The first 192 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
آنچه گذشت...
همهچیز خیلی... قشنگه
توی اون جایی که دیدم
ویکتور...
پیراهن و کراوات میپوشه
و ما یه نوه داریم
چشمهای تو رو داره
این چیزهایی که میبینم...
ممکنه واقعی باشن؟
میخوای اینجا بمونی، هنری؟
چطور؟
باید بهزور ارتباطت رو قطع کنی
باید اون لنگر رو از بین ببری
صبح این رو دیدم
ممکنه من هم دارم به یکی از اونها تبدیل میشم؟
نه
چنین اتفاقی نمیافته
بهش بگو چنین اتفاقی نمیافته
ضربان قلبش ۱۹ بار در دقیقهست
غیرممکنه
فاطیما الان حتی نباید زنده باشه
این همون اتاقیه که استخونها دفن شدن، درسته؟
اگه تنها راه خروجمون رو
از اون اتاق ببندن چی؟
دقیقاً بالای غاری ایستادیم
که استخونها توش دفن شدن
میخوای درخت رو قطع کنی؟
میخوام از ریشه بیرونش بکشم
وقتی درخت بیرون نیاد، نقشهٔ دوم چیه
و آدمها توی یه تلهٔ مرگ گیر افتاده باشن
و راه فرار نداشته باشن؟
احتمالاً چند نفر رو از دست میدی
اما ممکنه خیلیهای بیشتری رو نجات بدی
پس تحملش کن، انتخاب کن و باهاش زندگی کن
بیا پیش خودروی کاروان وگرنه به جولی و ایتن آسیب میزنم
قراره کاری بکنی که قبلاً هیچوقت نکردی
شاید بالاخره کلید
آزادکردن اون بچهها رو پیدا کرده باشی، یا...
شاید قراره رنجی رو آزاد کنی
که حتی نمیتونی تصورش کنی
خیلی خوب بود
خدای من...
توی خونهٔ من بود، بوید
اون چیز لعنتی توی خونهٔ من بود!
- وایسا، مطمئنی؟ - آره!
نقاشیهای ایتن دستش بود!
یعنی اومده بود داخل!
حتی با وجود طلسم روی در
وسط روز داخل خونه بود
باشه، خیلی خب
اون جیم رو کشت
چی؟ از کجا میدونی؟
چون خودش بهم گفت!
- یا مسیح... - دیگه هیچجا امن نیستیم
ببین، درک میکنم، بوید
میدونم میخوای از همه محافظت کنی
میدونم میخوای همه در امان باشن
من هم همین رو میخوام
برای همین خودم میرم توی تونلها
بوید، گوش کن، هیچ نسخهٔ بینقصی
از این نقشه وجود نداره
همینه؛ بهترین شانسیه که داریم!
حق با توئه
- چی؟ - دوباره قدمبهقدم توضیحش بده
صبر کن؛ الان چی شد؟
اون مرد زردپوش برگشته
وقتی فردا خورشید بالا اومد
میخوام آماده باشیم بیلها رو توی زمین فرو کنیم
اون استخونهای لعنتی رو بیرون میاریم
دارید چیکار میکنید؟
بوید گفت هر طناب و زنجیری
که پیدا میکنیم جمع کنیم
برای چی؟
نشنیدی؟
فردا که مردم برن توی تونلها
میخوان استخونها رو بیرون بیارن
واقعاً؟
آره
فکر کنم جید، کنی و چند نفر دیگه
وای؛ امیدوارم جواب بده
تمام شب باید نردبان طنابی درست کنیم
اگه خواستی بیا کمک
سرگرمکننده به نظر میاد
از پس این برمیای؟ میرم انباری رو چک کنم
- آره - میتونم کمک کنم؟
حتماً
تو کلارایی
آره؛ تو هم سوفیایی، درسته؟
درسته
هوم
اما...
