FROM

FROM

Download Farsi/persian Subtitle

Season 4

Release info

From 2022 S04E07 Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-18
Downloads: 7
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 192 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ آنچه گذشت... ‏

‏میراندا چیزهایی رو که این‌جا می‌دید نقاشی می‌کرد‏

‏یکی‌شون مردی با کت‌وشلوار زرد بود‏

‏فکر کردم مثل خودمونه‏

‏اما مثل ما نبود‏

‏وقتی مامان رو کنار درخت بطری پیدا کردم، دیدمش‏

‏داشت مامان رو می‌خورد‏

‏هیچ‌وقت فکر کردی شاید همه‌ش یه خواب باشه؟‏

‏اون چیزی رو که درونم حمل می‌کردم، هنوز حس می‌کنم‏

‏انگار به هم وصل‌ایم‏

‏یه بخشی از من چیزی رو حس می‌کنه که اون حس می‌کنه‏

‏یه چیزی دربارهٔ اون عروسک‌هاست‏

‏فکر کنم قبلاً دیدم‌شون‏

‏یادم اومد‏

‏یادم اومد چطور بهشون آسیب بزنم‏

‏بچه‌ها رو همین‌جا قربانی کردن‏

‏وقتی قبلاً شکست خوردیم، چطور نجات‌شون بدیم؟‏

‏می‌خوای کمک کنم یه مأموریت انتحاری طراحی کنیم‏

‏چون فکر می‌کنی استخون اون بچه‌ها اون پایین دفن شده!‏

‏آره! یه در مخفی بود‏

‏یادته توی زیرزمین عمارت کلونی دری دیده باشی؟‏

‏می‌خوای برم توی اون تونل‌ها!‏

‏پس اون در لعنتی رو نشونم بده!‏

‏- یا خدا‏ ‏- به یه نقشه نیاز داریم‏

‏- شانسی داشتید؟‏ ‏- هنوز نه‏

‏می‌شکنمش‏

‏نه؛ می‌دونی چیه؟‏

‏اگه مهروموم شده، احتمالاً بهتره همین‌طور بمونه‏

‏- آره؟‏ ‏- آره‏

‏محض احتیاط‏

‏زندگی‌هامون خیلی عجیبن، مرد‏

‏آره، واقعاً‏

‏هیچی؟‏

‏بالا نیست‏

‏شاید اون...‏

‏بی‌خیال‏

‏عصر بخیر‏

‏- مسته‏ ‏- آره‏

‏واقعاً فکر می‌کنی الان بهترین وقته که...؟‏

‏چاره‌ای ندارم‏

‏می‌خوای باهات بیام؟‏

‏نه، خودم حلش می‌کنم‏

‏هنری‏

‏چه کاری ازم برمیاد؟‏

‏می‌شه بیای بالا یه صحبتی بکنیم؟‏

‏چی شده؟‏

‏هیچی، هیچی‏

‏ویکتور خوبه؟‏

‏ویکتور خوبه؛ فقط...‏

‏باید یه چیزی رو به همه بگم‏

‏اما فکر می‌کنم‏

‏تو و ویکتور باید اول بشنوید‏

‏فقط می‌خوام با دوتاتون حرف بزنم، همین‏

‏باشه‏

‏- وایسا!‏ ‏- خوبم!‏

‏مطمئنی؟‏

‏باید دوباره بگم؟‏

‏این‌ها پیراهن‌های باباست؟‏

‏آره‏

‏من هم گاهی دوست دارم وسایلش رو نگاه کنم‏

‏جولی برگشته‏

‏باشه‏

‏بریم حرف بزنیم‏

‏عروسک‌های غول‌پیکر؟‏

‏مامان یکی‌شون رو کشت‏

‏با یه توتم وودو زدش‏

‏از کجا می‌دونستی جواب می‌ده؟‏

‏خب، من...‏

‏یادم اومد‏

‏چی یادت اومد؟‏

‏یه چیزی هست که باید به هردوتون بگم‏

‏و مسئله‌ایه که...‏

‏فهمیدنش برام خیلی سخت بوده...‏

‏درکش‏

‏و باورش‏

‏مامان، هرچی هست فقط بگو‏

‏من قبلاً این‌جا بودم‏

‏بارها و بارها‏

‏از همون آغاز‏

‏دفعهٔ قبل که این‌جا بودم، میراندا بودم‏

‏مادر ویکتور بودم‏

‏دیوونه شدی؟‏

‏هنری...‏

‏من به این حرف‌ها گوش نمی‌دم‏

‏اصلاً می‌فهمی چی گفتی؟ چطور جرئت می‌کنی؟‏

‏چطور...‏

‏شاید بهتره بشینی‏

‏نکن!‏

‏به من نگو چی‌کار کنم!‏

‏میای این‌جا‏

‏و همچین حرف‌هایی می‌زنی؟‏

‏زن من... نه‏

‏ویکتور، بریم‏

‏لازم نیست این حرف‌ها رو بشنوی‏

‏اشکالی نداره، بابا‏

‏اشکالی نداره؟ اصلاً هم نداره!‏

