Igunaito - Hô no Muhômono -

Igunaito - Hô no Muhômono -

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Ignite 2025 S01E07 1080p MAX WEB-DL DDP2 0 H 264
A Commentary by Sekiro

Tags

webdl
Published on: 2026-02-23
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫فقط برای اینکه بدونی

‫من «رئیس» نیستم

‫که تو فکر می‌کنی من هستم

‫آیا به دنبال انتقام هستید؟ اگر چنین است

‫پیشنهاد می‌کنم که باید تسلیم شوید

‫به عبارت ساده

‫هر چقدر هم که تلاش کنی، هرگز به قله نخواهی رسید

‫شخص کیست؟

‫بالای سرت؟

‫مطمئنی؟

‫چیزهایی در این دنیا وجود دارد

‫بهتر است ناشناخته بماند

‫از فضل‌فروشی دست بردار

‫آیا به مفاد توافق پایبند هستید یا خیر؟

‫وزیر وقت فناوری اطلاعات و ارتباطات مالزی

‫ایشیکورا

‫ایشیکورا!

‫شوجی ایشیکورا

‫دبیر کل کابینه؟

‫حالا خودت می‌دانی

‫هیچ کاری از دستت برنمیاد

‫حتماً داری شوخی می‌کنی

‫وادارش می‌کنم حرف بزند

‫مجبورش می‌کنم به تمام کارهایی که سعی کرده تو شهر میناتو انجام بده اعتراف کنه

‫این وقت شب چه خبره؟

‫و با این اعضا؟ حتماً خیلی جدی و قاطع است

‫اتفاق غیرمنتظره‌ای افتاد

‫باید همه چیز را در موردش به تو بگویم

‫اینو، تاکایدو

‫متاسفم، اما شما دو نفر

‫-الان مجبورم جدا کار کنم -ها؟

‫ما نمیتونیم اجازه بدیم بیشتر از این درگیر بشی

‫یکی

‫خیلی ناگهانیه، نمی‌فهمم قضیه چیه

‫درگیر چی؟

‫به ما بگویید در چه چیزهایی و به چه شکلی نمی‌توانیم دخالت کنیم

‫چرا باید جدا از هم کار کنیم؟

‫لازم نیست در مورد تصادف پنج سال پیش حرف بزنی

‫تو ازش خبر داشتی؟

‫در آن زمان داستان بسیار بزرگی بود

‫و نام‌های خانوادگی تودوروکی و اوزاکی ظاهر می‌شوند

‫در فهرست نام‌های مرتبط با داستان

‫حتماً باید یک ارتباطی وجود داشته باشد

‫حق با اوست، هر کسی با کمی تحقیق می‌تواند این را ببیند

‫و این درست بعد از پرونده دادگاه علیه شهردار اتوبه است

‫اگر ما را مجبور به ترک قایق می‌کنید، حداقل یک دلیل خوب برای ما بیاورید

‫لازم نیست جلوی خودت را بگیری

‫من عضوی از تیم شما هستم

‫تاکایدو

‫کاملاً درست می‌گویی

‫ما با اون تصادف یه ارتباطی داریم

‫همانطور که در آن زمان گزارش شد

‫همه مسافران در تصادف اتوبوس جان باختند

‫و توی اتوبوس

‫دختر من بود

‫راننده اتوبوس، اوزاکی هیرو، پدر ریو بود

‫آنها تشخیص دادند که این حادثه به دلیل بی‌احتیاطی راننده رخ داده است

‫گفتند پدرم

‫مصرف برخی داروها با عوارض جانبی شدید

‫و با بی‌احتیاطی اتوبوس را راندند

‫اما اتفاقاً، من در حال بررسی یک پرونده جداگانه در همان نزدیکی بودم

‫و شاهد صحنه تصادف آن روز بود

‫و من متوجه شدم

‫حقایق تحریف می‌شدند

‫مدارک ارائه شده توسط پلیس دستکاری شده بود

‫پس فکر می‌کنید فشاری وجود داشته است؟

‫بله

‫در آن زمان، طرحی برای ترویج رانندگی خودران وجود داشت

‫خیره به پشت صحنه

‫نام آن «پروژه شهر متحرک» بود

‫یادمه می‌خواستن اتوبوس‌های بدون راننده راه بندازن

‫در سراسر کشور

‫بله

‫شهر میناتو اولین شهری بود که برای اجرای آزمایشی انتخاب شد

‫منظورت اینه که، اتوبوسی که تصادف کرد ممکنه

‫من گمان می‌کنم که یک سیستم خودران، اتوبوس را هدایت می‌کرده است

‫اما پس از حادثه، برنامه آزمایش در شهر میناتو

‫لغو شد

‫با تظاهر به اینکه هرگز اتفاقی نیفتاده تا پروژه را ادامه دهند

‫آنها همه چیز، از جمله حقیقت حادثه را لاپوشانی کردند

‫و پلیس همکاری کرد

‫اما هنوز

‫نمی‌دانم چرا باید از تیم اخراج شوم

‫ما اوتوبه را به جایی که می‌خواستیم رساندیم

‫اتوبه تنها دشمن ما نبود

‫اما شما گفتید که آنجا شهر میناتو است

‫چه کسی در حال حاضر این پروژه را در سراسر کشور اجرا می‌کند؟

‫باید بدونی کیه

‫نمیشه که

‫بله، او دبیر ارشد کابینه فعلی است

‫شوجی ایشیکورا

‫ایشیکورا!

