Foyle's War

Foyle's War

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Foyles War S01E03 A Lesson in Murder 1080p ITV WEB-DL AAC2 0 H 264-WILLOW
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 3 Foyles.War زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-23
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

من به جنگ اعتقادی ندارم

فکر نمی‌کنم جنگ چیزی رو حل کنه

جنگ پلیدیه

غیرمنطقیه. اگه تاریخ چیزی به ما یاد داده باشه

اینه که جنگ فقط به جنگ‌های بیشتری ختم میشه

کشتار بیشتر. ارتش‌های بزرگ‌تر

و حالا از من می‌خواید که به ارتش ملحق بشم؟

اونچه از من می‌خواید اینه که درس آدم‌کشی یاد بگیرم

واقعیت ماجرا همینه

و من امروز اینجا ایستادم چون این درسیه که از یاد گرفتنش امتناع می‌کنم

خیلی ممنون، آقای بیل

خیلی فصیح بیان کردید

شنیدم که به عنوان نویسنده شهرت زیادی دارید

بله. متأسفانه

البته ما اینجا نیستیم که توانایی‌های ادبی شما رو بررسی کنیم

اگه با بچه‌ای برخورد می‌کردید که در حمله‌ی هوایی زخمی شده، چیکار می‌کردید؟

ببخشید... سوال نسبتاً ساده‌ایه

با دختر جوونی روبرو می‌شید که تو حمله‌ی هوایی مجروح شده. بهش کمک می‌کنید؟

بله. البته

حتی اگه بشه این‌طور تعبیرش کرد که دارید به تلاش‌های جنگی کمک می‌کنید؟

نه. این اون نیست، این دوتا با هم فرق دارن

آیا مقررات خاموشی رو رعایت می‌کنید؟

بله. هیچ اعتراض اخلاقی‌ای ندارید؟

نه. چرا باید داشته باشم؟ شما ادعا می‌کنید مخالف جنگید

هرچند حالا به نظر می‌رسه که فقط با جنبه‌های خاصی از اون مخالفید

این درست نیست

یه لحظه اجازه بدید، آقای بیل

ما متقاعد نشدیم که مخالفت وجدانی‌ای وجود داشته باشه

که با مفاد این قانون همخوانی داشته باشه. یه لحظه صبر کنید

بنابراین درخواست شما رد میشه

شما حتی به یه کلمه از حرف‌هام هم گوش ندادید. آقای بیل

شما قبل از اینکه من اصلاً بیام اینجا، تصمیمتون رو گرفته بودید

ساکت می‌شید؟ نه

من می‌خوام صدام شنیده بشه! دیگه کافیه

من صلاحیت این دادگاه رو به رسمیت نمی‌شناسم

مهارش کنید. حرف من همینه

حتی اگه کشور تو جنگ باشه، فرد حق انتخاب داره

ماموران، لطفاً این مرد رو بازداشت کنید

من حق دارم صدام شنیده بشه! دیوید

بیل، معترض وجدانی

به جرم اخلال در نظم عمومی بازداشت شد

و ایجاد درگیری

از این مخالف‌های جنگی، هان؟ ما استقبال ویژه‌ای از امثال شما می‌کنیم

من یه برادر داشتم که تو دانکرک زخمی شد

خیلی از رفقاش زنده نموندن

البته اگه همه مثل تو بودن، هیتلر تا حالا اینجا بود

می‌خوام همسرم رو ببینم

متأسفم خانمِ... بیل، قربان

اون تو بازداشتگاه شماست. بله، ولی ساعات ملاقات مشخصی وجود داره

دارم میرم خونه، وگرنه خودم می‌بردمتون ببینیدش

حالش خوب میشه. چرا فردا صبح تشریف نمی‌آرید؟

عجب مکافاتی

