را کوتاه ميکند" ".شاهکارهاي خويش را در نهان خلق نمايد

فقط تصورش را بکنيد" "، که همين يک دقيقه قبل

من در کنارش ايستاده بودم" ".و به دگمه هايِ سياه رنگش مينگريستم

، من يک خبرنگارِ ساده" ".و انساني حقير و فاني

ترجمه از زبانِ صربستاني-کروات" "«توسطِ «کافمن

پاشا» ، ميتوني واسم» يه سماور جور کني بياري؟

، تويِ موزه که کار ميکني سماور هم ميارن؟

!نه. فقط استخون ميارن

بعدش هم ميگن : "نگاه کنيد ، شايد اين استخون ها ".متعلق به يه ماموتِ پشمالو بوده

در حالي که در واقع ، اونها چيزي جز !استخون هايِ اسب نيستن

خسته هستي؟ .پَس من ديگه ميرم

من امروز يکي از پسرهايِ دانش آموز رو .از مدرسه اخراج کردم

کدوم يکي رو؟

.شايد «تانيا» باشه

.بشين

!عمراً اگه اون باشه

سلام. «تانيا» خونه ست؟

.نه. از اينجا رفته

کِي بَرميگرده؟

.از مادرش بپرس .آخه اون ازدواج کرده

.بياييد داخل .همينطور اون بيرون نايستين

.نه ، خيلي ممنون .مزاحم نميشم

.راستي ، «تانيا» زنگ زد .ازم خواست سلامش رو بهت برسونم

.ممنونم

فقط به اين خاطر با خودت تماس نميگيره - .که تو هيچوقت خونه نيستي .درسته -

.من ديگه بايد برم - .باشه -

.شب بخير - .شب بخير -

«راستي ، هر وقت «تانيا ، دوباره باهات تماس گرفت

از طرفِ من .بهش سلام برسون

.مواظبِ خودت باش

.شب بخير

ميتونم فردا باهات تماس بگيرم؟

.البته

.«پاشا»

من رو صدا کردي؟

.شب بخير

.شب بخير

.عمه «ناديا» ، نگاه کن .يه هواپيما داره سقوط ميکنه

!نه ، انگار سقوط نميکنه

.عمداً داره اين طور ميکنه .داره مانور ميده

!نگاه کن! نگاه کن

، «عمه «ناديا آسمون خيلي دوره؟

ميخواين دوباره بريم شنا کنيم؟

.من که دلم نميخواد شنا کنم .من گرسنمه

دوست دارين بريم فرودگاه؟

.سلام - !آهاي ، سلام -

.اومدم تو رو ببينم

.«سلام ، «ناديا .همين چند لحظه يِ ديگه ، ميام پيشت

.سلام - .«سلام ، «نادژدا اِستپانونا -

قراره تويِ مسابقات شرکت کنيد؟

آره ، قراره به همين زودي ها .بريم مسکو

اما همه تون که نميرين ، درسته؟ - .فقط هر کس که تويِ آزمون ها برنده شده باشه ، ميره -

.هر کس که بتونه به اندازه کافي پَرش داشته باشه - .از همه هم امتحان ميگيرن -

.عاليه

پس تو ميخواي خلبان بشي؟ - .بله -

!من هم ميخوام

اينها بچه هايِ کي هستن؟

.بچه هايِ همسايه هستن .بُردمشون کنارِ رودخونه ، شنا کنن

، «باريشِف» .حالا نوبتِ توئه

، «اوه ، «نادژدا اِستپانونا !خيلي عالي به نظر ميرسين

چرا نباشم؟

، اون يارو که اونجا نشسته داره اونجا چکار ميکنه؟

.تستِ آمادگيِ جسماني رو رَد شد .حالا هم ناراحته

پاشا» رو خاطرت هست؟»

، قبل از جنگ ، اونقدر صبر کرد و صبر کرد و يادته که آخرش چطور شد؟

آره. اما الان کميته يِ استخدام .خيلي سخت گير تر عمل ميکنه

اما تو که تا الان ، هنوز هم از آزمايشات !سَر بلند بيرون مياي

!حسودي که نميکني؟ - .نه. ديگه به اين قضيه عادت کرده ام -

زياد پرواز ميکني؟

، خوب راستش ، هم پرواز ميکنم .هم آموزش ميدم

چرا هيچوقت به من سَر نميزني؟ - .باشه. حتماً ميام -

گوش کن ، چرا با بقيه يِ بچه ها دورِ هم جمع نميشيم؟

بچه ها ، بعد از من : تکرار کنين

آنجا که پياده نظام را" "راه گذر نباشد

آنجا که قطارِ زرهي را" "راه عبور نباشد

آنجا که تانکِ سنگين را" "راه خزيدن نباشد

آنگاه پرنده يِ آهني" "پَر خواهد کشيد

ناديا» ، بچه هام که تويِ رودخونه» واست دردسر درست نکردن؟

.نه ، ما بچه هايِ خوبي بوديم مگه نه ، عمه «ناديا»؟

!نگاهش کن

!عينهو جوجه اردک ه

به اين يکي .دست نميزنم

... سوال اينه که

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left