‏خیلی خب، چرا همه‌مون...‏

‏نه!‏

‏دیگه بسه‏

‏ویکتور، همهٔ چیزهایی رو که گفتم فهمیدی؟‏

‏هیچ‌کس نمی‌گه تابیتا...‏

‏وقتی گفتم قبلاً این‌جا بوده و مادرت بوده‏

‏باید بفهمی که...‏

‏خواهش می‌کنم بس کن؛ دیگه حرف نزن‏

‏باشه‏

‏من...‏

‏فکر کنم برم...‏

‏باید دربارهٔ مرد زردپوش بفهمیم‏

‏این چه ربطی به مرد زردپوش داره؟‏

‏همه‌چیز؛ اگه برگشته باشه...‏

‏ممکنه همه‌چیز دوباره تکرار بشه‏

‏اگه تو و تابیتا قبلاً این‌جا بودید، یعنی...‏

‏همهٔ ما قبلاً این‌جا بودیم؟‏

‏نه‏

‏فکر نکنم‏

‏پس همه‌مون این‌جا چه غلطی می‌کنیم؟‏

‏اون بچه‌هایی که قربانی شدن...‏

‏از من و تابیتا کمک می‌خواستن‏

‏تمام این سال‌ها‏

‏و فکر می‌کنم یه جایی در وجودت‏

‏شاید تو هم اون صدا رو شنیدی‏

‏می‌شه یه لحظه مکث کنیم و دربارهٔ این حرف بزنیم‏

‏که همه‌ش از یه سفر قارچی دراومده؟‏

‏این چه فرقی با نظریه‌های دیوونه‌وار دیگه‌ای داره‏

‏که مردم دربارهٔ این‌جا داشتن؟‏

‏به‌خاطر درِ زیرزمین‏

‏دری که پشت دیوار بود‏

‏ببین، کریستی، من اولین کسی بودم که گفتم همه‌ش چرنده‏

‏اما حقیقت اینه‏

‏جید توی اون سفر چیزی دید‏

‏که هیچ راهی نداشت ازش خبر داشته باشه‏

‏اما از کجا بدونیم این فقط...‏

‏این‌جا کلی چیز عجیب توی ذهن‌مون می‌ذاره‏

‏می‌دونم‏

‏باور کن، خودم هم بهش فکر کردم‏

‏پس این چه فرقی داره؟‏

‏به‌خاطر کاری که با جیم کردن‏

«دانستن بهایی داره» ‏

‏ممکنه جیم مرده باشه‏

‏چون تابیتا و جید به یاد آوردن‏

‏ببین، اون پیام برای ترسوندن‌مون بود‏

‏اما فکر می‌کنم یه چیز دیگه هم بهمون می‌گه‏

‏این‌که نزدیک شدیم‏

‏برای اولین بار داریم به کشف این‌جا نزدیک می‌شیم‏

‏وقتی دشمنت تهدیدت می‌کنه‏

‏و سعی می‌کنه بترسونت‏

‏یعنی خودش از تو می‌ترسه‏

‏و فکر می‌کنی این‌جا از این می‌ترسه‏

‏که استخون بچه‌ها رو بیرون بیاریم‏

‏چون ممکنه راه برگشت‌مون به خونه باشه؟‏

‏آره‏

‏پس بهشون گفتی‏

‏هنری...‏

‏این... واقعی نیست‏

‏هنری‏

‏هرچی دربارهٔ زنم گفت‏

‏دربارهٔ تابیتا و خودش‏

‏واقعی نیست!‏

‏کاری که دارید می‌کنید...‏

‏باشه‏

‏...درست نیست‏

‏فهمیدم‏

‏هنری، صبر کن‏

‏میراندا درست می‌گفت!‏

‏تو! اسمش رو به زبون نیار!‏

‏به من گوش کن؛ نجات‌دادن بچه‌ها‏

‏تنها راهیه که همه رو به خونه برگردونیم‏

‏نه!‏

‏داریم کار ناتمومش رو تموم می‌کنیم!‏

‏نه! تو به من گوش کن‏

‏شاید فکر کنی داری به مردم کمک می‌کنی‏

‏شاید فکر کنی اون‌قدر باهوشی که همه رو به خونه ببری‏

‏اما قول می‌دم‏

‏تنها چیزی که به بار میاری درده‏

‏چیزهای مرده رو نمی‌تونی نجات بدی!‏

‏مهم نیست فکر می‌کنی چقدر باهوشی‏

‏هی‏

‏یه‌کم بهش وقت بده‏

‏کوتاه میاد‏

‏ما کار داریم‏

‏آره‏

‏داری چی‌کار می‌کنی؟‏

‏هیچی‏

‏جولی، بوش از پشت پنجره میاد‏

‏فقط کمک می‌کنه چیزها رو هضم کنم‏

‏باشه؟‏

‏جدی؟‏

‏بعد از همهٔ چیزهایی که دیشب بهمون گفتی‏

‏می‌خوای به همین گیر بدی؟‏

‏می‌خوای ایتن این رو ببینه؟‏

‏چی رو ببینه؟‏

More Farsi/persian subtitles for FROM

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left