گروهبان فریس

این ممکنه یه کم طول بکشه، سَم

تو ایستگاه منتظرم باش. بله قربان

لارنس، یه تمرین برای داوطلبان دفاعی برنامه‌ریزی کردم

همین بیرون انجامش میدیم. کوتاهش کن

همین‌جا منتظرم بمون

بخیر باشه فویل. بخیر باشه

نه آقای فویل. متأسفم ولی موافق نیستم

طبق برداشتی که من دارم، هستینگز به عنوان یک نقطه‌ی گرهی درجه یک تعیین شده

این یعنی انتظار میره که ما هفت روز تمام مقاومت کنیم

در صورت حمله‌ی آلمان‌ها. بله، درسته

من ۲۰۰ نفر زیر دستم تو بخش داوطلبان دفاع محلی دارم

نباید بذارم بدونن چه انتظاری ازشون میره؟

آقای بروکس، من میگم نیازی نیست دقیقاً بگیم

که چه اتفاقی ممکنه بیفته یا نیفته

برای بدترین شرایط آماده بشید

بدون اینکه تصویر وحشتناکی ترسیم کنید. من مخالفم

جلوگیری از وحشت بخش بزرگی از وظیفه‌ی ماست

ایستگاه‌های راه‌آهن، تله‌های تانک، برچیدن تابلوهای جاده‌ای

مردم می‌دونن یه اتفاقاتی داره می‌افته

اما مجبور نیستیم قضیه رو کاملاً عیان کنیم. موافقم

داره دیر میشه. فکر کنم همه‌ی موارد رو به طور کامل

بررسی کردیم. هر چی شما بگید

بخوابید روی زمین

بسیار خب. ببینم چیکار می‌کنید

ریموند بروکس آدم خوبیه ولی حس می‌کنه کنار گذاشته شده

این دفعه. دفعه‌ی قبل تو فرانسه بود

تو ایپر نشان خدمت متمایز گرفت

مشکل این قهرمان‌های جنگ همینه

می‌خوان این جنگ رو هم ببرن

عالی بود! آفرین

اِم

فکر کنم بهتره حرکت کنید

اینجا چه خبره؟

اینم از کارهای بروکس

تمرین حمله‌ی شیمیایی

خب، به احتمال زیاد تو دادگاه می‌بینمتون. روز بخیر

میگم میلنر، فکر می‌کنی چقدر دیگه طول بکشه؟

نمی‌دونم، ولی من دارم میرم خونه

فقط یه کمیته‌ی دفاع در برابر تهاجمه. مگه چی دارن بگن؟

درباره‌ی تهاجم

ای کاش آلمانی‌ها حمله می‌کردند. شاید یه چایی گیرم می‌اومد

عصر بخیر قربان. داشتم می‌رفتم خونه. خوبه. شب بخیر. تو هنوز اینجایی؟

شما ازم خواستید منتظرتون باشم قربان. واقعاً؟

یه چیزی از تو دفتر می‌خوام

کریستوفر، برنامه‌ی فردا هنوز سر جاشه؟ بله. ۱۱:۳۰

عالیه! یه کمیته‌ی دیگه؟

گلف

اوه

برسونمتون خونه؟ نه

تحمل فکر کردن به آشپزی رو ندارم

میرم رستوران کارلو، همون حوالی خونه‌ی خودم

چند باری از جلوی اونجا رد شدم

همیشه فکر می‌کردم یه بار امتحانش کنم

آهان

جایی که من اقامت دارم، صاحبخونه اجازه نمیده بعد از ساعت شش آشپزی کنیم

اوه، واقعاً؟ ساعت چنده قربان؟

شش و نیمه سَم. واقعاً قربان؟

رسیدیم

بفرما

خیلی ممنون قربان. خیلی لطف کردید

کارلو. آقای فویل

کریستوفر! حالت چطوره؟

خوبم، ممنون. از دیدنت خوشحالم

من هم همین‌طور. ممنون

امشب تنها نیستی؟ ظاهراً نه

ایشون راننده‌ی من هستن، سَم استوارت

سلام. سلام! پس بالاخره یکی براتون جور کردن

هوای این آقا رو داشته باش. خیلی کار می‌کنه

چی میل دارید؟ لازانیا

لازانیا نه. نه؟