‫این فراتر از حدس و گمان هر کسی است

‫بفرمایید، این هم از دستور

‫انگار پیش‌بینی من خیلی خوش‌بینانه بود

‫نمی‌تونم شما رو مجبور کنم که این قمارِ نامطمئن رو با من بکنین

‫بعد از کلی وقت و هزینه ای که کردیم

‫ممکن است در نهایت هیچ چیزی در دست نداشته باشیم

‫-خب حالا شما بچه‌ها می‌تونید-- -من عضو شدم

‫تو چطور، اینو؟

‫البته، من هم همینطور

‫شماها دیوونه شدین؟

‫من با روحیه‌ای نیمه‌کاره به اینجا برنگشتم

‫الان دیگه نمیتونم به عقب برگردم

‫آیا آن را شنیدی؟

‫من قدرش را می‌دانم

‫من هم

‫قصد ندارم بدون مبارزه متقابل به این موضوع پایان دهم

‫درسته، اوزاکی؟

‫بله

‫من قطعاً می‌خواهم انتقام بگیرم

‫یعنی ما باید لاپوشانی ایشیکورا رو ثابت کنیم

‫من کمکت می‌کنم، مشکلی نیست

‫اگر کارما به بعضی از ما آسیب برساند، به همه ما آسیب خواهد رساند

‫سلام

‫-شخصیتت عوض شد؟ -ها؟

‫-نه، فکر نمی‌کنم تغییر کرده باشم -تو قطعاً تغییر کرده‌ای

‫دارم بهت میگم که ندارم

‫اوه، می‌دانم کمی در خودت تأمل کردی، نه؟

‫ها؟

‫منظورت چیه؟

‫قانون‌شکنان

‫من به طور مبهم از این دو آگاه بودم

‫اما فکر نمی‌کردم با یک مقام ارشد دولتی درگیر شویم

‫از اینکه تو هم درگیرش بودی، شوکه شدم

‫من مدت زیادی سکوت کردم، پس می‌فهمم

‫درسته ما ده ساله که همدیگه رو می‌شناسیم

‫مسئله حساسی است

‫راز تو را هم به کسی نگفته‌ام

‫به جز تودوروکی

‫من از این بابت قدردانی می‌کنم

‫داشتم فکر می‌کردم

‫این می‌تواند به اتحاد ما در برابر رئیس قبلی کمک کند، اگر

‫مشکل شما به نحوی حل شده است

‫اون یارو دوباره آزاد میشه، درسته؟

‫دوباره گفتی ریوکو، داری زیادی از من مراقبت می‌کنی

‫اشکالی نداره اگه بذاری نگرانت باشم

‫او از زندان آزاد شده است

‫از آن زمان تاکنون پنج بار

‫من کاملاً به آن عادت کرده‌ام

‫اینو میگی، اما مطمئنی که هنوز نترسیدی؟

‫ماری ۱۷ ساله درونت؟

‫این غیرممکن است

‫من الان ۲۷ سالمه

‫من مدت‌ها پیش از تیررس هدفش خارج شده‌ام

‫- کیسوکه کورودا؟ - بله

‫مردی که به خاطر عکاسی مخفیانه از ماری دستگیر شد

‫اوه، حادثه‌ای که وقتی اینو دبیرستانی بود اتفاق افتاد

‫او در سال اول دبیرستان او در زندان بود

‫چهار بار به جرم دستمالی کردن محکوم شد و فقط به یک سال زندان محکوم شد