میدونی واقعاً کی هستم؟
چی؟
شاید اگه دقیقتر نگاه کنی
این کمک میکنه؟
خدای من
معاملهای رو که کردیم یادت میاد؟
خوبه
چون باید یه کاری برام بکنی
سلام
- سلام - داری چیکار میکنی؟
فاطیما چطوره؟
داره پازل میچینه
گفتم آزمون شناختیه
خوبه؛ یه مدتی مشغولش میکنه
دنبال چی میگردی؟
آمپول اپینفرین آمبولانس
قسم میخورم گذاشته بودمش اینجا؛ فقط...
پیداش کردم
باید برم با بوید حرف بزنم
فقط اینجا نگهش دار و مشغولش کن
اگه اتفاقی افتاد
اگه قلبش ایستاد...
باشه؛ قبلاً این آمپولها رو زدم
درسته
- حواسم هست - فقط مواظب باش
هنوز نمیدونیم هیچکدوم اینها یعنی چی
- باشه - خیلی خب
دوستت دارم
من هم دوستت دارم
سارا؟
الو؟
خونهای؟
بیا تو
بریم اتاقم
سارا برام رنگش کرده
قشنگ نیست؟
رنگ موردعلاقهم نیست
بیا بشین
لازم نیست بترسی
وقتی اولین بار اومدی اینجا، یه معامله کردیم
و گفتم یه روزی
به کمکت نیاز پیدا میکنم
روزی که همدیگه رو دیدیم، من...
داشتم شک میکردم واقعی باشه
واقعاً میذاری برگردم خونه؟
اول باید توی یه کاری کمکم کنی
میخوای نذارم استخونها رو بیرون بیارن
نه
میبینی...
وقتی فردا وارد اون تونلها بشن
اوضاع چندان خوب پیش نمیره
البته فکر اصلیشون درسته
اما اینجا...
بر پایهٔ آیین ساخته شده
و در آیینها، شیوهٔ انجام کار
بهاندازهٔ خود کار مهمه
پس ازم چی میخوای؟
بازی دوست داری، کلارا؟
وقتی سؤال میپرسم جوابم رو بده
آره، فکر کنم بازی دوست دارم
من عاشق بازیام
همین حالا بازیهای زیادی دارم، اما...
یکی دوتاشون
به یه هُل کوچیک نیاز دارن
تا یهکم سریعتر پیش برن
دستت رو بده
کلارا، دستت رو بده
وگرنه کارهای وحشتناکی باهات میکنم
دختر خوب
بخش بعدی حس عجیبی داره
فقط آروم باش
بذار بیام داخل
وقتی گروه داخل تونل استخونها رو پیدا کرد
درخت رو میکشیم و با نردبانی
که توی غذاخوری میسازن بیرونشون میاریم
آدمهای داخل تونل
موقع کندن زمین چطور از خودشون محافظت میکنن؟
اگه اون موجودها بیدار بشن، کارشون تمومه!
ورودی اتاق رو با برزنت میپوشونیم
یه طلسم هم بهش آویزون میکنیم
- و مثل دیوار عمل میکنه - آره
اگه طلسمها اون پایین جواب بدن
دقیقاً توی میدان امتحانشون نکردیم
جواب میده
نمیخوام آدم عوضی ماجرا باشم
اما همین که اون درخت رو بیرون بکشید
انگار یه پنجره باز کردید
طلسم یا بدون طلسم، اون موجودها وارد میشن
هرکی توی تونل باشه
خیلی قبل از بالااومدن از نردبان قتلعام میشه
وقتی استخونها از زمین بیرون بیان
اتاق رو امن نگه میدارن
چی گفتی؟
به همین دلیل دفن شدن
اون موجودهای پایین ازشون میترسن
توی سفرم حسش کردم
وقتی استخونها رو بیرون بیاریم
نمیذارن اون موجودها وارد اتاق بشن
دستکم تا وقتی همه خارج بشن
اعتماد خیلی زیادی
No comments yet. Be the first to leave one.