تأمین گوشت چندان خوب نیست و می‌دونم توش چی ریختن

یه خوراک گوشت خوک خیلی خوب دارم با سبزیجات معطر

خوبه. من هم همونو می‌خورم

انتخاب خوبیه. میگم تونی یه کم نوشیدنی کیانتی بیاره

با اجازه

دنبال من بیایید

بفرمایید

بشینید

ممنون

خیلی وقته اندرو رو ندیدم

سرش رو کجا گرم کردید؟

من کاری نکردم. تو نیروی هوایی سلطنتیه

خلبانه؟ در حال آموزشه

بهتون گفته بود؟ نه، تا وقتی که ملحق شد چیزی نگفت

از این جوون‌ها! کارهاشون... هیچ‌وقت هیچی به آدم نمیگن

حتماً خیلی بهش افتخار می‌کنید. به اندرو؟ بله

همه باید سهمشون رو ادا کنن. بله، موافقم

کجا مستقر شده؟ اسکاتلند

اوه، طفلکی

من ادینبرو رفتم. از سرما داشتم می‌مردم

پدرم من رو به یک تور مذهبی برد

تنها چیزی که یادمه پیرمردهای مستی بود که ویسکی می‌خوردن

و درباره‌ی کتاب مکاشفات بحث می‌کردن

عصر بخیر، آقای فویل. عصر بخیر تونی

چه خانم زیبایی

چه لب‌های زیبایی، چقدر شیرین، سفید و خوشبو

بله؟ تونی

معلوم هست داری چه غلطی می‌کنی؟ بهش توجه نکنید

این تنها جمله‌ی ایتالیاییه که بلده

و برای همه‌ی دخترها هم به کارش می‌بره. بابا

ایشون سَم استوارت هستن، راننده‌ی من

شما رو اینجا ندیده بودم. من اینجا نبودم

من آنتونیو هستم. همه تونی صدام می‌کنن

لازانیا که سفارش ندادید؟

نه

خوبه

اون تو برماندزی به دنیا اومده

و تا حالا پاش رو از کشور بیرون نذاشته

به سلامتی

چیکار می‌کنی؟ می‌دونی که اجازه نداری بیای اینجا

حالا ببین چیکار کردی

پسرک خیره‌سر

آروم باش

ندو

این بچه اصلاً مهارشدنی نیست

این دفعه دیگه چیه؟

تو اتاق کار شما بود

داشت میزتون رو زیر و رو می‌کرد. داشت چیزی کش می‌رفت؟

پدر! همیشه داره فضولی و سرکشی می‌کنه

آوردنش به اینجا فکر احمقانه‌ای بود

البته که فکر احمقانه‌ای بود. فکر من بود

می‌دونم نیتت خیر بود

اما باید قبول کنی، جو از همون اول یه فاجعه بود

نه، موافق نیستم. آداب غذا خوردنش مثل حیوون‌های باغ‌وحشه

خوشحال میشی اگه بشنوی داره میره. والدینش می‌خوان برگرده

این‌طور نبوده که تو لندن بمبی افتاده باشه

بهم نگفته بودی که والدینش

تماس گرفته بودن. امروز صبح زنگ زدن

خبر خوبیه

این تنها کاریه که این خانواده برای کمک به جنگ انجام داده

نگهداری از یه بچه‌ی ۱۱ ساله، و تو حتی نمی‌تونی صبر کنی تا زودتر بره

پدرت برای کمک به جنگ خیلی تلاش کرده

آفرین، پدر

میرم دنبال جو بگردم

از ملاقاتتون خوشبختم

من هم همین‌طور قربان. ممنون

به زودی می‌بینمت، کریستوفر. امیدوارم

چاو. خداحافظ

ممنون قربان

خواهش می‌کنم. می‌خوای تا خونه برسونمت؟

دوشیزه استوارت

این‌ها برای شماست

ممنون

داشتم فکر می‌کردم، این جمعه... چی؟

مایلید بریم تالار رقص «پاله»؟ کسی رو ندارم باهام بیاد

خیلی دوست دارم

عاشق رقصیدنم. شما چطور؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left