‫درد قربانی خیلی بیشتر طول می‌کشد

‫از وقتی که اینو اینجا شروع به کار کرده، این اولین باره که آزاد میشه

‫او ظاهراً شاد و سرحال به نظر می‌رسد، اما

‫با اجتماعی بودن، او سعی می‌کند همیشه با کسی باشد

‫می‌دونی چرا موتورسواری می‌کنه، درسته؟

‫فکر کنم از قطار می‌ترسه

‫جایی برای فرار نیست، بنابراین او را در حالت آماده‌باش قرار می‌دهد

‫آره اینجوری داره از خودش دفاع روانی می‌کنه

‫کاش بیشتر به ما اعتماد می‌کرد

‫برای تکیه کردن به دیگران به شجاعت نیاز دارید

‫با چنین مسئله‌ای

‫من می‌بینم

‫می‌دانم که الان باید خوب شده باشد

‫اما اگر به هر دلیلی دوباره ظاهر شود

‫من شخصاً حسابی کتکش می‌زنم

‫اینو وقتی دبیرستان بودم گفتی

‫ریوکو، چرا اینقدر با من مهربونی؟

‫چون به نظرم منصفانه نیست

‫چرا قربانی که آسیب دیده باید قوی‌تر باشد؟

‫من به عنوان یک افسر پلیس، از این وضعیت ناامید هستم

‫دلیل اینکه می‌توانم یک زندگی اجتماعی مناسب داشته باشم

‫به خاطر توست

‫من هیچ کاری نکرده ام

‫گذشته از این، من به سختی می‌توانم باور کنم که موسسه حقوقی شما «شایسته» باشد

‫حرف شما درست است

‫دیروز، تاکایدو گفت که او عضوی از تیم است

‫آره این کار رو کرد، مگه نه؟

‫منم مثل اون فکر می‌کنم، اما

‫من هم یه جورایی احساس طرد شدن می‌کردم

‫حیف که من کاملاً آماده نیستم

‫- باید تا دم در خونه‌ات همراهی‌ات کنم؟ - نه، اشکالی نداره

‫مطمئنی؟ نمی‌ترسی؟

‫بهت گفتم که بیش از حد محافظه‌کاری

‫دیگر از مردها یا خیابان‌های تاریک نمی‌ترسم

‫وانمود نکن که حالت خوبه

‫من واقعاً حالم خوبه

‫فقط همینه که

‫من کاملاً مطمئن نیستم

‫که اگر اتفاقی افتاد بتوانم به اندازه کافی مقاومت کنم

‫در آن زمان، رد درخواست من کافی نبود

‫و من تسلیم شدم

‫دوباره دارم ناله می‌کنم

‫فکر کنم باید برم خونه و یه کم بخوابم

‫تو هم باید بری خونه، ریوکو

‫- شب بخیر - شب بخیر

‫متشکرم

‫بالاخره اومدی بیرون

‫صبح بخیر، اینو

‫اوزاکی، فقط تویی

‫منظورت چیه که میگی "فقط تو هستی"؟

Igunaito - Hô no Muhômono - subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Igunaito - Hô no Muhômono -

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left